منابع مقاله با موضوع پیشرفت تحصیلی

دانلود پایان نامه

ه دنبال آن ابزارهای سنجش، موسوم به آزمون های هوش برای اندازه گیری توانائی های ذهنی افراد ساخته شد و تلاش شد تا رابطه ی هوش با مواردی همچون پیشرفت تحصیلی و موفقیت در زندگی حرفه ای و شخصی کشف شود. در آغاز انتظار می رفت که بهره ی هوشی، پیش گویی قوی در زمینه موفقیت در مشاغل و پیشرفت تحصیلی باشد، اما در حقیقت بهره هوشی در زمینه پیش گویی های یاد شده چندان موفق نبود و این گونه برداشت شد که به ظاهر بهره هوشی برای وارد شدن به چنین زمینه هایی با حداقل استانداردها در ارتباط است و مشخص شد که وقتی افراد به موفقیت در پیشرفت تحصیلی و زندگی نزدیک می شوند، فرایندهایی پیچیده را سپری می کنند. به دنبال مشخص شدن آثار بهره هوشی بر جنبه‌های احتمالی و نه الزامی در موفقیت های فرد در عرصه های گوناگون زندگی، نگرش هایی مطرح شد که اساساً با دیدگاه های روان سنجان و طراحان انواع آزمون های هوش متفاوت بود از جمله ی این نگرشها، نگرشهای هوش هیجانی، هوش های چندگانه و هوش معنوی است.در دهه ی 1980، شکافهایی در تجزیه و تحلیل ماهیت هوش پدیدار شد. برای نمونه، استرنبرگ تلاش کرد توجه پژوهشگران توانائی های ذهنی را بیشتر به جنبه های خلاق و عملی هوش جلب کند. در میانه ی سال 1990، گلمن به پژوهش درباره ی هوش هیجانی، و بهره ی هیجانی پرداخت و خاطر نشان کرد که بهره هیجانی، نیازی بنیادی برای به کار گیری بهره ی هوشی است. توجه به هیجان ها و کاربرد مناسب آن ها در روابط انسانی، درک احوال خود و دیگران، خویشتن داری و تسلط بر خواسته های آنی، همدلی با دیگران و استفاده ی مثبت از هیجان ها در اندیشه و شناخت موضوع هوش هیجانی است (مایر و سالووی ، سالووی، 1997؛ به نقل از ضیغمی، 1389).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در واپسین سال های سده بیست، شواهد روان شناسی، عصب شناسی، انسان شناسی و علوم شناختی نشان داد که هوش سومی هم وجود دارد که از آن به نام هوش معنوی یاد می شود. اصطلاح هوش معنوی را برای اولین بار زهر و مارشال، زوجی دانش پژوه و استادان دانشگاه آکسفورد با در هم آمیزی روان شناسی، فیزیک، فلسفه و مذهب ساختند که حاصل مجموعه مطالعاتی است که توسط علوم روان شناسی، عصب شناسی، انسان شناسی، و علوم شناختی فراهم آمده است. هوش معنوی سازه های معنویت و هوش را درون یک سازه جدید ترکیب می کند، در حالی که معنویت با جستجو و تجربه عناصر مختلف به معنای هوشیاری لوح یافته و تعالی در ارتباط است. هوش معنوی مستلزم توانائی هایی است که از چنین موضوعات معنوی برای تطابق و کنش اثربخش و تولید محصولات و پیامدهای باارزش استفاده می کند (ایمونز، 2000).

4- 2- 2- تعاریف هوش معنوی
هوش معنوی برای افرادی که می خواهند سؤالات زیر را در زندگی کشف نمایند مهم است:چرا ما اینجا هستیم؟ و ارتباط ما با دیگران ، اجتماع و جهان چیست؟ (سلمان ،2005). با ظهور این پارادایم جدید، چالش هایی در برابر تعریف و تشریح هوش معنوی بوجود آمد؛ هوش معنوی چیست ؟ کارکردهایش چه چیزهایی هستند؟ و اینکه آیا قابل یادگیری و بهبود است؟ این مسایل هنگامی توجه زیادی بر می انگیزاند که بخواهیم بدانیم چرا از هوش معنوی استفاده می شود ؟ و آیا استفاده از آن سود خاصی برای استفاده کنندگان دارد ؟ نویسندگان همه این مباحث را بیان نکرده اند و فقط برخی از دیدگاه ها را در قالب هوش معنوی ارائه کرده اند. چندین چالش در تعاریف پیشنهادی متفاوت و چند گانه نویسندگان هوش معنوی وجود دارد.
امونز ، لوین و زهر و مارشال ( 2000)، نوبل و ولمن ( 2001 )، سیسک و تورنس (2001 )، مک هاوک (2002 )، والش و وگان (2002 )، نازل (2004 )، چالز مارک (2004 )، اسکالر ( 2005)، سانتوس (2006 )، آمرام ( 2005/ 2007)، سیندی (2004/2008)، سینگ ( 2008)، سیسک (2008) به ارائه تعاریفی از هوش معنوی پرداخته اند که در این قسمت به برخی از آنها اشاره می شود. بر اساس میزان هوش معنوی انسان قادر است به کارها و فعالیت هایش معنا و مفهوم بخشیده و با بهره گرفتن از آن بر معنای عملکردش آگاه شود و دریابد که کدام یک از اعمالش از اعتبار بیشتری برخوردارند و کدام مسیر در زندگی بالاتر و عالی تر است تا آن را الگو و اسوه زندگی خود سازد (یانگ ، 2007). در جدول زیر تعاریف دیگر هوش معنوی ارائه شده است.
جدول 1-2 : تعاریف هوش معنوی از نظر دانشمندان
نام دانشمند تعاریف هوش معنوی
بولینگ (1998 ) نوعی دانش است که سبک زندگی را بیان می کند و شناختی را مشخص می کند که اعمال انسانی را در پدیده اصلی وجود الویت بندی می کند و گستره زندگی را در عشق توسعه می دهد . (Crichton , 2008 : 25 )
امونز (1999 ) کاربرد انطباقی اطلاعات معنوی در جهت حل مسئله در زندگی روزانه و فرایند دستیابی به هدف (Amram , 2009 : 45 )
زهر و مارشال (2000) استعدادی ذهنی که انسان در حل مسائل معنوی و ارزشی خود به کار می گیرد و زندگی خود را در حالتی از غنا و معنا قرار می دهد . ( صمدی ، 1385 : 108 ) .
لوین (2000) شهود را در بر می گیرد که ورای هوش عقلایی ، خطی و تحلیلی ماست.( (Amram.2009:45
نوبل (2001) استعداد ذاتی بشری است ( سهرابی ،1387 : 17 ) و عملکرد ذهنی انسان را منعکس می کند . (ساغروانی ، 1388 : 31 )
ولمن (2001) در برگیرنده تفکر، ادراک و حل مسئله است و ظرفیتی انسانی است برای پرسیدن سوالات غایی در خصوص معنای زندگی و تجربه ارتباطات یکپارچه بین هر یک از ما و جهانی که در آن زندگی می کنیم. (Amram, 2005 :5 ) (Amram, 2009:45 )
سیسک و تورنس (2001 ) خود آگاهی عمیق تر و آگاهی هر چه بیشتر از ابعاد خرد، نه فقط به عنوان جسم ، بلکه به عنوان فکر و جسم و روح را تشریح می کند .(Crichton, 2008 :10 )
بازن (2001 ) آگاهی از جهان و مکانی که در آن هستیم
وگان (2002 ) ظرفیتی برای فهم عمیق مسائل مربوط به هستی و داشتن سطوح چند گانه آگاهی (Amram,2009:44)
والش و واگان (2002) در برگیرنده مجموعه ای از قابلیت هاست، و توانائیهایی مانند خود آگاهی بیشتر، آگاهی از ماهیت چند بعدی حقیقت، دارا بودن تقوا، شناخت تقدس در فعالیتهای روزانه می باشد. (Amram, 2005 :14)
مک و هاوک (2002)s تجربیات محسوس ، منحصر به فرد توسعه یافتگی ، و خود شکوفایی تعریف می شود.(Crichton, 2008 :13)

نازل (2004 ) از روابط فیزیکی و شناختی فرد با محیط پیرامون خود فراتر رفته و وارد حیطه شهودی و متعالی دیدگاه فرد به زندگی خود می گردد (غباری بناب و دیگران 1386 :131 )
چالز مارک (2004 ) جنبه های شناختی و عاطفی ذات ما را در بر می گیرد ، و به عنوان جزئی از هوش کلی است، که بصیرت، تجربیات و ماوارء را شامل می شود ( Crichton, 2008 :10)
اسکالر (2005 ) رویکردی جدید نسبت به زندگی خود و دیدن زندگی به عنوان یک سیستم به هم پیوسته ، و سیستمی است که شامل ابعاد روحی انسان می شود . ( Crichton, 2008 :14)
سانتوس (2006 ) در ارتباط با آفریننده جهان و شناخت قوانین زندگی و بنا نهادن آن بر اساس این قوانین می باشد.(Santos, 2006 :2 )
آمرام
(2009،2007، 2005) توانایی به کار گیری و بروز ارزش های معنوی است، به گونه ای که موجب ارتقای کارکرد روزانه و سلامت جسمی و روحی فرد می شود (Amram, 2007:1 ), (Amram, 2009 :46 ) (Amram, 2005 :5)
سیندی و یگلزورث
(2004/2008 ) توانایی رفتار کردن همراه با خرد ، در حین آرامش درونی و بیرونی صرف نظر از پیشامد ها و رویداد ها است .
سینگ جی ( 2008 ) توانایی ذاتی، تفکر و درک پدیده های معنوی است و رفتار روزانه ما را با ایدوئولوژی معنوی هدایت می کند .
کینگ (2008 ) مجموعه ای از ظرفیت های عقلی که به آگاهی کامل و کاربرد انطباقی از جنبه های معنوی و جهان ما فوق وجودی شخص کمک می کند و منجر به خروجی هایی مانند تفکر وجودی عمیق، افزایش معنا، شناسایی عالم مافوق و سلطه حالت های معنوی می شود. (King , 2008 : 52 )
( به نقل از سهرابی ، 1387 : 17 )
مادهو (2006) معتقد است به وسیله هوش معنوی، مشکلات معنایی و ارزشی را حل کرده و فعالیت ها و زندگی مان را در فضایی غنی تر، وسیعتر و با معنا تر قرار می دهد و تعیین می کند کدام یک از روش های زندگی معنای بیشتری دارند.

3- 2- ابعاد و مؤلفه های هوش معنوی از دیدگاه دانشمندان
هوش معنوی سازه های معنویت و هوش را درون یک سازه جدید ترکیب می کند. در حالی که معنویت با جستجو و تجربه عناصر مقدس، هوشیاری اوج یافته، تعالی و معنا در ارتباط است، هوش معنوی مستلزم توانایی هایی است که از چنین موضوعات معنوی برای تطابق و کنش اثر بخش و تولید محصولات و پیامدهای با ارزش استفاده می کند. به طور کلی می توان پیدایش سازه هوش معنوی را به عنوان کاربرد ظرفیت ها و منابع معنوی در زمینه موقعیت های علمی در نظر گرفت. به نظر می رسد که هر بحثی درباره هوش معنوی بدون شناخت دامنه وسیع تجارب معنوی ناکامل خواهد بود. هوش معنوی بر خلاف هوش منطقی که رایانه ها هم دارای آن هستند و بر خلاف هوش هیجانی که در پستانداران عالی نیز وجود دارد، منحصراً خاص انسان است که اساسی ترین و اصلی ترین نوع هوش است.
1- 3- 2- ابعاد هوش معنوی از دیدگاه سیسک و آمرام
ابعاد هوش معنوی از دیدگاه سیسک و آمرام در موارد زیر خلاصه می شود؛ دانش درونی، شهود عمیق، شناخت خود و یکی شدن با طبیعت و جهان، توانایی حل مسئله، هدایت باطنی و استفاده از سبک های تعالی مثل شهود برای حل مسائل، پذیرش و عشق به حقیقت، زندگی کردن در تعادل همراه با روحانیت و دیدگاه سیستمی کل گرا برای دیدن ارتباط درونی میان هر چیزی و غیره ( سهرابی ، 1387 : 17 ) و (آمرام، 2009).
2-3- 2- ابعاد هوش معنوی از زهر و مارشال
زهر و مارشال نیز ابعاد هوش معنوی را در قالب جداول زیر طبقه بندی نموده اند.
جدول 2-2 : ابعاد هوش معنوی بر اساس دیدگاه زهر و مارشال
خود آگاهی
بدانید واقعاً که هستید و چگونه با دنیای پیرامون خود ارتباط برقرار می کنید . تعیین ارزشها و چشم انداز ( آرمان – گرایی )
نهایت انسانیت ما در چشم انداز و ارزش های ما مشخص خواهد شد. قابلیت مواجهه با مشکلات و ناملایمات و حتی با فرصت تبدیل کردن آنها
کنار آمدن با اشتباهات و مشکلات و درس گرفتن از آنها .
کل نگری
مشاهده ارتباط بین چیزه ها و امور : مشتاق بودن نسبت به همه چیز تنوع پذیری
کنار آمدن با تنوع، برای مثال دیدن جنبه های متفاوت هر فرد و تشویق به دانستن ارزش این تفاوتها و شکرگزاری بابت آنها مستقل بودن ( شهامت )
واژه ای روانشناسانه که به معنای شهامت است نه سازگاری و همرنگ جماعت شدن، داشتن شجاعت کافی برای عمل برخلاف عرف رایج ( استقلال از محیط )
تمایل به پرسیدن چرا ؟

پرسیدن سوالات اساسی و یافتن پاسخ های بنیادین قابلیت چارچوب بندی دوباره موضوعات
مشاهده پدیده ها در زمینه ای وسیع تر خود جوش بودن
انجام اعمال بر اساس بینش خود و پاسخگو بودن بابت آنها به دنیا و عمل نکردن بر اساس ترس و هوس
(به نقل از سهرابی، 1387)
3-3 – 2- مؤلفه های هوش معنوی از دیدگاه امونز
به زعم امونز مؤلفه های هوش معنوی را می توان در 5 دسته زیر طبقه بندی نمود ؛
1- ظرفیت تعالی ( فرا رفتن از دنیای جسمانی و مادی و متعالی کردن آن )
2- توانایی ورود به حالت های معنوی از هوشیاری
3- توانایی آراستن فعالیت ها ، حوادث و روابط زندگی روزانه با احساسی از تقدس
4- توانایی استفاده از منابع معنوی در جهت حل مسائل زندگی
5- ظرفیت درگیری در رفتار فضیلت مابانه ( بخشش ، سپاس گزاری ، فروتنی ، احساس شفقت )
4-3- 2- مؤلفه های هوش معنوی از دیدگاه نوبل
در این راستا نوبل (2001 ) ضمن تأیید مؤلفه های آمونز ، دو مؤلفه زیر را به آن اضافه می کند؛
1- تشخیص آگاهانه این موضوع که واقعیت فیزیکی درون یک واقعیت بزرگتر و چند بعدی است و در تعامل لحظه به لحظه با آن و به صورت هوشیارانه و نا هوشیارانه صورت بندی می شود.
2- پیگیری آگاهانه سلامت روانی شناختی، برای خود و جامعه جهانی ( سهرابی ، 1387 :17 ).
5-3- 2- مؤلفه های هوش معنوی از دیدگاه فریدمن و مک دونالد
از دیدگاه فریدمن و مک دونالد مؤلفه های زیر برای هوش معنوی بیان شده است:
1- تمرکز داشتن بر معنای نهایی
2- آگاهی از سطوح چند گانه هوشیاری و رشد آنها
3- اعتقاد به گران بها و مقدس بودن زندگی
4- فراتر رفتن از خود و اتصال به یک کل بزرگتر (آمرام، 2005)
6-3- 2- مؤلفه های هوش معنوی وگان
وگان نیز سه مولفه را برای هوش معنوی ارائه نموده است؛
1- توانایی ایجاد معنا داری مبتنی بر درک سوالات وجودی
2- استفاده از سطوح چند گانه آگاهی بر درک سوالات وجودی
3- آگاهی از ارتباط درونی همه چیز با هر چیز دیگر و با ماوراء (آمرام، 2009)
7-3- 2- مؤلفه های هوش معنوی از دیدگاه نوبل و گان
نوبل و وگان نیز هشت مؤلفه را برای هوش معنوی در نظر گرفتند که نشان دهنده رشد هوش معنوی است. این مؤلفه عبارتند از درستی و صراحت، تمامیت، تواضع، مهربانی، سخاوت، تحمل، مقاومت و پایداری و تمایل به بر طرف کردن نیازهای دیگران (نازل، 2004).
8-3- 2- مؤلفه های هوش معنوی از دیدگاه مک مولن
مک مولن نیز معتقد است شجاعت ، یکپارچگی، شهود ، دلسوزی از مؤلفه های هوش معنوی هستند ( عبداله زاده 1388 :46 ).
9-3- 2- مؤلفه های هوش معنوی از دیدگاه سیسک
سیسک نیز ارزش ها ، تجارب و ظرفیت ها را از مؤلفه های کلیدی هوش معنوی می داند ( ساغروانی ، 1388 : 44- 45 ).
10-3- 2- مؤلفه های هوش معنوی از دیدگاه عبداله زاده و دیگران
عبداله زاده و دیگران در کتاب هوش معنوی به اجزاء آن اشاره کرده اند؛ عقل شهودی ، ادراک مستدل ، آگاهی بر خواست و نیت، عشق و شفقت ، قدرت و عدالت متمرکز ، شفا و بخشش ، زندگی با شوق ، زندگی با وقار، یکدلی و تعهد ، پیوند و خدمت خلاق ، پادشاهی خداوند، شادی و تکمیل زندگی با هوش مطلوب ( عبداله زاده و دیگران ، 1388 :41 -42 )

4- 2- مدل های هوش معنوی
1-4- 2- مدل زهر و مارشال (2000 )
مدل زهر و مارشال، مدل گل نیلوفر است، زیرا نیلوفر سمبل غایی از انسانی است که راه آشکاری جهت ترکیب سنن غربی و شرقی است. این مدل بر نوعی روانشناسی خویشتن مبتنی است و دیدگاه های روانشناسی غرب، فلسفه شرق و علم قرن بیستم را به هم پیوند می زند. در این مدل به منابع پژوهشی گسترده ای تکیه شده است، به گونه ای که فلسفه شرق و غرب و علم روز را به هم پیوند می زند. 6 گلبرگ در مدل ارائه شده توسط زهر و مارشال عبارتند از : خدمت ، پرورش ، دانش ، تغییر شخصی ، برادری و اخوت ، رهبری خدمتگذار (زوهر و مارشال،2000).
شکل 1-2: مدل زوهر و مارشال(2000)

به نقل از نصر اصفهانی و اعتمادی (1391)
2-4- 2- مدل هوشی معنوی از دیدگاه سیندی ویگلزورث ( 2004 / 2008 )
ویگلزورث بر اساس تعدادی از مهارت ها مدلی را ارائه نمود .
جدول 3-2 : مدل هوش معنوی از دیدگاه سیندی ویگلزورث
خود آگاهی برتر
آگاهی از مشاهده جهان خویشتن آگاهی از هدف زندگی آگاهی از سلسله مراتب ارزش ها پیچیدگی تفکر درونی آگاهی از خود / فراخود آگاهی فراگیر
آگاهی از بهم پیوستن همه زندگی آگاهی از جهان بینی دیگران وسعت نظر ادراک فضا /زمان آگاهی از محدودیت ها / نیرو ادراک بشر آگاهی از قوانین معنوی تجارب یگانگی ماوراء
خود والاتر / رهبری فراخود
تعهد نسبت به رشد معنوی حفظ خود والا در مسئولیت زندگی هدفمند پایداری در اعتقادات راهنمایی خواستن از معنویت پیشگاه معنوی / رهبری اجتماع
یک عارف و معلم/ مربی معنوی موثر یک عارف و مامور تحولی موثر غمخواری کردن و داوری آگاه و آرامش حضور آرام و امن هم تراز بودن با گردش زندگی
به نقل از نصر اصفهانی و اعتمادی (1391)
مدل هوشی معنوی ویگلزورث و ارزیابی اندازه گیری آن به طور موفقیت آمیزی در شرکت ها مورد استفاده قرار گرفته است.
3-4- 2- مدل آمرام (2007 )
آمرام یک تئوری بنیادی جهانی، در خصوص هوش معنوی ارائه نمود. او با 71 نفر از پیروان سنت های مختلف معنوی ( بودیسم، مسیحیت، بت پرست،

دیدگاهتان را بنویسید