منبع مقاله با موضوع شبکه های اجتماعی

است.هر شخص با برخورداری از میزانی از هوش هیجانی در مواجهه با وقایع زندگی به موضع گیری پرداخته و به سازش با آنها می پردازد.انسان با برخورداری از هوش هیجانی به خود نظم و ثبات می بخشد به طوری که اصولا هوش هیجانی بالا باعث می شود،شخص وقایع ناگوار کمتری را در زندگی تجربه کند(گلمن،1995)

بار- اُن(2001)هوش هیجانی را دسته ای از مهارت ها، استعدادها و توانایی های غیر شناختی می داند که توانایی موفقیت فرد در مقابله با فشارها و اقتضاهای محیطی را افزایش می دهد و از جمله اشخاصی است که به هوش هیجانی به عنوان یک ویژگی شخصیتی می نگرد. در برداشت دیگر به هوش هیجانی به عنوان یک توانایی ذهنی نگریسته شده (مایر و سالووی وکارسیو، 2000 ، نقل از کوچک انتظار- قدسی،1383).

1-3- ضرورت و اهمیت پژوهش
به دلایل زیر انجام این پژوهش لازم و ضروری به نظر می رسد:
1- شبکه های اجتماعی در بین افراد جامعه به ویژه جوانان و نوجوانان گسترش قابل توجهی پیدا کرده است و کمتر نوجوان یا جوانی است که در فسیبوک عضو نباشد و دقایقی از روز خود را در آن نگذراند و درصدی از این کاربران به فسیبوک وابسته شده اند و تدوین طرح درمانی برای حل مشکلات آنها لازم است.
2- وابستگی به شبکه های اجتماعی و اعتیاد به آن تاثیرات زیادی بر زندگی فرد می گذارد (از جمله افت تحصیلی، ایجاد مشکلات در روابط اجتماعی و افسردگی، کمرویی، تنها گرایی و غیره) و به همین دلیل تدوین برنامه ای برای کاهش وابستگی افراد به شبکه های مجازی می تواند در بهبود زندگی این افراد موثر باشد.
3- وابستگی به فیسبوک نه تنها باعث ایجاد مشکلاتی در زندگی خود فرد وابسته می شود بلکه مشکلاتی را هم را برای خانواده این افراد به ویژه نوجوانان وابسته ایجاد می کند.
4- تا کنون تحقیقی در داخل کشور در حوزه وابستگی به فیسبوک انجام نشده است.

5- دانش آموزان دبیرستانی در یکی از حساس ترین سال های زندگی خود هستند از طرفی تحصیلات آن با ورود به دانشگاه باید به ثمر بنشیند و از طرف دیگر در این دوران هویت آنها شکل می گیرد و وابستگی به شبکه های اجتماعی می تواند آثار کوتاه مدت و بلند مدت جدی بر آنها داشته باشد، لذا انجام اقداماتی برای کاهش این مشکل می تواند کمک شایانی به بهبود زندگی این افراد بکند.

1-4 اهداف تحقیق
1-4-1- هدف اصلی
بررسی تاثیر هوش هیجانی در کاهش وابستگی به فیس بوک دانش آموزان دختر مقطع دبیرستان شهر تهران
1-4-2- اهداف فرعی
بررسی تاثیر آموزش ارتقاء هوش هیجانی بر کاهش وابستگی به فیس بوک
بررسی تاثیر آموزش ارتقاء هوش هیجانی در کاهش وابستگی به فیس بوک پس از گذشت 1 ماه
1-5- سؤالات و فرضیه‏های تحقیق
آموزش ارتقاء هوش هیجانی موجب کاهش وابستگی به فیس بوک می شود.
پس از گذشت1ماه تاثیر آموزش ارتقاء هوش هیجانی بر کاهش وابستگی به فیس بوک تداوم خواهد داشت.

1-6 تعریف عملیاتی و مفهومی متغیرهای تحقیق
1-6-1- تعریف مفهومی
هوش هیجانی : به عنوان توانایی درک و بیان هیجانات، استفاده از آن و مدیریت هیجان ها درخود و سایر افراد تعریف شده است.( سالوی، بیدل و دتیلی رومای ر به نقل لز چرنیس ، 2002 ، نقل از گلستان جهرمی،1383).

وابستگی به فیس بوک : وابستگی به معنای عادت کردن غیر طبیعی جسمی یا روانی به هر ماده یا فعالیت خاص است از نشانه های اعتیاد ،اختصاص دادن زمان بیش از حد برای یک کار یا فعالیت های مرتبط با یک ماده خاص است که در ازای آن زمان برای انجام دیگر کارهای ضروری زندگی فدا می شود.همچنین فرد معتاد در صورت فقدان دسترسی به ماده یا فعالیت مورد نظر ،دچار علائم ذهنی –روانی یا جسمی می شودکه اصطلاحات هآ علائم ترک گفته میشود از دیگر نشانه های وابستگی این است که فرد به آسانی نمیتواند فعالیت یا ماده مورد نظررا ترک کند وبرای اجتناب از علائم ترک یا رسیدن به آرامش روانی،نیازمند تکرار مصرف ماده یا فعالیت مورد نظر است.در قالب یک جمله یعنی اینکه: ”ما در ارتباط با شبکه های اجتماعی آنچنان مجذوب شده‌ایم که احساس می‌کنیم با نبودن آن، ما نیز نابود می‌شویم“.)خدایی فر ،1392)
1-6 -2- تعریف عملیاتی:
وابستگی به فیس بوک : نمره ای که فرد در آزمون وابستگی به فیس بوک کسب می کند.
هوش هیجانی: نمره ای که فرد در آزمون هوش هیجانی بار–ان کسب می کند.

فصل دوم
مروری برادبیات و پیشینه تحقیق

2-1 تعریف وابستگی
براساس دیدگاه گریفیتز جزء اصلی وابستگی، وابستگی رفتاری است که دارای اجزای زیر است:

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

برجستگی: منظور از برجستگی این است که فعالیت معینی مهمترین فعالیت شخص شود و بر تفکر (اشتغال فکر یا تحریف شناختی) و رفتار او تسلط دارد.
تغییر خلق: شامل تجربیاتی است که افراد در اثر مشغولیت به فعالیت معینی گزارش می‏کنند یعنی فرد در یک حالت آرام بخش یا تخدیر کننده قرار می‏گیرد.
تحمل: این مورد شامل فرایندی است که در آن نیاز به فعالیت گسترده و روز افزونی برای رسیدن به همان اثرات قبلی است. مثلاً یک قمار باز ممکن است به طور روز افزونی میزان شرط بندی خود را افزایش دهد تا همان رضامندی را که در روزهای اول با شرط بندی کمتری به دست می‏‎آورد، حاصل نماید.
نشانه‎های کناره گیری: اینها شامل حالت‏ها یا اثرات فیزیکی ناخویشاندی از قبیل زودرنجی، حساسیت و… هستند که وقتی فعالیت خاصی ادامه نمی‏یابد یا ناگهان کاهش می‏یابد در فرد دیده می‏شود.
تعارض: این حالت شامل به وجود آمدن تعارض بین معتاد و افرادی که با او سروکار دارند (تعارض بین شخصی) یا در درون خود فرد (تعارض درون فردی) است که در ارتباط با یک فعالیت معین وجود دارد.
بازگشت (عود): شامل تمایل برای تکرار حالت‏های قبلی فعالیت‏ معین است که در موارد شدید سال‏ها بعد از کنترل رفتار نیز دوباره عود می‏کند (ویکتور ، 2003).

2-2 وابستگی و رسانه
نظریه وابستگی توسط بال رو کیچ و دی فلور مطرح شد.آنها رویکرد سیستمی وسیعی را در پیش گرفتند که رابطه یکپارچه ای میان رسانه ها، مخاطبان و نظام اجتماعی بر قرار می کرد (لیتل جان، 1384). طبق این نظریه افراد وابستگی های متفاوتی به رسانه ها دارند و این وابستگی ها از شخصی به بخص دیگر، از گروهی به گروه دیگر و از فرهنگی به فرهنگ دیگر تفاوت دارد. به نظر این دو محقق در جامعه ی جدید شهری – صنعتی، مخاطبان وابستگی زیادی به اطلاعات قابل اطلاعات رسانه های جمعی دارند؛ زیرا زندگی در جامعه نیاز مند اطلاعات قابل اعتماد و به روز است. این نطریه بر روابط سه گانه میان رسانه، مخاطبان و جامعه تاکید دارد.
محور اصلی این نظریه آن است که مخاطبان به منظور رفع نیاز و رسیدن به اهداف، به اطلاعات رسانه ها وابسته اند. یک فرد ممکن است با دو منبع گوناگون وابستگی رو برو شود. اولین منبع، تعداد و اهمیت کارکرد های اطلاعات است. رسانه برای مجموعه ای از کارکرد ها نظیر نظارت بر فعالیت های دولت و تفریح و سرگرمی به کار می روند. بعضی از این کارکرد ها برای هر گروه خاص از افراد مهم تر از سایرین است و هرقدر یک رسانه آن اطلاعات را بیشتر ارائه دهد، وابستگی آن گروه خاص به آن رسانه بیشتر می شود. دومین منبع، ثبات اجتماعی است. زمانی که تغییر در جامعه وجود دارد وابستگی مردم به رسانه ها برای اطلاعات افزایش می یابد. از سوی دیگر هنگامی که ثبات اجتماعی بالاست، نیاز به رسانه می تواند کم شود.
در هریک از سه واحد این نظریه (رسانه، مخاطب و جامعه) عواملی در افزایش یا کاهش وابستگی رسانه ها دخالت می کنند. الف) رسانه: نظام های رسانه ای از نظر تعداد و محوریت ارائه کارکرد های اطلاعاتی متفاوتند. مثلا آنها در جامعه جدیدی شهری – صنعتی چندین کارکرد دارند؛ کارکرد هایی مثل تهیا اطلاعات در باره دولت و سیاست برای مردم به شکلی که انجام انتخابات منصفانه مهیا شود، خدمت به عنوان رکن چهارم دولت، اعلام هشدار. عمومی در موارد بحرانی، تهیه اطلاعات مورد نیاز برای حفظ و چرخیدن نظام اطلاعاتی و عرضه حجم بزرگی از محتوای تفریحی و سرگرم کننده برای کمک به ایجاد آرامش و پر کردن اوقات فراغت مردم. هرچه رسانه ها در یک جامعه این کارکرد ها را بیشتر ارائه دهند، وابستگی به رسانه ها در آن جامعه بیشتر خواهد شد.
از نظر بال روی کیچ و دی فلور هرچه جوامع و فناوری رسانه پیچیده تر می شود، کارکرد های منحصر به فرد رسانه ها بیشتر و بیشتر می شوند. ب) مخاطب: درجه وابستگی به اطلاعات در میان مخاطبان تفاوت دارد. برخی افراد علاقه شدید به ورزش دارند، در حالی که گروه دیگری علاقه به اقتصاد دارند. بعضی به شدت در زمینه جامعه شهری فعالند و نیاز به اطلاعات در باره زندگی شهری و رویداد های محیطی دارند، در حالی که گروهی دروی گزیده اند و نیازی به دریافت اطلاعات در سطح محلی ندارند. برخی به این امر علاقه دارند که در رویداد های سیاسی مثل انتخابات و تظاهرات مشارکت فعال داشته باشند، در حالی که گروهی به مسائل عمومی هرگز علاقه پیدا نمیکنند. ج) جامعه: یکی از نیاز های مردم کاهش ابهام است. بال رو کیچ و دی فلور یادآوری می کنند که در یک جامعه پیچیده جدید موضوعات زیادی وجود دارند و مخاطب ممکن است راجع به آنها اطمینان نداشته باشد و موارد جدیدی نیز دائما اضافه می شوند. این ابهام تشویش آور است و در نتیجه آن ممکن است افراد به رسانه های جمعی روی آورند. این امر می تواند در تعریف و شکل دهی واقعیت قدرت زیادی به رسانه ها بدهد (خواجه ئیان و همکاران 1388).
بنابر این به طور خلاصه می توان گفت که مخاطبان به اندازه متفاوت تحت تاثیر رسانه ها قرار می گیرند و این میزان تاثیر با توجه به میزان وابستگی شان به رسانه مشخص می شود. مخاطبان برای اهداف و نیاز های خود از رسانه استفاده می کنند، اما در این فرایند ممکن است به آنها وابسته شوند. شکل 1 از الگوی زیر برای تبیین این فرایند استفاده کرده است:
این الگو نشان می دهد که نهاد های اجتماعی و نظام های رسانه ای با مخاطبان تعامل برقرار می سازند تا نیاز ها، علایق و انگیزه های افراد را برانگیزانند. بر اساس نظریه وابستگی، افرادی که به بخش ویژه ای از رسانه ها وابسته می شوند به طور شناختی، موثر و رفتاری تحت تاثیر آن بخش قرار خواهند گرفت و در حقیقت هوش هیجانی آنها از طریق آن بخش از رسانه تاثیر می پذیرد.
وابستگی زمانی گسترش می یابد که انواع مخصوصی از محتوای رسانه ها برای ارضای نیاز های مخصوصی به کار روند. افراد به طور مختلف نیاز هایشان را با رسانه ها رفع می کنند و هر فرد ممکن است در زمینه های مختلف از رسانه ها به طور متفاوتی استفاده کند.
علاوه بر این، نیاز های فرد همیشه کاملا فردی نیست، بلکه ممکن است به وسیله فرهنگ یا شرایط اجتماعی گوناگون شکل گیرد. به عبارت دیگر، نیاز ها، انگیزه ها و استفاده های افراد از زسانه ها به عوامل خارجی مشروط است که ممکن است در اختیار افراد نباشند. این عوامل خارجی برای اینکه نشان دهند رسانه ها چگونه قابل استفاده هستند، در گسترش گزینه های غیر رسانه ای دیگر محدودیت و مانع ایجاد میکنند. برای مثال ؛ ممکن است فرد مسنی که رانندگی نمیکند و دوستان کمی دارد بیشتر از سایرین به تلوزیون وابسته شود. کلا هرچه رسانه سریع تر در دسترس باشد، سود دریافتی بیشتر خواهد بود و استفاده از رسانه هرچه از نظر اجتماعی و فرهنگی پذیرفته تر باشد، به احتمال بیشتری استفاده از آن رسانه مناسب تر جایگزین کارکردن محسوب خواهد شد. علاوه بر این، فرد هرچه جایگزین های بیشتری برای ارضای نیاز هایش داشته باشد به رسانه خاصی کمتر وابسته خواهد شد. تعداد گزینه های کارکردی به هر حال فقط موضوع انتخاب فرد یا حتی موضوع ویژگی های روانشناختی نیست، بلکه بوسیله عواملی نظیر در دسترس بودن رسانه های مخصوص نیز محدود می شود (همان).
آنچه در این نظریه می بینیم وابستگی افراد به رسانه برای نیاز جستجوی اطلاعات است و در نتیجه همین جستجوی اطلاعات که در تئوری ادراک اجتماعی هم به آن اشاره شد، سبب وابستگی فرد به رسانه خاصی می شود و در نتیجه این وابستگی به رسانه قدرت تاثیر گذاری بزرگی میدهد که از طریق آن می تواند جنبه های مختلف هوش هیجانی مخاطب را افزایش دهد. در حقیقت ما در اینجا تلاقی دو نظریه وابستگی و نظریه ادراک اجتماعی را میبینیم که وابسته شدن فرد به رسانه خاص سبب تاثیر بر عامل ادراکی او و در نتیجه افزایش هوش هیجانی او توسط رسانه منتخب می شود.
شبکه‏های اجتماعی، به خصوص آنهایی که کاربردهای معمولی و غیرتجاری دارند، به خصوص آنهایی که کاربردهای معمولی و غیرتجاری دارند، مکان‏هایی در دنیای مجازی‏اند که مردم خود را خلاصه‏وار معرفی و امکان برقراری ارتباط بین خود و همفکرانشان را در زمینه‏های مختلف مورد علاقه فراهم می‏کنند. البته در بعضی از این موارد، مثل مای‏ناسا، سمت‏وسوی اصلی این علایق (فضا) مشخص است. به نظر می‏رسد شبکه‏های اجتماعی هم‏اکنون هم روزبه‏روز محبوب‏تر می‏شوند. با شبکه‏های اجتماعی، دیگر افراد برای پیداکردن همفکران خود در موارد گوناگون تنها نیستند؛ یک دوست آرژانتینی برای تحلیل بازی‏های یوکاجونیورز، یک دوست سوئدی برای صحبت درباره‏ی فناوری اطلاعات، یک دوست فرانسوی برای صحبت درباره‏ی فیلم‏های سینمای مستقل یا یک دوست مصری برای بحث درباره‏ی مسائل خاورمیانه. مسلماً در دنیای حقیقی هیچ‏گاه افراد علاقه‏مند، موضوعات مورد علاقه‏ی خود را به این گستردگی نمی‏یافتند. به این دلیل و شاید دلایل مشابه این، سرویس‏های شبکه‏های اجتماعی، به یکی از مهم‏ترین ارکان اینترنت در دو سه سال اخیر تبدیل شده‏اند. (یزدان‏پناه، 1389)

2-3 اعتیاد اینترنتی:
اعتیاد به اینترنت یا وابستگی به اینترنت را می توان نوعی استفاده از اینترنت دانست که به ایجاد مشکلات روان شناختی، اجتماعی، تحصیلی و حرفه ای در زندگی افراد منجر می شود. تاریخچه ی ظهور این اعتیاد به عنوان یک اختلال جداگانه، اولین بار در سال 1995 توسط ایوان گلدبرگ مطرح شد و در سال 1996 توسط یانگ توسعه یافت. از آن پس مراکز درمانی در سراسر امریکا و حتی دادگاه و سیستم قانونی این کشور وابستگی به اینترنت را به عنوان یک اختلال روانی واقعی پذیرفت. وابستگی به اینترنت را اعتیاد مدرن نامگذاری کرده اند. در واقع وابستگی های دیگر است؛ اگر چه این نوع وابستگی مشکلات جسمی اعتیاد های شیمیایی راندارد، مشکلات اجتماعی ناشی از آن همانند اعتیاد های دیگر است(شایق 1387).
امروزه محیط های مجازی که با پیشرفت علوم رایان های گسترش پیدا کرده اند، زمینه جدیدی را برای رضایت بخشی مجازی بوجود آورده اند که بررسی عوامل موثر بر آنها و پیامد های ناشی از آنها اهمیت پیدا کرده است. جذابیت این گونه از محیط ها اگرچه مجازی اند ولی به تدریج قادرند جای عناصر واقعی در زندگی انسان را بگیرند. به طوری که فرد، بودن در این فضا ی مجازی را ارضا کننده تر از دنیای واقعی بداند (دوران 1381). اینترنت، فرهنگ رسانه ای جهانی یکپارچه است، که اشکال سنتی جامعه پذیری خانواده و مدرسه را به مبارزه خوانده و اغلب از آن سبقت گرفته است. دنیای اینترنت در عین حال که روابط کودکان و نوجوانان را در جهان مجازی افزایش می دهد، در مقابل از دامنه روابط آنان در جهان واقعی کاسته می شود. بر این اساس انگیزه ی کاری بهره وری و بازده کاری این افراد در نتیجه استفاده بیش از حد از اینترنت پایین می آید.
دنیای مجازی، چت روم ها و بازی های اینترنتی به راحتی جایگزین انگیزه ی ایجاد شبکه های ارتباط اجتماعی و گسترش و تعمیق روابط در این شبکه و یا انگیزه فعالیت در حوزه های دیگر همانند حوزه انگیزشی تحصیل، انگیزش برای اشتغال و همانند اینها می شود.
در تحقیقات اخیر به تاثیر چشم گیر استفاده بیمار گونه از اینترنت بر تنش های اجتماعی، علمی و شغلی پرداخته شده است، افرادی همچون یونگ و سایر روان شناسان معتقدند که زیاده روی در استفاده از اینترنت می تواند برای سلامت فکری و فیزیکی فرد خطرناک باشد. همچنین در تحقیقات صورت گرفته از سوی شاتون

دیدگاهتان را بنویسید