منابع پایان نامه با موضوع ارش البکاره، tradition، determination، آیات قرآن

مچ آن کج شده است
۵۵,۰۰۰
۵۰,۰۰۰
۲۷,۵۰۰
۲۵,۰۰۰
۸۷
موی مژه
۲۷,۵۰۰
۲۵,۰۰۰
۲۷,۵۰۰
۲۵,۰۰۰
۸۸
موی مژه‌ها
۱۱۰۰۰۰
۱۰۰۰۰۰
۵۵۰۰۰
۵۰,۰۰۰
۸۹
پلک چشم
۲۷,۵۰۰
۲۵,۰۰۰
۲۷,۵۰۰
۲۵,۰۰۰
۹۰
پلک چشم‌ها
۱۱۰,۰۰۰
۱۰۰,۰۰۰
۵۵,۰۰۰
۵۰,۰۰۰
۹۱
تخمدان


۲۷,۵۰۰
۵۰,۰۰۰
۹۲
تخمدان‌ها


۵۵,۰۰۰
۲۵,۰۰۰
۹۳
استخوان ران
۲,۰۰۰
۲,۰۰۰
۲,۰۰۰
۲,۰۰۰
۹۴
استخوان دو ران
۴,۰۰۰
۴,۰۰۰
۴,۰۰۰
۴,۰۰۰
۹۵
ترقوه
۲,۰۰۰
۲,۰۰۰
۲,۰۰۰
۲,۰۰۰
۹۶
دو استخوان ترقوه
۴,۰۰۰
۴,۰۰۰
۴,۰۰۰
۴,۰۰۰
۹۷
یک بند انگشت شصت
۵,۰۰۰
۵,۰۰۰
۵,۰۰۰
۵,۰۰۰
۹۸
یک دنده
۱,۰۰۰
۱,۰۰۰
۱,۰۰۰
۱,۰۰۰
۹۹
جنین


۵,۰۰۰
۵,۰۰۰
۱۰۰
جائفه
۳۳۳۳۳,۳۳
۳۳۳۳۳,۳۳
۳۳۳۳۳,۳۳
۳۳۳۳۳,۳۳
۱۰۱
نطق الحرف
۳۹۲۸,۵
۳۵۷۱,۴
۳۹۲۸,۵
۳۵۷۱,۴
۱۰۲
استخوان ساق پا
۲,۰۰۰
۲,۰۰۰
۲,۰۰۰
۲,۰۰۰
۱۰۳
استخوان دو ساق پا
۴,۰۰۰
۴,۰۰۰
۴,۰۰۰
۴,۰۰۰
۱۰۴
دو استخوان ساعد
۲,۰۰۰
۲,۰۰۰
۲,۰۰۰
۲,۰۰۰
۱۰۵
استخوان دو ساعد
۴,۰۰۰
۴,۰۰۰
۴,۰۰۰
۴,۰۰۰
۱۰۶
تیغه بینی
۳۳۳۳۳,۳۳
۳۳۳۳۳,۳۳
۳۳۳۳۳,۳۳
۳۳۳۳۳,۳۳
۱۰۷
بند انگشت
۳۳۳۳,۳
۳۳۳۳,۳
۳۳۳۳,۳
۳۳۳۳,۳
۱۰۸
انگشت
۱۱,۰۰۰
۱۰,۰۰۰
۵,۵۰۰
۵,۰۰۰
۱۰۹
دندان
۵,۰۰۰
۵,۰۰۰
۵,۰۰۰
۵,۰۰۰
۱۱۰
ناخن
۲,۰۰۰
۲,۰۰۰
۲,۰۰۰
۲,۰۰۰
۱۱۱
افضاء


۳۳۳۳۳,۳۳
۳۳۳۳۳,۳۳
۱۱۲
بکارت


مهر المثل + ارش البکاره
مهر المثل + ارش البکاره
۱۱۳
موضحه
۵,۰۰۰
۵,۰۰۰
۵,۰۰۰
۵,۰۰۰
۱۱۴
هاشمه
۱۰,۰۰۰
۱۰,۰۰۰
۱۰,۰۰۰
۱۰,۰۰۰
۱۱۵
منقله
۱۵,۰۰۰
۱۵,۰۰۰
۱۵,۰۰۰
۱۵,۰۰۰
۱۱۶
آمّه
۳۳۳۳۳,۳۳
۳۳۳۳۳,۳۳
۳۳۳۳۳,۳۳
۳۳۳۳۳,۳۳
۱۱۷
حارصه
حکومت
حکومت
حکومت
حکومت
۱۱۸
دامیه
حکومت
حکومت
حکومت
حکومت
۱۱۹
باضعه
حکومت
حکومت
حکومت
حکومت
۱۲۰
متلاحمه
حکومت
حکومت
حکومت
حکومت
۱۲۱
سمحاق
حکومت
حکومت
حکومت
حکومت
۱۲۲
چشم ناببنا
حکومت
حکومت
حکومت
حکومت
۱۲۳
دست زائد
حکومت
حکومت
حکومت
حکومت
۱۲۴
توانایی دویدن
حکومت
حکومت
حکومت
حکومت
۱۲۵
پای زائد
حکومت
حکومت
حکومت
حکومت
۱۲۶
دندان زائد
حکومت
حکومت
حکومت
حکومت
۱۲۷
عانه
حکومت
حکومت
حکومت
حکومت
۱۲۸
موی سبیل
حکومت
حکومت


۱۲۹
شکستن دندان
حکومت
حکومت
حکومت
حکومت
۱۳۰
شکستن فک‌ها
حکومت
حکومت
حکومت
حکومت
۱۳۱
نقص بینایی
حکومت
حکومت
حکومت
حکومت
۱۳۲
دریچهی قلب
حکومت
حکومت
حکومت
حکومت
۱۳۳
دست شل
حکومت
حکومت
حکومت
حکومت
۱۳۴
پای لنگ غیر سالم
حکومت
حکومت
حکومت
حکومت
۱۳۵
سیاه کردن ناخن
حکومت
حکومت
حکومت
حکومت
۱۳۶
آپاندیس
حکومت
حکومت
حکومت
حکومت
۱۳۷
انگشت زائد
حکومت
حکومت
حکومت
حکومت
Abstract:
Blood money (Wergild) is regarded as an amount of money paid as a punishment in killing an innocent person or incapacitating one of parts of his body. The blood money which is paid on body parts is divided into 2 categories according to its determination: determined blood money and non-determined blood money. The non-determined one is called government (for it is determined by the government). In Sunni jurisprudence the main cause of paying for a part of the body is its being beneficial and in Shiite law, the legislators refer to the Imams’ common or unique tradition to evaluate the amount of determined blood money.
The problem of paying for the internal parts of the body is not discussed by early jurisprudents and one cannot find any texts regarding its status; whereas contemporaries took it into account. The contemporary jurisprudents differ in this matter which kind of blood money belongs to the internal parts of the body: determined blood money or governmental one. The viewpoint of those scholars who believe in the determined blood money for internal parts accords with those traditions limiting the amount of blood money less than human life, because the determining of judicial amounts including the blood money is possible by deduction if its prerequisites are prepared. On the one hand the benefit of internal parts of body is greater than the outer parts, so obliging the payment for these parts is prior to the other parts, on the other hand the rule of paying the blood money for odd and even parts of the body is general and there is no reason to ignore it in the case of internal parts. Also the item 563 of the new penal code asserts the complete amount of blood money for internal parts of the body.
Keywords: Blood Money, Governmental Blood Money, Internal Part, Shiite sect,Four Sunni Sects.
University of Kurdistan
Faculty of Humanities and Social Sciences
Department of theology and Shafei jurisprudence an low
A Thesis Submitted to the Postgraduate Studies Office in Partial Fulfillment
of the Requirements for the Degree of M.A.
in theology and Islamic recognition
Title:
A Study of Internal Organ’s Wergild in The Five Islamic Sects
By:
NasimaGhaderian
The above thesis was evaluated and approved by the following members of the thesis committee with mark19.10 and excellent quality on october7, 2013.
PositionTitle and NameSignature
۱. Supervisor:Assist. Pros. Dr.Salem Afsari
۲. Advisor: Assist. Pros. Dr. ShahramMohammadi
۳. External Examiner: Assist. Pros.Dr. Raouf Rahnemoon
۴. Internal Examiner: Assist. Pros.Dr. SohailaRostami
Head of Department:
……………………..
Faculty Graduate Coordinator:
………………………………
University of Kurdistan
Faculty of Humanities and Social Sciences
Department of theology and Shafei jurisprudence an low
Title:
A Study of Internal Organ’s Wergild in The Five Islamic Sects
By:
NasimaGhaderian
Supervisor:
Dr. Salem Afsari
Advisor:
Dr. ShahramMohammadi
A Thesis
Submitted in Partial Fulfillment of the Requirements for the Degree of
M.A in theology and Islamic recognition
october 7, 2013
۱. الفیومی، المصباح المنیر، ج ۲، ص ۶۵۴؛ أبو حبیب، القاموس الفقهی لغه واصطلاحاً، ص ۳۷۶.
۲. همانها.
۳. ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۱، ص ۴۵۸؛ الجوهری، الصحاح تاجاللغه وصحاح العربیه، ج ۵، ص ۱۷۶۹؛ الرازی، مختار الصحاح، ص ۲۱۵.
۴. المرغینانی، الهدایه، ج ۴، ص ۵۰۶.
۵.ابن الأثیر، النهایه، ج ۳، ص۲۷۸؛ السرخسی، المبسوط، ج ۲۶، ص ۵۹.
۶. النساء،آیه ۹۲.
۷. در ترجمه‌ی آیات قرآن از تفسیر خرم دل استفاده شده است.
۸. الترمذی، سنن الترمذی، ج ۴، ص ۲۱، ح ش: ۱۴۰۶؛ آلبانی این حدیث را صحیح دانسته است: الآلبانی، صحیح وضعیف سنن الترمذی، ج ۳، ص ۴۰۶.
۹. النسائی، سنن النسائی، ج ۴، ص ۲۱،ح ش: ۴۸۶۰؛ آلبانی این حدیث را صحیح دانسته است: الآلبانی، صحیح و ضعیف سنن النسائی، ج ۱۰، ص ۴۳۲.ابن حِبّان، صحیح ابن حبان محققاً، ج ۱۳، ص ۳۵۱، ح ش: ۶۰۰۴: «مَنِ اطَّلَعَ إِلَى دَارِ قوم بغیر اذنهم ففقؤوا عنیه، فلا دیه ولا قصاص».
۱۰. الترمذی، همان، ص ۱۳، ح ش: ۱۳۹۱؛ آلبانی این حدیث را صحیح دانسته است: الآلبانی، صحیح وضعیف سنن الترمذی، ج ۳، ص ۳۹۱.
۱۱. البخاری، صحیح البخاری، ج ۹، ص ۱۱، ح ش: ۶۹۱۰.
۱۲. آنچه در حالت جنایت بر جنین واجب می‌شود که عبارت است از کنیز یا برده‌ی ممیّز سالم از عیب مبیع: الموسوعهالفقهیه الکویتیه، ج ۳۱، ص ۱۶۹.
۱۳. ابن عابدین، رد المحتار، ج ۶، ص ۵۷۳؛الحداد، الجوهره النیره، ج ۲، ص ۱۲۸؛ المیدانی، اللباب فی شرح الکتاب، ج ۲، ص ۱۲۵.
۱۴. عوده، التشریع الجنائی الإسلامی مقارناً بالقانون الوضعی، ج ۱، ص ۷۹؛ مجموعه من المؤلفین، الفقه المیسر فی ضوء الکتاب والسنه، ص ۳۴۱.
۱۵. «أَنَّ مَنْ اعْتَبَطَ مُؤْمِنًا قَتْلًا عَنْ بَیِّنَهٍ، فَإِنَّهُ قَوَدٌ إِلَّا أَنْ یَرْضَى أَوْلِیَاءُ الْمَقْتُولِ، وَأَنَّ فِی النَّفْسِ الدِّیَهَ مِائَهً مِنَ الْإِبِلِ، وَفِی الْأَنْفِ إِذَا أُوعِبَ جَدْعُهُ الدِّیَهُ وَفِی اللِّسَانِ الدِّیَهُ، وَفِی الشَّفَتَیْنِ الدِّیَهُ وَفِی الْبَیْضَتَیْنِ الدِّیَهُ، وَفِی الذَّکَرِ الدِّیَهُ وَفِی الصُّلْبِ الدِّیَهُ، وَفِی الْعَیْنَیْنِ الدِّیَهُ وَفِی الرِّجْلِ الْوَاحِدَهِ نِصْفُ الدِّیَهِ، وَفِی الْمَأْمُومَهِ ثُلُثُ الدِّیَهِ، وَفِی الْجَائِفَهِ ثُلُثُ الدِّیَهِ، وَفِی الْمُنَقِّلَهِ خَمْسَ عَشْرَهَ مِنَ الْإِبِلِ، وَفِی کُلِّ أُصْبُعٍ مِنْ أَصَابِعِ الْیَدِ وَالرِّجْلِ عَشْرٌ مِنَ الْإِبِلِ، وَفِی السِّنِّ خَمْسٌ مِنَ الْإِبِلِ، وَفِی الْمُوضِحَهِ خَمْسٌ مِنَ الْإِبِلِ، وَأَنَّ الرَّجُلَ یُقْتَلُ بِالْمَرْأَهِ وَعَلَى أَهْلِ الذَّهَبِ أَلْفُ دِینَارٍ»: النسائی، سنن النسائی، ج ۸، ص ۵۷، ح ش: ۴۸۵۳؛ ابن حِبّان، صحیح ابن حبان بترتیب ابن بلبان، ج ۱۴، ص ۵۰۱، ح ش: ۶۵۵۹؛النسائی، سنن الکبری، ج ۶، ص ۳۷۳، ح ش: ۷۰۲۹؛ آلبانی این حدیث را ضعیف دانسته است:الآلبانی، صحیح و ضعیف سنن النسائی، ج ۱۰، ص ۴۲۵.
۱۶. علاء الدین ابن عابدین، قره عین الأخیار، ج ۷، ص ۱۴۳.
۱۷. العینى، البنایه شرح الهدایه، ج ۱۳، ص ۱۶۰.
۱۸. الأزهری، الثمر الدانی،صص ۵۷۵_ ۵۷۴؛ العدوی، حاشیه العدوی، ج ۲، ص ۲۹۸.
۱۹. العدوی، همان.
۲۰. الرصاع، شرح حدود ابن عرفه، ص ۴۸۱.
۲۱. العدوی، حاشیه العدوی، ج ۲، ص ۲۹۸.
۲۲. ابن رشد، بدایه المجتهد ونهایه المقتصد، ج ۴، ص ۲۰۴.
۲۳. زکریا الأنصاری، أسنى المطالب، ج ۴، ص ۴۷؛الشربینی، الإقناع فی حل ألفاظ أبی شجاع، ج ۲، ص ۵۰۲؛ الشربینی، مغنی المحتاج، ج ۴، ص ۷۱؛ البُجَیْرَمِیّ، تحفه الحبیب، ج ۴، ص ۱۳۳؛ الرملی، نهایه المحتاج، ج ۷، ص ۳۱۵.
۲۴. الحصنی، کفایه الأخیار، ص ۲۶۰.
۲۵. الجمل، حاشیه الجمل،ج ۵، ص ۵۸؛ القلیوبی و عمیره، حاشیتا قلیوبی وعمیره، ج ۴، ص ۱۳۰؛ ابن حجر الهیتمی، تحفه

دیدگاهتان را بنویسید