دانلود پایان نامه : واقعیت درمانی در تمایز یافتگی و هم وابستگی زوجین ناسازگار – فروش پایان نامه

از یک لحاظ، شجره نگار خانواده هیچ گاه کامل نمی شود، زیرا اطلاعات جدید به دست آمده در طول درمان، به الگوهای اساسی واکنش عاطفی در هردو خانواده هسته ای و گسترده،  وضوع بیشتری می بخشد. نقاط عطف مهم برای خانواده (نظیر مرگ نا به هنگام یکی از اعضای اصلی) می تواند لحظه ی شروع مجموعه ای از مشکلات خانوادگی که ممکن است در نسل های مختلف انعکاس داشته باشد، نشان دهد (گلدنبرگ، 2000). در بسیاری از موارد نیز بوئن یکی از همسران را که پخته تر و تمایزیافته تر بود بر می گزید و مدتی با او کار می کرد. با این فرض که این شخص عضوی است که بهتر می تواند الگوهای قدیمی و کهنه درگیری عاطفی را در تعامل های خانواده به هم بریزد. وقتی آن شخص موفق به اخذ «موضوع شخصی » می شد، بوئن چنین استدلال می­کرد که به زودی سایر افراد هم مجبور به تغییر می شوند و متعاقب آن در مسیر خود به حرکت در می آیند. ممکن است پیش از رسیدن به نقطه ی تعادل جدید، یک دوره ی پرتلاطم از راه برسد، لیکن پیوندهای آسیب شناختی پیشین فرو پاشیده اند و هر کس به احساس فردیت بیشتری دست یافته است (گلدنبرگ، ایرنه و گلدنبرگ، هربرت ترجمه شاهی براواتی, 1388).

3)مثلث درمان:این فن مبتنی براین پیش فرض است که فرآیندهای ارتباطی دردرون خانواده،  یک فعال کننده ی مثلث های کلیدی مرتبط با علایم رافعال کرده اند تاثبات دوباره بازگردد وخانواده به طور خودکارتلاش خواهدکرد تادرمانگر را در فرآیندمثلثی شدن جای دهد. کروبوئن(1988)به درمانگران هشدارمی دهد که مراقب باشند دربرابر شیوه نیرومند، جذاب ویا نمایشی کسی درگیر نشود.  اگرآنهاموفق شدند، درمان به بن بست خواهدرسیدولی اگردرمانگربتواند خارج از مثلث بماند نظام خانواده واعضای آن به آرامی به جایی می رسندکه میتوانند ازآنجا یافتن راه برای پایان دادن به منازعات خودرا آغاز کنند (نیکولز،مایکل و نیکولز، شوارتز، ریچارد.2006دهقانی, 1393).

دررویکردبوئن درمان خانواده های اصلی،رهنمودی ،آرام ،واقع بینانه وبی طرفانه است. درمانگر لازم است بتواند افکارواحساسات خودرا بدون حالت دفاعی ویا نادیده گرفتن نظریات دیگران درمیان بگذاردودرپاسخ به واکنش های اعضای خانواده،همچنان آرام باقی بماند (شیشه بر, 1393).

4)آزمایش های ارتباط:آزمایش های ارتباطی حول دگرگونی ساختاری در مثلث های کلیدی به انجام می رسند.هدف کمک به اعضای خانواده است که از فرآیند نظام ها آگاه شوند.بهترین آزمایشات آنهایی هستند که توسط فوگاتی برای استفادهتوسط تعقیب کنندگان وفاصله گیرندگان هیجانی ,تدوین شدند.تعقیب کنندگان تشویق می شوندتا از طلب خود خودداری کنند,تقاضا کردن را متوقف  نمایندوفشار برای ارتباط هیجانی را کاهش دهند وببیننددر خود وارتباطشان چه اتفاقی می افتد.این تمرین به این منظور طراحی نمی شود که یک درمان سحر آمیز باشد,اما به مشخص شدن فرآیندهای هیجانی درگیر کمک می کند.فاصله گیرندگان تشویق می شوندکه به سوی شخصی دیگرحرکت کنند وبین افکار شخصی واحساسات رابطه برقرار نمایند.چاره ای برای اجتناب کردن یا تسلیم تقاضاهای دیگران شدن بیابند (نیکولز،مایکل و نیکولز، شوارتز، ریچارد.2006دهقانی, 1393).

5)آرامش وعینینت:به معنای فرآیند کنترل عینی بودن خود در پاسخ به خانواده,درمانگر قادر است افکار واحساسات خود را بدون حالت دفاعی ویا نادیده گرفتن نظریات دیگران در میان بگذارد (کارلسون و اسپری.الولویس جی ترجمه نوابی نژاد, 1387).

6)رابطه فرد با فرد:در این تکنیک دو عضو خانواده نسبت به یکدیگر یا شخصا با یکدیگر ارتباط بر قرار می کنند.آنها راجع به دیگران(مثلث سازی)وراجع به مسایل غیر شخصی حرف نمی زنند.برای نمونه پدر ممکن است به پسرش بگوید”اعمال تو مرا یاد خودم می اندازد” وپسرش در پاسخ ممکن است بگوید”من واقعا چیز زیادی راجع به شما وقتی که یک پسر بچه بودی نمی دانماطفا راجع به این که وقتی سن من بودی ,چه کار می کردی وچه احساسی داشتی برایم بگو (گلادینگ، ساموئل2000ترجمه بهاری, 1390).

7)تعلیم دادن:چاره بوئنی برای نقشی استکه به لحاظ هیجانی بیشتر درگیر است ودر بیشتر شکل های درمان مشترک است.درمانگران بوئنی با نشستن در جایگاه یک تعلیم دهنده,امیدوارند که از پیشی گرفتن از بیمارن یا گرفتار در مثلث های خانوادگی اجتناب کنند.تعلیم دهی به این معنب نیست که به افراد بگویند چه کار کنند بلکه به معنای پرسیدن سوالات مربوط به فرآیند است که برای کمک به مراجعان تدوین شده اند تا فرایند های هیجانی خانوادگی ونقش خود را در انها بفهمند (نیکولز،مایکل و نیکولز، شوارتز، ریچارد.2006دهقانی, 1393). موضع من:اتخاذ یک موضع شخصی ,گفتن اینکه چه احساسی دارید,به جای اینکه دیگران چه کار می کنندیکی از مستقیم ترین راههای شکستن چرخه های واکنش دهی هیجانی است.یعنی تفاوت میان گفتن”تو تنبل هستی” و”کاش بیش تر کمک می کردی”.در مانگران بوئنی نه تنها مراجعان را به اتخاذ موضع من تشویق می کنند.بلکه خودشان نیز آن کار را انجام می دهند (نیکولز،مایکل و نیکولز، شوارتز، ریچارد.2006دهقانی, 1393). درمان خانواده چند وجهی:بوئن در نسخه خانواده چند وجهی خود با زوج ها کار می کرد.به نوبت به هریک توجه می کردوبعد به نفر بعدی تا تعامل را به حداقل برساندوایده آن است که یک زوج با مشادهده دیگران بیشتر راجع به مشکلات هیجانی بیاموزد,کسانی که کمتر با آنها تماس داشته اند وچشم احساسات را بر آنها تیره نکرده است.

10)پرسشگری:از نظر بوئن برای رسیدن به حقیقت پرسش ضروری است.در این فرآیند اعضای خانواده از دیدگاه دیگران مطلع وبه موقعیت های زیادی نائل خواهند شد (حسینی بیرجندی, 1381). این روش باعث می شود که به فر آیندهای هوشی وتفکر تمرکز شود.تفکر اعضای خانواده بیرون ریخته می شود تا اعضای خانواده بتواننداز دیدگاههای یکدیگر مطلع شوند (کارلسون و اسپری.الولویس جی ترجمه نوابی نژاد, 1387).

داستانهای جابه جایی:این فن از آن گویرین است.یعنی نشان دادن فیلم ها ونوارهای ویدئویی وگفتن داستانها برای آموزش اعضای خانواده درباره نظامهای ی که به واسطه به حداقل رساندن دفاعی بودن خود دارای کارکرد هستند.

تمایزیافتگی درمانگر:

اصرار بوئن در مورد اینکه درمانگر وارد سیستم عاطفی خانواده نشود با رویکرد «غرقه ی کامل» خانواده درمانگرهایی نظیر آکرمن، ستیر، کمپبل یا ویته کر اختلاف چشمگیری دارد. بوئن معتقد است به عنوان یک پیش نیاز برای کار موثر با خانواده ها، درمانگران باید نسبت به اینکه خودشان چگونه تحت تاثیر خانواده ی اصلی شان بوده اند، آگاه باشند. در واقع، بوئن به طور فزاینده ای بر تمایزیافتگی خود درمانگر به عنوان عامل اصلی کارش تاکید می ورزد و معتقد است هر چه درمانگر بر روی تمایزیافتگی از خانواده ی اصلی خویش بیشتر کار کرده باشد، بهتر می تواند موضع بی طرف، غیرقابل نفوذ و عینی خود را در طول کار درمان حفظ کند. اگر یک درمانگر بیشتر از حد با یک عضو خانواده در مواجهه درمانی همانند سازی کند، احتمال دارد که موضوعات حل نشده ی دوران کودکی خودش دوباره زنده شود. بدون خود آگهی، ادراک های فرد، متاثر از تاریخچه ی شخصی او به غلط تعبیر می شوند. در آن صورت درمانگر ممکن است نتواند درکارش با دید عینی برخورد کند و یا برای درک مراجعان ویژه ای آمادگی داشته باشد. این قضیه اجتناب ناپذیر است که مسئله ای که تمایز یافتگی از خانواده ی اصلی را برای درمانگر تا این اندازه مهم می سازد این است که الگوهای رفتاری بین اشخاصی که درمانگر در خانواده ی اصلی خود آموخته است، در رابطه با مراجعان، تکرار خواهد شد(کوری[1]، 1996).

بوئن 5کارکرداساسی درمانگررادر،فرآینددرمان خانواده به شرح زیربیان می کند:

1)رابطه بین زن وشوهرراتعریف وروشن سازید(یعنی شجره نامه راترسیم کنید وبه کاربندید).

2)خودراازمثلث خانواده دورنگه دارید.

3)کارکردنظامهای عاطفی خانواده را آموزش دهید،درحالیکه ازنظریات این الگواستفاده میکنید.

4)تمایز وتقارنرابه وسیله کنترل خوددرطول درمان،نشان دهید.

5)مساله جدایی وقطع رابطه راحل کنید (کارلسون و اسپری.الولویس جی ترجمه نوابی نژاد, 1387).

[1] Kowri