مقاله رایگان درمورد سبک پردازش هویت اطلاعاتی و کاربردهای نظری و عملی

دانلود پایان نامه

توان اکتشاف‏گری پایین‏تر این افراد نست به افراد دلبسته ایمن یکی دیگر از عوامل افزایش ترس از صمیمیت در افراد دارای دلبستگی اجتنابی می‏باشد (بشارت، گلی‏نژاد، احمدی، 1382). ناتوانی در اکتشاف‏گری موجب می‏شود که این افراد جسارت لازم را در روابط بین شخصی نداشته باشند.
ویژگی‏های مطرح شده در افراد دلبسته اجتنابی به معنای نبود این ویژگی‏ها در افراد دارای وابستگی بوده و عدم وجود این ویژگی‏ها در این افراد می‏تواند رابطه منفی مولفه وابستگی و ترس از صمیمیت را تبیین نماید.
5-1-3- پیش بینی ترس از صمیمیت، بر اساس سبک های پردازش هویت
نتایج تحلیل رگرسیون نشان می‏دهد که سبک پردازش هویت سردرگم- اجتنابی به صورت مثبت و معنادار ترس از صمیمیت را پیش‏بینی می‏کند اما سبک های پردازش هویت اطلاعاتی و هنجاری نتوانسته اند به صورت معناداری ترس از صمیمیت را پیش بینی کنند.
افراد دارای سبک سردرگم- اجتنابی، بیشتر از روش‏های مقابله‏ی هیجان مدار در موقعیت‏های فشارزا استفاده می‏کنند (غضنفری ، 1383؛ برزونسکی، 2005) و در هنگام تصمیم‏گیری احساس ترس و اضطراب دارند (برزونسکی و فراری، 1996). این افراد از مواجهه با مشکلات و مسایل عاطفی حل نشده فرار می‏کنند (گریز عاطفی) و از خودآگاهی ضعیفی برخوردارند (جایگاه من ضعیف). به نظر می‏رسد الگوی هویت سردرگم- اجتنابی با انواع مختلف آسیب روانی از جمله اختلالات خلقی و اضطرابی همبسته بوده و مواردی چون عزت نفس پایین و فقدان خودتنظیمی از ویژگی های رایج این افراد می‏باشد (برزونسکی،2003). بی‏ثباتی هیجانی و بلاتکلیفی نیز از دیگر ویژگی های این افراد ذکر شده است (طباطبایی، طباطبایی، کاکایی و محمدی‏ آریا، 1388).
عدم وجود تعهدات قوی و چارچوب‏های مشخص جهت ارزیابی و اصلاح رفتارها از جمله مشخصات دیگر افراد سردرگم- اجتنابی می‏باشد که عامل اساسی مشکلات رفتاری در این افراد بیان می‏شود (برزونسکی،2003). این افراد اغلب توجه کمی به آینده و نتایج طولانی مدت انتخاب‏هایشان دارند ( فتحی، سهرابی، سعیدیان، 1392).
افراد دارای سبک سردرگم- اجتنابی اهمال کار بوده، تمایلی به رویارویی با مسائل و موقعیت‏های تعارض برانگیز ندارند و سعی در طفره رفتن و اجتناب از این موقعیت‏ها دارند و تا حد امکان تصمیم‏گیری را به تاخیر می‏اندازند (برزونسکی 1994).
برزونسکی (2005) بیان نمود، افراد با سبک هویت سردرگم- اجتنابی با مشکلاتی برای تشکیل روابط دوستی و حفظ شبکه‏ای از حمایت‏های اجتماعی رو‏به‏رو هستند. آنها روابط ضعیفی را با همسالان برقرار می‏کنند و روابط اجتماعی سطح پایینی از نظر صمیمیت، گشودگی، شکیبایی و اعتماد دارند. این افراد هنگام ورود به دانشگاه، به دلیل ضعف در برقراری و نگهداری شبکه‏های حمایت اجتماعی و فقدان صمیمیت، انعطاف پذیری و اعتماد به دیگران مشکلات اجتماعی و تحصیلی زیادی را تجربه می‏کنند (برزونسکی، 1992؛ برزونسکی و فراری، 1996).
همچنین پژوهش ها نشان داده‏اند که رابطه‏ی مستقیم و معنی‏داری بین سبک هویت سردرگم- اجتنابی و تأثیرات تضعیف کننده‏ی اضطراب، فاصله گرفتن عاطفی (نورمی، برزونسکی، تامی و کینی، 1997) و رابطه‏ی معکوس و معنی داری بین سبک هویت سردرگم- اجتنابی و سلامت روان (ولیوراس و بوسما، 2005 )، مهارت های کارآمد اجتماعی (برزونسکی و کاک، 2005 ) و اعتماد به نفس وجود دارد. نتایج تحقیقات دوریز و سوئنز (2005) نیز نشان داد که سبک هویت سردرگم- اجتنابی با همدلی پایین و گرایش به غلبه اجتماعی همراه هستند . همه این ویژگی‏های افراد دارای هویت سردرگم- اجتنابی می‏تواند ترس از صمیمیت را در این افراد تبیین نماید.
5-1-4- سبک‏های دلبستگی و سبک‏های پردازش هویت می‏تواند ترس از صمیمیت را در دختران و پسران دانشجو به گونه‏ای متفاوت پیش‏بینی نماید.
با توجه به نتایج بررسی این فرضیه در فصل 4، نشان داده شد که در دختران زیرمقیاس نزدیک بودن و وابستگی به صورت منفی و معنادار ترس از صمیمیت را پیش‏بینی می‏کند اما مولفه اضطرابی و سبک‏های پردازش هویت نتوانسته‏اند به صورت معناداری ترس از صمیمیت را پیش‏بینی کنند. در پسران تنها زیرمقیاس نزدیک بودن به صورت منفی و معنادار ترس از صمیمیت را پیش‏بینی می‏کند اما زیر مقیاس‏های وابستگی و اضطرابی و نیز سبک‏های پردازش هویت نتوانسته‏اند به صورت معنادار ترس از صمیمیت را پیش‏بینی کنند.
بنابراین با توجه به تعاریف زیرمقیاس‏های نزدیک بودن و وابستگی در معرفی پرسشنامه کولینز و رید، می توان گفت که در پسران تنها میزان آسایش و راحتی و نزدیک عاطفی در یک رابطه ترس از صمیمیت را پیش‏بینی خواهد کرد یا، هرچه پسران در رابطه‏ای راحت‏تر باشند و احساس نزدیکی بیشتری داشته باشند ترس از صمیمیت در آن‏ها کم‏تر خواهد بود ولی در دختران علاوه بر نزدیکی و راحتی در رابطه، وابستگی و اعتماد به طرف مقابل نیز، ترس از صمیمیت را پیش‏بینی می‏کند.
برای تبیین این یافته می‏توان بیان نمود که پسران صمیمیت را، در داشتن و پرداختن به فعالیت‏های مشترک می‏دانند و دختران خود افشایی را صمیمیت در رابطه به حساب می‏آورند (اوکت، ریچی و میل، 1988). بنابراین می‏توان نتیجه گرفت که برای پسران احساس راحتی و آسایش در یک رابطه میزان صمیمیت را تعیین می‏کند ولی برای دختران علاوه بر داشتن احساس آسایش و نزدیکی داشتن اعتماد نیز برای داشتن ارتباطی صمیمی مهم می‏باشد‏ چرا که لازمه خودافشایی داشتن اعتماد به طرف مقابل بوده که در صورت نبود این آسایش و اعتماد ترس از صمیمیت افزایش خواهد یافت.
این مسئله که وابستگی فقط در دختران می‏تواند ترس از صمیمیت را پیش‏بینی کند را نیز می‏توان با توجه به نیاز بیشتر دختران به صمیمیت زمانی تبیین کرد نتیجه نیاز بیشتر دختران به صرف زمان بیشتر با شریک احساسی خود، وابستگی و اعتماد می‏باشد. صمیمیت زمانی در پسران کمتر از دختران است.
دلیل احتمالی دیگر می‏تواند به علت زنانه و جهت دار بودن تعریف صمیمیت باشد، بدون شک، وابستگی و نیاز به اعتماد به طرف مقابل در زنان بیشتر بوده و در نتیجه کاهش وابستگی در آنان منجر به افزایش ترس از صمیمیت خواهد شد.
تبیین دیگر می‏تواند مربوط به نیاز درونی و ذاتی یک زن برای داشتن حامی و تکیه‏گاه باشد. دختران زمانی احساس آرامش خواهند داشت که حس کنند شخصی قابل اعتماد وجود دارند که می‏توانند به او تکیه کنند. لذا در ارتباطات صمیمی خود علاوه بر توجه به میزان آسایش و راحتی در رابطه، داشتن اعتماد به طرف مقابل نیز برای آن‏ها از اهمیت خاص برخوردار است. در همین راستا نیز (ثمری، فاز و عسکری، 1385) در پژوهش خود بیان نمودند که دختران بیشتر در جستجوی منابع حمایتی می‏باشند و در نتیجه هر چه اعتماد به حامی و تکیه‏گاه بیشتر باشد ترس از صمیمیت در زنان کاهش خواهد یافت.
5-2- کاربردهای نظری و عملی پژوهش
یافته‏های این پژوهش را می‏توان از دو جنبه نظری و عملی مورد توجه قرار داد. در جنبه نظری، با توجه به اینکه پژوهش‏های صورت گرفته در زمینه ترس از صمیمیت و پیش‏بینی‏پذیری ترس از صمیمیت توسط سبک هویت بسیار اندک بوده، این مطالعه می‏تواند گامی، جهت گسترش و توسعه مبانی علمی در زمینه ویژگی ترس از صمیمیت در افراد باشد. در عرصه عمل، یافته‏های این پژوهش می‏تواند اطلاعات مفیدی برای مشاوران، والدین و خود افراد داشته باشد.
هم‏چنین با توجه به نتیجه این پژوهش، برگزاری دوره‏ها و کارگاه‏های آموزشی برای والدین جهت آشنایی با انواع سبک‏های دلبستگی و چگونگی رفتار با کودکان و نیز هویت و هویت‏یابی در دوره نوجوانی، می‏تواند راهی مفید جهت افزایش کنترل و نظارت والدین بر رفتار خود و فرزندان بوده تا بدین صورت زمینه برای دستیابی به دلبستگی ایمن و کسب سبک پردازش هویت اطلاعاتی در فرزندان فراهم نموده و آن‏ها را برای داشتن ارتباطات صمیمانه بهتر در بزرگسالی یاری دهند.
یافته‏ی دیگر در این پژوهش این است که برای پسران در برقراری ارتباطات صمیمانه نزدیکی عاطفی به طرف مقابل و برای دختران علاوه بر نزدیکی عاطفی ، اعتماد به طرف مقابل، می‏تواند چگونگی ارتباط را پیش‏بینی کند. لذا پیشنهاد می‏شود که به دختران و پسران آموزش‏هایی جهت آشنایی با این ویژگی در طرف مقابل داده شود.
5-3- پیشنهادهای پژوهشی
با توجه به این که نمونه این پژوهش دانشجویان بودند پیشنهاد می‏شود این پژوهش در افراد سنین بالاتر نیز انجام شود تا ضمن مقایسه تعمیم‏پذیری نیز افزایش یابد.
پیشنهاد می‏شود در بررسی رابطه بین سبک‏های هویت و ترس از صمیمیت نقش متغیر‏های میانجی مانند تنظیم هیجانی، تنظیم شناختی، مسئولیت‏پذیری و همدلی نیز بررسی گردد.
5-4- محدودیت های پژوهش