پایان نامه رایگان با موضوع مدیریت سود، سهامداران، تقسیم سود، اقلام تعهدی

نظریه مربوط بودن (تأثیر سود تقسیمی بر ارزش شرکت )
ب) نظریه نامربوط بودن (عدم تأثیر سود تقسیمی بر ارزش شرکت)
آن دسته که به بررسی اثرات علامت دهی (اطلاع رسانی) اعلام سود سهام بر ارزش شرکت می‏پردازند، طبق این نظریه سود تقسیمی محتوای اطلاعاتی دارد.
آن دسته که به بررسی تأثیر ترکیب سهامداران بر سیاست تقسیم سود می پردازند (تئوری صاحب کار). طبق این نظریه، سیاست تقسیم سود تابعی از ترکیب علایق سهامداران است.
آن دسته از مطالعاتی که رابطه بین سرمایه گذاری، سود تقسیمی و سود را بررسی می کند و با بهره‏گیری از روش های رگرسیونی سعی در مدل سازی بین متغییر های فوق دارد (بهرام فر ، ۱۳۸۳: ۳۱).
نمودار (۲-۲): مکاتب فکری در مورد تقسیم سود، (بیگدلی ، ۱۳۷۰: ۲۳)
۲-۴- ارتباط بین مدیریت سود و سیاست های تقسیم سود
گسترش فزاینده فعالیت های اقتصادی و پیچیدگی روز افزون آنها و به دنبال آن شکل گیری موسسات و شرکت های بزرگ از یک طرف و لزوم توجه به اطلاعات دقیق حسابداری و صورت های مالی از سوی دیگر، دانش حسابداری را دستخوش تحولاتی شگرف کرده و سبب ابداع روش های تحلیلی و مدیریتی جدید در حسابداری شده است. تشکیل موسسات بزرگ دو پیامد اساسی با خود به همراه داشته است. از یک سو تفکیک بین مالکیت و مدیریت و از سوی دیگر وجود روش های حسابداری یکسان و یکنواخت برای گزارشگری، بیش از پیش احساس می شود. این موضوع که ممکن است منافع مدیران و سهامداران لزوما همسو نباشد، با در نظر گرفتن نظریه نمایندگی و تلاش مدیران برای اینکه سود شرکت را در کوتاه مدت بالاتر نشان دهند، در مبحث مدیریت سود چگونگی شکل گیری این موضوع بررسی می شود. با توجه به اهمیت سود و محتوای اطلاعاتی بالایی که سود دارد مدیران همواره در تلاشند که در راستای اهداف خاصی که دنبال می کنند، مبلغ سود گزارش شده را دستکاری نمایند. در این راستا، تقسیم سود از دو جنبه بسیار مهم قابل بحث است. از یک طرف عاملی تأثیرگذار بر سرمایه گذاری های پیش روی شرکت هاست. چرا که تقسیم سود موجب کاهش منابع مالی داخلی و افزایش نیاز به منابع مالی خارجی می شود. از طرف دیگر بسیاری از سهامداران شرکت خواهان تقسیم سود نقدی هستند، از این رو مدیران با هدف حداکثر کردن ثروت سهامداران همواره باید بین علایق مختلف آنان و فرصت های سود آور سرمایه گذاری تعادل بر قرار کنند. بنابراین تصمیمات تقسیم سود که از سوی مدیران شرکت ها اتخاذ می شود بسیار حساس و دارای اهمیت است (کرمی و اسکندر ، ۱۳۸۸: ۵۳). در این راستا هوی و همکاران۹۷ (۲۰۱۰) و جهانزیب و همکاران۹۸ (۲۰۱۲) به بررسی تاثیر مدیریت سود بر سیاست های تقسیم سود در کشورهای چین و پاکستان پرداختند. نتایج تحقیق حاکی از آن بود که سیاست های تقسیم سود در شرکت ها متاثر از فعالیت های مدیریت سود در آن ها نمی باشد. به نظر می رسد نتایج پژوهش حاضر در انطباق با این تحقیقات باشد.
توجه همه جانبه به عوامل و محدودیت های موثر بر سیاست تقسیم سود علاوه بر به حداکثر رسانیدن ثروت سهامداران، موجبات حفظ و بقای شرکت در عرصه رقابت و رشد و توسعه روز افزون آن را فراهم می نماید (زیدی ، ۱۳۸۸: ۸۱). بنابراین به نظر می رسد مدیران شرکت ها در برخی از مواقع جهت نشان دادن قدرت سودآوری شرکت و جذب سرمایه گذاران و سهامداران و مهمتر از همه کسب پاداش بیشتر به مدیرت سود روی می آورند و با سیاست های تقسیم سودی که اتخاذ می کنند سعی در جلب رضایت سهامداران می‏باشند.
۲-۵- بخش سوم: پیشینه تحقیق
مفهوم مدیریت سود از زوایای مختلفی مورد بررسی و پژوهش قرار گرفته است و تعاریف مختلفی از آن ارائه شده است. برای نمونه از نظر گوردن و همکارانش، اگر زمانی مدیران روش خاصی از روش‏های حسابداری را برگزینند و نوسانات سودهای گزارش شده کاهش یابد، نتیجه مدیریت سود است. آنها همچنین متذکر می‏شوند که مدیران در حدود قدرتشان که ناشی از آزادی عمل در چارچوب اصول و روش‏های پذیرفته شده حسابداری است می توانند روی سود گزارش شده اثر بگذارند (سوگت رویچوداری ، ۲۰۰۶: ۳۳۷). فرضیه مدیریت سود در ابتدا با عنوان هموارسازی سود توسط هپ ورث (۱۹۵۳) ارائه و بعدها توسط گوردن (۱۹۶۴) معرفی شد و برای اولین بار توسط مک میچلسون۹۹ (۱۹۸۸) عبارت مدیریت سود جایگزین عبارت هموارسازی سود شد. سود تقسیمی و سود هر سهم می‌توانند بعنوان عواملی برای کنترل و ارزیابی عملکرد مدیریت شرکت توسط سهامداران باشند. رابطه بین سود تقسیمی و سود هر سهم نشان‌دهنده سیاست تقسیم سود شرکت است. سیاست تقسیم سود می‌تواند باعث جذب سهامداران جدیدی برای شرکت شود. بسیاری بر این باورند شرکتی که سیاست تقسیم سود باثباتی دارد و هر ساله مبلغی از سود خود را بین سهامداران تقسیم می‏کند، این عمل نشان دهنده موفقیت و عملکرد مثبت شرکت می باشد. معمولاً شرکت هایی اقدام به تقسیم سود می کنند که نمی توانند سود خود را سرمایه‏گذاری نمایند. سودتقسیمی به سیاست سرمایه‏گذاری شرکت بستگی دارد. شرکت هایی که فرصت‏های سرمایه‏گذاری سودآوری دارند سود را به عنوان یک منبع تامین مالی تلقی می کنند (جهانخانی و سجادی ، ۱۳۷۴: ۷۳).
با توجه به موضوع مورد تحقیق، ضمن آشنایی با مبانی نظری، تحقیقات انجام گرفته مرتبط با موضوع در داخل و خارج کشور مورد بررسی قرار می گیرد.
۲-۵-۱- تحقیقات داخلی
۲-۵-۱-۱- تحقیقات انجام شده پیرامون مدیریت سود
مهرانی و باقری (۱۳۸۴) اثر جریانهای نقدی آزاد و سهامداران نهادی بر مدیریت سود را در شرکت‏های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد آزمون قرار دادهاند. آنها در تحقیق خود اطلاعات شرکت‏های بورسی مربوط به سال ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۴ را مورد بررسی قرار داده که در نهایت تعداد شرکتهای مورد آزمون ۹۰ شرکت بورسی بوده است. آنها در تحقیق خود به بررسی چهار فرضیه پرداخته‏اند که فرضیه های مربوطه به شرح زیر میباشد:
بین اقلام تعهدی اختیاری و جریانهای نقدی آزاد رابطه معناداری وجود دارد.
بین اقلام تعهدی اختیاری و سهامداران نهادی رابطه معناداری وجود داد.
بین اقلام تعهدی اختیاری و جریانهای نقدی آزاد زیاد در شرکتهای با رشد کم رابطه معناداری وجود دارد.
بین اقلام تعهدی اختیاری و سهامداران نهادی در شرکتهای با جریان نقدی آزاد زیاد و رشد کم رابطه معناداری وجود دارد.
آنها در تحقیق خود به این نتیجه رسیدند که به طور کلی جریانهای نقدی آزاد شرکتها میتواند به عنوان محرکی برای مدیریت سود تلقی گردد و نیز مدیران شرکتهای با جریانهای نقدی آزاد و رشد کم، به احتمال زیاد اقدام به مدیریت سود مینمایند تا در کوتاه مدت برخی منافع شخصی خود را تأمین کنند. با توجه به فرضیه های دوم و چهارم، نتایج نشان داد که بین مدیریت سود و سهامداران نهادی در شرکت‏های با جریانهای نقد آزاد زیاد و رشد کم رابطه معناداری وجود ندارد و این موضوع بیان‏گر این مطلب است که حضور سهامداران نهادی نتوانسته است از مدیریت سود اعمال شده توسط مدیران، در شرکتهای با جریانهای نقدی آزاد و رشد کم جلوگیری به عمل آورد.
نوروش و دیگران (۱۳۸۴) با بهره‏گیری از روش جونز به بررسی مدیریت سود شرکت‏های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی سال های ۱۳۷۵ الی ۱۳۸۲ پرداختند. یافته های این پژوهش نشان می‏دهد که شرکت های بزرگ از اقلام تعهدی برای کمتر کردن مالیات شرکت‏هایشان استفاده می‏نمایند و با
بزرگ تر شدن شرکت ها، تمایل مدیران به مدیریت سودشان بیشتر خواهد شد.
مشایخی و دیگران (۱۳۸۴) در مقاله‏ای نقش اقلام تعهدی اختیاری در مدیرت سود شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با در نظر گرفتن وجوه نقد حاصل از عملیات به علت دستکاری و اعمال نظر کمتر مدیریت، به عنوان معیار اصلی عملکرد شرکت به بررسی ارتباط بین اقلام تعهدی و مدیریت‏ سود و هچنین ارتباط بین اقلام تعهدی و وجوه نقد حاصل از عملیات پرداخته اند. نتیجه تحقیق حاکی از آن است که در شرکت های مورد مطالعه، مدیریت سود اعمال شده است و وجوه نقد حاصل از عملیات و اقلام تعهدی به صورت معنی داری رابطه معکوس با یکدیگر دارند.
یزدانیان (۱۳۸۵) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود اثر مکانیزم های حاکمیت شرکتی را بر کاهش مدیریت سود مورد بررسی قرار داد. در این تحقیق از اقلام تعهدی اختیاری با استفاده از مدل تعدیل شده جونز به عنوان شاخصی برای تعیین مدیریت سود استفاده گردیده است. بدین منظور اطلاعات ۱۷۷ شرکت طی سال های ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۴ به کار گرفته شده است. واکاوی داده ها به صورت مقطعی (بررسی سال به سال) صورت گرفت. نتایج بیانگر این مطلب است که وجود مدیران غیر موظف، عدم وجود مدیر عامل به عنوان رئیس یا نائب رئیس هیئت مدیره و وجود حسایرسان داخلی روابط معناداری با مدیریت سود ندارند.
کریمی (۱۳۸۵) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود مدیریت سود و نقش آن در بازار سرمایه را مورد بررسی قرار داد. در این پژوهش تعداد ۶۰ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بر اساس شاخص ایکل در طی دوره زمانی ۱۳۸۲- ۱۳۷۷ مورد آزمون قرار گرفته و انجام پژوهش با سه فرضیه صورت گرفته است:
شرکت ها در ارائه سود حسابداری از هموار سازی استفاده می کنند.
نرخ رشد قیمت سهام شرکت های با هموارسازی سود نسبت به شرکت های مشابه بیشتر است.
تغییرات سهم بازار شرکت هایی که از هموارسازی سود استفاده می کنند از شرکت های مشابه بیشتر است.
شواهد آزمون آماری انجام شده بیان‏گر وجود هموارسازی سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد که میزان آن بسته به سطوح هموارسازی سود و نوع صنعت متفاوت است.
درستی (۱۳۸۵) بررسی پدیده مدیریت سود از راه فعالیت‏های مؤثر بر جریان‏های نقدی عملیاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را مورد آزمون قرار داد. در این پژوهش فرضیه به این صورت بوده است که دستکاری واقعی مؤثر بر جریان‏های نقدی عملیاتی، سود شرکت ها را تحریف می‏کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که شرکت هایی که سود سالانه پائینی را گزارش می کنند به دستکاری فعالیت‏های عملیاتی واقعی می پردازند. معمولا شرکت ها با دادن تخفیفات قیمت (که بطور موقت فروش‏ها را افزایش می دهد) و با تولید بیشتر (که بهای تمام شده کالای فروش رفته هر واحد را کاهش می دهد) و با کاهش هزینه های اختیاری (هزینه هایی که بستگی به نظر شخصی مدیریت دارند) از گزارشگری زیان اجتناب می کنند. همچنین شرکت‏ها به منظور اجتناب از گزارشگری کاهش سود نیز، به دستکاری فعالیت‏های عملیاتی واقعی می پردازند.
یزدانی (۱۳۸۵) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود بررسی نقش ترازنامه در محدود کردن مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

دیدگاهتان را بنویسید