تأثیر قصه گویی بر علائم رفتار لجبازی ـ نافرمانی کودکان- قسمت ۱۱

دانلود تحقیق و پایان نامه ارشد

ماکادو (۱۹۹۵ ) بیان می کند هنگامی که قصه های خوب توسط یک قصه گوی ماهر برای کودک گفته می شود کودک مشتاقانه گوش می دهد و به تصورات ذهنی او شکل می دهد .
۲-۳-۷- ویژگی های قصه در فرآیند قصه درمانی
برای اینکه قصه بتواند توجه کودک را به طور واقعی به خود جلب کند باید او را سرگرم نماید و حس کنجکاوی اش را بر انگیزد . اما برای غنی کردن زندگی کودک قصه باید علاوه بر سرگرم کردن، تخیل کودک را نیز به کارگیرد و پرورش دهد و به او کمک کند تا فهم و ادراک خود را از محیط بالا ببرد و عواطف خود را منظم سازد و به آن تعادل بخشد . به علاوه قصه باید با نگرانی ها و آرزوهای کودک هماهنگ باشد تا کودک بتواند به مسائل و مشکلات خود پی ببرد و در پی حل آنها باشد (بتلهایم ، ترجمه شریعت زاده ، ۱۳۹۲ ) .
متخصصان بالینی از منابع مختلفی مثل افسانه ها ، فیلم ، موضوعات کارتونی و همزمان به وسیله تخیلات درمانگر یا کودک برای قصه سازی در فرآیند درمان استفاده می کنند . چند جزء اساسی قصه سازی در خلق داستان استعاره ای از نظر مایلز[۹۸] و کراولی [۹۹](۱۹۸۶ به نقل از اشنایدر[۱۰۰]و داب[۱۰۱] ، ۲۰۰۵) عبارت است از : (۱) ارائه یک تعارض استعاره ای ، مشابه با تعارض کودک ، (۲) تجسم فرایندهای ناخوداگاه از طریق انواع شخصیت ها مثل قهرمانان و تبهکاران ، که توانایی ها و ترس های قهرمانان را نمایش می دهد (۳) ایجاد مجموعه شرایط یادگیری همزمان ، که باعث حس پیروزی و موفقیت در قهرمان شود ، (۴) ارائه یک بحران استعاره ای که سرانجام باعث حل تعارض شود .(۵) رشد احساس هویت جدید در قهرمان ، وقتی که به پیروزی می رسد (۶) این راه حل منجر به فرآیندی ، همراه با احساس هویت جدید شود .
۲-۳-۸- رویه های قصه درمانی
شواهد پژوهشی نشان می دهد که در استفاده از روش قصه درمانی رویه های متنوعی وجود دارد . در اینجا به برخی از این رویه ها اشاره می شود :
۱-ترغیب کودک به ارائه یک داستان یا نوشتن داستان زندگیش
مسلما کودک ایده های زندگی شخصی اش را به شخصیت ها و مضمون های داستان فرافکنی می کند .
حتی ممکن است او خودش را به عنوان یک شخصیت در داستان بگنجاند یا رویدادهای زندگی اش را در این داستان توصیف کند . بدین ترتیب فرصتی برای کودک فراهم می آید تا همانند زمانی که کتاب داستانی را می خواند به طور مستقیم یا فرافکن ، به بررسی مسائل ، افکار ، عواطف و رفتارهای خویش بپردازد . دعوت از کودک برای تعریف قصه زندگی و قادر ساختن وی به تعریف قصه زندگی اش محوری ترین و اصلی ترین بخش هر نوع فرآیند درمانی کودک است (اوکلاندر [۱۰۲]، ۱۹۸۱ به نقل از دوایودی [۱۰۳] ۱۹۹۷). کودک ضمن تعریف قصه زندگی اش ، این امکان را می یابد تا به شناختی ادراکی و روشن از حوادث و مسائل دست یابد . علاوه بر آن ، می تواند احساسات دردناک خود را ابراز کند و به شیوه ای فعالانه و نه منفعلانه بر اضطراب و دیگر آشفتگی های هیجانی خود تسلط یابد (گلدارد[۱۰۴] ،ترجمه پرنیانی ، ۱۳۸۹ )
۲-بیان کردن قصه توسط درمانگر برای کودکان
درمانگران منابع مختلفی را برای این گونه قصه ها به کار می برند که از جمله می توان به قصه های جادویی ، تخیل درمانگر یا خود کودک و موضوع های از پیش تعیین شده اشاره کرد .
اکثر موضوع های آموزشی ، ترمیمی و درمانی را می توان با شخصیت های فرضی در قصه گنجاند .
بهتر است شخصیت های قصه تا حدودی هم سن و هم جنس گروه یا فرد مخاطب باشند . رسیدن به شرایط مطلوب را هم توسط یکی از قهرمانان داستان ارائه داد . به عنوان مثال برای کودکی با مشکل نابینایی می توان قصه ای تعریف کرد که یک شخصیت نابینا طی شرایط زندگی، نابینایی خود را می پذیرد و از دیگر حواس بدن خود برای زندگی و کسب موفقیت استفاده می کند . درا ین قصه ها حتی می توان روش های رفتار درمانی ، مشاوره و روان درمانی از جمله همدلی ،درک دیدگاه و . . . را جای داد . در مثالی دیگر برای کودکی که مسئولیت مرتب کردن اسباب بازیهایش را نمی پذیرد میتوان قصه ای گفت که در آن کودکی با این شرایط درخواب می بیند که تمام اسباب بازی هایش اعتراض کردند و از پیش او می روند و بعد از بیدار شدن بلافاصله اسباب بازی هایش را جمع میکند . این شیوه در قصه گویی برای تمام کودکان با مشکلات متفاوت قابل استفاده است (پروت و براون ، ترجمه فرهی ، ۱۳۸۷ )
۳-قصه سازی به صورت تؤام توسط درمانگر و کودک
درمانگر قصه را شروع می کند و تکمیل بخش هایی از قصه را به کودک واگذار می کند . برای مثال درمانگر می گوید “امروز می خواهیم برای یکدیگر قصه تعریف کنیم من قصه را شروع می کنم ، ولی دوست دارم جایی از قصه راشما بسازید و بگویید و بعد دوباره من می گویم و بازجایی از قصه را خالی می گذارم تا شما بگویید “.
به عنوان مثال درمانگر به کودک فرصت می دهد به جستجوی موضوع های مربوط به خودش بپردازد. برای شروع درمانگر می گوید “روزی بود و روزگاری ، شاهزاده ای بود که دوست داشت . اینجا از کودک دعوت می کند بگوید شاهزاده چه دوست داشت . شاید کودک بگوید که دوست داشت در حوالی شهراسب سواری کند ” درمانگر ادامه می دهد” همین طور که شاهزاده اطراف شهر اسب سواری می کرد به خاطر آورد که . . .” دوباره قصه را متوقف می کند و از کودک می خواهد قسمت بعدی قصه را تکمیل کند (اسکوتزر[۱۰۵] ، ۱۹۹۵ به نقل از اسکورزلی و گلد ۱۹۹۹ ).
۴-قصه گویی به صورت ارائه داستان بی پایان توسط درمانگر
درمانگر داستان های آمیخته با مسائل مربوط به ارزش های فردی و اجتماعی را بیان می کند یا مسائل هیجانی و اجتماعی را به تصویر می کشد اما آنها را به پایان نمی رساند . درمانگر می تواند گزینه های متعددی را برای پایان داستان پیشنهاد کند و از کودکان بخواهد تا یکی از آنها را انتخاب کند یا خود به داستان خاتمه دهد . هدف اصلی درمانگر در استفاده از این روش استنباط دیدگاه های متفاوت کودکان نسبت به پایان هر داستان و بحث کلاسی درباره مفاهیم هر یک از موارد پیشنهادی است (نیوکامر[۱۰۶] ،۱۹۹۳ ) .
۵-قصه گویی به صورت ارائه داستان نیمه تمام توسط درمانگر یا ارائه محرک ها و موضوعاتی به کودک و درخواست از او برای نوشتن و یا تکمیل قصه ای در آن زمینه .
تبریزی (۱۳۷۴ ) از داستان های نیمه تمام برای تشخیص اختلال های عاطفی استفاده کرد و معتقد است پس از بیان داستان نیمه تمام و تکمیل آن توسط کودک ، درمانگر بایستی داستان را با ارائه راهبرد مناسب و کامل دوباره به شکل دیگری برای کودک مطرح کند . ارائه داستان به شکل های گوناگون ذهن کودک را فعال و خلاق می کند و به کودک می آموزد که رویارویی با مشکلات تنها به یک راه حل نیندیشد ، وی در این زمینه می گوید که داستان ها را می توان برحسب نیازها و کمبودهای رشدی و روانی کودک خلق کرد تا در صورت بروز ناکامی و بحران ، کودک بتواند واکنشی مناسبی از خود نشان دهد .
۶-قصه گویی به شیوه دو سویه
ریچارد گاردنر از فن داستان سرایی دو سویه در فرآیند درمان استفاده می کرد . در این روش مشاور ابتدا از کودک می خواهد داستان بگوید . در ضمن مشاور به کودک می آموزد یک داستان باید آغاز ، میانه و پایان داشته باشد . همچنین از کودک می خواهد تا در پایان داستان نتیجه اخلاقی آن را بگوید. پس از آن مشاور داستانی را با استفاده از موضوع و زمینه مشابه داستان کودک آماده می کند که شخصیت های اصلی داستان کودک را در بر می گیرد . داستان مشاور ، پاسخ ها و راه های بهتری را در همان شرایط پیش پای کودک قرار می دهد (گاردنر ، به نقل از آزاد، ۲۰۰۴ ) .
۷-قصه گوئی با تمرکز بر تغییرات زبانی – نمادی
مانتیگل [۱۰۷](۲۰۰۴) تأثیر قصه درمانی را بر تسهیل تغییرات مراجعان ، بررسی کرد . این مطالعه بر تغییرات زبانی –نمادی مراجعان متمرکز بود. مانتیگل از طریق درمان آزمایشی به مراجعان کمک کرد.
تا برای رویدادها معانی جدیدی بسازند . در مرحله نخست مراجع با توصیف رفتارهای خود و دیگران ، مجموعه ای از نمادها را ارایه می کرد و در مرحله دوم قصه درمانگر ازطریق سوال هایی به صورت بندی جدیدی از رویدادهای مشکل زا می پرداخت و درمرحله پایانی ، مراجع در توانایی نماد شناختی و به کارگیری نمادهای زبانی تغییراتی را نشان می داد . از نظر وی تغییر در زبان و ادبیات قصه های زندگی ، خود به تغییر در معانی زندگی فرد منجر می شود و تغییر در قصه زندگی ، فرصت های جدیدی برای رفتار و روابط با دیگران ایجاد می کند .
۸-قصه گوئی با استفاده از تکنیک شخصیت خلاق
بروکز[۱۰۸](۲۰۰۱) برای کاربا کودکان و نوجوانان دارای اختلالهای یادگیری یک تکنیک قصه پردازی به نام شخصیت های خلاق ابداع کرد که در آن کودکان با کمک درمانگر به خلق داستان می پردازند . وی معتقد است خلق داستان هایی که ویژگی های جهان کودک را نشان می دهند ، ابزاری برای نیرومند ساختن عملکرد شناختی و هیجانی کودک فراهم می کند . در این تکنیک درمانگر از کودک می خواهد که شخصیت های قصه را انتخاب کند . این شخصیت ها می توانند انسان ها ، حیوانات و یا اشیا باشند . علاوه بر این درمانگر به کودک پیشنهاد می کند ، نمادی هم از یک درمانگر مثل معلم یا جغد دانا یا یک خبرنگار و گزارشگر که می تواند جنبه های مختلف شخصیت ها و ویژگی ها و رفتارهای آن ها را که از چشم خود شخصیت ها پنهان است ، ببیند و نظر دهد به داستان خود اضافه نماید . کودک قصه را آغاز و درمانگر او را به سوی خلق ویژگی های زندگی خود از جمله تصویر خود، احساس کفایت یا بی کفایتی ایشان ، روابطش با دیگران ، باورها ، احساسات، تعارض ها و لذت های اصلی او، سبک یادگیری و راهبردهایی که در مقابله با چالش ها، استرس ها به کار می برد هدایت می کند .
بروکز (۲۰۰۱) معتقد است که درمانگر از این طریق سعی می کند ، استعاره هایی که با بی کفایتی مرتبطند ، مثل خود –تردیدی وشرم آشکار شده و کودک نیز با آن ها مواجه است ، با استعاره های مثبت تری که احساس ترس و شکست را کاهش داده ، کفایت او را پرورش می دهد و تصویری واقعی از نیروها و ضعف های او ارائه می کند ، عوض نماید .
۹-قصه گویی به شیوه اجرای نمایش داستان
کودکان ممکن است نقش های مختلف داستان را به صورت نمایشنامه به اجر در آورند . پس از ارائه داستان ، درمانگر تلاش می کند تا براحساس های شخصیت های داستان تأکید و گروه را برای رسیدن به تصمیم های کلی از پیرنگ داستان هدایت کند (نیوکامر ، ۱۹۹۳ )
۱۰-قصه گویی از طریق بیان خاطرات کودک
در تکنیک دفتر خاطرات که وست [۱۰۹] ودان [۱۱۰](۱۹۸۵) آن را براساس مفهوم اهداف اشتباه زندگی در نظریه آدلر تدوین کرده اند از قصه ها برای کمک به دانش آموزان دبستانی در خود- فهمی روان شناختی و فهم مدیریت رفتار کلاسی شان ، استفاده می شود . در این شیوه داستان به صورت بیان خاطرات یک کودک از اتفاقاتی که بین خود و همکلاسی هایش در مدرسه پیش آمده است ، ارائه میشود . در این خاطرات کودکی داستان بد رفتاری کودک دیگری را توصیف می کند .
به دنبال آن درمانگر درباره انگیزه های کودک بد رفتار ، از کودکان سؤالاتی را پرسیده و آنها را به چالش می کشد . آن ها با توجه به قصد و شرکت در بحث گروهی ، درباره رفتار مناسب مطالبی میآموزند ، در جریان جلسات ، می توان فضایی را فراهم نمود که دانش آموزان درباره رفتارهای مخرب خود و انگیزه های انجام آن ، گفتگو و بحث کنند .
با توجه به آنچه گفته شد ، به طور کلی کاربرد قصه و ساختار آن در روان درمانی کودک به سه شیوه است :
اول خواندن قصه های قدیمی یا قصه های پریان برای کودکان و استفاده از معانی و نمادهای استعارهای آن ، دوم ، نگارش قصه های درمانی و کار از طریق آن ها با کودک (قصه های درمانی داستان هایی هستند که درمانگر با توجه به مشکل خاص هر کودک و با اهداف خاص برای او مینویسد ) و سوم قصه پردازی خود کودک به عنوان یک شیوه درمانی. در هر صورت چه قصه توسط کودک ارایه شود یا درمانگر و یا به صورت توأم این اهمیت دارد که درمانگر توجه کودک را به احساسات و افکار شخصیت های قصه جلب نماید و از او بخواهد خود را به جای شخصیت ها گذاشته و احساسات و افکار آنها را بیان کند . بحث درباره نکات مهم قصه ها، رابطه علت و معلولی رویدادها ، شناسایی مشکلات موجود و روش های رویارویی مختلف برای حل مسائل یا عبور از مشکلات و بررسی پیامدها درخواست نظر کودکان برای استنتاج نتایج اخلاقی از قصه ها و بیان آنها، می تواند از جمله مواردی باشد که درمانگر و کودک به آن می پردازند (شایپرو وراس ، ۲۰۰۲)
۲-۳-۹- قصه گویی به عنوان یک راهبرد درمانی
بررسی موریس و کراتوچویل (۱۹۹۱ ، ترجمه نائینیان، ۱۳۸۹ ) حاکی از آن است که ادبیات پژوهشی بهداشت روانی کودک ، برخلاف ادبیات پژوهشی درمان بزرگسالان ، نسبتاً جوان است و تنها می توان آن را تا اوائل قرن بیستم ردیابی نمود ، برای مثال تا اواخر قرن نوزده ، نوجوانی به عنوان یک دوره رشدی متمایز در نظر گرفته نمی شه و تا سالهای اخیر درمان های روانی برای مشکلات رفتاری و عاطفی کودکان و نوجوانان مطرح نمی گردید .
روان شناسی بالینی در جریان مشاوره و روان درمانی ، درگیر فرآیند هدفمند و خلاقی است که در طی تلاشی دو سویه برای حل مسأله و ایجاد تغییرهای مثبت و سازگارانه در مراجع می کوشد . موفقیت در طراحی این فرایند و اجرای ثمربخش برنامه مداخله ای از یک سو ، منوط به شناخت ابعاد مسأله حادث شده و ویژگی های مراجع و از دیگر سو ، نیازمند به کارگیری تکنیک مناسب و ابزار کارگشا ، در برقراری رابطه و رسیدن به هدف های درمانی می باشد . در همین راستا مشاوره و روان درمانی کودک با توجه به ظرفیت ها و نیازهای ویژه کودک ، روان شناس را برای درک چهار چوب ذهنی وی و برقراری هم حسی و همدلی و انجام مداخله اصلاحی اثرگذار ، مجبور به بهره گیری از شیوه و ابزارهای خاصی می کند و این موضوع ایجاب می کند تا درعرصه روان شناسی بالینی بسته به طراحی خلاقانه و بصیرت عمیق تحلیلی و آسیب شناسی ، هر موقعیت و فعالیت به ظاهر معمولی ، تبدیل به ابزاری کارآمد و شیوه ای نظامدار شود ، تا در فرآیند مشاوره و روان درمانگری به صورت مستقل و یا در کنار دیگر عناصر ، مورد استفاده قرار گیرد .

این مطلب را هم بخوانید :  تأثیر قصه گویی بر علائم رفتار لجبازی ـ نافرمانی کودکان- قسمت ۸

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.