مقاله رایگان درمورد روابط مثبت با دیگران و استقلال و خودمختاری

دانلود پایان نامه

نوجوانان با سبک هویت هنجاری، نسبت به موضوعات هویتی و تصمیم گیری‏ها به همنوایی با انتظارات و دستورهای افراد مهم و گروه های مرجع می‏پردازند. آنها به طور خودکار، ارزش‏ها و عقاید را بدون ارزیابی آگاهانه قبول می‏کنند و درونی می‏سازند. تحمل کمی برای مواجه شدن با موقعیت‏های جدید دارند (برزونسکی، 1990؛ برزونسکی و کینی، 1995). این افراد با تعارضات هویت روبرو هستند. آنها بسیار دفاعی بوده و نیاز زیادی به ساختار دادن به زندگی دارند. این سبک با ویژگی‏هایی مانند، وظیفه شناسی، کمک‏خواهی، ناشکیبایی در برابر ابهام و عدم تمایل به بررسی اطلاعات ناهماهنگ با ارزش‏ها و باورها ارتباط دارد. این افراد بیشتر به تأیید اجتماعی و جامعه پذیری رفتارها توجه دارند و ملاک خود را تأیید افراد مهم و معتبر قرار می‏دهند (برزونسکی، 1990).
3- سبک هویت سردرگم- اجتنابی
افراد با سبک سردرگم- اجتنابی، اهمال‏کار هستند و تا حد ممکن سعی به تأخیر انداختن موقعیت‏های تعارض انگیز و تصمیم‏گیری دارند. در مواقعی که امکان چنین تأخیری وجود نداشته باشد. در تصمیم‏گیری، بیشتر به پیامدهای محیطی تکیه می‏کنند (برزونسکی، 1990، 2003). این افراد مسائل و مشکلات شخصی‏شان را به تعویق می‏اندازند و تمایلی برای مواجه شدن با تعارضات ندارند. رفتار و تصمیم های آن‏ها تحت تأثیر موقعیت است. این نوع سبک با خودآگاهی، هوشیاری و راهبردهای تصمیم‏گیری رابطه منفی دارد (برزونسکی، 1994).
2-2- پژوهش‏های پیشین:
2-2-1- سبک های دلبستگی و صمیمیت:
میکولینسر و شاور (2005) با مرور پژوهش‏های پیشین به این نتیجه رسیدند که افراد با سبک‏های دلبستگی متفاوت در رویداد‏های ارتباطی، هیجان‏های متفاوتی را تجربه می‏کنند، به طوری که افراد دلبسته ایمن نسبت به افراد نا‏ایمن، نیم‏رخ هیجانی تمایز یافته و متنوع‏تری را نشان داده‏اند. دیگر پژوهش‏ها نیز حاکی از آن است که افراد با توجه به سبک دلبستگی خود به هیجان‏های متفاوتی سوگیری دارند (ماگایی، هونزیکر، مسیاس و کلور، 2000؛ زیلبر، گلدستاین و میکولینسر، 2007) و هیجان‏های یکسان را به گونه‏ای متفاوت تجربه می‏کنند، بر این اساس، پاسخ‏دهی و ابراز هیجانی افراد نیز بر حسب الگوی دلبستگی‏شان متفاوت است (روگنونی، گالاتی، کاستا، کرینی، 2008). مهارت های هیجانی که به عنوان توانایی تشخیص و ابراز هیجانات و همچنین توانایی همدلی با دیگران تعریف شده است (کوردوا، جی و وارن، 2005) باعث افزایش صمیمیت و احساس امنیت شده انتقادپذیری را در فرد افزایش می‏دهد و در حفظ و تداوم یک ارتباط صمیمی موفق ضروری است (دان‏هام، 2008).
نتایج پژوهش میکولینسر و همکاران (2001؛ به نقل از خوشخرام و گلزاری، 1390) نشان می‏دهد که افراد با دلبستگی ایمن، واکنش‏های عاطفی مثبتی نسبت به رویداد‏های خنثی دارند و افراد با دلبستگی ناایمن، واکنش‏ عاطفی منفی نسبت به رویدادهای خنثی نشان می‏دهند.
ساسلو، دن‏لووسکی، آرولت و اهرمان (2010) بیان می‏کنند که افراد با سبک دلبستگی اضطرابی به چهره‏های غمگین، گرایش بیشتری داشته در صورتی که این حالت در افرادی با سبک دلبستگی اجتنابی شدت کمتری دارد. سادیکج، ماسکوویتز و زورف (2011) نیز بیان می‏کنند که بین رفتار مقبول شریک زندگی و عواطف منفی افراد رابطه معکوس وجود دارد که میزان عاطفه منفی در افراد با دلبستگی اضطرابی بالاتر است.
سیمپسون (1990) در پژوهش اثرات دلبستگی بر روابط، 144 زن و شوهر را در یک بررسی طولی مورد پژوهش قرار داد و دریافت که دلبستگی ایمن نسبت به دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا، با احترام، تعهد و رضایتمندی بیشتر رابطه دارد و در افراد دارای دلبستگی ایمن، آشفتگی هیجانی کمتر است و آن‏ها و ارتباطات با کیفیت‏تری دارند.
کسیدی و شاور (2008) در توجیه رابطه‏ی سبک دلبستگی و سلامت روان اشاره می‏کنند که پیامد فرآیند دلبستگی ایمن، ایجاد احساس ایمنی در فرد است و پیامد دلبستگی‏های ناایمن، ایجاد ترس و وحشت در فرد می‏باشد.
بنابر نتایج پژوهش‏ها دلبستگی ایمن با ویژگی‏های ارتباطی مثبت شامل صمیمیت و خرسندی، دلبستگی اجتنابی با سطوح پایین‏تری از صمیمیت و تعهد، دلبستگی دوسوگرا با شور و هیجان و دل‏مشغولی در مورد روابط توام با خرسندی کم، مرتبط است (فینی و نولر، 1990؛ به نقل از حیدری و اقبال، 1389).
بپیلاک، آریندل و لوتیجن (2005) در پژوهش خود بیان نمودند که تجربیات اولیه مراقبان بر کیفیت روابط بعدی (عاشقانه) افراد اثر می‏گذارد. در این پژوهش نشان داده شد که که دلبستگی ایمن به طور مثبت و دلبستگی ناایمن به طور منفی با صمیمیت در رابطه عاشقانه کنونی ارتباط دارد. فرانت (2005) نیز یک ارتباط منفی بین کیفیت رابطه با مادر و مشکلات مرتبط با صمیمیت یافته است.
بشارت (2003) در مطالعه‏ای نشان داد که زوج‏هایی که دلبستگی ایمن داشتند، وابستگی، اعتماد، تعهد و رضایت زناشویی بیشتر و زوج‏هایی که دارای سبک دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا بودند مشکلات بیشتری در روابط زناشویی خود داشتند.
هازن و شاور (1987)‏، ویژگی برجسته بزرگسالان دارای سبک دلبستگی اجتنابی، ترس از صمیمیت و نگرانی از رابطه دوستانه و افراد دارای سبک دلبستگی دوسوگرا را وسواس نسبت به صمیمیت و تلاش برای یکی شدن با دیگری بیان کرده‏اند.
براساس نتایج پژوهش‏ (بشارت و فیروزی، 1385؛ ثلن و همکاران، 2000؛ دویی و ثلن، 1993)، افراد دارای سبک دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا بیشتر از افراد دارای سبک دلبستگی ایمن در رابطه دوستانه و رمانتیک دچار ترس از صمیمیت می‏شوند.
نتایج پژوهشی دیگر برای بررسی رابطه بین دلبستگی فرد بالغ و درماندگی روان‏شناختی در یک نمونه بالینی و اجتماعی، مشخص کرد که دلبستگی ایمن به طور مثبت و دلبستگی ناایمن به طور منفی با صمیمیت در رابطه عاشقانه کنونی ارتباط دارد (حیدری و اقبال، 1389). نتایج پژوهش بشارت (1391)‏، نیز برای بررسی رابطه ترس از صمیمیت و رضایت زناشویی و نقش تعدیل‏کننده سبک‏های دلبستگی، نشان داد که سبک های دلبستگی می‏توانند رابطه بین ترس از صمیمیت و رضایت زناشویی را تعدیل کند.
2-2-2- سبک های هویت و صمیمیت:
ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت دورﻳﺰ و ﺳﻮﺋﻨﺰ (2005) ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﻨﺪ ﻛﻪ ﺳﺒﻚ ﻫﻮﻳﺖ اﻃلاﻋﺎﺗﻲ ﺑﺎ ﻫﻤﺪﻟﻲ ﺑﺎلا و ﺳﺒﻚ ﻫﻮﻳﺖ سردرگم ﺑﺎ ﻫﻤﺪﻟﻲ ﭘﺎﻳﻴﻦ و ﮔﺮاﻳﺶ ﺑﻪ ﻏﻠﺒﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ همراه هستند. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺑـﺮ اﺳـﺎس ﺗﺤﻘﻴﻘـﺎت ﺑﺮزوﻧـﺴﻜﻲ و ﻛـاک (2000)، ﺳﺒﻚ ﻫﻮﻳﺖ اﻃلاﻋﺎﺗﻲ ﺑﺎ رواﺑﻂ ﺑﻴﻦ ﻓﺮدی ﭘﺨﺘﻪﺗﺮ و دلپذیر بودن همراه می‏باشد.
نتایج پژوهش سواینس، دوریز و گوسن (2004) نشان داد که سبک هویت اطلاعاتی به طور مثبت و سبک هویت هنجاری نیز به طور مثبت و به میزان کمتر با راهبردهای مقابله‏ای مسئله مدار ارتباط دارند. اما سبک هویت سردرگم- اجتنابی قویا با راهبردهای مقابله‏ای هیجان مدار ارتباط دارد.
بهادری‏خسروشاهی و باباپور‏خیرالدین (1391) در پژوهش خود در زمینه بررسی رابطه سبک‏های هویتی و کمال‏گرایی با احساس شادمانی در دانشجویان بیان نمودند که افراد دارای هویت موفق (سبک هویت اطلاعاتی)، موفقیت بیشتری داشته و بازخورد مثبت از اجتماع دریافت می‏کنند و همین امر باعث می‏شود که آن‏ها دید مثبت‏تری به زندگی خود و احساس شادمانی بیشتری داشته باشند‏، در حالی که افراد دارای سبک هویتی سردرگم- اجتنابی از تمام تجربه‏هایی که باعث شادمانی آن‏ها می‏شود اجتناب می‏کنند و نمی‏توانند دید مثبتی داشته باشند.
همچنین پژوهش هایی در زمینه رابطه بین سبک های هویت برزونسکی با سلامت عمومی و مسئولیت‏پذیری (سعادتی شامیر، 1383) و رابطه بین سبکهای هویت و سلامت روانی (غضنفری، 1382) نشان می‏دهد که آزمودنی‏های دارای سبک هویت اطلاعاتی در بین سبک‏های دیگر از سلامت عمومی و مسئولیت‏پذیری و سلامت روانی بالاتری برخوردار هستند و این رابطه در بین آزمودنی‏های دارای سبک سردرگم- اجتنابی عکس می‏باشد.
پژوهش‏های لای (2005)، ولیوراس (2005) شکری و همکاران (1386) و عبدی‏زرین و همکاران (1389) نشان داده است که هویت اطلاعاتی بالاتر با تسلط بر محیط، روابط مثبت با دیگران، هدفمندی در زندگی، رشد شخصی و خودمختاری رابطه مثبت دارد و رابطه سبک هویت سردرگم- اجتنابی با این ابعاد منفی است (تنهای‏رشوانلو، کرامتی و سعادتی شامیر، 1391).
برزونسکی (2005) معتقد است افراد با سبک هویت اطلاعاتی ، مهارت‏های مدیریت زندگی را می‏شناسند، در برابر افرادی با دیدگاه‏ها وسلیقه‏های متفاوت، گشوده و پذیرا هستند و شکیبایی از خود نشان می‏دهند و در نتیجه روابط صمیمانه بیشتری را شکل می‏دهند. آن‏ها از استقلال عاطفی برخوردارند و کمتر در جستجوی تایید دیگران هستند و نسبت به خود اطمینان دارند و در نتیجه به راحتی می‏توانند با دیگران ارتباط برقرار کنند و بدون آن‏که استقلال و خودمختاری خود را از دست بدهند، از حمایت عاطفی آن‏ها برخوردار شوند. افراد با سبک هویت هنجاری نمرات کمتری در روابط بین فردی، نسبت به سبک اطلاعاتی کسب می‏کنند و آن‏ها در نمرات خودمختاری عاطفی و شکیبایی در برابر دیگران به صورت معناداری پایین‏تر هستند. هم‏چنین برزونسکی (2005) بر این باور است که افراد با سبک هویت سردرگم- اجتنابی با مشکلاتی برای تشکیل روابط دوستی و حفظ شبکه‏ای از حمایت‏های اجتماعی رو‏به‏رو هستند. آنها روابط ضعیفی را با همسالان برقرار می‏کنند و روابط اجتماعی سطح پایینی از نظر صمیمیت، گشودگی، شکیبایی و اعتماد دارند. این افراد هنگام ورود به دانشگاه، به دلیل ضعف در برقراری و نگهداری شبکه‏های حمایت اجتماعی و فقدان صمیمیت، انعطاف پذیری و اعتماد به دیگران مشکلات اجتماعی و تحصیلی زیادی را تجربه می کنند.
حجازی و فرتاش (1385) در پژوهش خود به بررسی رابطه سبک‏های هویت و تعهد هویت با کیفیت دوستی پرداخته و به این نتیجه رسیدند که سبک هویت اطلاعاتی سه مولفه کیفیت دوستی (صمیمیت و افشای خود، وفاداری و اعتماد و تقابل) را به صورت معناداری پیش‏بینی می‏کند ولی سبک هویت هنجاری و هویت سردرگم- اجتنابی فاقد قدرت پیش‏بینی مولفه‏های کیفیت دوستی می‏باشند.