منابع و ماخذ پایان نامه سلامت اجتماعی

همراه میشود، ولی داشتن زندگی سالم و بهبود تغذیه تا حد زیادی قادر است از این مشکلات پیشگیری کند و یا آن ها را تخفیف دهد. با افزایش سن، نیاز سالمندان به انرژی کاهش یافته و تمایل به مصرف غذا کمتر میشود؛ لذا، باید انتخاب غذا صحیح صورت بگیرد تا میزان دریافت مواد مغذی ضروری، پایینتر از حد مطلوب و مورد نیاز نباشد(خدایی و همکاران، 1391).
ورزش و تمرینات بدنی:یکی دیگر از ابعاد زندگی ورزش و تحرک است. سادهترین و عملیترین تعریف آمادگی جسمانی عبارت است از توانایی پاسخ دادن به نیاز های جسمانی و روزمره، با ذخیره انرژی کافی برای مقابله با چالشهای ناگهانی. ورزش باعث افزایش آندورفین میشود، مطالعات نشان میدهد که سطح آندورفین در خون بعد از ورزش بالاتر از قبل آن است، افزایش آندورفین باعث کاهش استرس و حساسیت به درد میشود (کورتیس ،2000 ترجمه سهرابی، 1384).
تحقیقات نشان میدهد که ورزش و فعالیت منظم استرس و اضطراب را کاهش میدهد و باعث بهبود نگرش و عملکرد و کاهش خطا میشود، همچنین خودپنداره افراد را تقویت میکند؛ چون، افرادی که ورزش میکنند بهتر میتوانند وزنشان را کنترل کنند، ظاهر جذابتری دارند و در فعالیتهای فیزیکی شرکت میکنند، این به آنها کمک میکند تا احساس احترام بیشتر کرده و فواید اجتماعی زیادی کسب کنند (سارافینو، 2002) .
با افزایش سن، تغییرات متعددی در قسمتهای مختلف بدن ایجاد میشود، قلب، ریه، سیستمهای عصبی عضلات و استخوانها دچار تغییرات ناشی از افزایش سن میشود. تحریک و فعالیت بدنی منظم، به سالمندان کمک میکند تا کارایی مفاصل افزایش یابد، از پوکی استخوانها جلوگیری شود، قدرت عضلانی حفظ شود، از بیماریهای قلبی و عروقی پیشگیری شود، فشار خون کاهش یابد، ظرفیت ریه برای جذب اکسیژن زیاد شود، وضعیت خواب بهتر شود، افسردگی و استرس کاهش یابد، اعتماد به نفس و عزت نفس افزایش یابد، از چاقی و اضافه وزن جلوگیری شود، از ابتلاء به دیابت، سرطان و سکته مغزی جلوگیری شود و خونرسانی به اندامهای بدن بهبود یابد. عدم تحرک مهمترین عامل در ایجاد پیری زودرس است، یکی از مهمترین روش های کند نمودن پیری، ورزش و تمرینات بدنی منظم است که میتواند باعث سازگاری و افزایش دوره تحرک و فعالیت و همچنین افزایش سال های مؤثر و مولد عمر گردد (خوشبین و همکاران، 1386) .
افرادی که دارای فعالیت بدنی منظم هستند؛ کارکرد جسمانی و روانی خود را حفظ کرده و زندگی روزانه خود را مستقل از دیگران پیش می برند. در بررسی انجام شده توسط پالوسکو و اسکونک (2000)، نتایج نشان داد که فعالیتهای بدنی، میتوانند در بهبود شرایط بهداشت روانی مؤثر باشد.
الگوی خواب و استراحت: از ابعاد دیگرسبک زندگی الگوی خواب و استراحت است. سلامت جسمی و روانی به خواب و استراحت کافی بستگی دارد، بدون خواب و استراحت مناسب، توانایی تمرکز و تصمیم گیری و شرکت در فعالیتهای روزانه کاهش مییابد. وقتی افراد در حال استراحت هستند؛ معمولاً احساس آرامش روحی جسمی و رهایی از اضطراب دارند.
خواب یک حالت طبیعی کاهش هوشیاری است که طی آن بدن استراحت میکند و فرد میتواند با تحریک خارجی از خواب برخیزد، همچنین خواب از نیازهای اولیه انسان است؛ بطور کلی انسان یک سوم از عمر خود را در خواب به سر میبرد، ما به علل مختلف به خواب نیازمندیم که عبارتند از:
تطابق با استرسها
پیشگیری از خستگی
ذخیره انرژی
تجدید قوای مغزی و جسمانی
لذت بردن بیشتر از زندگی
بنابراین، میتوان گفت که خواب یکی از عوامل مهم وتعیین کننده کیفیت زندگی است. حفظ دوره های منظم خواب جهت کسب تندرستی ضروری است. اشخاصی که اختلال خواب دارند نه تنها ازخستگی بلکه از اشکال در ترمیم سلولی، نقص در حافظه یادگیری، افزایش استرس، اضطراب وکاهش کیفیت زندگی روزمره رنج میبرند (تیموری، 1386).
خواب کافی، منظم و راحت یکی از پایه های اصلی سلامت هر انسان است. در طول خواب، بدن استراحت میکند، انرژی از دست رفته به دست میآید و بدن، بار دیگر برای فعالیت جسمی و فکری آماده میشود. با ورود به دوره سالمندی، تغییراتی در وضعیت خواب ایجاد میشود با افزایش سن خواب شبانه کاهش و سبکتر و نامنظمتر میشود؛ بنابراین، نباید انتظار داشت که سالمندان مانند دوران جوانی بخوابند.
گاهی تصور می شود که 8 ساعت خواب برای حفظ سلامتی لازم است در صورتی که باید تأکید نمود، که 8 ساعت خواب در طول شبانه روز الزامی نیست؛ اگر بعد از بیدار شدن از خواب، احساس نشاط و سرحالی و انرژی کافی در طول روز وجود دارد، این علامت نشان دهنده مدت زمان کافی خواب است (خدایی و همکاران، 1391) .

2-15-2- سلامت روانی:
سلامت روان بر عدم وجود بعضی بیماریها و اختلالات روانی اطلاق میشود، ولی امروزه سلامت روان تنها به معنای عدم وجود بیماریهای روانی نیست و به قابلیتها و توانمندیها در افراد وابسته است، به طور خلاصه به توانایی برای لذت بردن از زندگی، سازگاری با استرس، حفظ تعادل روانی، انعطافپذیری و خودشکوفایی اشاره کرد، البته مصادیق دیگری هم برای توصیف سلامت روان وجود دارد، از جمله اینکه سلامت روان بزرگسالان و نوجوانان؛ همچنین، شامل عزت نفس و سلامت جنسی هم میباشد. اینکه ما چگونه با فقدان و مرگ به عنوان یک عامل مهم در سلامتروان کنار بیایم نیز، از نشانه های بارز سلامت روان است (تایلر ، 1997 به نقل از عزیزیان رستگار، 1389).
سلامتروان به افراد توانایی کنترل افکار و احساسات و رفتار را میدهد. افرادی که از سلامت روان برخوردارند، نسبت به خودشان و روابطشان، احساس بهتری دارند؛ البته این به معنی عدم وجود مسائل عاطفی و بیماریهای روانی نیست؛ اما، وجود سلامت روان به افراد کمک میکند با استرسها و مشکلات با تحمل و سازگاری بیشتر عمل کند .
دو مقوله که در بحث سلامت روانی مورد توجه قرار میگیرد؛ استرس و نحوه سازگاری با آن و راهبردهای مقابله با استرس میباشد. استرس حالت فیزیولوژیکی روانشناختی ناخوشایندی است که در پاسخ به محرکهای تنشزا ایجاد میشود. فشار روانی در نتیجه حوادث غیرمترقبه یا چالشانگیز در محیط ایجاد میشود و حوادث تنشزا فرد را وامیدارد تا خود را مجدداً با محیط سازگار کند، وقتی واقعه یا عامل استرسزایی وجود دارد که، سلامت زیستی و روانی انسان را تحت تأثیر قرار میدهد، حالت هیجانی و فیزیولوژیکی ما از سطح بهنجار و متعادل خود خارج شده؛ همچنین، فعالیتهای شناختی نیز آسیبپذیر میگردد، اختلال هیجانی به صورت اضطراب، زود رنجی، خشم و احساس گناه نمایان میشود که از بین این موارد، اضطراب که ریشهی بسیاری از بیماریهای جسمی و روانی میباشد؛ بیشتر خود را نمایان میکند، از طرفی استرس علاوه بر اینکه، بر تهیج پذیری تأثیر دارد در فرآیندهای شناختی نیز اختلال ایجاد میکند. تصمیمگیری منطقی، جستجوی فعال اطلاعات و جذب و درک بیطرفانه داشتن ارزیابی دقیق را منجر میشود ولی، در شرایط استرسزا تصمیمگیرنده اطلاعات مربوط را به طور ناقص سازماندهی میکند و فرآیند پردازش اطلاعات به صورت کامل انجام نمیشود (ریو ، 2008؛ ترجمه سید محمدی، 1392) .
پروین (2001)، در رابطه با انواع راهبردهای مقابله میگوید در هر موقعیت استرسزا راه های غلبه کردن یا تحمل موقعیتی که فراتر از نیروی فرد ارزیابی شده است، مورد بررسی قرار میگیرد. کنار آمدن مسئلهمحور یا حل مسئله تلاش برای حل مشکل و کنار گرفتن هیجانمحور مثل فاصله گرفتن عاطفی از مشکل، فرار و اجتناب و جستجوی حمایت عاطفی، از جمله سبک های مقابله با فشار روانی میباشد (پروین، 2001 ؛ ترجمه جوادی و کدیور، 1382) .
سازگاری با استرس از دیگر مواردی است که در سبک زندگی سالم، مورد توجه قرار می گیرد، استرس بخشی از زندگی است. تجربه استرس و روش پاسخدهی به آن در هر فرد به شکل واحدی صورت میگیرد. استرس و روش سازگاری با آن دو جزء مهم، در سلامت و بیماری هستند. بیشتر منابع مهم استرس در اجتماع ما از ارتباطات بین فردی و ترجیحات ما در زندگی ناشی میشود، پاسخ به استرس بستگی به فرهنگ، خانواده، ژنتیک و تجربیات زندگی دارد (تایلور، لالیس، لی مونز و همکاران ، 2008) .
با توجه به اینکه اکثر عوامل استرسزای دوره سالمندی از نوع فقدان و برگشت ناپذیر است، وقتی تعداد این استرسها زیاد و فاصله آنها کم شود، خصوصاً مواقعی که به دلیل ابتلاء به بیماریها قوای بدنی نیز تحلیل رفته باشد، اثرات مخرب آن بیشتر است. مؤثرترین و بهترین کار برای مقابله با استرس تقویت قوای روحی و روانی و بکارگیری روش های سازگاری با آن می باشد (فرهادی و همکاران، 1392) .
سازمان بهداشت جهانی به مناسبت روز جهانی سالمندان در سال 2013، عوامل خطر‌زای «سلامت روانی» در میان سالمندان را به شرح زیر بیان میکند:
مجموعه‌ای از عوامل روانی_اجتماعی زندگی،‌ سطوح مختلف سلامت روانی را در زمان‌های مختلف در اشخاص تعیین می‌کنند، بسیاری از سالمندان به دلیل محدودیت‌های حرکتی، دردهای مزمن، سستی یا سایر مشکلات روحی و جسمی، توانایی زندگی مستقل را از دست داده و نیاز به برخی مراقبت‌های طولانی مدت دارند، علاوه بر این‌ها، سالمندان بیشتر در معرض اتفاقاتی نظیر محرومیت، تنزل موقعیت اجتماعی – اقتصادی ناشی از بازنشستگی و ناتوانی روبرو می‌شوند، تمام این عوامل می‌توانند بر انزوا، از دست دادن استقلال، تنهایی و رنج‌های روانی در سالمندان تأثیر بگذارند. سلامت روانی می‌تواند بر سلامت جسمانی نیز تأثیر داشته باشد؛ به عنوان مثال در افراد سالمندی که مشکلات جسمانی نظیر بیماری‌های قلبی دارند، میزان ابتلا به افسردگی بیشتر از افرادی است که از نظر جسمی سالم هستند. افراد سالمند همچنین در معرض غفلت و سوء‌رفتارهای جسمی هستند که این سوء‌رفتارها نه تنها سبب آسیب‌های جسمی می‌شود بلکه سبب بروز آسیب‌های جدی و اغلب عوارض بلندمدت روحی شامل افسردگی و استرس در آنها می‌شود ( بهداست جهانی، 2013).

3-15-2- سلامت معنوی
اگر چه موضوع سلامت معنوی در آموزههای پیامبران الهی و فیلسوفان بزرگ آمده است؛ اما، سال 2000 سازمان بهداشت جهانی در مقدمهی پروژۀ این سال خود، آن را طی برنامۀ وسیع بهداشتی برای کشورهای در حال توسعه در نظر گرفت و سلامتی را از چهار بعد زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی مورد بررسی قرار داد.
معنویت یک نیاز درونی است، آگاهی انسان از منحصر به فرد بودن و هویت خویش معنویت است. معنویت بودن و زندگی کردن است که به صورت تفکر، خلاقیت و داوری خود را نشان میدهد و انگیزهای است قوی، که با کمک آن انسان پویا در جستجوی یافتن مفهوم زندگی و ایجاد روابط معنی دار تلاش میکند (شهیدی و حمیدیه، 1381).
سلامت معنوی جنبه مهم زندگی انسان است و در جوامع اسلامی بعد حیاتی و اصلی زندگی مسلمانان را تشکیل میدهد. سلامت معنوی در برابر سلامت مادی است و شامل همهی ابعاد غیرمادی انسان اعم از ابعاد عاطفی، عقلانی، روحی، روانی، اعتقادی و عبادی است. سلامت معنوی یعنی سلامت در باورها، عقاید، ارزشهای اخلاقی و اعمال و مناسکی که، لازمه این باورها و التزام به این ارزشها است (جعفریزاده، 1390).
سلامت معنوی یا روحی به آن بخش از وجود انسان مربوط میشود که در جستجوی معنا و مفهوم زندگی است؛ به عبارت دیگر، بهداشت روحی، شامل مفاهیمی چون کمال معنوی، اخلاقیات و اصول، داشتن هدف در زندگی و تعهد به چیزی برتر و والاتر است؛ همچنین، مفهوم سلامت معنوی داشتن رابطه هماهنگ میان فرد و محیط است. فطرت بشر با پذیرش هر دینی و یا حتی حتی بیدینی، گرایش به کمک از یک قدرت بالاتر دارد. در موضوع سلامت معنوی چند نکته ضروری است:
اول، اینکه اعتقاد به یک قدرت لایتناهی و توجه به قدرت یگانهای که منشأ هستی است، به طور فطری در همهی انسانها وجود دارد، از این رو در بسیاری از تلاطمات روحی و جسمی و آشوبهای درونی میتواند آرام بخش و مؤثر باشد.
دوم، نقش اعتقادات و معنویت است.
سوم، ارتباط با دیگران و دیگر جوامع است (آباذری، 1389) .
علاوه بر این، عقیدهی عموم این است که مذهب به تمام سوالهای مربوط به مرگ و علت وجودی انسان پاسخ میدهد و در افراد یک حس پیش بینیپذیری و احساس کنترل ایجاد میکند که از اضطراب فراخوانده شده، که ناشی از نگرش خاص به مرگ و مواجهه با مرگ است، پیشگیری میکند (اورکی و برقی ایرانی، 1389) .

4-15-2 – سلامت اجتماعی
بعد اجتماعی به ایجاد و ابقاء روابط سالم و تعاملات مثبت با خانواده و دیگران تأکید میکند؛ احترام به خود و احترام به دیگران، احترام به ارزشهای دیگران، تعامل با افراد و محیط، ایجاد و ابقاء ارتباطات، توجه به مردم، گیاهان و طبیعت، صحبت در مورد علائق مشترک، همبستگی با دیگران و دوستی نزدیک، همدلی، مراقبت از دیگران ناشی از بعد اجتماعی است (فرشادان، 1389) .
گرایش انسان به تعامل برقرار کردن با دیگران دلایل زیادی دارد، انسان ها آفریدههای اجتماعیاند و برای رفع نیاز های عاطفی، اجتماعی و بیولوژیکی به تعامل با دیگران محتاج هستند. ناتوانی در میان احساسات و روابط رضایت بخش با دیگران به بهای گرانی تمام میشود و کمبود مهارت ارتباط اجتماعی ظرفیت افراد را برای مراقبت از خودشان و سازگاری با فشارهای روزانه محدود کرده و آسیبپذیرشان میکند (برگیس ، 1992؛ به نقل از حسینی، 1383) .
با توجه به اینکه، افراد در بافت اجتماعی زندگی میکنند و توسط محیط های اجتماعی بسیاری تحت تأثیر قرار میگیرند، بسیاری از تحقیقات در رشته های علمی گوناگون تلاش کرده اند که تأثیر محیط اجتماعی را بر بهزیستی و سلامت افراد بررسی کنند (آشیدا ، 2005 ).

16-2- پژوهش های انجام شده
با توجه به اینکه پژوهشهای کمی در خصوص اثر بخشی سبک زندگی سالم بر اضطراب مرگ انجام شده است، لذا در این پژوهش پژوهشهایی را که در خصوص اثر بخشی ابعاد سبک زندگی سالم (سلامت جسمی، سلامت روانی، سلامت معنوی و سلامت اجتماعی ) و یا رابطه آنها با متغیر اضطراب مرگ انجام شده است ، نیز ذکر میشود.
1-16-2- سبک زندگی سالم و اضطراب مرگ در سالمندان
پژوهشهای انجام شده در خارج از کشور
* در پژوهشی که خلیلا و لیتوین (2014)، در خصوص سالمندان اسرائیل انجام داده بودند نتایج نشان داد که بین تغییر سبک زندگی ( رفتارهای سالم) و کاهش علائم اضطراب و افسردگی رابطه وجود دارد.
* در پژوهش دلمن و دبرا (2012)، بین اضطراب مرگ و برنامه ریزی سبک سالم زندگی و مراقبت از خود ارتباط معناداری وجود دارد.
* تحلیل و بررسی فرهنگی اضطراب مرگ میان شهروندان سالمند ژاپنی توسط کاوانو (2011)، نشان داد که اضطراب مرگ در اعضای که به مذهبی اعتقاد داشتند در مقایسه با سایر فرهنگها کمتر است.
* تحقیقات عزیز و رون ( 2010 )، بر روی 145 سالمند 60 سال و بالاتر با موضوع بررسی شیوع اضطراب مرگ در سالمندان مسلمان نشان داد که پشتیبانی اجتماع و خانواده در کاستن از اضطراب مرگ درسالمندان دارای اهمیت بالایی است.
* بررسی کلارک (2009) نشان داد که بسیاری از سبک های گوناگون زندگی، از جمله افزایش فعالیت فیزیکی، تحریک روانی فکری، پرهیز از مصرف سیگار و جنبه های مختلفی از رژیم غذایی با پیری سالم همراه هستند.
* در پژوهشی که فورد، اسپاک و بوسون (2008) انجام داند نتایج نشان داد که بهبود سبک زندگی و رفتارهای ارتقاء دهندهی سلامت موجب کاهش مرگ و اشتغال ذهنی به مرگ و بیماری در بین سالمندان زن میشود.
* در مطالعه ای که وود و همکاران (2007) در خصوص اضطراب مرگ در بین 304 زن و مرد در فاصله ی سنی 18 تا 87 سال انجام دادند، نتایج نشان داد هر چه افراد مسن تر می شوند اضطراب مرگ آنها بالاتر می رود، آنها عناصر سبک زندگی اثر گذار بر سلامت و اضطراب در این گروه سنی را، مصرف دخانیات، مصرف الکل، فعالیت جسمی، عادات غذایی، وضعیت اجتماعی اقتصادی و روانی گزارش کردند.
* رابرت فورتنر (1999) در یک پژوهش کیفی به بررسی 49 پژوهش را در ارتباط با اضطراب مرگ در سالمندان با میانگین سنی 68-72 سال مورد بررسی قرار داده یه این نتیجه رسید که سطح بالای اضطراب

دیدگاهتان را بنویسید