منابع و ماخذ پایان نامه رضایت از زندگی

دانلود پایان نامه

و محیطی است. مطابق مدل وی، رضایت از زندگی، تحت تأثیر زمینه های شخصی، سلامت، عوامل اقتصادی – اجتماعی، فرهنگ، محیط و سن است. مفهوم درک شده از رضایت از زندگی، در نتیجه اثر متقابل بین شخص و محیط او ایجاد می شود (آقا مولایی، 1384).

4-11-2- نظریه ادراکی فرانس
فرانس در نظریه ادراکی خود برای رضایت از زندگی چهار عامل اصلی خانواده، وضعیت اجتماعی و اقتصادی، وضعیت روحی و روانی و وضعیت جسمانی را مؤثر میداند.
این چهار متغیر اصلی می توانند مستقلاً یا توأم با یکدیگر بر روی رضایت از زندگی تأثیرگذار باشند. البته درک فرد از رضایت از زندگی نیز میتواند بر هر یک از متغیرهای نامبرده تأثیر داشته باشد به طوری که اگر فرد از رضایت از زندگیاش کاسته شود، میتواند بر توانایی وی در محیط کاری و شغلیاش تأثیر گذاشته و موجب نقصان شرایط اقتصادی و اجتماعی وی گردد. رضایت از زندگی ضعیف نیز میتواند موجب به کارگیری مکانیسمهای مقابله و سازگاری نامؤثر در افراد شده و متعاقباً موجب افزایش تنش در آنان گردد و افزایش تنش، خود در ارتباط مستقیم با عوامل فیزیکی و جسمی بوده و میتواند شدت بیماری را در فرد افزایش دهد. لذا، مشاهده میشود که رضایت از زندگی یک مفهوم و ساختار چند بعدی میباشد که بایستی از جنبههای مختلفی مورد ارزیابی قرار گیرد (همان منبع).
5-11-2- نظریه سیستمی
هاگراتی مدل رضایت از زندگی را بر اساس رویکرد تئوری سیستم ها ارائه میدهد که دروندادهای سیاست عمومی را با پیامدهای رضایت از زندگی ربط میدهد. (هاگراتی، 2001؛ به نقل از همتیان، 1386). در این نظریه رضایت از زندگی حاصل درونداد، واسطه و خروجی میباشد، که درونداد شامل سیاستهای عمومی و محیط، گزینشهای فردی در نقش واسطهها و برونداد آن خوشبختی، تعاون و ابعاد مختلف بهزیستی میباشد.

12-2- پیش بینی کننده های رضایت از زندگی

عوامل متفاوتی در رضایت از زندگی مشارکت دارند، برای مثال گیبسون (1986)، تعامل اجتماعی، آمونس و داینر (1985)، عوامل شخصیتی، جورج (1981)، سطح درآمد و طبقه ی اجتماعی، ویلیتس و کرایدر ( 1988)، مذهب را در میزان رضایت از زندگی مؤثر دانستهاند. عامل مهم دیگر در رضایت از زندگی، سلامت روان است. بر اساس تعریف سازمان بهداشت جهانی سلامت روان در بهترین منظر عبارت است از یک حالت پایا و کامل از نبود نشانه های بیماری و حضور نشانه های سلامت که دارای ابعاد فاعلی، روانی و اجتماعی است (کیز ، 2002 به نقل از کشاورز و همکاران، 1388).
بعد زمانی رضایت از زندگی زندگی مهم است و رضایت از زندگی گذشته، رضایت از حال، رضایت از آینده سه بعد متمیز رضایت از زندگی است. سایر متغیرهای روان شناختی مرتبط با رضایت از زندگی مانند امید، خوشبینی نیز به سوی دیدگاه زمانی آیندهمدار حرکت کردهاند (بخشی پور رودسری و همکاران، 1384) .
وین هوون (1997)، بهزیستی ذهنی را مجموعهای از ارزیابیهای شناختی و عاطفی مرتبط با زندگی فرد و اینکه چقدر احساس خوبی دارد تعریف کرده است. روی هم رفته بهزیستی ذهنی بالا متشکل از سه عامل ویژه است:
فراوانی و شدت حالات عاطفی
فقدان نسبی اضطراب و افسردگی
رضایت کلی از زندگی

13-2- سبک زندگی

آدلر مفهوم سبک زندگی را برای اولین بار در سال 1900بیان کرد، به اعتقاد وی سبکهای زندگی دائمی افراد، شکل گسترش یافته سبک زندگی اولیهی اوست و یا مشاهدۀ برخورد افراد با سه تکلیف مهم زندگی خود که عبارتند از کار، جامعه و روابط صمیمانه میتوان به سبک زندگی آنان پیبرد، زیرا سبک زندگی در انتخاب کار و نحوه ارتباط با دیگران و عشق منعکس میشود (شارف ، 2000؛ ترجمه فیروزبخت، 1388) .
پیروان آدلر به تفصیل دربارۀ سبک زندگی، شکل گیری آن در دوران کودکی، نگرشهای اصلی دخیل در سبک زندگی، وظایف اصلی زندگی و تعامل آنها با یکدیگر بحث کردند و آن را در قالب درخت سبک زندگی نشان دادند. آنها همچنین مفاهیم ارزشی، انسان شناختی و فلسفی را مطرح ساختند و تمام زندگی را به صورت یکپارچه به تصویر کشیدند. سبک زندگی مهمترین عاملی است که هر کس زندگی خود را بر اساس آن تنظیم میکند، بر این اساس، سبک زندگی مجموعهی عقاید، طرحها و نمونه های عادتی رفتار، هوی و هوسها و شیوه های تبیین شرایط اجتماعی یا شخصی است که نوع خاص واکنش فرد را تعیین میکند (فاچینو و همکاران، 2003) .
در سالهای اخیر اصول حاکم بر سبک زندگی، توجه محققهای زیادی را به خود جلب نموده است، نتیجۀ تحقیقات انجام شده، شیوه های مفید و مؤثری را برای بهتر زیستن در افراد جامعه، بالاخص سالمندان به ارمغان آورده است. شیوه زندگی یک فرد معمولی شامل مجموعه رفتارهایی است که مدام یا عوامل خطرزایی سرکار دارد که عدم رعایت اصول بهداشتی مربوط به این عوامل موجب بیماریها و آسیبهای خطرناکی در فرد بوده و مسیر زندگی را با مشکلاتی مواجهه خواهد ساخت. بعضی از این عوامل خطرزا زیستی هستند، مثل توارث ژنهای خاص، بعضی دیگر از آنها رفتاری هستند که صرف نظر از عوامل زیستی با نهادینه کردن اصول و شیوه های زندگی تعریف شده توسط محققان و صاحب نظران، موجب گردیده کیفیت زندگی افراد، علل الخصوص سالمندان ارتقاء یابد (سارافینو ، 2002) .
سازمان بهداشت جهانی، سبک زندگی را از طریق زندگی بر اساس الگوهای مشخص و قابل تعریف رفتاری میداند که از تعامل بین ویژگیهای شخصیتی، بر هم کنش روابط اجتماعی و شرایط محیطی و موقعیتهای اقتصادی- اجتماعی حاصل میشود. تعریف سازمان بهداشت جهانی میگوید که الگوهای رفتاری مرتباً در واکنش به تغییرات محیطی و اجتماعی خود را سازگار میکنند و همچنین برای ارتقاء سلامتی و توانمند کردن مردم جهت تغییر رفتار و سبک زندگیشان، نه تنها باید بر افراد تمرکز نمود بلکه بایستی شرایط اجتماعی را هم در نظر بگیریم. سازمان بهداشت جهانی اعتقاد دارد که سبک زندگی ایدآل وجود نداشته و بسیاری از عوامل تأثیرگذار بر سبک زندگی، برای هر فرد ویژهی خودش می باشد. روش زندگی سالم، تلاش جهت کسب تعادل منطقی بین افزایش سلامتی شخص و ارتقاء سلامت دیگران و بهداشت جهانی جامعه است، تعریف مجدد سبک زندگی بایستی، اجزایی را علاوه بر تغذیه و روش استفاده از الکل را شامل شود که روابط اجتماعی و موقعیتهای اجتماعی و سایر ابعاد سلامتی را در برگیرد (محمدی زیدی؛ 1383).
سبک زندگی به معنای شیوهای است که فرد برای برخورد با تکالیف و حوادث زندگی بر میگزیند. سبک زندگی معروف نحوه کنارآمدن شخص با مسائل زندگی و یافتن راهحلها و رسیدن به اهداف زندگی است (شارف، 2000؛ ترجمه فیروزبخت، 1388) .
همچنین، سبک زندگی را می توان، شیوه زندگی فرد دانست که شامل عواملی همچون ویژگیهای شخصیتی، تغذیه، ورزش، خواب، مقابله با استرس، حمایت اجتماعی و استفاده از دارو میباشد. با ارزیابی سبک زندگی افراد میتوان میزان موفقیت های فردی و اجتماعی آنان را در زندگی مورد ارزیابی و بررسی قرار داد (کوکرهام ، 2005).
سازمان بهداشت جهانی (1998)، سبک زندگی سالم را تلاش برای دستیابی به حالت رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی توصیف کرده است. سبک زندگی سالم شامل رفتارهایی است که سلامت جسمی و روانی انسان را تضمین میکنند؛ به عبارت دیگر، سبک زندگی سالم در بردارندۀ ابعاد جسمانی و روانی است، بعد جسمانی شامل تغذیه، ورزش و خواب است و بعد روانی شامل ارتباطات اجتماعی، مقابله با استرس و معنویت است (لعلی و همکاران، 1391) .
سبک زندگی دارای اثرات تعیین کنندهای بر سلامت فرد بوده است و هر شخصی با داشتن الگوی زندگی روزانه مطلوب میتواند از رفاه کامل جسمی و روانی برخوردار باشد (متعارفی، 1383) .
اخیراً علت عمده مرگ و میر به بیماریهایی بر میگردد؛ که ناشی از سبک زندگی است، این بیماریها در طول مدت زمان طولانی (چندین سال) ایجاد میشوند، اختلالات ناشی از سبک زندگی قابل پیشگیری و یا قابل تصحیح هستند به شرطی که در عادات و رفتارهایی که به ایجاد این مشکلات کمک میکنند، تغییر ایجاد شود (روک و هوارد ، 2002) .
سبک زندگی، مجموعهای از قوانین و راهنماییهایی است که فرد شکل میدهد تا آن ها را در مسیر زندگی و به سمت اهدافش سوق دهد. اعتقادات مربوط به سبک زندگی به چهار گروه تقسیم میشوند:
مفهوم خود یا خویشتن پنداری یعنی اعتقاد فرد به این که من هستم.
خود آرمانی یعنی اعتقاد فرد به اینکه من چه باید باشم یا مجبورم چه باشم تا جایی که در میان دیگران داشته باشم.
تصویری از جهان یعنی اعتقادات فرد درباره اطرافیان و محیط پیرامونش.
اعتقادات اخلاقی یعنی مجموعه چیزهایی که فرد درست یا نادرست میداند (شفیع آبادی و ناصری، 1392).

14-2- سبک زندگی سالم

سبک زندگی سالم عبارت است از، راههایی که از طریق آن افراد میتوانند زندگیشان را سالمتر و بهتر نمایند، اصطلاح سبک زندگی سالم ناشی از این باور است که الگوی روزانه و فعالیتها، میتوانند سالم یا ناسالم باشند. سبک زندگی سالم یک زندگی متعادل که در آن انتخابهای عاقلانهای صورت میگیرد (لیونز و لانگیل، 2000).
شیوهی زندگی سالم، مفهومی است که مکرراً در مباحث ارتقاء سلامت، سلامت عمومی و اجرای مداخلات مربوط به سلامت به کار میرود. شیوهی زندگی سالم، عامل ارزشمندی در کاهش شیوع مشکلات بهداشتی و نیز منبع ارتقاءی سلامت، تطابق با عوامل استرسزای زندگی و ارتقاء کیفیت زندگی است ( نوری، 1385).
سبک زندگی سالم، به عنوان ساختاری واحد از دو دسته رفتار تشکیل میشود: رفتارهای ارتقاء دهنده سلامتی و رفتارهای حفاظت کننده سلامتی. شواهد موجود در کشورهای توسعه یافته دال بر این است که علت بسیاری از مرگ و میرها، نتیجه سبک زندگی ناسالم و رفتارهای خاص و نامطلوب است؛ الگوی غذایی ناسالم ورزش نکردن، استرس زیاد، مصرف مواد و حوادثی از این قبیل هستند (چو ، 2010).
اصول ارتقاء و سلامتی اوتاوا_ پارتر (1986) که به وسیله بهداشت جهانی توسعه داده شده به عنوان چارچوپ راهنما برای فعالیت های ارتقاء سلامت در سطح جهانی پذیرفته شده و طراحی سیاستهای بهداشت عمومی با ایجاد محیط حمایتی، تقویت عملکرد جامعه توسعه مهارتهای فردی و بازآموزی خدمات بهداشتی را شامل می شود .
طبق تعریف سازمان جهانی (1999)، شیوهی زندگی راهی برای زندگی بر اساس الگوهای قابل تعریف رفتار از طریق تعامل بین خصوصیات فردی، تعاملات اجتماعی و شرایط زندگی اجتماعی، اقتصادی و محیطی فرد تعیین میشود. این تعریف حاکی از آن است که الگوهای رفتاری بطور مداوم در پاسخ به شرایط متغیر اجتماعی و محیطی تعدیل میشوند، طبق تعریف مذکور تلاش برای بهبود سلامت از طریق توانمند سازی مردم برای تغییر شیوه زندگیشان باید هم در راستای متغیر فردی و هم در راستای متغیر شرایط زیستی و اجتماعی مؤثر در رفتار یا شیوه زندگی تنظیم گردد (رفیعی فر، 1384) .
پیامدهای سبک زندگی ناسالم عبارتند از: پرفشاری خون، دیابت، چاقی، اختلالت تنفسی و قلبی؛ به همین خاطر هدف از ایجاد سبک زندگی سالم را تأکید بر شروع زود هنگام شیوه زندگی سالم در زندگی، جهت توسعه سلامتی و کاستن از بار این بیماریها در جامعه در نظر گرفته شده است (اسملترز، باره، هینکله و چیور ، 2007)، انجمن قلب آمریکا حدود 70 درصد از تمام بیماریهای جسمی و روانی را مربوط به شیوهی زندگی میداند.
سالمندانی که شیوه زندگی سالمی دارند، از توانایی بیشتری برای بهره مندی از یک زندگی سالم برخوردار بوده و احتمالا به مدت طولانی تری از یک زندگی بدون بار بیماری و ناتوانی بهره خواهند برد. به طور کلی، انتخاب شیوه زندگی سالم در زندگی فردی همه، خصوصا افراد سالمند، جنبه بسیار حیاتی دارد (رانا و همکاران، 2009) .
با توجه به اینکه سبک زندگی مفهومی چند بعدی بوده و ابعاد مختلف سلامتی و یا بیماری بر یکدیگر اثر کرده و تحت تأثیر یکدیگر قرار دارند، از این رو اقدامات انجام شده برای ارتقاء سلامتی باید به تمام جوانب سلامتی فردی جسمی و روانی و معنوی و سلامت کلی جامعه توجه داشته باشد. برای پیش گیری از ناتوانی افراد سالمند آموزش آنان در زمینه موضوعات مختلف از جمله ورزش، تغذیه، فعالیت های اجتماعی و غیره میتواند به بهبودی وضعیت سلامت جمعیت سالمند آینده کشور کمک نماید (خوشبین و همکاران، 1386).
دیدگاه لیونز و لانگیل(2000) عناصر زیر را در تشکیل سبک زندگی سالم سهیم می داند:
قدرت سازگاری مؤثر: این عامل به عنوان تعیین کننده مهم سلامتی شناخته شده است، رفتارهای انطباقی یا قدرت سازگاری به افراد کمک میکند تا با چالش ها و تغییرات زندگی کنار بیاید، بدون اینکه رفتارهای خطر آفرین را به همراه داشته باشد.
یادگیری در طول زندگی.
احتیاطهای مراقبتی و ایمنی: در محیط خانه، مدرسه و محیط کار بخش مهمی از سبک زندگی سالم را تشکیل میدهد.
فعالیت اجتماعی: این عامل یکی از مؤلفه های مهم سبک زندگی سالم است که نقش و تأثیر اجتماع را نشان میدهد.
زندگی معنیدار و هدفمند: داشتن زندگی معنیدار و هدفمند و نیز توجه به مسائل اعتقادی و معنوی در زندگی و نیز امیدواری به آینده در سبک زندگی سالم نقش دارند.
رعایت سبک زندگی سالم در افزایش امید به زندگی، بهبود کیفیت زندگی و سلامتی جسم و روان نقش تعیین کنندهای ایفا میکند؛ همچنین، در پیشگیری از انواع بیماریها مؤثر است. اتخاذ سبک زندگی سالم و شرکت فعالانه در مراقبت از خود در تمامی مراحل زندگی مهم است، یکی از باورهای نادرست در مورد سالمندی این است که دیگر برای انتخاب چنین شیوههایی از زندگی در سال های پایانی عمر خیلی دیر است؛ برعکس، همانند اهمیت رعایت سبک زندگی سالم جهت پیشگیری از بیماریهای غیر واگیر در تمام دورانهای زندگی اعم از کودکی، نوجوانی، جوانی و میانسالی داشتن فعالیت ورزشی مناسب، تغذیهی سالم، عدم استفاده از دخانیات و مصرف عاقلانهی داروها در سنین بالا هم میتواند از بیماریهای و تحلیل کارآیی فرد پیشگیری نماید و سبب افزایش طول عمر و ارتقای کیفیت زندگی گردد (توکلی قوچانی وآرمان، 1382) .

15-2- ابعاد سبک زندگی سالم
1-15-2- سلامت جسمانی : که شامل الگوی تغذیه، خواب و ورزش میشود.
الگوی تغذیه: تغذیه یکی از ابعاد سبک زندگی است و رفتارهای تغذیهای در انتخاب شیوه سالم و بهداشتی نقش بسیار حیاتی دارند. تغذیه مشتمل بر اعمالی است که موجود زنده بوسیله آن مواد غذایی را میخورد، هضم میکند، جذب میکند، انتقال میدهد، استفاده می کند و دفع میکند. به علاوه تغذیه با عوامل اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و روانی تهیه غذا و غذا خوردن سر و کار دارد (تیموری، 1386) .
با بهره گرفتن از غذایی مناسب جنبش و حیات، کارایی و فعالیت، رضایت خاطر و نشاط، شوق به زندگی و قدرت مبارزه با مشکلات در انسان تأمین میشود، به علاوه سلامت و بهداشت نسلهای بعدی نیز تأمین میگردد (حلم سرشت و دل پیشه، 1389) .
در مطالعه کامپ، ولمن و راسل (2010) نتایج نشان داد آموزش مهارتهای تغذیهای موجب بهبود الگوی تغذیهای سالمندان میشود، به طور کلی با بالا رفتن سن افزایش خطرات تغذیهای همراه است، اثرات سازنده تغذیه صحیح جهت ارتقاء سلامت، کاهش خطر و مدیریت بیماریها مورد تأکید قرار گرفته است.
ارتقاء سطح آگاهیهای سالمندان در مورد چگونگی حفظ سلامتی توسط تغذیه مناسب از اهمیت خاصی برخوردار است. طبق گزارش مطالعهای در روزنامه انجمن غذایی آمریکا، در سال 2010 آمده است که آموزش تغذیه منجر به اثرات مثبت در یک زندگی افراد سالمند میشود که میتواند بر سلامت افراد مسن تأثیرگذار باشد (واندرلیچ، بای و گولف ، 2010) .
قاسمی و همکاران (1385) در مطالعه ای با عنوان بررسی تأثیر آموزش بهداشت تغذیه بر کارکنان آسایشگاه کهریزک شهر تهران برای ارتقاء سلامت تغذیهای سالمندان مقیم آسایشگاه با بهره گرفتن از ابزار MNA انجام دادند. بر اساس یافته های حاصل از این تحقیق 9/35% از سالمندان قبل از آموزش دچار سوء تغذیه بسیار شدید بودهاند که این میزان پس از آموزش به 3/18% کاهش یافت.
پیر شدن و سالخوردگی با کاهش تدریجی فعالیتهای فیزیکی و افزایش بیماریهای مزمن

دیدگاهتان را بنویسید