بررسی عناصر قصه در مثنوی «جمشید و خورشید»- قسمت ۲۰

پایان نامه های سری بیستم
بیا ساقیا مجلس عشرتی

بیارای در بهترین صورتی

(همان: ۳۶)

و چنان می‏نماید که پیش از ساقی‏نامه حافظ سروده شده و از اولین ساقی‏نامه‏های زبان فارسی است، هرچند که صاحب «تذکره‏ میخانه» – که مخصوص شرح حال شعرای ساقی نامه‏ساز است – از نظامی شروع کرده، لکن ساقی‏نامه نظامی، امیر خسرو و … استخراجی است از مثنویات متقارب آن‏ها که صاحب تذکره، آن‏ها را مرتب کرده است. اما ساقی‏نامه حافظ و سلمان خود قالب و شعر مستقلی است و وابسته به هیچ مثنوی دیگری نیست.
سلمان در مثنوی نیز چیره و تواناست و شاهد بر این مدعا دو اثر وی در این زمینه یعنی «جمشید و خورشید» و «فراقنامه» است.
وی در مثنوی گویا می‏خواسته طرحی نو دراندازد و در مثنوی «جمشید و خورشید» با وارد کردن قالب‏های غزل و قطعه و رباعی و دو بیتی در ضمن و لابه‏لای این مثنوی تا حدودی به هدف خود دست یافته است و حسن کار وی در این طرح نوین این است که «این غزلیات علاوه بر آن‏که خود مهیّج و مؤثر هستند به واسطه تغییر وزن و قافیه، یک نواختی مثنوی را جبران می‏کند» (وفایی، ۱۳۷۶: ۳۷).
مثنوی جمشید و خورشید به بحر هزج مقصور یا محذوف است که با مناجات و اشعاری در حکمت آفرینش و نعت و معراج پیامبر اکرم (ص) و دعای امیر شیخ اویس ایلکانی آغاز می‏شود.
این مثنوی بیش از دوهزار و نهصد بیت دارد و موضوع آن داستانی است ساختگی در عشق «جمشید» پسر فغفور چین به «خورشید» دختر قیصر روم و حوادثی که برای جمشید در راه وصول به خورشید اتفاق افتاده و همچنین شرح قهرمانی‏ها و پهلوانی‏ای اوست تا بازگشت به چین و نشستن بر تخت سلطنت (صفا، ۱۳۶۶: ۳۶).
منظومه‏ی جمشید و خورشید شرح تحمل مصائب جمشید در راه رسیدن به خورشید و جنگ‏ها و هجران‏ها و سرانجام وصال آن دو است.
پس از ستایش سلطان اویس، ابیاتی چند در مندرجات و طلب توفیق از خداوند است و به رسم معمول توحید حضرت حق است، خداوندی که:

دهد بر جویبار چشم احباب
دو عالم ذره است و مهر خورشید
ز عین عشق بیخ حسن را آب
دلش انگشتری و عشق جمشید …
(سلمان، ۱۳۸۹: ۲)

آن چیزی که بیشتر در مثنوی جمشید و خورشید جلوه می‏کند، توصیفات اوست. در خلال داستان، از هر مکان یا شخص یا موضوع وصفی ساخته است. مانند، وصف جمشید، باغ، خورشید در خواب، باغ بهشت، مهراب بازرگان، صبح، راه روم، در حصار زندان، قصر پریان، کوه، جنگ جمشید با دیو، خورشید در باغ، چوگان باختن جمشید، میدان جنگ و …
در کل مثنوی یک نوع یکنواختی و تکرار ملال‏آور و اطناب از توصیف صحنه‏های بزم و مجلس آرایی و عیش و میگساری دیده می‏شود (ذوالفقاری، ۱۳۸۲: ۲۳۲-۲۳۱).
مثنوی «فراق نامه» مشتمل بر وقایع تاریخی و شامل یک هزار و هفتصد بیت است در بحر متقارب مثمن مقصور یا محذوف و ذکر محبت میان سلطان اویس و پسر خواجه مرجان. در این مثنوی لطافت بسیار به کار رفته است. هرچند بحر متقارب، شایسته یان موضوع نیست و بیشتر در داستان‏های حماسی، قهرمانی و خشن به کار گرفته می‏شود ولی شاعر چنان به میل شاه سخن گفته و نشیب و فراز ایام وصال را شرح داده است که امروز هم برای خواننده خالی از لذت نیست. در پایان این مثنوی شاعر برای تسلی خاطر شاه، شمه‏ای از فراق شمس و قمر (روز و شب)، گل و بلبل شیرین و فرهاد، لیلی و مجنون، وامق و عذرا را ذکر نموده و گرفتاری آن‏ها را در چنگ هجران و مرگ، بیان کرده است. درجه‏ی تأثیر این مثنوی دلپذیر در وجود سلطان به حدی بود که به هر بهانه‏ای می‏خواست از دوست و معشوق خود ذکری بشنود و لذا امر کرده بود صورت او را کشیده و با آن نقش بی‏جان، روزگار می‏گذرانید.
لطافت این مثنوی در نظر فضلای قرون بعد نیز کم نشده و جامی در بهارستان درباره‏ی این مثنوی می‏گوید: «دیگر فراق‏نامه آن کتابی است بدیع و نظمی است لطیف» (وفایی، ۱۳۸۹: ۳۷).
موضوع این مثنوی مطابق با تاریخ است و با مراجعه به روضه الصفا یا حبیب السیر، اساس حکایت معلوم خواهد شد (یاسمی، ۱۳۸۹: ۱۲۰).
۳-۳٫ سبک و اندیشه
«شعر سلمان دارای سبک و مسلک ویژه‏ای است به این معنی که او برزخ بین قدما و متوسطین واقع شده و کلامش خاتمه‏ی دور قدما و آغاز عصر متوسطین می‏باشد.همه اساتید به مهارت و استادی سلمان در شعر و سخن اعتراف کرده‏اند. خواجه حافظ شیرازی که معاصر وی بوده، درباره سلمان می‏گوید:

این مطلب را هم بخوانید :  پژوهش دانشگاهی - بررسی عناصر قصه در مثنوی «جمشید و خورشید»- قسمت ۳۹

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.