منابع و ماخذ مقاله انزوای اجتماعی

دانلود پایان نامه

چند بعدی دارد، ولی غالباً به صورت درجهای از رضایت از ظاهر فیزیکی ( اندازه، شکل و ظاهر عمومی ) تعریف میشود.
تصویر ذهنی شامل عقاید واحساسات آگاهانه و غیرآگاهانه در مورد بدن است. به عبـارت دیگر مفهومـی متشکل از احساسات فردی در مورد اندازه بدن، جنس، عملکرد و توانایی بدن جهت رسیدن به اهداف میباشد (تصویر ذهنی از بدن یکی از ابعاد مهم خود ظاهری و خود ارزیابی در طی دوره نوجوانی است اگرچه تصویر ذهنی از بدن یک ساختار چند بعدی است ولی غالباً به صورت درجهای از رضایت از ظاهر فیزیکـی (اندازه، شکل و ظاهر عمومـی) تعریف میشود.
تصویر بدنی مهمترین بخش تصور فرد از خود است ؛ زیرا ظاهر فیزیکی فرد ، اولین ویژگی است که در برخورد افراد با فرد دیگر ، مورد قضاوت قرار میگیرد (دلامتر، 2003).
جهان معاصر توام با پیشرفتها و رشد عقلانی که در بطن خود ایجاد کرده توجه خود را بر مسائل شخصیتی انسان متمرکزتر کرده است. مسائلی که شاید 100 سال پیش از این، موضوعاتی پیش پاافتاده و غیر مهم تلقی میشده است. از جمله مسائل مورد بحث شخصیتی انسان که قبلاً کمتر به آن پرداخته شده است تصویر بدنی است. تصویر بدنی بیانگر نگرش فرد از خود همراه با احساسات و افکاری است که میتواند تغییر دهنده رفتار او در شرایط گوناگون و در جهات مثبت یا منفی باشد. این تصویر ذهنی میتواند تحت تأثیر عواملی چون رشد جسمانی، تعاملات فرد با محیط اجتماعی، سوانح، آسیب و جراحات بدنی قرار گیرد و نگرانی از تصویر بدنی را در فرد ایجاد میکند.
دامنه تصویر بدنی و نگرانی از آن تا به آنجا گسترش یافته است که مشغله ذهنی بسیاری از افراد، بخصوص جوانان گردیده و روزانه زمان و هزینه زیادی صرف تفکر و تغییرات ظاهری در بدن میشود. این امر به گونهای است که این افراد ساعتها در مورد تصویر بدنی خود فکر میکنند و با تغییر در آرایش و پوشیدن لباسهای متنوع و قرار گرفتن در وضعیتهای خاص سعی در پوشاندن نقائص ظاهری خود دارند که بیشتر زائیده تصور ذهنی آنان از بدنشان است. به نظر میرسد رضایت از تصویر بدنی در بین جوانان، مستلزم رضایت از 5 عامل بدنی باشد:
1- تناسب اندام
2- زیبایی ظاهری
3- سلامت بدنی
4- پاکیزگی و بهداشت و زیبایی پوست و مو
5- توانایی کنترل وزن.
و نارضایتی ازاین تصویربدنی پیامدهائی چون اضطراب، افسردگی، انزوای اجتماعی، اختلالات روانی، تضعیف خودپنداره و عزت نفس را در پی خواهد داشت. از نظر الکساندرمات و لامسون (2004)، تصویر بدنی به عنوان یک ساختار چند بعدی قابل تغییر است. مطالعات گسترده در چند سال اخیر روی تصویر بدنی این توافق را در بین عده زیادی از محققان به وجود آورده که تصویر بدنی مسئلهای چند بعدی بوده و در برگیرنده مولفههای ادراکی، نگرشی و رفتاری است. از نظر سندز (2001)، تصویر بدنی بر اساس یک ساختار چند وجهی مفهومسازی میشود. در واقع تصویر بدنی مفهوم پیچیدهای است که در بردارنده عوامل بیولوژیکی روانشناسی درونی و عوامل اجتماعی خارجی است. ترکیب ارزیابیهای ادراکی و نگرشی و رفتاری به تصویر بدنی، عوامل پیشبینیکننده بهتری برای اختلالات مربوط به تصویر بدنی، تلاش برای لاغر شدن و اختلالات تغذیهای نسبت به هر کدام از ارزیابیها به تنهایی خواهد بود. نتایج پژوهشها در چند دهه گذشته نشان میدهد که عده زیادی از افراد جامعه به خصوص جمعیت مونث درپی تغییر درتصویر بدنی خود هستند(مکابی و ریکاردلی، 2001).
زیمانسکی و کاش (1995)، در تحقیقات خود بیان م دارند، زنان تمایل دارند از چهره و صورت ارزشیابی بیشتری نسبت به همسالان خود کسب کنند و بیشتر از مردان به جراحیهای زیبایی صورت و گردن متمایل میشوند. کافری و تامپسون (2004)، در پژوهش خود به این نتیجه رسیدهاند که زنان تمایل دارند در ارزیابی خود از تصویر بدنی لاغرتر و از لحاظ چهره و صورت ارزشیابی بیشتری کسب کنند. در حالیکه مردان نگرانی قابل ملاحظهای را از بابت کم وزنی تجربه نمیکنند. اما این یافتهها نشان می دهد در هر دو جنس زنان و مردان دغدغههای تصویر بدنی وجود دارد.
یکی از ویژگیهای تصویر بدنی، تصویری است فرد از اندام خود به عنوان چاق، لاغر، کوتاه قد یا بلند قد بودن دارد. این ویژگی شاخص حجم بدنی نام دارد که از اندازه یری قد در مقیاس کیلوگرم حاصل میشود. مکابی و ریکاردلی (2004)، در پژوهشهای خود دریافتهاند افرادی که شاخص حجم بدنی بالایی دارند از تصویر بدنی خود ناراضی هستند و بین شاخص حجم بدنی، تصویر بدنی و خودپنداره رابطه وجود دارد و افراد سنگین وزن تصویر بدنی نامطلوبی از خود داشته و خودپنداره ضعیفتری نسبت به افراد با شاخص توده بدنی پایین دارند.
علاوه بر این، افراد با شاخص حجم بدنی پایین خود را از نظرجسمی جذابتر دانسته و عملکرد اجتماعی بهتری نسبت به افراد با شاخص حجم بدنی بالا دارند. بنابراین میتوان گفت داشتن تصویر بدنی مطلوب، رضایت از بدن و شاخص حجم بدنی منجر به خودپنداره مثبت در فرد میشود (تامپسون، 2000) و ناخشنودی از بدن و عدم رضایت از تصویر بدنی منجر به نارضایتی فرد از بدن خود شده و رفتارهای بیمارگونه ای چون اختلال در الگوهای تغذیه ای و افسردگی خواهد شد.
متغیرهای زیادی وجود دارند که از لحاظ روان شناختی با تصویر بدنی و شاخص حجم بدنی رابطه دارند از جمله این متغیرها، خودپنداره، عزت نفس، سلامت عمومی، به ویژه افسردگی و سبک زندگی می باشد که هر یک از این متغیرها به اشکال گوناگونی می توانند بر تصویر بدنی و شاخص حجم بدنی اثر گذاشته و از آن تأثیر بپذیرند و در نهایت اختلال در تصویر بدنی می تواند منجر به مسائلی نظیر کم اشتهائی، پراشتهائی روانی، تغییر نامتعادل وزن، اختلال در سلامت عمومی را نشان میدهد. این اختلالات بویژه در شرایطی که معیارهای فرهنگی محکمی در مورد تناسب اندام ولاغری در جامعه وجود داشته باشد افزایش می یابد و داشتن تصویر بدنی نامطلوب و شاخص حجم بدنی بالا در شرایطی باعث کاهش اعتماد به نفس و تضعیف خودپنداره نیز می شود.
بنابراین میتوان گفت، اساس شاخص حجم بدنی و شکل ظاهری بدن به عنوان بستر اصلی تصویر بدنی و یکی از جنبههای اصلی سلامت عمومی شناخته شده است (گیلر و همکاران، 2000) و همچنین افرادی که دارای خودپنداره واضح، خوب تعریف شده و هماهنگ و تقریباً با ثبات هستند از سلامت روان شناختی بهتری برخوردارند.
این افراد به یک دیدگاه روشن در مورد خود رسیدهاند و کمتر تحت تأثیر وقایع روزانه و ارزیابی از این وقایع قرا میگیرند. نتایج تحقیق طولی سه ساله متوسط کاتارین و تامپسون (2000)، نشان داد که خاطرات تمسخرآمیز از تصویر بدنی در گذشته خودپنداره منفی و نارضایتی از تصویر بدنی را تقویت میکند ونظریات فرهنگی اجتماعی نیزحاکی از تأثیرات گسترده حمایتهای اجتماعی و فرهنگی بر شکلگیری تصویر بدنی است و به نظر میرسد این تأثیر در جوامع غربی بیشتر است در پی احساس نارضایتی از تصویر بدنی و ایجاد خودپنداره منفی فرد خواستار تغییر در تصویر بدنی حقیقی خود را به تصویر بدنی ایدهآلش نزدیک کند. به نظر میرسد اولین را های مورد استفاده توسط این افراد برای تغییر در تصویر بدنی، رژیمهای غذایی و شرکت در برنامههای کاهش وزن است. اما به نظر میرسد عده زیادی از افراد با انگیزه تغییر در تصویر بدنی و کسب وزن ایدهآل اضطراب و افسردگی بیشتری را تجربه میکنند و این خود منجر به انزوای اجتماعی، احساس گناه و نارضایتی از خود شده و سلامت عمومی آنها را به مخاطره میاندازد.
از روشهای دیگری که از سوی جوانان برای تغییر در تصویر بدنی استفاده میشود جراحی زیبایی است که به نظر میرسد در 50 سال اخیر این روش به فراوانی مورد استفاده قرار گرفته است. شاید دلیل عمومیت فراگیر استفاده از جراحی زیبایی، وجود چندین عامل باشد که از جمله آنها، تنوعطلبی، امکانپذیری تغییر درصورت، حداقل نارضایتی، ماندگاری تغییر وتمرکز فزاینده رسانههای جمعی برتصویر بدی درسالهای اخیرباشد. در میان همه این عوامل آنچه مورد تایید همه پژوهشگران در انگیزه تمایل به جراحی زیبایی میباشد نارضایتی از تصویر بدنی است.
در بررسی مسائل مربوط به جراحی زیبایی و تصویر بدنی و نگرشهای مردان و زنان در طول عمر، به این نتیجه رسیدند، افرادی که به جراحی زیبایی علاقمند بودند تصویر بدنی ضعیف تری نسبت به کسانی داشتند که علاقه ای به جراحی زیبایی نداشتند و بخصوص افراد سنگین وزن و با شاخص حجم بدنی بالا علاقه مندی بیشتری به جراحی لیپوساکشن نشان می دادند و تصویر بدنی ضعیف تری نسبت به افراد دیگر داشتند.
در مقایسه نارضایتی از تصویر بدنی و اختلالات مربوط به بدشکلی بدنی در افرادی که جراحی زیبایی انجام دادهاند نسبت به قبل از عمل جراحی زیبایی، نشان داد که بین تصویر بدنی، شاخص حجم بدنی و خودپنداره جسمی با علاقمندی به جراحی زیبایی رابطه وجود دارد و افراد دارای شاخص حجم بدنی بالا تصویر بدنی ضعیفی از خود دارند.
به دنبال افزایش سن تغییرات فیزیولوژیک و احساس فرسودگی باعث تغییر در تصویر ذهنی از خود میشوند که میتواند در ایجاد علایم روانی مؤثر بوده و در واقع چنین به نظر میرسد که در روند مقوله پیری بیش از یائسگی تأثیرگذار باشد با این وجود، ممکن است زنان این تغییرات را به یائسگی خود ربط دهند. سیفسیلی و همکارانش (2009) به این نتیجه رسیدند که تصویر ذهنی یک سوم زنانی که بیش از دو سال یائسگی شان میگذرد تاحدودی مخدوش بطوریکه اذعان میدارند، دیگر جذابیتی ندارند.
بسیاری از زنان یائسگی را با تصور عقیمشدن و پایان زنانگی برداشت کرده که این امر میتواند نقش مهمی در تجارب و احساسات آنان ایفا کند.
تغییر تصویر ذهنی از ظاهر خود منجر به بروز علایم روانی میشود به طوریکه انتظارات زنان یائسه از خود تغییر کرده و در صورت برآورده نشدن این انتظارات، منجر به بروز علایم روانی با شدت و ضعف متفاوت میشود. مضمونهای استخراج شده عبارت بودند از :
بیزاری از خود: یک شرکت کننده 49 ساله در این رابطه گفت: ((در روابط زناشویی مشکل زیاددارم، هیکلام بیریخت شده … اکثراوقات از خود بیزار میشوم که چرا این طور شدهام)).
احساس زشتی: در این رابطه شرکتکننده 56 سالهای بازگو کرد (( از وقتی یائسه شدهام احساس میکنم خیلی بیریخت شدهام. قبلاً خیلی خوشهیکل و خوشپوش بودم ولی حالا فکر میکنم خیلی زشت وبیریخت شدهام و به همین دلیل اطرافیانم به من محل نمیدهند )).
2-6.سلامت روان
طبق نظریه وایت (2001) افرادی دارای سلامت روان چندین ویژگی دارند که شامل پذیرش و دوست داشتن خویش است که این دو مفهوم همراه با هم تکمیل کننده ی اولین بخش از سلامت روانی هستند، بر قراری روابط با دیگران هنگامی میسر است که فرد خود پندار و عزت نفس مثبتی داشته باشد، مقابله با نیاز ها و احتیاجات زندگی و کنترل الزامات و چالش های زندگی بخشی از سلامت روانی است بروز مناسب با هیجانات که افراد باید قادر باشند هیجانات خود را شناسایی کنند و آن احساسات را به طور مناسب بروز دهند (خاقانی فرد،1390)
با توجه به تحقیقات (انجمن ملی بهداشت روانی) افراد دارای سلامت ذهنی و روانی دارای خصوصیات زیر هستند :
۱- افراد سالم از نظر روانی و ذهنی احساس راحتی می کنند، آنها از نظر روانی خود را آن گونه که هستند می پذیرند، افراد سالم از استعدادهای خود بهره مند می شوند و بیشترین بهره را از آن میبرند. آنها در مورد عیوب جسمانی و ناتوانی های خود شکیبا بوده و از آن ناراحت نمی‌شوند. این افراد دیدگاه‌های واقع گرایانه دارند، دشواری‌های زندگی را سهل می‌انگارند. آنها وقت کمی را در نگرانی، ترس، اضطراب، ویاحسادت سپری می کنند، شوخ طبع هستند و اعتماد به نفس دارند. اگرچه از حضور در جمع لذت می برند اما به تنها بودن نیز اهمیت نمی دهند و وحشتی از آن ندارند.
۲- افراد دارای سلامت عمومی و ذهنی احساس خوبی نسبت به دیگران دارند، آنها کوشش میکنند تا دیگران را دوست داشته باشند و به آنها اعتماد نمایند. چنین افرادی قادرند که با دیگران روابط گرمی داشته باشند و این روابط را ادامه دهند، به علایق دیگران توجه می کنند واحترام می گذارند. آنها اجازه نمی دهند که از سوی دیگران مورد حمله و فشار قرار گیرند، همچنین سعی نمی کنند که به دیگران تسلط یابند و آنها با احساس یکی بودن با جامعه نسبت به دیگران احساس مسئولیت می کنند.
۳- آنها قدرت روبرو شدن با نیازمندی های زندگی را دارند. افراد دارای سلامت عمومی معمولاً نسبت به اعمال خود احساس مسئولیت می کنند و با مشکلات به همان شیوه که رخ می دهد برخورد می کنند. آنها در مورد آنچه که می توانند یا نمی توانند انجام دهند دارای پندارهای واقع گرا هستند. بنابراین محیط خود را تا آنجا که ممکن است شکل می دهند و نیز تا آنجا که ضرورت دارد با آن سازگار می شوند، از تجارب بنیادین زندگی لذت می برند اما هرگز شیفته خود نمی شوند. آنها به بررسی تجارب و تبادل نظر با دنیای خارج از خود می پردازند، بیشترین تلاش خود را صرف آنچه که انجام می دهند، می کنند و پس از انجام آن خرسندی نصیبشان می شود (بنی جمالی و احدی، ۱۳۷۳).
سازه سلامت عمومی، بنابر جهت گیری های نظری گوناگون، از مولفه ها و اجزای مختلفی اشباع شده است. هر یک از پژوهشگرانی که در این حیطه به کار پرداخته اند، عوامل و ابعاد خاصی معرفی کرده اند که درصورتیکه هر فرد واجد این خصوصیات و ابعاد باشد، دارای نسبتی از سلامت عمومی است.
2-7. سوابق مربوطه و تحقیقات خارج و داخل کشور
موضوع پژوهش در این تحقیق مقایسه کیفیتزندگی، معنایزندگی، تصویر بدنی و سلامت روان در دو گروه زنان یائسه و غیر یائسه با تأکید بر میزان تحصیلات آنان در شهر تهران است. بر این اساس تلاش می‌شود در حد امکان تحقیقاتی را که تا حدی به موضوع پژوهش ما مربوط می‌باشد؛ مورد مطالعه وبازبینی قرارگیردو هدف آن است تابازمینه‌های موجود پژوهشی دربعد علمی وکاربردی نسبت با مسئله مورد تحقیق تجربه اولیه حاصل گردد.
2-7-1. تحقیقات داخلی
مقایسه تصویر بدنی، شاخص حجم بدنی، سلامت عمومی و خودپنداره بین افرادی که جراحی زیبایی انجام دادند، افراد متقاضی جراحی زیبایی و افراد عادی شهرستان بهبهان
نتایج یافتهها نشان داد که گروه متقاضی جراحی زیبایی تصویر بدنی نامطلوب تری نسبت به افرادی که جراحی زیبایی انجام دادهاند برخوردارند و همچنین افرادی که جراحی زیبایی انجام دادهاند از تصویر بدنی نامطلوبتری نسبت به افراد عادی برخوردارند. کسانی که برای جراحی زیبایی مراجعه میکنند از اندام یا عضو منظور عمل جراحی ناراضی هستند و درصد بالایی از این افراد نه به دلیل نارضایتی از عملکرد پزشکی عضو تحت عمل جراحی، بلکه بدلیل نارضایتی از شکل ظاهری عضو مذکور به جراحان زیبایی مراجعه کنند و شاید این خود دلیلی باشد مبنی بر اینکه از شکل ظاهری آن ناراضی هستند. حال در صورتی که جراحی زیبایی بتواند حداقل رضایت آنها از عضو مربوطه را فراهم آورد طبیعتاً از تصویر بدنی خود رضایت خواهند داشت.
یافتههای پژوهشهای بالا موید این موضوع است که افراد با شاخص حجم بدنی بالا، تصویر بدنی ضعیفتری از خود داشته و علاقمندی بیشتری به جراحی زیبایی بخصوص لیپوساکشن نشان میدهند. تبیین احتمالی در مورد این یافتهها این است که افراد با شاخص حجم بدنی بالا بعد از ناامید شدن و ناتوانی در رسیدن به وزن ایدهآل از راههایی چون رژیمهای غذایی سخت و تمرینات ورزشی به جراحی را یکی از راههایی می دانند که رسیدن به تصویر بدنی مطلوب را برای آنها امکانپذیر میکند. همچنین یافتههای پژوهش حاضر نشان داد بین افراد متقاضی جراحی زیبایی، افرادی که جراحی زیبایی انجام دادهاند و افراد عادی از نظر سلامت عمومی تفاوت معنیداری وجود دارد. همچنین ثابت شد افراد متقاضی جراحی زیبایی نسبت به افرادی که جراحی زیبایی انجام دادهاند از سلامت عمومی بیشتری برخوردارند. همچنین یافتههای پژوهش حاضر نشان داد بین افرادی که جراحی زیبایی انجام

دیدگاهتان را بنویسید