پایان نامه با واژه های کلیدی روابط اجتماعی

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ه درباره مکارم اخلاق دست به نگارش زد، اخلاق را شامل شکوفا شدن تمام ابعاد مثبت انسانی میداند که از حدود خوش‌رویی و نرمی در برخورد با همنوعان فراتر رود و انسان را در پیمودن و رسیدن به هدف اعلای زندگی کمک نماید.
امام علی (ع) فرموده است: (( لوکنا لا نرجو جنه و لا نخشی ناراً و لا ثوابا و لا عقباً لکانَ ینبغی لَنا ان نطالب بمکارم الاخلاق فانها مما سبیل النجاح)). (مستدرک وسائل،ج11،ص193)
اگر به فرض، امیدی به بهشت و ترسی از دوزخ نداشته باشیم اگر فرضاً ثواب و عقابی در قیامت نباشد بازهم لازم است از خود مکارم اخلاقی و سجایای انسانی را مطالبه نمائی‌ام، زیرا قرار گرفتن صفات پسندیده و بکار بستن آن‌ها از عوامل مؤثر رستگاری است و در زندگی بشر مایه خوشبختی و سعادت است . ازنظر امام علی(ع) عالی‌ترین سرمایه و افتخار اخلاق پسندیده است و سجایای اخلاقی و صفات انسانی، رمز کاریابی و موفقیت و بهترین وسیله برای سازگاری با دیگران در اجتماع است چرا که حسن خلق و رفتار پسندیده میتواند آدمی را در نظر مردم عزیز و محبوب نماید و موجب آسایش مادی و معنوی او را فراهم نماید.
در نهج‌البلاغه آمده است : ((اکرم الحسب حسن الخلق)) (( عالی‌ترین مایه بعد و شرف آدمی، حسن خلق است.))
( نهج‌البلاغه، ص1094).
و همچنین امام علی(ع) اخلاق پسندیده را عامل جذب و استحکام رابطه دوستی میداند و میفرمایند:
(( من حسن خلقه کثر محبوه و انست النفوس به))( غرور الحکم). (( کسی که اخلاقش نیک باشد، دوستانش فراوان و مردم با او انس میگیرند.))
و بااینکه اخلاق ناپسندیده نیز باعث میشود که دیگران از دور از پراکنده گردند در همین ارتباط میفرمایند:
(( من ساء خلقه اعوزه الصدیق و الرفیق))( همان). (( کسی که به اخلاق باشد ، دوستان و رفیقان او پراکنده میشوند و او را رها میکنند.))
امام معتقد است افرادی که اخلاق ناپسند دارند به لحاظ روحی و روانی در عذاب و ناراحتی هستند و باعث میشود که زندگی بر آنان سخت بگذرد امیرالمؤمنین میفرمایند:
(( سوءالخلق نهد العیش و عذاب و النفس)) (( چه کسی غم و اندوهش از همه بیشتر است؟ فرمودند : (( اسوئهم خلقاً !))( مستدرک الوسائل، جلد2، ص338).کسی که از همه اخلاقش بدتر است.
همان‌طور که بیان شد اخلاق ناپسند باعث آشفتگی روحی و روانی میگردد و فرد به دلیل عدم ارتباط درست صحیح به لحاظ اخلاقی منزوی میگردد و احساس غم و اندوه میکند.
افرادی که موردتوجه خداوند هستند دارای اخلاق نیکو و پسندیده هستند دراین‌ارتباط مولای متقیان امام علی (ع) میفرمایند:
(( اذا حب الله عبداً خیراً رزقه قلباً مسلماً و خلقاً قویماً))( غررالحکم، 1362،ج3،ص167).
((هنگامی‌که خداوند بندهای را دوست بدارد به او قلب سلیم و اخلاق معتدل و شایسته میدهد.))
ازنظر امام برترین صفات تواضع و حلم و انعطاف‌پذیری و مدارا کردن با دیگران است چراکه هر یک از صفات باعث میشود فرد توانایی سازگاری در زندگی اقوامی را کسب نماید حضرت میفرماید:
((اشرف الخلائق التواضع و الحلم ولین الجانب)) برترین صفات اخلاقی، تواضع و حلم و نرمش انعطافپذیری و مدارا است. (غررالحکم، 1367،ج2، ص442)
و نیز توصیه میکنند که: (( خالطوا الناس مخالطه ان متم معها تبکوا علیکم و ان عشتم خطوا الیکم)) (همان، ص123).
(( با مردم چنان آفرینش و رفتار نمایید که اگر در آن حال مردید در جدایی بر شما بگیرند و اگر زنده ماندید خواهان معاشرت با شما باشند.))
در تعاملات و روابط اجتماعی امام علی(ع) مردم را متوجه نیروی باطنی و درونیشان میکند و تأکید بر وجدان اخلاقی دارد و هر انسانی را موظف میداند که در برخورد با دیگران از ندای درونی خود پیروی کند و خواهش فطرتش را معیار عمل با دیگران بداند.
حضرت به شیخ شامی میفرماید:
(( با شیخ ارض ما ترسی لنفسک و اَت الی الناس ما تحب ان یوتی الیک)) برای مردم آن را بخواه که برای خود میخواهی و با دیگران طوری رفتار کن که مایلی دربارهات آن‌چنان کنند.))
امام (ع) نیز در بحث اخلاق به محیط زندگی افراد اشاره مینماید و معتقد است که محیطهای پاک غالباً افراد پاک و محیطهای آلوده افراد ناپاک را پرورش میدهد و چنان محیط زندگی بر اساس فضیلت و پاکی استوار باشد به‌تدریج اخلاق پسندیده در فرد ریشه میکند و با تداوم آن عادت میشود و همواره در سیر سعادت گام برمیدارد و نیز اگر در محیطی ناپاک ریشه کند،اخلاق ناپسند را نیز کسب میکند و باعث بدبختی او خواهد شد و همچنین اشاره به نقش وارث در اخلاق دارد که میفرماید:
حسن الاخلاق برهان کرم الاغراق، اخلاق پاک و نیک، دلیل وارثهای پسندیده انسان است ( غررالحکم،1377). و نیز معتقد است که ادب و تربیت صحیح و فضائل را فرزندان از پدران خود به ارث میبرند.
امام علی(ع) دانش و معرفت و افزایش آگاهی از مبدأ و معاد و اطلاع از آثار و پیامدهای فضائل و رذایل اخلاقی را در پرورش اخلاق مؤثر میداند و میفرمایند:
(( یسیر المعرفه یوجب الذهد فی الدنیا)) مختصر معرفت و آگاهی ، موجب زهد در دنیا میشود.( غررالحکم، 1377، ج1،ص154).
معرفت و شناخت و آگاهی باعث پاکی اعمال و اخلاق میشود و در حدیثی میفرمایند :
(( لن یزکی العمل حتی یقار نه العلم)) هرگز اعمال آدمی پاکی نمیشود ،مگر اینکه قرین با علم و معرفت گردد))( همان).
همچنین جهل را ریشه رذایل و فساد اخلاقی میدانند و در حدیثی میفرمایند: ((الحرص و الشره و البخل نتیجه الجهل)) حرص و طمع و بخل ، نتیجه جهل و نادانی(همان).
افراد حریص و طماع به دلیل جهل و نادانی خود بیش از نیاز به زندگی علاقه به مال و ثروت دارند که یک رفتار غیرعقلانی است.
افزایش و کسب آگاهی سبب میشود که انسان شرایط مناسبی را برای کسب فضائل اخلاقی به دست آورد و جهل و نادانی محیط آمادهای را در فکر و جان انسان برای رویش خارهای رذایل فراهم میسازد.
اخلاق در نهج‌البلاغه
نهج‌البلاغه را به جد میتوان منشور اخلاقی در فرهنگ اسلامی نامید. جورج جرداق نهج‌البلاغه را آینه اخلاق صحیح انسانی میداند و میگوید : «نهج‌البلاغه در طرفداری از حقیقت و نابود ساختن باطل، نیرویی فوق‌العاده است. در آشکار ساختن مظاهر طبیعت و به دنبال آن در تعظیم آفریدگار جهان و اثبات قدرت بیمانندش، سخنگوی آگاه است. »( مطهری،ص 95).
نهج‌البلاغه، جنبههای متعددی از اخلاق معنوی و دینی را عرضه میکند. همین نکته راز توجه بسیاری از بزرگان در طول تاریخ بشری بدین کتاب است. بیتردید در جهان اسلام پس از قرآن کریم کتابی وجود ندارد که تا این اندازه ذهن و روان افراد متفاوت را به خود جلب کرده باشد. خلاصه آنکه در نهج‌البلاغه آینه تمام نمایی آر خالق فردی، جمعی و الهی را مشاهده میکنیم.
اخلاق در اندیشه علوی
امام علی (ع) حسن خلق و صداقت را سرآمد ایمان معرفی کرده، میفرماید :
« رأس الایمان حسن الخلق و التحلی بالصدق» (فهرست غررالحکم،1377، ص94) ؛ « سرآمد تمام وظایف اخلاقی برای افراد باایمان این است که خود را به اخلاق پسندیده متعلق سازند و به زیور راستی و راست‌گویی بیارایند.»
بنابراین، اهمیتی که اسلام برای اخلاق حمیده قائل نیست. اسلام پاداش هر عمل شایسته را مبتنی به حسن خلق میداند.
امام صادق (ع) فرمود :
«ان الله تبارک‌وتعالی لیعطی العبد من الثواب علی حسن الخلق کمایعطی المجاهد فی سبیل الله یغدوا علیه و یروح» (بحارالانوار،ج 68، ص 377).
« خداوند به بنده خود در مقابل حسن خلق،پاداشی میدهد همانند اجر مجاهد درراه خود ،که روز و شب در فعالیت و کوشش باشد.»
خداوند انسان را زیبا و نیکو آفرید، لیکن این انسان است که باید اخلاق شایسته کسب کند و خود را به زیور آن نیز بیاراید.
جریربنعبدالله میگوید: پیامبر خدا (ص) در خطاب به من فرمود :
«انّک امرء قد احسن الله خَلقک فَاَحسِن خُلقک.»( سفینه البحار، ج 1، ص 410).
« ای جزیره! خداوند تو را نیکو آفرید،تو نیز با حسن خلق و زیباییهای اوصاف حمیده، صورت باطنی خویش را پسندیده و شایسته ساز.».
حضرت امیر (ع) میفرماید:
« حسن الخُلق للنفس و حسن الخَلق للبدن.»( فهرست غرور الحکم،1377، ص95).
« خلق نیکو و زیبا برای جان آدمی و خلقت نیکو برای بدن و جسم انسان است.»
اخلاقی یکی از شعبههای حکمت عملی است که آن را علم چگونه زیستن دانستهاند. بر اساس قواعد اخلاقی، رفتار انسان برای دستیابی به سعادت و کمال توجیه میشود و نیک و بد و به‌طورکلی وظایف فردی و اجتماعی انسان مشخص میشود(دکتر رزمجو،1384).
محاسن اخلاقی و مکارم اخلاقی صفات پسندیده آدمی را تشکیل میدهد. محاسن اخلاقی به صفاتی گفته میشود که نتها در رفتار ظاهری او انعکاس دارد ولی ممکن است شخصیت عالی نداشته باشد؛ همانند تمیزی و آراستگی ظاهری، خوش‌رویی، رعایت آداب اجتماعی در برخورد با دیگران که صاحب این صفات گرچه از محاسن اخلاقی برخوردار هست و رفتار ظاهری او پسندیده است ولی ممکن است فردی ستمگر، دورو، در حدّ حیوانیت سقوط کرده باشد( دکتر رزمجو،1384).
مکارم اخلاقی به صفاتی گفته میشود که در درون و جان آدمی جای گرفته باشد همانند خداترسی، نوع‌دوستی،عدالت‌خواهی، راستی و درستی که باعث عظمت شخصیت میشود و از او انسانی وارسته و عالی و متعالی میسازد و صاحب آن به‌مراتب کمال و کرامت آدمی نائل میشود( نهج‌البلاغه،خطبه192).
امام علی _علیه‌السلام _ در نهج‌البلاغه به مکارم اخلاقی توجه داده، و از محاسن اخلاقی به نیکی یادکرده و رعایت آن‌ها را به انسانها توصیه کرده است.
تربیت چیزی جز آموزش آداب پسندیده و متعلق کردن فرد به اخلاق نیکو به‌منظور شکوفایی استعدادها و تلطیف عواطف و احساسهای او نیست. درواقع، باتربیت سعی میشود تغییرهایی مطلوب در وجود انسان برای رسیدن به کمال ایجاد شود ( همان، ص140-141).
حال که مفهوم اخلاق و تربیت روشن نمودیم و رابط آنان را دانستیم به بحث پیرامون تربیت اخلاقی میپردازیم.
ساختار اخلاقی و تربیتی نهج‌البلاغه
اهمیت اصول تربیت اخلاقی نهج‌البلاغه آنگاه روشن میشود که با سایر مکتبها و مبانی تربیتی آن‌ها سنجیده شود؛ زیرا مکتب‌ها و مذهبهایی هستند که مادی بودن و علاقه های دنیایی را به‌طور مطلق نفی میکنند و به زنگی دنیایی بادید تحقیر مینگرند؛ همانند دین هندو و بودا؛ یا شیوههایی که در ریاضتهای شاق جسمانی جوکیان و یا بعضی از صوفیه و یا در رها نیت مسیحی مشاهده میشود که به‌اصطلاح تنها درصدد تعالی روح هستند و کالبد جسمانی خود را از بهره‌وری نعمتهای حلال خداوندی بیبهره ساختهاند(همان).
در مقابل، مکتبهایی چون کمونیست یا کاپیتالیسم وجود دارند که اساس آن‌ها بر ماده‌گرایی استوار است و پیروان آنان جز به نان و اقتصاد و رفاه مادی و لذتهای جسمانی نمیاندیشند و درنتیجه، در فساد و تباهی غوطهورند (همان، ص138).
مکتب تربیتی نهج‌البلاغه – که برجهان بینی توحیدی اسلام استوار است – دربردارنده‌ی تعادل و هماهنگی بین امور مادی و معنوی است،و مکتبی است که مادی بودن را اصل میداند ولی هدف بودن آن را انکار میکند. این مکتب بر نردبان مادی بودن، انسان را به صعود بر بام بلند آفرینش و به‌سوی خداوند دعوت میکند وزندگی معنوی را بر بنیاد وزندگی مادی بنا می‌سازد(همان،ص139).
در مکتب نهج‌البلاغه به پرورش انسان صالح مو من توجه شده و هر دو بعد جسم و روح و جنبههای مادی و معنوی، دنیایی و آخرتی او موردتوجه قرارگرفته است. اگر برخی از روش‌های تربیتی تنها به جنبه محسوس و مادی نگریستهاند یا تنها به جنبه روحانی انسان توجه کردهاند یا برخی اصالت اجتماع را مطرح ساختهاند نهج‌البلاغه با جامعیت خاص، برای همه نیازهای فردی و اجتماعی، مادی و معنوی آدمی چاره‌اندیشی کرده است. روش تربیتی نهج‌البلاغه متناسب با فطرت و سرشت بشری بوده و تمامی احتیاجهای جسمی و روانی و فردی و اجتماعی انسان را موردتوجه قرار داده است(همان،ص137).
شخصیت والای حضرت علی ـ علیه‌السلام ـ خود نمونه کامل تربیتی اسلام متبلور عینی تفکر وبینش توحیدی است، آن حضرت از سنین کودکی در کنار پیامبر اکرم ـ صلی‌الله علیه آله ـ و تحت سرپرستی آن انسان بزرگ قرار گرفت و پرورش یافت.
ابعاد روحی و مکارم والای آن حضرت یا فرهنگ زلال وحی و قرآن شکل‌گرفته و تا آنجا پیش رفت که، قرآن ناطق و مفسـّر و شارح راستین این کتاب مقدس گردید. آن حضرت در مورد دوران کودکی که در دامن تربیتی پیامبر اکرم ـ صلی‌الله علیه وآله ـ پرورش مییافت،فرموده است:
(( شما میدانید مرا نزد رسول خدا چه رتبت است و خویشاوندیم با در چه نسبت است. آنگاه‌که کودک بودم مرا در کنار خود نهاد و بر سینه خویش جا داد مرا در بستر خویش میخوابانید چنان‌که تنم را تن خویش میسود و بوی خوش خود را به منمی بویانید و گاه بود که لقمهای جویده و میگذاشت. از من دروغی نشنید و خطایی در کردار ندید ….من در پی او بودم چنان‌که شتر بچه در پی مادر ـ سایه به سایه آن حضرت حرکت میکرد ـ هرروز برای من از اخلاق خود نشانهای به پا میداشت و مرا به پیروی آن میگماشت … من سومین مسلمان بودم ـ پس از پیامبر ـ صلی‌الله علیه وآله ـ و خدیجه ـ علیها السلام ـ نور وحی را میدیدم و بوی نبوّت را میشندیم،از هنگامی‌که وحی بر پیامبرـ صلی‌الله علیه وآله ـ فرود آمد آوا و ناله شیطان را شنیدم،از پیامبر در مورد آن پرسیدم، فرمود: این شیطان است از اینکه او را نپرستیدم ناامید و نگران است ـ بعد فرمود ـ همانا تو میشنوی آنچه من میبینم جز اینکه تو پیامبر نیستی ولی تو وزیری و به را خیر میروی ـ سرانجام کار خیر و سعادت است ـ.)) (نهج‌البلاغه، خطبۀ192).
امام علی ـ علیه‌السلام ـ در نهج‌البلاغه عوامل بسیاری را به‌عنوان مبانی اخلاقی و لوازم عزت دنیا و آخرت آدمی معرفی کرده است این صفات لازمه شخصیت اسان کامل است؛ صفاتی همچون دانش‌اندوزی و توأم با عمل، زهد ورزی و بیاعتنایی به جلوههای دنیایی، آزادگی و آزادمردی،دادگری و ظلم‌ستیزی، نظم و حسابرسی در امور، تقوای الهی، حسن معاشرت و خوش‌خلقی و انسان‌دوستی، شکیبایی، وفاداری، ثابت‌قدم، رازداری، فروتنی، دوراندیشی، میانه‌تری، یادآوری مرگ، عبرت از احوال گذشتگان و … .
این صفات در دو محور اخلاق فردی و اخلاق اجتماعی قابل‌تقسیم است.
الف: اخلاق فردی
دانشاندوزی توأم با عمل
در دیدگاه نهج‌البلاغه علم توأم با عمل و عاملان عامل از پایگاهی رفیع برخوردارند .امام در فضیلت علم در مقایسه با دارایی فرمود:
(( دانش از دارایی بهتراست؛ چراکه دانش تو را پاسدار است و تو مال را نگهبان، مال با هزینه کردن کم آید اما دانش با اتفاق آن میبالد ـ به برگ و بار مینشیند ـ و شخصیت پرورده شده توسط مال، با نابودی مال، نابود ـ میشود. به‌وسیله دانش، آدمی در زندگی توفیق عبادت پیدا میکند …..علم فرمانرواست و مال فرمان‌بر و مغلوب.))( نهج‌البلاغه،حکمت 147).
امام درد مورد عمل کردن به علم فرمود:
اَن الِعالِمُ العامِل بِغیرِ عِلمُه کَالجاهِلُ الحائرُ الَذی دانشمندی که برخلاف علمش عمل کند چنان نادانی سرگردان است که از نادانی خویش هوشیار نگردد بلکه حجت بر عقاب او بیشتر است و حسرت اندوهش زیادتر و سرزنشش نزد خداوند افزون‌تر است)). (همان،خطبه110)
بیاعتنایی به زخارف دنیوی
در مکتب تربیتی اسلام دل به مال و جاه بستن و آرزوهای طولانی نسبت به تأمین لذتهای جسمانی و هوای نفسانی داشتن مذموم شناخته‌شده است، ولی زهدی که در اسلام و نهج‌البلاغه از آن تمجید شده است از نوع رهبانیت مسیحی و انزوای صوفیانه نیست؛ چراکه در این نوع، زهد ملازم با ترک دنیا و گریز از جامعه و دست کشیدن از کار وزندگی است.

انسان دست‌پرورده نهج‌البلاغه ضمن دل نبستن به آنچه بقا و وفا ندارد و ضمن تحت تأثیر واقع نشدن نسبت به امور فریبنده جهان مادی، هیچ‌گاه از کار و کوشش دست برنداشته و از رزق حلال خداوندی بهره خویش را میجوید، به وظایف فردی و اجتماعی خود اقدام کرده و از سهم و نصیب خود در دنیا برخوردار میشود.
امام علی ـ علیه‌السلام ـ زاهدان را چنین تعریف کرده است:
(( زاهدان مردمی بودند در دنیا که ظاهر از اهل دنیایند اما درواقع، اهل آن نیستند آنان در دنیا

دیدگاهتان را بنویسید