متن کامل – تأثیر قصه گویی بر علائم رفتار لجبازی ـ نافرمانی کودکان- قسمت ۱۰

دانلود تحقیق و پایان نامه ارشد

بنیان گذار ادبیات نوین کودکان در ایران جبار عسگرزاده (جبار باغچه بان ) بود . در سالهای (۱۳۶۷-۱۲۹۸) عباس یمینی شریف آثار با ارزشی را در زمینه ادبیات کودکان خلق کرده است و او از نخستین کسانی بود که مجله ای را برای کودکان در همین راستا منتشر کرد (حجازی ، ۱۳۷۴ ) .
اهمیت قصه را در ادبیات اسلامی به وضوح می توان دید . بخش قابل توجهی از آیات قران کریم ، به بیان سرگذشت و احوال اقوام و پیامبران در قالب قصه پرداخته است ، سرگذشت قوم عاد نمود ، داستان پیامبری حضرت موسی (ع)، قصه پرهیزکاری یوسف و ده ها قصه دیگر . قرآن مجید همچنین روش قصه پردازی ویژه ای برای بیان پیامهای خود دارد . گرچه هدف اصلی قران از نقل قصه ها و داستانهایش ، عبور دادن انسان از گذرگاه های تاریک و ترسناک و رساندن او به سرزمین روشنائیها و هدایت است ، اما این بیان را به گونه ای به انجام می رساند که بیشترین اثر گذاری را داشته باشد (رحماندوست ، ۱۳۸۱ ).
بنابراین گاه قصه ای را با سؤال یا استفهام تقریری آغاز می کند تا در خواننده کشش و انگیزه برای دنبال کردن داستان ایجاد نماید، گاه پایان یک ماجرا را می گوید سپس از آغاز به تفصیل آن می پردازد ، گاه از یک داستان به داستان دیگری می رسد و آن را پی می گیرد و گاه بدون مقدمه و زمینه سازی، داستان را آغاز کرده و خواننده را یکباره و ناگهانی بر سر قصه میبرد (رحماندوست ، ۱۳۸۱)
قصه در قرآن عبارت است از روایت و نقل وقایع و حوادث واقعی و تاریخی که از روی علم و با هدف و پیامی مشخص پیگیری می شوند (غنی، ۱۳۷۶ ) .
۲-۳-۴- نقش قصه در رشد عاطفی ، اجتماعی و شناختی کودک
بسیاری از نیازهای عاطفی کودکان از طریق شنیدن داستانها ارضا می گردد . آنها تحت تأثیر قصه ها یاد می گیرند که چگونه عواطف و احساسات خود را ابراز کنند و چگونه از عواطف دیگران بهره مند گردند (غنی ، ۱۳۷۶ )
از ویژگی های قصه ، کارکرد ،” آشکارسازی” غیر مستقیم نیازها و انگیزه های پنهان مخاطب است . اغلب انسان ها از برملا شدن انگیزه های ناهشیار خود اجتناب می کنند . این سرکوب و واپس زنی یک مکانیسم غیر ارادی و ناهشیار است که غالبا به شیوه ها و اشکال مختلف در رفتار و احساسات آدمی خود نمایی می کند . شنیدن قصه ها و حکایت ها ، امکان آن را فراهم می آورد تا مخاطب از طریق مکانیزم های مختلف دفاعی ، نظیر فرافکنی ، درون فکنی ، همانند سازی ، جبران و والایش بتواند هم انگیزه ها و نیازهای سرکوب شده خویش را بشناسد و هم آنها را به شکل متعالی تر والایش و پالایش کند (کریمی ، ۱۳۸۸ ) .
قصه گویی می تواند نقش اساسی در رشد شعور اجتماعی و نیز تقویت سواد کودکان داشته باشد. ایجاد روحیه دوستی در کودک از نتایج بسیار مهم داستان پردازی است که او را به فرهنگ خودی پایبند می کند . کشش ها و جاذبه های عناصر شکل دهنده قصه با خواسته ها و نیازهای روحی و روانی کودکان رابطه دارد(زاپیس ترجمه پرنیانی ، ۱۳۸۶).
کودک با ذهن و فکر گسترده ای که دارد مضامین مختلف اجتماعی و اخلاقی را از لا به لای حوادث و الفاظ می یابد و با بینش فیلسوفانه خود کیفیت و مضامین را استدلال کرده و به تدریج وارد رفتار خود می کند (شعاری نژاد ۱۳۷۸ ) .
تأثیرات عاطفی و قابلیت های درونی هر فرد در میزان همانند سازی با قهرمان یا ضد قهرمان نقش مهمی ایفا می کند به عبارت بهتر ، پذیرش و همسان سازی یا درون فکنی خصلت های قهرمان داستان ، صرفاً از خوب یا بد بودن وی بر نمی آید بلکه تحولات عمیق درونی سرنوشت قضیه را روشن می سازد(یاسائی ، ۱۳۸۲ ).
در واقع قصه گویی یکی از مناسب ترین فنون برای درونی سازی تغییر است . بدون اینکه لازم باشد کودک بینش یا فهم خود را در مورد چگونگی وقوع تغییرات به زبان بیاورد (پروت[۹۴] و براون [۹۵] ، ترجمه فرهی ، ۱۳۸۷ )
با مروری بر تحول شناختی از دیدگاه پیاژه [۹۶] می توان تأثیر داستان را بر تحول روانی کودک به خوبی بیان کرد . پیاژه با مطالعه تغییراتی که در عملکرد تفکر کودک به وجود می آید از رشد شناختی مفهومی پویا ارائه می دهد و این مفهوم بر کنش متقابل کودک و محیط استوار است . کودک در تعامل با محیط مجموعه ای از ساختارهای شناختی تشکیل میدهد و این ساختارها به او اجازه میدهد با محیط سازگار شود . به عبارت دیگر کودک براساس طرحواره های ساخته شده اطلاعات رسیده از محیط را کشف می کند . هر تجربه جدید بر طرحواره های موجود وی اثر می گذارد و آنها را اصلاح و تغییر می دهد (منصور، ۱۳۹۲).
پیاژه معتقد است انطباق کودک با محیط ازطریق دو فرایند برون سازی و درون سازی انجام می شود. در فرایند درون سازی کودک محرک جدید را براساس تجسم ذهنی از پیش سازمان یافته خود درک می کند و در درون ادراک های پیشین جای می دهد . اما برخی از محرک ها به سادگی در درون طرحواره ها قرار نمی گیرند . در این حالت ، عدم تعادل پیش می آید . کودک برای رفع عدم تعادل ، ساختارهای شناختی خود را دوباره سازمان می دهد و به منظور انطباق با مشاهده جدید به کمک فرآیند برون سازی طرحواره خود را تغییر می دهد . با وجود این که کودک در تعامل مداوم با محیط است اما تجربه او محدود است و با گسترش دامنه تجارب فعالیت های او کامل تر می شود (منصور، ۱۳۹۲) قصه و داستان بستر مناسبی است تا کودک را در معرض تجربه های جدیدی قرار دهد . در داستان شخصیت ها ، نگرش ها و دیدگاه های تازه به کودک عرضه می شود . کودک مفاهیم تازه ای را کشف می کند که با ساختارهای شناختی وی در تعارض است . کودک برای رفع این تضادها دست به اصلاح ساختارهای شناختی موجود خود می زند و به سازمان دهی مجدد آنها می پردازد (بتلهایم ، ترجمه شریعت زاده ، ۱۳۹۲).
خود میان بینی کودک یکی از عواملی است که ساختارهای شناختی کودک را دست نخورده باقی میگذارد . عرضه دیدگاه ها و نقطه نظرهای دیگران در داستان کودک را از قید خودمداری می رهاند و انعطاف پذیر می کند . این بینش که دیدگاه های دیگران نیز قابل پذیرش است ، ثمره تعامل ها و تجربه های کودک با شخصیت های داستان است .
همچنین پیاژه شناخت و عاطفه را به عنوان یک کل در نظر می گیرد . مؤلفه دیگر تحول ذهنی یعنی عاطفه نیز در این فرآیند بسیار تأثیر گذار است . حالاتی مانند احساس لذت ، یأس ، اشتیاق یا کسالت برچگونگی انجام کار اثر می گذارد. قصه و داستان با مفاهیم جذاب و لذت بخش خود میتواند عاطفه کودک را بر انگیزد و فعالیت های ذهنی وی را تسریع کند. (بتلهایم ، ترجمه شریعت زاده ، ۱۳۹۲).
برای اینکه یک قصه بتواند واقعاً توجه کودک را جلب کند باید او را سرگرم سازد و کنجکاویش را بر انگیزد. اما برای غنی سازی زندگی کودک باید علاوه بر سرگرم سازی و تحریک کنجکاوی ، تخیل او را نیز برانگیزد و به او کمک کند تا فهم و ادراک خود را بالا برد.
عواطف خویش را مظم سازد و علاوه بر این با نگرانی ها و آرزوهای کودک هم آهنگ شود تا کودک بتواند به مسائل و مشکلات خود پی ببرد و در همان حال راه حل هایی برای مسائلی که او را پریشان می سازد ، به او عرضه دارد (بتلهایم ، ترجمه شریعت زاده ، ۱۳۹۲).
انسان از ماهیتی خاص برخوردار است که می تواند به رشد شناختی عاطفی و رفتاری کودک کمک کند. ارزشهای انسانی و راهبردهای مختلف حل یک مشکل اطلاعات و نگرشهای جدید و منطقی را به ذهن کودک منتقل می کند و او را از دنیای خود میان بینی و توجه متمرکز بر خود به چشم اندازهای دیگر ، فرا می خواند (تبریزی ، ۱۳۷۴ )
به نظر می رسد کودک در دوره عملیات عینی به موجب توانایی های خود می تواند واکنش مناسب تری به داستان نشان دهد کودک در این دوره از بند خود میان بینی آزاد می شود . همزمان با فراگیری مهارت خواندن ، داستان امکان مؤثر و کارآمدی را فراهم می کند تا کودک دیدگاه های تازه ای که فرصت تجربه آنها را نداشته است،درک کند. کودک با خواندن ویا شنیدن داستان، مجال آن را مییابد ذهنیت های ثابت و تغییر ناپذیر خود را مورد شک و تردید قرار دهد . از آنجا که کودک به دلیل سن کم خود نمی تواند همه چیز را تجربه کند، داستان وی را در موقعیت هایی که شخصیت های داستانی آنها را تجربه می کنند، قرار می دهد. کودک از طریق این تجربه مشترک می آموزد، چگونه با مشکلات و چالشهایی که فرصت رو به رو شدن با آنها را در عالم خارج نداشته ، مقابله کند تواناییهای دیگر کودک در دوره عملیات عینی یعنی” توجه به تبدیل ها “به او کمک می کند، سلسله حوادث داستانی را دنبال کند و به استدلال منطقی در مورد آنها بپردازد. اگرچه در این دوره کودک هنوز قادر نیست مفاهیم انتزاعی موجود در داستان ها را به درستی درک کند، استفاده از داستان به همراه بحث های گروهی که توسط رهبر گروه هدایت می شود ، درک مفاهیم ناملموس را برای وی امکان پذیر می کند (گلزاری ، ۱۳۶۶ ).
۲-۳-۵- معیارهای مورد توجه قصه گو برای انتخاب قصه
قصه گو در هنگام انتخاب و آماده کردن یک قصه باید به مسائل زیر توجه داشته باشد .
۱-آیا داستان خود او را بر می انگیزد ؟ قصه گو باید با داستان هماهنگ باشد . او باید ویژگی ها و سبک شخصیتی خود را ارزیابی کند . قصه چنان با شخصیت او در آمیزد که در او شور و حالی برای تأثیر گذاشتن بر شنونده به وجود آورد و از عهده گفتن داستان برآید و در نتیجه از سهیم کردن دیگران در تجربه خلق دوباره داستان براید ( شعاری نژاد ، ۱۳۷۸ ) .
۲-آیا این قصه برای گفتن مناسب است یا خواندن آن بهتر است ؟ قصه های عامیانه برای گفتن خوبند ، چرا که وقایع و ماجرا های روایتی دارند ولی قصه های توصیفی که از طرح ماجرا و وقایع کمتری برخوردارند ، باید برای خواندن انتخاب شوند (شعاری نژاد ، ۱۳۷۸ )
۳-آیا این قصه با گروه سنی شنوندگانش متناسب است ؟ برای ایجاد حداکثر لذت از قصه، تناسب قصه با سن شنونده، اصل است و به خصوص رعایت تناسب سنی شنوندگان و یک محفل قصه گویی نیز از ضروریات یک اجرای موفق است (شعاری نژاد ، ۱۳۷۸ )
۴-آیا طول قصه در حوصله شنوندگان است ؟ اصولاً قصه گویی نباید از ۲۰ الی ۲۵ دقیقه تجاوز کند و در هر حال قصه باید یک جابیان شود و قصه گو نباید زیاد در قید معلومات اضافی باشد (شعاری نژاد ، ۱۳۷۸ )
۵-آیا این قصه با جنسیت شنوندگان متناسب است ؟ بهتر است شخصیت های قصه تا حدودی هم جنس گروه یا فرد مخاطب باشند (چمبرز ، ترجمه قزل ایاغ ، ۱۳۸۳ )
۲-۳-۶- نکات مورد توجه قصه گو در حین قصه گویی
ماکادو[۹۷](به نقل از یوسفی لویه ، ۱۳۸۶ ) به مواردی اشاره می کند که در قصه گویی برای کودکان باید رعایت شود :
قصه را به زبان و روش خاص خودتان بگوئید . از ژست هایتان استفاده کنید .
ایده اصلی قصه را در نظر بگیرید و به رویدادهای اصلی و به ترتیب وقوع آنها در قصه توجه داشته باشید .
پیش از حضور در گروه کودکان قصه را برای خود یا،دگیری بگویید و تمرین کنید .
هنگام قصه گویی تماس چشمی خود را با گروه حفظ کنید و به علایق، با بی قراری کودکان توجه کنید .
سرعت قصه گویی را با شرایط قصه تنظیم کنید . بخش های مهیج و تند را سریع تر و بخش های جدی را کندتر بگویید .
با صدای شفاف و مطمئن قصه بگویید ، شدت و لحن صدا را با شرایط قصه هماهنگ نمایید و صدایتان را با شخصیت های قصه متناسب کنید .
با طرح سوال هایی کودکان را تا حد امکان با قصه درگیر کنید .
نزدیک گروه بنشینید وپیش از شروع قصه مطمئن شوید همه کودکان راحت هستند.
برای ایجاد انتظار در کودکان یا توالی تأثیر گذار بین رویدادهای قصه ، پس از بالا بردن صدا از مکث های شورانگیز استفاده کنید .
با نگرش ها وانگیزه های شخصیت های قصه ارتباط برقرار کنید .

این مطلب را هم بخوانید :  دسته بندی علمی - پژوهشی :تأثیر قصه گویی بر علائم رفتار لجبازی ـ نافرمانی کودکان- قسمت ۹

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.