سامانه پژوهشی – بررسی عناصر قصه در مثنوی «جمشید و خورشید» سلمان ساوجی- قسمت ۲۰

پایان نامه های سری بیستم

تا کرا سوی تو توفیق هدایت باشد

گاه در مصطبه دردی‏کش رندم خوانند

گاه در خانقهم صوفی صافی دانند

(حافظ، ۱۳۷۹: ۶۷)

شیوه سلمان در غزل کاملاً قابل مقایسه با حافظ است، چه رد پرداختن ایهام‏ها و تلمیحات عرفانی و بکار بردن اصطلاحات قلندری و خمریه‏سرایی و چه در تغزلات و ابیات عاشقانه، مضامین مشترک، شباهت‏های لفظی و معنوی، همانندی وزن و قافیه، بین این دو شاعر فراوان است به‏گونه‏ای که نمی‏توان گفت که هز غزل را نخست کدامیک سروده و آن دیگر استقبال کرده است. به گفته دکتر ذبیح ا.. صفا «شاید که این دو استاد از راه مکاتبه، مشاعره داشته‏اند» (ذوالفقاری، ۱۳۸۲: ۲۲۹).
سلمان شاعری مضمون‏آفرین است تا معنی آفرین، برخلاف حافظ که هر دو را به نحو اکمل در دیوان خود جمع کرده است. به عقیده شبلی نعمانی: «سلمان درآوردن قوامی مشکل و مترادفات نادر و اشعار مردّف، مهارتی داشته، ولی قریحه سوزان و ذوق و ایمانی که لازمه یک شاعر بزرگ است وی را حاصل نیست» (همان: ۲۲۹).
سلمان در مثنوی بیشتر خمسه نظامی مورد نظر او بود و از آنجا که شاعر در تمامی فنون شعر قصد طبعآزمایی داشته به مثنوی نیز پرداخته و دو اثر به ظهور رسانیده است.
اصولاً هر شاعری واژگان و فرهنگ مخصوص به خود را دارد و بعضی از الفاظ و کلمات را بیشتر به کار می‏برند. بررسی این فرهنگ واژگان خاص ما را به نتایج قابل ملاحظه‏ای می‏رساند. مثلاً حافظ علاقه خاصی به واژگان رند، گدا، قلندر، صوفی، زاهد و … از خود نشان می‏دهد. سلمان هم «شاهر گل‏ها» است، لااقل در بررسی مثنوی جمشید و خورشید، چنین است. وی در شعاع وسیعی با گل‏ها و گیاهان ترکیبات، تشبیهات، استعارات، کنایات، مضامین و ایهام‏ها پرداخته است.
آن چیزی که بیشتر در شعر سلمان جلوه می‏کند، توصیفات او است. در خلال داستان، از هر مکان، یا شخص یا موضوع وصفی ساخته است. عمده توصیفات او، به عنوان مثال می‏توان : وصف جمشید، خورشید در خواب، مهراب بارزگان، دختر قیصر روم و … را نام برد (ذوالفقاری، ۱۳۸۲: ۲۳۱).
همچنین سلمان به اصطلاحات موسیقی کاملاً احاطه داشته، سیطره و دست وی در این علم در سرتاسر داستان پیدا است (همان: ۲۳۸).
و مهم‏ترین موضوعاتی که در دیوان سلمان به چشم می‏خورند عبارتند از: بحث‏های فلسفی، اخلاقی و حکمی، گذرا و فانی بودن دنیا، ناپایدار بودن لدت‏ها، سلوک انسان و حرکت او از نفسانیت خویش تا وصل به معبود واقعی، بی نیازی و استغنای انسان از پیرامون، زهد و ترک دنیا برای آسایش فکر و روح، تأکید بر بی‏آزاری و قناعت.
البته این موضوعات از مدح امیران و وزراء، بیان حوادث سیاسی و درباری، مرثیه‏ها و شخصیت‏ها جداست (وفایی، ۱۳۸۹: ۳۰).
سبک قصاید سلمان طبق معمول زمان، عراقی و مخصوصاً تغزلاتش لطیف و شیوا و به لحن غزل نزدیک است به طوری که سلمان را بزرگ‏ترین قصیده سرای قرن هفتم تا دوازدهم – یعنی فاصله بین حمله مغول و ظهور دولت قاجاریه است.
۳-۴٫ پیشروان و پیروان
سلمان همانند هر شاعر دیگری میراث ادبی پیشینیان را مورد توجه قرار داده و به طرزی زیبا از گنجینه‏ی ادبی گذشتگان بهره جسته است. معانی ظریف، مضامین و تصاویر شعری، تعابیر و آرایش‏های لفظی و معنوی را از گذشتگان دریافت داشته و با بهره‏گیری از ذوق و استعداد شاعری خویش، آن‏ها را به شکلی زیبا پرورانده است. سلمان شعر گروهی از شاعران گذشته را پیش چشم داشته و از اشعار آن‏ها آشکارا استقبال کرده و مستقیم و صریح در شعر خویش داخل نموده است و در قصاید خویش از آن‏ها نام برده است.
الف) فردوسی و نظامی و سایر استادان مثنوی سرا.
ب) منوچهری دامغانی: سلمان یک قصیده به استقبال او ساخته است.

این مطلب را هم بخوانید :  متن کامل - بررسی عناصر قصه در مثنوی «جمشید و خورشید»- قسمت ۸

المنه لله که این ماه خزان است وقت شدن و آمدن راه رزان است
(سلمان، ۱۳۸۹: ۲۱)

منوچهری:

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.