مقاله رایگان درمورد سبک‏های پردازش هویت و تفاوت های جنسیتی

دانلود پایان نامه

نتایج پژوهش، شمسایی، نیک‏خواه و جدیدی (1385) در زمینه نقش احساس هویت و هوش هیجانی در رضایت زناشویی نشان داد که میزان هویت مردان وزنانی که دارای رضایت زناشویی هستند بیشتر از میزان هویت مردان وزنانی است که رضایت زناشویی ندارند و بیان نمودند که فردی که با هویت پایین وارد زندگی مشترک می‏شود احتمالا با بدبینی و عدم اعتماد بیشتری با همسر خود، رابطه بین فردی و عاطفی برقرار می‏کند.


در پژوهش دانشپور و غنایی، شکری، زین‏آبادی (1386) که به بررسی تفاوت های جنسی در صمیمیت اجتماعی و نقش سبک های هویت پرداخته شده است این نتیجه به دست آمده است که سبک های هویت اطلاعاتی و هنجاری به طور معنی‏داری صمیمیت اجتماعی را پیش‏بینی کرده‏اند.
2-2-3- تفاوت های جنسیتی و صمیمیت:
وجود تفاوت‏های جنسیتی در ایجاد روابط صمیمانه، یکی از موضوعات مهم در پژوهش خانواده است، که مطالعه در مورد آن در کیفیت این ارتباطات موثرند. این نکته که آیا زنان در روابط نزدیک خود صمیمی‏تر ‏اند یا مردان، موضوعی بسیار پیچیده است، که پاسخی مشخص برای آن وجود ندارد و یافته‏های مطالعات مختلف نیز نتایجی متناقض را در مورد آن گزارش داده‏اند. اگر‏چه همه‏ی مطالعات، تفاوت‏های جنسیتی را در صمیمیت گزارش نداده‏اند، به نظر می‏رسد زنان و مردان در زندگی خانوادگی، روابط صمیمانه را به گونه‏ی متفاوت تجربه می‏کنند (اسپاتز، پرس‏کات و کندلر، 2006).
مرور برخی مطالعات مربوط به تفاوت‏های جنسیتی در روابط صمیمانه نشان می‏دهد که رتبه‏های صمیمیت زنان در مقایسه با مردان بالاتر است و در برخی دیگر از آن‏ها نیز گزارش می‏شود که مردان فقط در دوستی‏های بسیار نزدیک می‏توانند مانند زنان صمیمانه عمل کنند (رایت، 1982). برخی پژوهشگران معتقداند که زنان صرفا به این دلیل صمیمانه‏تر عمل می‏کنند که صمیمیت به شیوه‏ای زنانه و جهت دار مفهوم سازی و اندازه‏گیری شده است و اگر در تعریف صمیمیت، اشتراک و نزدیکی در فعالیت‏های اجتماعی نیز گنجانده شود، مردان نیز به اندازه زنان صمیمیت نشان می‏دهند (راولینز، 1993؛ به نقل از خمسه و حسینیان، 1387).
نکته‏ی دیگر در تفاوت‏های جنسی گزارش شده در الگوهای صمیمیت بیانگر آن است که زنان و مردان، به گونه‏ای یکسان، برای روابط صمیمانه اهمیت قائل‏اند، اما در ارزیابی صمیمیت معیار‏های متفاوت دارند، زنان، خودافشاگری را صمیمیت در روابط می‏دانند و برای مردان، صمیمیت به معنای مشارکت در فعالیت‏ها است (اوکت، ریچی و میل، 1988). در مطالعه‏ای دیگر، 56 درصد مردان و 87 درصد زنان، خود افشاگری را معیار صمیمیت دانستند، در حالی که 9 درصد مردان و صفر درصد زنان، صمیمیت را انجام فعالیت‏های مشترک تعریف کردند (مان‏سور، 1992).
رابین (1983، به نقل از خمسه و حسینیان، 1387) تفاوت صمیمیت میان زنان و مردان را به همانند‏سازی پسران و دختران در فرآیند رشد و تحول نسبت می‏دهد. همانند سازی منفی پسران با مادر و همانند سازی مثبت با پدر، باعث می‏شود که آن‏ها نیاز به برقراری پیوند‏های عاطفی را کمتر تشخیص دهند و پس از ورود به عرصه ازدواج، به دلیل آموزش‏هایی که درباره‏ی مردانگی دریافت می‏کنند، احساسات خود را زیر پوششی از آرامش، قدرت و منطق پنهان سازند.
نتایج پژوهشی که به صورت مصاحبه با گروهی از مردان متاهل و مجرد انجام شد نشان داد که بسیاری از مردان از اینکه نمی‏توانند درباره‏ی مسائل شخصی و عاطفی خود صحبت کنند ناراضی‏اند، اما از روبه‏رو شدن با واکنش‏های منفی، که ممکن است به دنبال تعامل‏های صمیمانه‏تر بروز کند نیز هراس دارند و تنها در صورتی که شریک زندگی آن‏ها خواهان تعاملی بسیار صمیمی باشد، می‏توانند رفتارهایی صمیمانه‏تر نشان دهند (رید و فاین، 1992؛ به نقل از خمسه و حسینیان 1387). بر این اساس، به نظر نمی‏رسد که مردان، فاقد توانایی صمیمیت باشند. فهر (1996)‏، برشباهت زنان و مردان در روابط صمیمانه تاکید می‏کند و معتقد است که زنان و مردان اهمیت یکسانی برای روابط صمیمانه قائل هستند.
نتایج پژوهش خمسه و حسینیان (1387) نشان داد که در ابعادی که مستلزم سهیم کردن دیگری در افکار، احساسات و باورهایی که با مذهب، ارزش‏های اخلاقی، هنری و اجتماعی سرو کار دارد در میان زوج‏ها شباهت‏های جنسیتی در نیازهای صمیمیت وجود دارد. اما بیان شده که مردان نیاز بیشتری به صمیمیت عاطفی، صمیمیت روانشناختی، صمیمیت جنسی دارند در حالی که زنان بیشتر نیازمند صمیمیت جسمانی هستند. هم چنین نشان داده شد که در بعد صمیمیت زمانی، که مدت زمان لازم برای ایجاد رابطه صمیمانه را بررسی می‏کند تفاوت معنادار است و نیاز زنان به صمیمیت زمانی بیشتر است به گونه‏ای که 66 درصد زنان از صمیمیت زمانی موجود ناراضی بودند، در حالی که تنها 10 درصد مردان از این مسئله ابراز نارضایتی می‏کردند. تفاوت در بعد صمیمت زمانی به این معناست که زنان، بیشتر از مردان نیاز دارند که با شریک احساسی خود مدت زمان بیشتری را صرف کنند.
نتایج پژوهش دسکاتنر وثلن (1991)‏، نشان داد که زنان نسبت به مردان ترس از صمیمیت پایین‏تری دارند. هم‏چنین در مطالعه ثلن و همکاران (2000) مردها نسبت به زنان نمرات بالاتری در مقیاس ترس از صمیمیت کسب کردند. اما در پژوهش (فلاح زاده، فرزاد، فلاح زاده، 1390) تفاوت معناداری بین ترس از صمیمیت در زنان و مردان مشاهده نشد.
در یک جمع‏بندی با توجه به مطالبی که بیان شد می‏توان گفت که سبک‏های دلبستگی و سبک‏های پردازش هویت با ترس از صمیمیت رابطه داشته و فرضیات زیر را بیان نمود که این پژوهش سعی بر آن داشت تا این فرضیات را بررسی نماید.
2-3- فرضیه‏های پژوهش:
بین سه متغیر، سبک‏های دلبستگی، سبک‏های پردازش هویت و ترس از صمیمیت رابطه معناداری وجود دارد.
سبک‏های دلبستگی، پیش بینی کننده معنادار ترس از صمیمیت در دانشجویان می‏باشند.
سبک‏های پردازش هویت، پیش بینی کننده معنادار ترس از صمیمیت در دانشجویان می‏باشند.
سبک‏های دلبستگی و سبک‏های پردازش هویت می‏تواند ترس از صمیمیت را در دختران ‏و ‏پسران ‏دانشجو به گونه‏ای متفاوت پیش‏بینی نمایند.

فصل سوم
روش پژوهش
3-1- طرح پژوهش، بیان متغیرها و نحوه تغییر یا کنترل آنها:
پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی می باشد و در قالب رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان، رابطه بین متغیر‏ها مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش، سبک‏های دلبستگی و سبک‏های پردازش هویت، به عنوان متغیر های مستقل(پیش بین) و ترس از صمیمیت، متغیر وابسته (ملاک) می‏باشند.
3-2-جامعه آماری، مشارکت کنندگان و روش انتخاب آنها:
جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه دانشجویان رشته های مختلف تحصیلی دانشگاه شیراز بود که در سال تحصیلی 93-1392 مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش شامل 350 دانشجوی دختر و پسر بخش‏های مختلف دانشگاه شیراز بود که به شیوه نمونه‏گیری تصادفی خوشه‏ای نسبتی انتخاب شدند، به این صورت که از دانشکده‏های دانشگاه شیراز چهار دانشکده ادبیات و علوم انسانی، اقتصاد و مدیریت، علوم و کشاورزی به تصادف انتخاب شدند، و از هر دانشکده تعدادی کلاس‏ به تناسب تعداد دانشجویان هر دانشکده انتخاب و پرسشنامه‏ها به دانشجویان کلاس‏ها داده شد. در جدول (3-1) دانشکده‏ها، تعداد کلاس‏ها، رشته‏های منتخب، جنسیت و تعداد آزمودنی‏ها به تفکیک آمده است. لازم به ذکر است که 21 پرسشنامه به جهت تکمیل ناقص و مخدوش بودن حذف شد. لذا در تحلیل نهایی در مجموع 329 دانشجوی دختر و پسر (182دختر و 147پسر) شرکت‏کنندگان این پژوهش بودند.
جدول3-1- توزیع آزمودنی‏ها برحسب کلاس، رشته و جنسیت