استانداردهای حسابداری و شرکت‌های پذیرفته شده

دانلود پایان نامه

دانگ و لاندهولم (1993) در تحقیقی دریافتند که در شرکت‌هایی که اندازه بزرگ تری دارند و دارای عملکرد مطلوبی می‌باشند، سطح افشای اطلاعات بالاتر می‌باشد. آنها همچنین از میزان همبستگی بین سود سهام و بازده سهام شرکت‌ها به‌عنوان معیار سنجش ویژگی عدم تقارن اطلاعاتی استفاده کردند، یافته‌های این تحقیقگران نشان داد شرکت‌هایی که دارای سطح افشای اطلاعات مالی بالاتری هستند، رابطه ضعیفی بین سود سهام و بازده سهام آنها وجود دارد. پایین بودن همبستگی بین این دو متغیر بیان می‌کند که اطلاعات اندکی درباره ارزش شرکت بوسیله اعلام سود سهام بیان می‌گردد.
لانگ و لاندهولم (1996) در تحقیقی با عنوان “کیفیت افشا و رفتار سرمایه گذار” شواهدی را ارائه کردند که نشان می دهد شرکت هایی که دارای سیاست افشای آگاهی بخش هستند از تحلیل گران پیرو بیشتر، سودهای پیش بینی شده صحیح تر، پراکندگی کمتر در پیش بینی های تحلیل گران و نوسان های کمتری در پیش بینی های اصلاح شده برخوردار می باشند. اگر پراکندگی کمتر میان پیش بینی های تحلیل گران معیار معتبری برای تقارن اطلاعاتی باشد، نتایج حاکی از آن است که سیاست افشای آگاهی بخش ازعدم تقارن اطلاعاتی می کاهد.
وریچیا ( 1995) در تحقیقی در خصوص بررسی مبانی نظری افشا بیان می‌کند، اگرچه میزان افشاسازی بالای اطلاعات بدلیل عواقبی که در بازارهای مالی ایجاد می‌کند ممکن است برای شرکت‌ها هزینه بر باشد لیکن مدیران از روی آگاهی و تعمدانه و با علم به نتیجه، سطح افشای اطلاعات مالی را گسترش می‌دهند تا از این طریق بتوانند مشکل ارزشگذاری کمتر از واقع سهام شرکت‌ها را که در بازارهای مالی گریبانگیر شرکت می‌شوند را مرتفع سازند. علاوه بر این ارتقای سطح افشای اطلاعات ابزاری برای رونمایی و معرفی بهتر ارزش‌ سهام شرکت‌ها در بازار سرمایه خواهد بود.
تمامی تحقیقات ذکر شده در بالا نشان می‌دهد که افشای اختیاری و از روی آگاهی اطلاعات مالی، منجر به کاهش مشکل عدم تقارن اطلاعات بین مدیران شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران خواهد شد.
هاتون و پالپو ( 1999) در بررسی روند افشای اطلاعات مالی شرکت‌های پذیرفته شده در بازارهای مالی آمریکا دریافتند به مجرد اینکه بازده سهام شرکت‌ها بالا رفته و میزان سهامداران نهادی و حجم معاملات شرکت‌ها افزایش یابد، روند افشاسازی اطلاعات مالی شرکت‌ها نیز ارتقاء می‌یابد.
پلام لی و همکاران (2008) در تحقیقی به بررسی تأثیر کیفیت افشاء اطلاعات مالی بر ارزش شرکت‌ها پرداخته‌اند. این محققین به منظور محاسبه و سنجش ارزش‌ شرکت از دو پارامتر جایگزین هزینه سرمایه و جریان‌های نقدی مورد انتظار استفاده کرده و سپس به تشریح میزان همبستگی این دو پارامتر با کیفیت افشای اطلاعات مالی پرداخته‌اند. نتایج تحقیق این محققین، شواهدی را مبنی بر وجود رابطه معکوس بین متغیر هزینه سرمایه و کیفیت افشاء و نیز وجود رابطه مثبت بین متغیر جریان‌های نقدی عملیاتی مورد انتظار و کیفیت افشای اطلاعات فراهم ساخت. آنان در بخشی دیگر از تحقیقات خود دریافتند نوعی تعامل درون رابطه‌ پیچیده‌ ای بین کیفیت افشاء اطلاعات مالی و ارزش شرکت‌ها وجود دارد.
وانگ و همکاران (2010) در تحقیقی به بررسی رابطه بین افشای اطلاعات حسابداری و قیمت سهام شرکت‌ها پذیرفته شده در بورس تایوان پرداختند. آنان در این تحقیق بررسی کردند که آیا سطح افشای بالای اطلاعات حسابداری با رابطه بین بازده حسابداری(سود هر سهم)وقیمت سهام در مدل معروف اولسون (1995)ارتباط دارد یا خیر؟ یافته های این تحقیق نشان می دهد شرکت هایی که دارای سطح (میزان) بالای افشای اطلاعات حسابداری می‌باشند، دارای رابطه قوی‌ای بین سود حسابداری (EPS) و قیمت بازار سهام نسبت به شرکت‌های با سطح افشای پایین افشای اطلاعات حسابداری دارند. همچنین آنان در این تحقیق دریافتند بین ارزش دفتری و قیمت بازار سهام شرکت‌های با میزان افشای بالا، رابطه مستقیم قوی‌ای وجود دارد.
لوبوو همکاران (2005) در تحقیقی به بررسی رابطه بین کیفیت افشاء و مدیریت سود پرداخته‌اند،‌آنان در این تحقیق دریافتند همانطوری که از مبانی نظری تحقیق مزبور برمی‌آید، رابطه معکوس و در عین حال قوی‌ای بین کیفیت افشا و مدیریت سود شرکت‌ها وجود دارد. البته این محققین کفایت افشاء را در سه سطح افشای سالیانه، افشای سه ماهانه و افشائات مربوط به سرمایه‌گذاری بررسی نموده‌اند که برای بررسی کفایت افشاء از فرمول زیر بهره برده اند. در این تحقیق از چک لیست افشا شامل 98 بند افشای گزارشگری مالی جامع طبق استانداردهای حسابداری مالی آمریکا ارائه شده توسط کمیته اطلاعات شرکت و مطابق فرم (10- Ks) استفاده شده است :
نتایج این تحقیق در این سه سطح حاکی از این می‌باشد که شرکت هایی که دارای افشای کافی نیستند تمایل بیشتری به دستکاری نمودن سود و اجزای سود دارند.
لامبرت و همکاران (2006 ) در تحقیقی تحت عنوان «اطلاعات حسابداری، افشاء و هزینه سرمایه» دریافتند که کیفیت افشای اطلاعات حسابداری از طریق ایجاد تغییر در جریان‌های نقدی مورد انتظار و کاهش خطای پیش‌بینی جریان‌های نقدی مورد انتظار باعث کاهش هزینه سرمایه شرکت ها می‌شود.
مدیروس و همکاران (2007 ) در تحقیقی تحت عنوان ” افشای اطلاعات حسابداری و نوسان‌پذیری بازده سهام شرکت‌ها” به بررسی رابطه بین میزان افشای اطلاعات حسابداری و درصد نوسان‌پذیری بازده سهام شرکت‌های پذیرفته شده در بازار بورس برزیل طی سال های 2002 الی 2004 در سطح 40 شرکت بزرگ برزیلی پرداخته‌اند. این تحقیقگران در این تحقیق از فرمول زیر جهت بررسی میزان افشا استفاده کرده اند که شامل چک لیستی متشکل از 35 بند افشاء فراهم شده توسط کمیته افشا و شفافیت موسسه استاندارد اند پوورز می باشد:
یافته‌های این تحقیق قویاً نشان می دهد بهبود بخشیدن سطح افشای اطلاعات حسابداری، نوسان‌پذیری بازده سهام شرکت‌ها را کاهش می دهد.
انگ و مک (2003 ) با تحقیق بروی 158 شرکت پذیرفته شده در بازار بورس سنگاپور دریافتند، بالا بودن تعدد اعضای متخصص هیئت مدیره شرکت باعث کاهش سطح افشای گزارشگری شرکت‌ها می‌شود. از طرفی آنان دریافتند شرکت‌های با خصوصیت حجم دارایی ثابت بالاتر و میزان بدهی و تعهدات پایین‌تر دارای کیفیت افشاء گزارشگری بالاتری می‌باشند. این تحقیقگران به منظور سنجش میزان دارایی و بدهی شرکت‌ها از نسبت‌های فعالیت شرکت‌ها استفاده کردند.
پروفسور فرد چویی از دانشگاه نیویورک می‌گوید بین سطوح بهتر افشای گزارشگری مالی و نیاز به تأمین منابع رابطه مستقیمی وجود دارد. این بدان مفهوم است که شرکت‌ها زمانی که در صدد جذب به بازارهای سرمایه بخصوصی باشند، تمایل به افشای گزارشگری مالی در سطح بالاتری دارند.
مطالعات تجربی انجام شده توسط خنا و همکاران ( 2004) بروی میزان افشای گزارشگری مالی 724 شرکت از 24 کشور آسیایی و اروپایی، مطالب فوق را تأیید می‌کند. آنان نشان دادند شرکت‌هایی که قوانین و دستورالعمل‌های افشای گزارشگری مالی خود را مطابق استانداردهای حسابداری آمریکا تعدیل می‌نمایند از جمله شرکت‌هایی هستند که دارای رابطه قوی ‌و اثربخش با بازارهای مالی ایالات متحده آمریکاهستند، آنان در این تحقیق بمنظور بررسی سطح افشای گزارشگری مالی طبق استانداردهای پذیرفته شده آمریکا، اقدام به امتیازبندی سطح افشای گزارشگری مالی شرکت‌های مزبور پرداخته، سپس دریافتند شرکت‌های با میزان امتیاز بالاتر، شرکت‌هایی هستند که سطح روابط خوبی با بازارهای مالی آمریکا داشته تا بتوانند به منابع مالی آمریکا دسترسی داشته و یا در بازارهای مالی آمریکا پذیرفته شوند و یا بتوانند به ایالات متحده آمریکا صادرات داشته باشند و نیز توانایی جذب سرمایه‌گذاران آمریکایی را بدست بیاورند.
پالپو و همکاران (2001) شواهدی را مبنی بر اهمیت نقش افشاء گزارشگری مالی در ارائه هرچه بهتر اطلاعات حسابداری و عملکرد شرکت‌ها و میزان حاکمیت شرکتی توسط مدیریت شرکت فراهم ساخته و شیوه‌نوینی را به منظور تجزیه و تحلیل تأثیر افشاءاطلاعات مالی به تعدیل بازار سهام ارائه کردند .در مطالعه ای که توسط این محققین انجام پذیرفت ،به سه پیامد مهم اشاره شده است که عبارتند از: بهبود حجم معاملات و خرید و فروش سهام در بازارسرمایه، کاهش هزینه سرمایه و افزایش نظارت بر شرکت‌ها توسط تحلیل‌گران مالی.
هوپ و همکاران (2003) با بررسی نمونه‌ای از شرکت‌های 22 کشور جهان، رابطه مستقیم و قوی‌ای را بین سطح افشای گزارشگری مالی و دقت پیش‌بینی سود سهام فراهم شده توسط تحلیل‌گران مالی، فراهم ساخت این تحقیقگران همچنین دریافتند در شرایط وجود برداشت‌های متفاوت از بکارگیری استانداردهای حسابداری و در شرایط وجود سطح پایین از نظارت بر شرکت‌ها توسط تحلیل‌گران مالی، افشاء نقش تعیین کننده و حساسی را خواهد داشت.
القزار (1998) معتقد است وجود سهامداران نهادی باعث وارد شدن شرکت‌ها به سطح افشای بالای گزارشگری خواهد شد اما بلوینز (2006) به نتیجه معکوس تحقیق بالا دست یافت. وی دریافت رابطه معکوسی به سطح سهامدار نهادی و افشای گزارشگری مالی در سطح شرکت‌ها فنلاندی وجود دارد.
محققانی چون مکینون (1993) و میشل (1995) به شواهدی مبنی بر وجود رابطه قوی بین ساختار مالکیت و سطح افشای گزارشگری مالی دست یافتند.
پیتون و همکاران (2004) در تحقیقی، تاثیر ساختار مالکیت بر رویه‌های افشاء را در سطح شرکت‌های پذیرفته شده در بازار بورس پراگ مورد بررسی قرار دادند. این تحقیق وجود رابطه بین سطح افشاء با نوع ساختار مالکیت را مورد تائید قرار داد.
گروی و همکاران (2002) دریافتند که سطح افشاء در شرایط وجود پراکندگی در ساختار مالکیت افزایش یافته و در شرایط وجود ساختار مالکیت متمرکز، میزان افشای گزارشگری مالی کاهش می‌یابد.
علی (2005) با استفاده از شاخص‌های افشاء در شفافیت ارائه شده توسط موسسه استاندارد اند پورز در سطح شرکت‌های آمریکایی دریافت، شرکت‌هایی که دارای روابط مالکیتی با یکدیگر می‌باشند، کمتر گرایش به شفافیت و افشاء گزارشگری مالی دارند.

2-3-2 – تحقیقات داخلی
لازم به ذکر است در ایران تحقیقی که در آن صرفا از نسبت های متداول فعالیت ( شاخص های بکارگیری دارایی ها ) برای بررسی سطح افشای کافی بهره برده شده باشد، صورت نگرفته است. مضافاً اینکه در تمامی تحقیقاتی که در گذشته در بازار سرمایه درخصوص بررسی سطح افشاء صورت گرفته است، چک لیست افشا برای هر شرکت براساس حداکثر 21 استاندارد حسابداری ایران تنظیم و نمره افشا بر همین اساس به هر شرکت اختصاص یافته است. این در حالی است که باتوجه به نو پا بودن استانداردگذاری در ایران و تدوین استانداردهای جدید حسابداری، چک لیست این تحقیق جامع‌تر بوده و برمبنای 31 استاندارد حسابداری تنظیم و بررسی خواهد شد. حال اگر نتایج تحقیق حاضر، بر معنادار بودن رابطه بین نسبتهای متداول فعالیت با سطح افشای کافی صورت های مالی دلالت نماید، آنگاه انگیزه‌ای برای تدوین‌کنندگان استانداردهای حسابداری فراهم می‌شود که در آخرین بخش هر استاندارد حسابداری نسبت به تفصیل‌سازی و جزئی‌گرایی حداقل افشاهای صورتهای مالی اقدام کنند. مضافاً اینکه می‌توان نتیجه گرفت نسبت های متداول فعالیت ، منفعت‌های خاصی را درخصوص میزان افشای کافی هر یک از شرکت ها برای استفاده‌کنندگان از این صورت های مالی در پی خواهد داشت. با این همه در ایران نیز تحقیق هایی در خصوص افشا صورت گرفته است که در ذیل به ترتیب قدمت به بررسی آنها پرداخته شده است. شایان ذکر است در زمینه موضوع تحقیق در ایران نیز تاکنون پنج مورد تحقیق صورت گرفته است.
ملکیان (1376) تحقیقی در زمینه “جامعیت گزارش های سالانه و ویژگی های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران” انجام داد. هدف وی از این تحقیق کمک به تدوین استانداردهایی در زمینه گزارشگری مالی در ایران بود. زیرا در صورت وجود رابطه سیستماتیک میان ویژگی شرکت ها با سطح افشا در گزارشگری سالانه، می‌توان نتیجه گرفت که تفاوت در میزان افشا در گزارش های سالانه، ناشی از تفاوت در ویژگی های مالی شرکت ها است. از این رو باید در تدوین استانداردهای گزارشگری و حسابداری این موضوع در نظر گرفته شود.