بررسی عناصر قصه در مثنوی «جمشید و خورشید»- قسمت ۱۵

پایان نامه های سری بیستم

از خط او نمونه‏ای در دست نیست؛ تصور می‏شود قسمت اعظم تربیت پدری متوجه این فن بوده است. از آشناسس او با سایر علوم اطلاعی به دست نیامده و آثارش منحصر به فرد شعر است. ظهور و درخشش سلمان در شعر و گسترش شهرت و آوازه‏اش پس از کسب مقدمات علوم و آموختن آداب دیوانی و علم سیاق در اواخر عهد ایلخانان و به هنگام وزارت غیاث‏الدین محمد (م ۷۳۶ ه .ق) بوده است.
«قاضی نورالله شوشتری» در کتاب «مجالس المومنین» که در تجلیل از فضلا و شعرای شیعه است، به خاطر دفاع از سلمان ساوجی، جامی را به جرم تسنن و خرده‏ای که بر سلمان گرفته به سختی مورد ملامت قرار داده و سلمان را شاعری شیعی دانسته است.
سلمان چندین قصیده و ترجیع‏بند در منقبت رسول (ص) و امام حسین (ع) دارد که هر یک بیانگر اعتقاد و ارادت قلبی شاعر نسبت به آن‏هاست. ابیاتی که از ژرفای دل برخاسته و بر صفحات کاغذ نقش بسته است. در باب حضرت رسول (ص) اشعار فراوانی دارد با توجه به ابیاتی که از او در دیوان شاعر موجود است، می‏توان دریافت که مذهب وی تشیع بوده است. در تمام دیوان تنها چندبار نامی از خلفا به میان آورده است، بی‏آن‏که در مورد آن‏ها به سخن بپردازد (وفایی، ۱۳۸۹: ۸-۹).
هرچند سلمان در بغداد قرین تنعم و حرمت بود، پس از چند سال، یاد وطن و اولاد و اقربا، آن شادی و آسایش را در خاطر او مسموم ساخت و ناچار، ملولانه به دلشاد خاتون عرضه داشت:

ده سال رفت تا به هوای تو کرده‏ام ترک دیار و مسکن و مأوای خویش
(سلمان، ۱۳۸۹: ۱۴)
این مطلب را هم بخوانید :  بررسی عناصر قصه در مثنوی «جمشید و خورشید» سلمان ساوجی- قسمت ۱۴

و آرزو داشت که او را اجازه دهند، موقتاً به ساوه، رفته با اولاد خویش دیداری تازه کند. ولی به قدری شاه و دلشاد خاتون با او مأنوس بودند که حتی برای مدت کوتاهی به او اجازه ندادند که به شهر خود رود. سلمان با زیرکی و با قصیده‏ای خود را تبرئه نمود و علت تکدر خویش را با زبانی شیرین و مؤثر بیان داشت:

جماعتی ز سر خبث کرده‏اند مگر به بنده نسبت کفران نعمت سلطان
بجز ثنای شما در نیایدم به ضمیر بجز دعای شما در نیایدم به زبان
(همان: ۱۴)

اشعار مؤثر افتاد و باعث شد سلمان به جای دو ماه روزهای بیشتری را در زادگاهش باشد. ایام به سرعت برق گذشت و عاقبت سلمان چاره را جز مراجعت ندید و مفارقت از اولاد و عیال نیز صعب و دشوار می‏نمود، ناگزیر سلمان هر دو کار جمع کرد و زن و فرزندان را با خود به بغداد آورد.
سلمان در اغلب سفرهای سلطان اویس با او بود و این سفرهای متوالی سلمان را به دردهای مختلف از قبیل دردسر و پا و چشم مبتلا ساخت.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.