خرید فایل پایان نامه : کارآفرینی

واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی Entreprendre که به معنی متعهد شدن است (احمد پورداریانی، 1380) گرفته شده و بیش از 150 سال قدمت دارد و در سال 1828 به انگلیسی برگردانده شده است. در فرهنگ وبستر، کارآفرین، فردی تعریف شده است که سازماندهی می کند و خطر مربوط به مؤسسه­اش را می پذیرد (آدامز[1] ، 1968).

کارآفرینی فرایند پویای خلق ثروت تدریجی است. ثروث به وسیله افرادی خلق می­شود که ریسک­های عمده­ای در قالب سهم، زمان و یا تعهد کارراهه­ای[2] یا فراهم کردن ارزش برای برخی از کالاها و خدمات تحمل می کند. کالا و خدمات ممکن جدید یا منحصر بفرد باشد یا نباشد اما ارزش باید تا حدی از جانب کارآفرین از طریق دریافت و تخصیص مهارت­ها و منابع ضروری به صورت تدریجی حاصل شد (رونستات[3]، 1988).

ویرتنن[4] با تأکید ویژه بر کارآفرین به عنوان نقش آفرین اصلی در فرایند کارآفرینی را چنین تعریف می کند: کارآفرینی فرایندی است پویا که به وسیله فردی (کارآفرین) که برای بهره برداری از نوآوری اقتصادی جهت خلق ارزش جدید در بازار، تلاش می کند، ایجاد و مدیریت می شود. کارآفرین شخصی است که ذهن کارآفرینانه همراه با نیاز قوی به موفقیت دارد. به اعتقاد ویرتنن هدف فعالیت کارآفرینانه خلق ارزش است. خلق ارزش و بهره­برداری از فرایند نوآوری اشاره به رشد یک کسب و کار دارد. بدین ترتیب باید تأکید شود که بدون هر گونه ویژگی های دیگر این تعریف برای شرکت­های ثابت و در حال افول مناسب نیست (ویرتنن، 2006) .

 

می­توان استدلال کرد که بای گویو[5] با توصیف کارآفرینی به عنوان سیستم پویا و نه سیستم ایستا و در نتیجه فرایند شدن[6] و نه حالتی از هستی[7] است که ناپیوستگی های غیرخطی و بی ثبات را در بردارد. این تعریف ساده از کارآفرینی به معنی کارآفرینی خلق انواع سازمان­ها است، حمایت می­کند. اما همچنین استدلال می کند که این فرایند فرایندی کل­نگرانه[8] است که نمی­تواند به صورت جزئی با مطالعه تکه­های متفاوت موجودیت[9] تحلیل شود. بدین ترتیب در زمان ملاحظه فرایند کلی نگرانه کارآفرینی باید از آن ناپیوستگی­ها که در همه حال رخ نمی دهند آگاه بوده و قادر باشیم پاسخ خیزش­های کوانتمی ناپیوسته[10] و علل آن­ها را برای کارآفرینی شناسایی کنیم. حتی اگر کارآفرینی علم تلاطم و تغییر[11] بود، ضرورتاً به معنای ناپیوستگی پیوسته[12] نبود. اما در مقایسه با چارچوب­های مفهومی رویکردهای اقتصاد نهادی[13] و رویکردهای هزینه مبادله[14]، تئوری­های آشوب و فاجعه[15] بر خصیصه­های کارآفرینی تأکید می کنند  (بای گریو، 1991).

با توجه به این تعاریف، در حوزه کارآفرینی چهار رویکرد عمده وجود دارد: رویکرد روانشناسی، جامعه شناسی، انسان­شناسی و اقتصاد. در رویکرد روانشناسی به پدیده کارآفرینی تئوری­های متعددی وجود دارد که از نظر عوامل روانی خصیصه­های شخصی، ارزش­ها، نگرش­ها و انتظارات شخص کارآفرین را توصیف و تبیین می­کند. در رویکرد جامعه شناسی کارآفرین، کارآفرینی و اعمال کارآفرینانه را متأثر از عوامل و پدیده­های جامعه­شناسی می­دانند و تئوری­های جامعه شناختی از این منظر به تبیین و توصیف پدیده کارآفرینی می­پردازند. در رویکرد انسان شناختی و اقتصاد نیز تئوری­هایی مطرح شده است که مبنایی توصیف و تبیین کارآفرینی از نگاه آن­ها عوامل انسان شناسی و اقتصاد هستند. دولت به عنوان یکی از عوامل که بستر لازم را برای ارتقاء کارآفرینی ایجاد می کند، در رویکرد جامعه شناسی جای دارد (دانایی فرد و همکاران، 1386).

در ابتدا می­بایست تأکید کنیم اقتصاددانان نخستین کسانی بودند که در نظریه­های اقتصادی خود به تشریح کارآفرین و کارآفرینی پرداختند. ژوزف شومپیتر[16] کارآفرینی را نیروی محرکه و موتور توسعه اقتصادی می­داند. او مشخصه کارآفرین را نوآوری معرفی کرده و فرایند کارآفرینی را تخریب خلاق[17] می­نامد. از نظر او نوآوری در هریک از این زمینه­ها کارآفرینی محسوب می شود (شومپیتر، 1934):

  1. ارائه کالای جدید
  2. ارائه روشی جدید در فرایند تولید
  3. گشایش بازاری نو
  4. یافتن منابع جدید
  5. ایجاد هر گونه تشکیلات جدید در صنعت

بنا بر تعریفی دیگر، کارآفرینی عبارت است از فرایند ایجاد ارزش از طریق تشکیل مجموعه منحصر به فردی از منابع به منظور بهره­گیری از فرصت­ها (استیونسون[18] و همکاران، 1985)

گرایو و سالاف[19] در مورد شکل­گیری فرایند کارآفرینی به نقل از ویلکن مراحل زیر را بر می­شمارند (گرایو و همکاران، 2003):

  1. مرحله انگیزش: که کارآفرین ایده­های اصلی­اش را بیان می­کند و مفهوم مشتمل را توسعه می­دهد.
  2. مرحله برنامه­ریزی: که کارآفرین برای ایجاد شرکت آماده می­شود، ضمناً دستیابی به دانش و منابع مورد لزوم در این مرحله جزء فعالیت­های ضروری می­باشد.
  3. مرحله ایجاد: زمانی که کارآفرین یک شرکت را ایجاد می کند، که البته در این مرحله تمرکز بیشتری بر فعالیت­های روزانه، مبادله و حل مسأله می­باشد.

 

جدول 2-1  تعاریف کارآفرینی را بر حسب سیرزمانی و بعد تأکیدی نشان می­دهد (رکن الدین افتخاری و همکاران، 1393):

جدول 2-1: تعاریف کارآفرینی بر حسب سیر زمانی و بعد تأکیدی

مؤلف تعریف سال بعد تاکیدی
شان و ون کاتارامن[20] فرایند شناسایی، ارزیابی و بهره­برداری اقتصادی از فرصت­های ناشی از نقص بازار که منجر به کاهش پایداری شده از جمله آنهایی که مرتبط با محیط زیست هستند. 2000 اقتصادی

محیطی

دان و مک مولن[21] فرایند شناسایی، ارزیابی و بهره­برداری از فرصت­های اقتصادی 2007 اقتصادی
پاچکو و همکاران[22] شناسایی، خلق، ارزیابی و استفاده از فرصت­ها برای ایجاد کالاها و خدمات در راستای اهداف توسعه پایدار 2009 اقتصادی
احمد پور فرایند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعه­ی منحصر به فردی از منابع به منظور بهره­گیری از فرصت­ها 1377 اقتصادی
صابر فرایند خلق ابتکارها و نوآوری­ها و ایجاد کسب و کارهای جدید در شرایط خطر خیز از طریق کشف فرصت­ها و بهره گیری از منابع 1381 اقتصادی

(مأخذ: رکن الدین افتخاری و همکاران، 1393)

2-2-5- انواع کارآفرینی

به طور کلی، ادبیات کارآفرینی نشان می­دهد که کارآفرین در سه قالب ذیل شکل می­گیرد:

  1. کارآفرین فردی[23]: کارآفرینی فردی فرایندی است که در آن فرد به اتکای به منابع مالی غالباً شخصی و متکی بر ویژگی­های شخصیتی نظیر فعالیت، ریسک­پذیری و اهل عمل بودن اقدام به تأسیس یک کسب و کار جدید می­نماید و آن را تا رسیدن به موفقیت هدایت می­کند (هیسریچ[24] و همکاران، 1998) .
  2. کارآفرین درون سازمانی[25]: کارآفرین درون سازمانی، مسؤلیت به ثمر رساندن یک خلق نوآور در درون سازمان است، به عبارت دیگر، کارآفرینی درون سازمانی فرایندی است که در آن محصولات یا فرایندهای نوآوری شده از طریق ابقاء و ایجاد فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان از قبل تأسیس شده به ظهور می رسند (کرباسی و دیگران، 1381).
  3. کارآفرینان سازمانی[26]: کارآفرینان سازمانی به معنای اجرای فرایند کارآفرینی در داخل سازمان و با استفاده از خصوصیاتی همچون روحیه پشتکار، ریسک پذیری، خلاقیت و نوآوری می باشد که طی آن گروهی از افراد درون سازمان تبدیل به موتور توسعه آن می­گردند ( آپتون[27] و همکاران، 1999). به عبارت دیگر، کارآفرینی شرکتی به مفهوم تعهد یک سازمان به ایجاد و مصرف محصولات جدید، فرایندهای تازه و نظام سازمانی نوین است (کرباسی و دیگران، 1381).

2-2-6- توسعه کارآفرینی

توسعه کارآفرینی عبارت است از افزایش احتمال و نرخ وقوع رفتار کارآفرینانه در کلیه ابعاد کارآفرینی، به عبارت دیگر افزایش فرصت­های کارآفرینی، افزایش علاقه و انگیزه شهروندان برای انجام فعالیت­های کارآفرینان و توانمندسازی آنها برای موفقیت در اجرای فرایند کارآفرینی (کیاکجوری و همکاران، 1391).

توسعه کارآفرینی فرایندی پیچیده، بلند مدت و فراگیر است که البته نقش بسزایی در رشد و توسعه اقتصادی کشورها دارد، به طوری  که امروزه کارآفرینی به راهبردی­ترین و مهم­ترین ابزار اقتصادی جوامع پیشرفته تبدیل شده است. در واقع رشد و توسعه اقتصادی کشورها مرهون کارآفرینان و فعالیت­های کارآفرینانه است. از این رو لازمه دستیابی به توسعه و پیشرفت اقتصادی کشورها، توسعه کارآفرینی است (امینی و همکاران، 1389).

دیده­بان جهانی کارآفرین[28]، عوامل و شرایط مؤثر در توسعه کارآفرینی که به ایجاد کسب و کارهای جدید کمک می­کند را به این ترتیب معرفی می­نماید: پشتیبان ملی، سیاست­های دولت، برنامه­های دولت، آموزش و تربیت، انتقال تحقیق و توسعه، زیرساخت­های تجاری و حرفه­ای، باز بودن (یا موانع ورود) بازار، دسترسی به زیرساخت­های فیزیکی، هنجارهای فرهنگی و اجتماعی (دیده بان جهانی کارآفرین، 2008) .

[1] Adams

[2] Career Commitment

[3] Ronstadt

[4] Virtanen

[5] Bygrave

[6] Becoming

[7] State of begin

[8] Holistic

[9] Entity

[10] Discontinuous Quantum Jumps.

[11] Science of turbulence and change

[12] Continuous Discontinuity.

[13] Institutional Cost approaches

[14] Transaction Cost approaches

[15] Chaos and Catastrophe Theories

[16] Joseph Schumpeter

[17] Creative Destruction

[18] Stevenson

[19] Grave and Salaff

[20] Shan & Vencatarman

[21] Dan& MCmullen

[22] Pacheco

[23] Entrepreneur

[24] Hisrich

[25] Intrepreneur

[26] Entrepreneurship corporate

[27] Upton

[28] Global Entrepreneurship Monitor(GEM)

متن کامل :

 نقش عوامل مرتبط با توسعه کارآفرینی در تعاونی‌های گردشگری؛ - دانلود پایان نامه ارشد

دانلود پایان نامه نقش عوامل مرتبط با توسعه کارآفرینی در تعاونی‌های گردشگری؛مطالعه موردی تعاونی‌های گردشگری استان مازندران