انتشار آگهی و اقیانوس هند

دانلود پایان نامه

بند سوم : آیین دادرسی برای صدور حکم موت فرضی


همانطور که بیان شد، بعد از مدتی که بر طبق مواد قانونی شخص غایب عادتاً زنده فرض نمی شود، می توان تقاضای حکم موت فرضی آن را کرده که این مدت حداقل سه سال و حداکثر ده سال از تاریخ آخرین خبر غایب است. پس از گذشت این مدت، در صورتی که تقاضای صدور حکم موت فرضی از طرف اشخاص ذی نفع شده باشد، دادگاه اقدام به نشر آگهی کرده و اشخاص را که ممکن است از غایب خبری داشته باشند دعوت خواهد نمود که اطلاعات خود را در اختیار دادگاه بگذارند.
این آگهی سه دفعه متوالی و هر کدام با فاصله یک ماه در یکی از جراید محل و یکی از روزنامه های کثیرالانتشار تهران منتشر خواهد شد.
وفق ماده 153 قانون امور جسمی : «اشخاص زیر می توانند از دادگاه درخواست صدور حکم موت فرضی غایب را بنمایند:
1. ورثه غایب
2. وصی و موصی له. »
لازم به ذکر است که طلبکاران غایب نمی توانند درخواست موت فرضی بنمایند، زیرا به دستور ماده 147 قانون امور حسبی، امین باید دیون غایب را از اموال او بپردازد. بنابراین طلبکار از حکم موت فرضی غایب منتفع نمی گردد.
به دستور ماده 154 قانون امور حسبی : «درخواست باید کتبی و مشتمل بر امور زیر باشد:
1 .مشخصات غایب
2. تاریخ غیبت
3 .دلائلی که به موجب آن درخواست کننده، حق درخواست صدور حکم موت فرضی را دارد.
4 . ادله و اسنادی که مطابق ماده «1020» و «1021» و «1022» قانون مدنی ممکن است به موجب آن ادله و اسناد درخواست حکم موت فرضی غایب را نمود».
طبق ماده 155 قانون امور حسبی: «پس از وصول درخواست نامه، دادگاه اظهارات و دلائل درخواست کننده را در نظر گرفته و در صورتی که اظهارات و دلائل نامبرده را موجه دانست آگهی مطابق ماده 1023 قانون مدنی ترتیب می دهد و این آگهی در 3 دفعه متوالی که هر کدام به فاصله یک ماه منتشر می شود و جلسه رسیدگی به درخواست، به فاصله یک سال از تاریخ نشر آخرین آگهی معین می گردد. مقررات این ماده در صورتی اجرا می شود که قبلاً در زمینه ی درخواست تصرف اموال، آگهی نشده باشد و چنانچه مطابق ماده 1025 قانون مدنی آگهی شده باشد دادگاه به آن آگهی اکتفا می نماید».
پس از انتشار آگهی و انقضای مدتهای مقرر در ماده 1020 ق.م که بیان می دارد:
«موارد ذیل از جمله مواردی محسوب است که عادتاً شخص غایب زنده فرض نمی شود»
1. وقتی ده سال تمام از تاریخ آخرین خبری که از حیات غایب رسیده است گذشته و در انقضاء مدت مزبور سن غایب از هفتاد و پنج سال گذشته باشد.
2. وقتی که یک نفر به عنوانی از عناوین جزء قشون مسلح بوده و در زمان جنگ مفقود و سه سال تمام از تاریخ انقاد صلح بگذرد، بدون اینکه خبری از او برسد. هر گاه جنگ منتهی به انعقاد صلح نشده باشد مدت مزبور پنج سال از تاریخ ختم جنگ محسوب می شود.
3 .وقتی که یک نفر حین سفر بحری در کشتی بوده که آن کشتی در آن مسافرت تلف شده است و سه سال تمام از تاریخ تلف شدن کشتی گذشته باشد، بدون اینکه از آن مسافر خبری برسد».
همچنین ماده 1021 ق.م : «در مورد فقره ی اخیر ماده ی قبل اگر با انقضای مدت های ذیل که مبدأ آن از روز حرکت کشتی محسوب می شود کشتی به مقصد نرسیده باشد و در صورت حرکت بدون مقصد به بندری که از آنجا حرکت کرده برنگشته و از وجود آن به هیچ وجه خبری نباشد کشتی تلف شده محسوب می شود.
الف برای مسافرت در بحر خزر و داخل خلیج فارس یک سال.
ب – برای مسافرت در بحر عمان – اقیانوس هند – بحر احمد بحر سفید (مدیترانه) بحر سیاه و بجر آزوف دو سال.
ج – برای مسافرت در سایر بحار سه سال»
و اگر کسی در نتیجه ی واقعه ای به غیر از آنچه در فقره ی 2 و 3 ماده ی «102» مذکور است دچار خطر مرگ کشته و مفقود شده و یا در طیاره بوده و طیاره مفقود شده باشد وقتی می توان حکم مدت فرضی او را صادر نمود که پنج سال از تاریخ دچار شدن به خطر مرگ بگذرد. بدون اینکه خبری از حیات مفقود رسیده باشد.
در نتیجه ی احراز انقضای مدت های مذکور دادگاه می تواند هر گونه تحقیق که مقتضی بداند بنماید و پس از آن به صدور حکم موت فرضی مبادرت می نماید.