بهزیستی روان ­شناختی

نظریه­پردازان «وسعت­ی زندگی»۴ مثل اریکسون (۱۹۵۹) و نوگارتن۵ (۱۹۷۳) التزام­های دوره­های جور واجور سنی و راه­هایی رو که فرد بطور موفقیت­آمیزی می ­تونه بر اون­ها غلبه کنه رو تبیین کرده­ان. روان­شناسا علاقمند به رشد و پیشرفت کامل آدم سازه­هایی مثل خودشکوفایی (ابراهام مزلو، ۱۹۶۸) کمال رشد۱ (آلپورت، ۱۹۶۸) و تفرد (یونگ، ۱۹۳۲) رو پیشنهاد و ارائه کرده­ان (به نقل پروین، ۱۳۷۲).

احساس بهزیستی هم دارای مؤلفه­ های عاطفی و هم مؤلفه­ های شناختیه. افراد با احساس بهزیستی بالا به طور کلی­ای هیجانات مثبت رو تجربه می­ کنن و از حوادث و وقایع دور و بر خود آزمایش مثبتی دارن، در حالی که افراد با احساس بهزیستی پایین حوادث و موقعیت زندگی شون رو بد آزمایش می­ کنن و بیشتر هیجانات منفی مثل اضطراب، افسردگی و خشم رو تجربه می­ کنن (مایرز۲ و دینر۳، ۱۹۹۵).

اضطراب

باید توجه داشت که تجربه هیجانات مورد پسند و مثبت همزمان با تجربه­ی هیجانات ناخوشایند و منفی صرف کنه به همون نسبت زمان کمتری رو واسه هیجانات منفی باقی می­گذارد. از طرف دیگه باید توجه داشت که هیجانات مثبت و منفی حالات دو قطبی نیستن که از دست دادن یکی وجود دیگری رو تضمین کنه. یعنی احساس رضامندی مثبت فقط با از دست دادن هیجانات منفی بوجود نمی­آید و نبود حضور هیجانات منفی حتماً حضور هیجانات مثبت رو به همراه نمی­آورد، بلکه برخورداری از هیجانات مثبت خود به شرایط و امکانات دیگری نیازمنده. پس، احساس بهزیستی (شادی) سه مؤلفه جدا از هم و در عین حال مربوط به همدیگه رو می­بایست مورد شناسایی قرار داد:

 

الف) حضور نسبی هیجانات مثبت

ب) از دست دادن و نبود حضور هیجانات منفی

ج) رضامندی از زندگی.

در تحقیقات جورواجور افراد خوشحال رو با ویژگی­های زیر تعریف می­ کنن:

اول اینکه از عزت نفس و احترام به خود بالایی بهره مند هستن و خودشون رو دوست دارن. در یکی از آزمون­های عزت نفس با جمله­هایی مثل«من از با خود بودن لذت می­برم» و «من ایده­های خوبی دارم» به طور کاملً موافق هستنِِ. این آدما به اخلاقیات توجه بسیار دارن و عقلانی رفتار می­ کنن (ژانوف بولمن،۱۹۸۹؛ مایرز،۱۹۹۳؛ به نقل کرمی­نوری،۱۳۸۱ ).

دوم اینکه افراد خوشحال احساس کنترل شخصی بیشتری رو در خود احساس می­ کنن، اون­هایی که انجام امور بیشتر به توانایی­های خود می­اندیشند تا به درموندگی و ناتوانایی­هایی خود، با استرس بیتشری مقابله می­ کنن (دو مونت، ۱۹۸۹؛ لارسن،۱۹۸۹؛ به نقل کرمی­نوری، ۱۳۸۱).

استرس

سوم اینکه افراد خوشحال خوش­بین هستن. افراد خوش­بین با این جملات موافقت کامل دارن که: «وقتی با کار جدیدی روبرو می­شوم، انتظار موفقیت در اون کار رو دارم». با این افراد موفق­تر، سالم و خوشحال تر از افراد بدبین هستن (دمبر، بروک، ۱۹۸۹، سلیگمن، ۱۹۹۱؛ به نقل کرمی­نوری، ۱۳۸۱).

چهارم اینکه افراد خوشحال برون­گرا هستن و در رابطه و همکاری با بقیه توانمندند افراد خوشحال در مقایسه با افراد ناشاد، چه در تنهایی و چه در حضور بقیه، احساس شادی می­ کنن و از زندگی خود و بقیه، از زندگی در نواحی جورواجور شهری یا دهاتی و یا اشتغال در مشاغل جورواجور تکی و اجتماعی به یه اندازه لذت می­برند (دینر و همکاران، ۱۹۹۲).

یکی از مهم­ترین مدل­هایی که بهزیستی روان ­شناختی رو معنی­سازی و عملیاتی کرده، مدل ریف و همکارانه. ریف بهزیستی روان­ شناختی رو تلاش فرد واسه تحقق توانایی­های بالقوه واقعی خود می­دونه .این مدل از راه ترکیب نظریه­ های جور واجور رشد فردی کارکرد سازگارانه بوجود اومده و توسعه یافته بهزیستی روان­شناختی در مدل ریف و همکاران از شش مؤلفه تشکیل شده: مؤلفه­ی پذیرش خود به معنی داشتن نگاه مثبت به خود و زندگی گذشته خویشه. اگه فرد در ارزشیابی، استعدادها توانایی­ها و فعالیت­های خود در کل احساس رضایت کنه و در مراجعه به گذشته­ی خود احساس خوشحالی کنه، کارکرد روانی مطلوبی داره. همه آدم­ها تلاش می­ کنن با وجود محدودیت­هایی که در خود سراغ دارن، نگاه مثبتی به خودمون داشته باشن، این نگاه پذیرش خوده مؤلفه­ی ­اختیار به احساس استقلال، خودکفایی و آزادی از هنجارها گفته می­شه .فردی که بتونه براساس افکار، احساسات و باورهای شخصی خود تصمیم بگیره، دارای ویژگی خودمختاریه.

واقعا، توانایی فرد واسه مقابله با فشارهای اجتماعی، به این مؤلفه، مربوط می­شه داشتن رابطه مثبت با بقیه، دیگه مؤلفه­ی این مدل، به معنی داشتن رابطه­ باکیفیت و ارضاکننده با دیگرونه. افراد با این ویژگی بیشترً آدم­ هایی مطبوع، نوع دوست و توانا در دوست داشتن بقیه هستن و تلاش می کنن رابطه ای گرم براساس، اعتماد دوطرفه با بقیه، بسازن مؤلفه­ی هدفمندی در زندگی، به معنی دارا بودن اهداف درازمدت و کوتاه­مدت در زندگی و با معنی شمردن اون هستش. فرد هدف دار نسبت به فعالیت­ها و رویدادهای زندگی علاقه نشون می­دهد و به شکل مؤثر با اون ­ها، درگیر می­شه. پیدا کردن معنی واسه تلاش­ها و رقابت­های زندگی به شکل این مؤلفه قرار می­گیرد. تسلط بر محیط مؤلفه­ی دیگه این مدل به معنی توانایی فرد واسه مدیریت زندگی و مقتضیات اون هستش . بنابر این فردی که احساس تسلط بر محیط داشته باشه، می ­تونه ابعاد جور واجور محیط و شرایط اون رو تا حد امکان دستکاری کنه، عوض کنه و بهتر کنه مؤلفه­ی رشد شخصی به گشودگی نسبت به تجربیات جدید و داشتن رشد شخصی پیوسته باز می­شه. فردی با این ویژگی همیشه درصدد بهبود زندگی شخصی خود و از راه یادگیری و تجربه س.

 

شکل شماره (۲-۱): الگوی ریف در مورد سازه بهزیستی روان­شناختی؛ اقتباس از کرد تمینی (۱۳۸۴)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دلایل پژوهشی زیادی هست که نشون می­ بدن حوادث نامطبوع زندگی می تونن بهزیستی روان­شناختی رو تحت اثر بذارن و دچار اختلال کنن و به ایجاد مشکلات روانی مانند افسردگی و اضطراب منجر شن بر این پایه داشتن بچه کم ­توان­ذهنی که ماهیتی تقریباً ثابت و تنش­زا داره. می ­تونه با ایجاد پیچیدگی به کاهش بهزیستی روان­شناختی منتهی شه. روی بهزیستی روان­شناختی نشون داده مادران دارای بچه عادی در مؤلفه­ های اختیار، تسلط برمحیط، رشد شخصی و پذیرش خود، نسبت به مادران دارای بچه کم ­توان ذهنی وضعیت بهتری دارن، اما در مؤلفه­ی احساس داشتن هدف در زندگی، مادران گروه دوم بهتر بودن. از مشکلاتی که در میان مادران کودکان کم ­توان­ذهنی گسترش داره، افسردگیه.

مشکلات

تحقیقات نشون داده­ان که حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد مادران این کودکان نمرات بالایی در آزمون­های افسردگی دریافت کرده­ان و دارای علائم بالینی مربوط به افسردگی هستن. مادران علاوه بر تحمل مشکلات به وجود اومده توسط مراقبت از کودک کم ­توان­ذهنی، باید با مشکلات مربوط به هزینه­ های بالای اقتصادی، کاهش روابط اجتماعی با آشنایان و بستگان، احساس گناه از به دنیا آوردن فرزندی مشکل­­دار و نگاه­های منفی دور و بری ها هم کنار بیان که این موارد می­تونن افسردگی­ای بسازن که ضعیف کننده باشه اما تحقیق­ها نشون داده­ان که وجود افسردگی والدین، خصوصاً مادران، کودکان کم ­توان­ذهنی با متغیرهای مختلفی مانند نوع کم­توانی­ذهنی داشتن پول و پله و سرمایه اکتفا یا سطح اقتصادی اجتماعی متوسط و بالاتر و پشتیبانی­های اجتماعی مناسب رابطه داره و متغیرهای فوق، می­تونن اثر کم­توانی­ذهنی رو کاهش کنن. بررسی­ها نشون دهنده این بوده ­ان که افسردگی با بعضی از ویژگی­ها و صفات شخصیتی، کاهش می­شه (میکائیلی، ۱۳۸۸).

  1. ۱. Strumpfer
  2. ۲. Ryff
  3. ۳. Keyes

Life-span.4

Neugarten.5

 

Maturity.1

Myeris.2

Diener.3