پایان نامه با کلید واژگان برنامه آموزشی، اجرای برنامه، ارزشیابی آموزشی، تصمیم گیری

شغلی و دانشی و مهارتها و نگرشهای ضروری برای انجام آن وظایف است. نیازسنجی (تعیین نیازهای) آموزشی عبارت است از شناسایی نیازها (فاصله میان آنچه که هست و آنچه که باید باشد) و درجه بندی آنها به ترتیب اولویت و انتخاب نیازهایی که باید کاهش یابد و یا حذف شود (کاظمی،‌۱۳۷۶، نقل از بهمنی،۲۲ و ۲۳).
تعیین اهداف آموزشی
از آنجا که هدفهای آموزشی، مقصود و نیت اصلی آموزش را مشخص می‌کند و سایر عناصر برنامه‌های آموزشی بر مبنای آن شکل می‌گیرد، از نقشی محوری برخوردار است (فتحی‌واجارگاه،۱۳۸۶،ص۱۴۳). دلیل وجودی هر سیستم آموزشی، تحقیق بخشیدن به هدفهای آن نظام است. اگر هدفهای مورد نظر به درستی تحلیل و اولویتهای آن به روشنی تعیین و تصریح نشده باشند، امکان حرکت و فعالیت صحیح و در نهایت تحقق هدفهای آموزش در درون آن نظام غیرممکن خواهد بود؛ زیرا براساس هدفهای آموزش است که برنامه‌ریزی آموزشی و برنامه‌ریزی درسی و فعالیت درون سیستمهای آموزشی شکل می گیرد. اگر هدفهای مورد نظر مبهم و یا به صراحت تعیین نشده باشند، اساس قابل قبولی برای ارزشیابی نتیجه کار نظام آموزشی یا برنامه‌ریزی آینده آن دردست نخواهد بود. علاوه بر این اگر هدفهای آموزشی دقیق و روشن بیان نشده باشند، هیچ مبنای معتبری برای طراحی و انتخاب مواد و وسایل‌،محتوا و روشهای آموزشی وجود نخواهد داشت( شعبانی، ۱۳۷۲، نقل از بهمنی‌، ۲۷ و ۲۸ ).
معمولاً اطلاعات لازم برای آموزش های مورد نیاز و تعیین اهداف آموزش از شناسایی نیازهای آموزشی به دست می آید. اهداف آموزشی را به دو سطح کلی و اختصاصی تقسیم می کنند.
اهداف کلی آموزش، اظهارات یا عبارات نسبتاً جامعی هستند که نتایج مورد نظر برنامه‌های آموزشی را تشریح می کنند در حالی که اهداف اختصاصی، شرح کارهایی است که فراگیر در پایان دوره آموزشی قادر به انجام دادن آنها خواهد بود(چیذری‌، ۱۳۷۶ نقل از عنایتی، ۳۸ ).
طراحی برنامه‌های آموزشی۴۳
الف) تعیین محتوای آموزشی
محتوا، اصول و مفاهیمی است که به فراگیران ارائه می‌شود تا ورود آنان را به فعالیتهای آموزشی میسر و رسیدن آنان را به هدفهای اجرایی امکان پذیر سازد‌. محتوای آموزش باید براساس هدفهای آموزشی معین، تهیه و تنظیم شود.
مطالب و فعالیتهای پیشنهادی باید دقیقاً با هدفهای کلی‌، جزئی و رفتاری، مطابق و همسو باشد تا تحقق آنها را امکان پذیر سازد. به عبارت دیگر، رفتارهایی که در هدفهای اجرایی ذکر می شوند، باید راهنمای گزینش محتوای آموزشی قرار گیرند.
ب) به کارگیری اصول یادگیری در تنظیم محتوا
برای آنکه فراگیری در یک برنامه آموزشی آسان شود، متخصصین باید اصول بنیادی چگونگی فراگیری هر فرد را بررسی کنند‌. این کار به منظور تهیه پیش شرطهای لازم در یادگیری است تا آموزش‌گیران بتوانند خود را برای برنامه‌های آموزشی آماده کنند‌. پس از بررسی اصول یادگیری و وارد کردن آنها در طراحی برنامه آموزشی، شناسایی رفتارهای جدید شغلی، یادگیری آموزشگیران بزرگسال و نیاز آنها باید مد نظر قرار ‌گیرد(بهمنی‌،۱۳۸۵، ۳۸ و ۴۱).
اجرای برنامه‌های آموزشی
واقعی‌ترین مرحله در سلسه جریان های فرایند آموزش کارکنان، مرحله اجرای برنامه‌های آموزشی و درسی است. در این مرحله برنامه‌ریزان برای اجرای هرچه کارآمد‌تر برنامه‌های آموزشی و درسی، برنامه‌های اجرایی مناسبی را طراحی می‌کنند و سپس با فراهم آوردن شرایط مقتضی نسبت به اجرای آن اقدام می نمایند(صدری،۱۳۸۳‌، ۳۴ ).
منظور از اجرای برنامه عبارت است از فرایند به بوته عمل گذاشتن یک طرح یا برنامه معین (فالن۴۴،۱۹۹۱). به اعتقاد برخی از صاحبنظران نحوه اجرای برنامه از فرایند تهیه و تدوین آن مهم‌تر است؛ به زیرا از یک سو تا هنگامی که یک برنامه به مرحله اجرا در دنیا آمده است، هنوز نتیجه معینی را برای سازمان و کارکنان به همراه ندارد و از سوی دیگر بهترین برنامه‌ها می‌تواند با اجرای نادرست‌، نتایج نامطلوبی را به همراه داشته باشد در حالیکه یک برنامه ناقص در صورت اجرای صحیح می‌تواند بسیار اثربخش باشد(شوآرتز و دیگران ۱۹۹۷؛گروه مشاوران یونسکو۱۳۷۸ نقل از فتحی واجارگاه، ۱۳۸۶ ،۱۶۸).
حاج کریمی و رنگریز (۱۳۷۹) معتقدند که برنامه‌های طراحی شده با توجه به نیازها و اهداف آموزشی و یا به کارگیری روشهای مناسب آموزشی و همچنین با توجه به موقعیتها وفرصتهای موجود، لازم است کارآموزان را قادر سازند تا مهارتها و دانش و طرز برخوردی را که مورد نیاز است به دست آورند. در این راسـتا چهار عامل اسـاسی در اجرای مناسـب‌تر طرح‌های آموزشی نقش ایفا می نمایند:
مربیان و آموزش دهندگان
موقعیتها و فرصتها
تسهیلات و امکانات آموزشی و کمک آموزشی
روشها و فنون مناسب آموزشی
از نظر دعائی (۱۳۷۷) یکی از مهمترین مراحل آموزش، اجرای آن است که در این مورد ضروری است مدیران و مسئولان آموزش هماهگی لازم را در اجرای برنامه‌های آموزشی انجام دهند و قبل از اجرا باید هدف آموزشی به طور دقیق برای مدیران بیان شود.
از دیدگاه عسگریان (۱۳۷۸) برنامه آموزشی پس از به دست آوردن اطلاعات و تقسیم بندی امور مربوط به آنها و تدارک سه عامل :نیروی انسانی؛ امکانات مادی و بودجه آماده اجرا می‌شود (بهمنی، ۶۳).
۵- ارزشیابی برنامه‌های آموزشی
یکی از مهمترین سؤالات در حوزه برنامه ریزی آموزش این پرسش اساسی است که ارزشیابی از دوره‌های آموزشی در فرایند برنامه‌ریزی از چه جایگاهی برخوردار است و در چه مرحله‌ای باید انجام پذیرد. برای پاسخ به این سؤال بنیادی الگوها و دیدگاههای متعددی مطرح شده که در بخش بعدی به آن پرداخته می‌شود.
مبحث دوم: ارزشیابی و اثربخشی آموزشی
مقدمه
شاید بتوان گفت که ارزشیابی آموزشی یکی از چالش‌زاترین و بحث‌انگیزترین حوزه‌های معرفت بشری است. زیرا همانطور که از نام آن آشکار است، درگیر چگونگی‌های ارزشی و داوری های مبتنی بر ارزش‌هاست و هم از این رو در کمتر زمینه این حوزه در بین صاحبنظران اتفاق نظر وجود دارد. نگاهی گذرا بر مفاهیم مقدماتی ارزشیابی آموزشی نشان می‌دهد که به تعداد متخصصان این رشته، تعریف و برداشت متفاوت از ارزشیابی آموزشی ارائه شده است. این پیچیدگیها هنگامی فزونی می‌یابد که ارزشیابی را در قلمروی چون «اثربخشی آموزش» مورد توجه قرار دهیم. ظرافت و پیچیدگیهای ارزشیابی تا بدان حد است که پرداختن به آن به یک دشواری جدی تبدیل شده است و تعداد آثار اندکی که در این زمینه منتشر شده است، خودگواه بر این ادعا است. از سوی دیگر وضعیت‌ها و ظرافت‌های ارزشیابی اثربخشی آموزشی در سازمانها دارای این پیام جدی و راهگشا است که نمی‌توان و نباید بدون داشتن یک مبنای علمی و نظری و روشن‌سازی جهت گیری‌های زیربنایی، وارد عرصه ارزشیابی اثربخشی از دوره‌های آموزشی شد و تنها با تهیه و تنظیم فرم‌ها و بررسی‌های فاقد جهت‌گیری منطقی، دوره‌های آموزشی را مورد نقد و بررسی قرار داد. با این همه باید اعتراف کرد که بحث ارزشیابی و تلاش و واکاوی نتایج و تبعات حاصل از اجرای برنامه‌های آموزشی در تمام سازمانها ظهور نمی‌یابد و طرح این پرسش که به راستی به چه میزان منابع مصرف شده برای دوره ها دارای ثمرات و نتایج اثربخش بوده است، تابع میزان بلوغ علمی واحدهای آموزشی در سازمانهای پویا می باشد.(مطلبی‌نژاد،۱۳۸۹،۴۶)
۲-۱۵- تعاریف ارزشیابی
الف) با استفاده از فرهنگ لغت
فرهنگ روانشناسی آرتور وبر۴۵ ارزشیابی را در معنی عام «تعیین ارزش و یا اهمیت یک چیز » می‌داند و به صورت خاص‌تر ارزشیابی را «تعیین میزان موفقیت یک برنامه یک درس و‌….. در رسیدن به هدفهای اولیه آنها» می‌داند.
در فرهنگ‌نامه فارسی دهخدا و معین واژه‌های ارزشیابی و ارزشیاب یا عامل ارزشیابی به کاربرده نشده است، ولی واژه های «ارزیابی »و «ارزیاب» تعریف شده‌اند‌. در فرهنگ دهخدا، ارزیابی «عمل یافتن ارزش هر چیز» و ارزیاب«کسی که ارزش هر چیزی را معین می‌کند ». در فرهنگ معین ارزیابی «عمل ارزش و بهای هر چیز» سنجش و بررسی حدود هر چیز و بر آورد کردن ارزش آن و ارزیاب «کسی که ارزش هر چیزی را معین می‌کند» تعریف شده است.
ب) استفاده از عقاید صاحب نظران
شاید بتوان ادعا نمود که به تعداد صاحب نظرانی که در این حوزه دارای نام و شهرت هستند، برای ارزشیابی نیز تعریف وجود دارد. این تعاریف در بسیاری موارد به هم شبیه هستند، و در مواردی نیز با هم تفاوت دارند.
۱-‌‌‌ اولین تعریف رسمی از ارزشیابی به نام رالف تایلر ثبت شده است. وی ارزشیابی را «وسیله‌ای جهت تعین میزان موفقیت برنامه در رسیدن به هدفهای آموزش مطلوب مورد نظر » می‌داند. فرایند ارزشیابی از دیدگاه تایلر با اطلاع کامل از هدفهای آموزشی از قبل تعیین شده، در پی آن است که تعیین کند این تغییرات رفتاری در عمل به چه میزان در رفتار فراگیران ظاهر شده است.(کیامنش، ۱۳۷۴)
۲-‌ کرانباخ ۴۶(۱۹۸۴) ارزشیابی را جمع آوری و استفاده از اطلاعات جهت تصمیم گیری در مورد یک برنامه آموزشی می داند. به عقیده کرانباخ تعیین موفقیت یا عدم موفقیت برنامه‌های آموزشی فقط از طریق جمع‌آوری اطلاعات در مورد موقعیتهای واقعی یاددهی- یادگیری امکان‌پذیر می‌باشد، و هرگونه تصمیم گیری در مورد برنامه آموزشی باید براساس اطلاعات جمع‌آوری شده صورت گیرد. تعریف کرانباخ دو قسمت عمده دارد: جمع آوری و استفاده از اطلاعات و به دنبال آن تصمیم گیری براساس اطلاعات جمع آوری شده. (نقل از کیامنش ۱۳۷۴).
۳-‌ عباس بازرگان (۱۳۷۴)، در تعریف ارزیابی می‌گوید «ارزیابی عبارت است از فرایند تعیین و فراهم آوردن اطلاعات لازم درباره مطلوبیت هدفها، برنامه‌های عملیاتی طرح‌های اجرایی و نتایج حاصل از آنها به منظور هدایت و تصمیم‌گیری جهت بهبود و پیشرفت فعالیتها برای کسب بازده مورد نظر».
۴-‌ به نظر خورشیدی (۱۳۸۵) ارزشیابی عبارت است از فرایندهای ضروری جهت قضاوت و کارآمدی برنامه که قبلاً طراحی شده است. این کارایی در بافت کلی سیستم ارزیابی می‌شود.
به بیان دیگر، ارزشیابی عبارت است از جمع آوری اطلاعات با توجه به معیارهای تعیین شده به منظور قضاوت و داوری. بنابراین مهمترین کاربرد نتایج ارزشیابی قضاوت در مورد کار انجام شده و یا برنامه در حین اجرا و یا تعیین میزان مطلوبیت یک برنامه آموزشی است.(خورشیدی و ملک شاهی‌، ۱۳۸۵‌، ص ۳۸ الی ۴۳)
۵-‌ گی۴۷ ارزشیابی را یک فرایند نظام دار برای جمع‌آوری، تحلیل و تغییر اطلاعات به منظور تعیین این که آیا هدفهای مورد نظر تحقق یافته اند یا در حال تحقق یافتن هستند و به چه میزانی تعریف کرده است.(گی ۱۹۹۱، ۶)
۲-۱۶- هدف ارزشیابی آموزشی
هدف ارزشیابی در تعریف آن نهفته است‌. هدف اصلی ارزشیابی، قضاوت و داوری است. درارزشیابی یک هدف این است که مشخص شود آیا اهداف مورد نظر که از قبل تعیین شده است‌، تحقـق یافته‌اند؟ و آیا

دیدگاهتان را بنویسید