تأثیر قصه گویی بر علائم رفتار لجبازی ـ نافرمانی کودکان- قسمت ۱۳

دانلود تحقیق و پایان نامه ارشد

همان طور که کرامر[۱۲۵]( ۱۹۹۹ به نقل از بیچوسکی [۱۲۶] ۲۰۰۱ ) اشاره دارند مکانیسم های دفاعی ناهشیاری مانند انکار ، فرافکنی و همانندسازی در بسیاری از قصه های عامیانه مورد رویاروئی قرار می گیرد .
۲-۳-۱۵- روان شناسی فردی (آدلری )
در تکنیک دفتر خاطرات که وست ودان (۱۹۸۵ ) آن را براساس مفهوم اهداف اشتباه زندگی در نظریه آدلر تدوین کرده اند ، از قصه ها برای کمک به دانش آموزان دبستانی در خود فهمی روان شناختی و فهم و مدیریت رفتار کلاسی ایشان استفاده می شود . در این شیوه داستان به صورت بیان خاطرات یک کودک از اتفاقاتی است که بین خود و همکلاسی هایش د ر مدرسه پیش آمده است .
گاردنر (۱۹۷۹ ، نقل از استیلز [۱۲۷] و کوتمن [۱۲۸] ، ۱۹۹۰ ) نیز به عنوان یکی از پیشگامان، کاربرد قصه در روان درمانی کودکان به شیوه ی آدلری ،قصه ها را به عنوان ابزاری برای دستیابی کودک به بینش نسبت به اهداف اشتباه خود استفاده می کند .او تکنیکی در مشاهده با کودکان به نام قصه گویی دو جانبه شکل داد . این تکنیک قالب مناسبی برای مشاوران جهت درک شیوه زندگی و اهداف کودکان فراهم می نماید .
۲-۳-۱۶- شناخت درمانی
داستان ها سیستم عقاید و نگرش های جدیدی به ما می آموزند . هدف اصلی درمان شناختی ، تغییر سیستم عقاید فرد (باورهای فرد) به منظور تغییرو اقعیت وی است . به طور سنتی درمانگران شناختی از دیدگاه های منطقی برای پیشرفت این مسأله استفاده می کردند . اما در حال حاضر بازشناسی ارزش داستان ها در رسیدن به این هدف رو به رشد بوده و نقش فرآیندهای داستان در شناخت درمانی وسیع تر و عمیق تر شده است (راسل ۱۹۹۱) داستان سرایی در شناخت درمانی نوعی الگوسازی نهانی است ، وقتی کودکان به داستان های درمانی گوش فرا می دهند آنها را درک می کنند و تصاویر مثبت و توانایی می آفرینند. تصاویر و اعمال درون داستان ها ، اطلاعات مهمی در مورد عملکرد احساس آنها فاش می کند کودکانی که دارای نگرش منفی هستند عموماً حتی در قصه هایی که با موضوعات مثبت شروع می شوند، اتفاقات بدی را می گنجانند ،برعکس ، کودکانی که نگرش مثبت به خود و جهان اطراف خود دارند ، موقعیت های منفی ر ابه صورت مشکلاتی قابل حل توصیف می کنند و برای قصه هایی که با موضوعات منفی شروع می شوند پایان خوبی خلق می کنند (شیپرو ، ترجمه بیرجندی و مصلی نژاد ، ۱۳۸۵ )
مؤلفه هیجانی داستانها با یک مؤلفه شناختی کامل می شود ، که به طور ضمنی از فرد می خواهد درباره پیام داستان فکر کند و با تحلیل محتوای آن ، قانون خود ساخته ای شکل دارد مبنی بر اینکه چگونه پیام داستان در زندگی شخصی او ، کاربرد دارد (هفنر، ۲۰۰۳).
۲-۳-۱۷- رفتار درمانی
قصه گویی سنتی قدیمی برای انتقال غیر مستقیم پیام های مهم درباره ی نحوه ی رفتار سازگارانه در یک زمینه ی اجتماعی است (استیلز و کوتمن ، ۱۹۹۰ )
گلدارد و گلدارد (۱۹۹۷) از داستان ها برای مشاوره با کودکان بهره می گیرند . به عقیده آنها داستانها با هدف های آموزشی به کودکان کمک می کنند رفتارهای جدیدی را یاد بگیرند و به اصلاح رفتارهایی که از پیش آموخته اند ، بپردازند . به طور مثال کودکانی که مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند یاد گرفته اند به دیگران اعتماد کنند و با بزرگسالان مؤدب باشند چنین کودکانی باید یاد بگیرند حد و مرز را حفظ کنند و متوجه باشند هنگامی که در معرض خطر هستند نه گفتن ضروری است . افزون بر این داستان ها برای آموزش مهارت های کنترل خشم و نیز کودکانی که جدایی و یا مرگ والدین خود را تجربه می کنند، می توان استفاده کرد .
آموزش راه های سازنده ی بیان احساسات و توجه به پیامدهای اعمال خشونت آمیز و احتمال آسیب رساندن به دیگران و یاد آوری این نکته که پرخاشگری تنها راه رسیدن به هدف نیست و انزوای وی را به دنبال خواهد داشت ، از جمله مفاهیمی است که برای اصلاح رفتارهای تهاجمی در داستان ها به کار می رود . استفاده از شخصیت هایی که حس همدردی دارند به کودک پرخاشگر کمک می کند تا عواطف دیگران را تجربه کند و انعطاف پذیرتر گردد (اسچچن [۱۲۹] و ناچشول [۱۳۰]، ۱۹۹۶ )
همچنین درمانگر می تواند قصه هایی به موازات زندگی کودک با مشکلات و موقعیت های مشابه خلق کند ، به گونه ای که قهرمان از روش های مؤثر برای رویارویی با مشکلات استفاده می کند ، بدین ترتیب کودکان می آموزند که اولاً برای رویارویی با موضوعات و مسائل زندگی روش های مختلفی وجود دارد ثانیا توجه به پیامدهای هر یک از روش های حل مسئله آنها را به سوی یک رویارویی مؤثر در موقعیت های مختلف رهنمون می سازد (اشنایدر و داب ، ۲۰۰۵ ).
داستانها ابزار مناسبی برای معرفی الگوهای موفق و رفتارهای مطلوب هستند کودک از طریق همانند سازی با این الگوها به تعدیل و اصلاح تصویرهای ذهنی از خود می پردازد (آنگس [۱۳۱] ، لویت ، [۱۳۲] هاردتک[۱۳۳]، ۱۹۹۹ ) .
سرمشق دهی که به عنوان شرطی سازی جانشین یا یادگیری مشاهده ای شناخته شده است ، یادگیری از طریق تجربه های غیر مستقیم می باشد . در این شیوه الگو پاسخی را نمایش می دهد ، ارگانیسم پاسخ را مشاهده و آن را تقلید می کند . همان طور که الگو پاسخی را نمایش داده و به مشاهده گر دستور می دهد :” آن را انجام بده” در قصه ها نیز چنین وضعیتی وجود دارد . شخصیت الگو ، پاسخی را نشان می دهد اما به جای این که لفظاً بگوید “این کار را انجام بده” از مشاهده گر میخواهد که بر اساس تفسیر استعاره ای فردی از قصد ، قانونی شخصی برای خود ایجاد کند .
داستان ها پاسخ های هیجانی را در شنونده بر می انگیزند . اسکینر (۱۹۵۷ نقل از هفنر ، ۲۰۰۳ ) بر این باور است که استعاره ها بر خلاف زبان تحت الفظی پاسخ های هیجانی را بر می انگیزند .
هیجانات پیام را بر جسته تر ساخته و یادگیری تأثیر پذیری از داستان را ، تسهیل می کنند(دور ، ۱۹۸۱ نقل از هفنر ، ۲۰۰۳ )
۲-۳-۱۸- پیشینه پژوهش
اسپین [۱۳۴] ، کراسکو [۱۳۵] ، ون دن بروک [۱۳۶] ، باکر [۱۳۷] جرستن [۱۳۸] (۲۰۰۷) در پژوهشی بیان داشتند که تاریخ به عنوان قصه در ماهیت و کیفیت فهم تاریخی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ، تأثیر به سزایی دارد .
ولتر[۱۳۹] ، دیلالو[۱۴۰]، آپلک [۱۴۱] (۲۰۰۶) در پژوهشی نشان دادند که ترکیب قصه درمانی با مداخلههای ترمیمی یادگیری ، یک شیوه مؤثر برای پرداختن به عوامل همایند مانند عزت نفس پایین در نوجوانان و بزرگسالان با نقص های یادگیری زبان می باشد .
تاپلیس [۱۴۲] و هادوین [۱۴۳] (۲۰۰۶) طرح ABAB را برای سنجش اثر بخش قصه های اجتماعی در مداخله ای برای پنج کودک مدرسه ای به کار بردند.
این کودکان در زمان ناهار قادر به پیروی از مقررات سالن غذاخوری نبودند . نتایج نشان داد که، رفتارهای هدف (به موقع رفتن ، سرمیز نشستن و . . ) در سه نفر از پنج آزمودنی افزایش یافته است.
در مطالعه دیگری ، سانسوستی [۱۴۴]و پاول –اسمیت [۱۴۵] (۲۰۰۶) قصه های اجتماعی را برای آموزش مهارت های اجتماعی به کودکان مبتلا به نشانگر آسپرگر به کار گرفته و گزارش کردند که این مداخله رفتار اجتماعی دو نفر از سه کودک را ، به نحو مطلوبی تحت تأثیر قرار داده است .
اثر بخشی قصه های اجتماعی بر افزایش طول مدت حضور کودکان مبتلابه اوتیسم در یک فعالیت اجتماعی (تعامل با همسالان ) توسط دلانو [۱۴۶] و اسنل [۱۴۷] (۲۰۰۶) مورد بررسی قرار گرفت .مطالعه آن ها بیان می کند که استفاده از قصه های اجتماعی بدون آموزش سنتی این مهارت ها ، مهارت های اجتماعی این کودکان را بهبود بخشیده است .
کروزیر[۱۴۸] و تینکانی [۱۴۹] (۲۰۰۵) نیز از قصه های اجتماعی برای کاهش رفتارهای مخرب در کودکان مبتلا به اتیسم استفاده کردند . مشاهدات و اندازه گیری های آن ها دو هفته بعد از پایان جلسات درمانی ، اثر بخشی ((قصه های اجتماعی )) را در کاهش رفتارهای مخرب کودکان تحت مطالعه نشان می دهد .
اشنایدر و داب (۲۰۰۵) تأثیر روش قصه گویی را بر محتوای قصه های کودکان در بازگویی، بررسی کردند . آنها قصه های ساده ای را به گروهی از کودکان مهد و کودکان پایه دوم به سه روش شفاهی ، تصویری و ترکیبی ارایه کردند . نتایج نشان داد کودکان مهد در روش ترکیبی بیشتر از روش تصویری یادآوری داشتند ، در حالی که کودکان پایه دوم در روش های شفاهی و ترکیبی بیشتر از روش تصویری یاداوری داشتند .
بنا به نظر دنینگ [۱۵۰](۲۰۰۴ ) از قصه گویی حتی می توان در سازمان ها نیز استفاده کرد . مدیران با استفاده از قصه های مناسب می توانند ، مفاهیم انتزاعی را در چهارچوب سازمان یافته و معنی دار به کارکنان ارایه کنند .هرچند در این خصوص مسأله مهم انتخاب راهبردهای داستانی مناسب با شرایط هر سازمان است . مدیری که در این زمینه مهارت داشته باشد می تواند با استفاده از حکایت های شفاف ، سطح ارتباطات کیفی بین مدیریت و کارکنان را ارتقا دهد .
آیوی [۱۵۱] ، هفلین [۱۵۲] و آلبرتو[۱۵۳] (۲۰۰۴ )قصه های اجتماعی را برای افزایش مشارکت مستقلانه در موقعیت های جدید ، در مورد سه کودک مبتلا به اختلال های فراگیر رشد ، به کار گرفته و گزارش کردند که این مداخله ۱۵% تا ۳۰% رفتارهای هدف را افزایش داده است .
به طور کلی از توانایی قصه گویی کودکان می توان به عنوان ابزاری برای سنجش رشد زبان ، نقایص زبانی خاص ، درک و فهم قابلیت های عمومی ، توانایی رویارویی کودکان با رویدادهای فشار زا و حتی توانایی کودکان در مهارت های اساسی زندگی روزمره استفاده کرد (فیورنشن[۱۵۴] ، و هاو [۱۵۵] ۲۰۰۴ ، ریلی [۱۵۶] و لوش [۱۵۷] و بلاجی و والفک ، ۲۰۰۴)
مانتیگل (۲۰۰۴) تأثیر قصه درمانی را بر تسهیل تغییرات مراجعان بررسی کرد . این مطالعه بر تغییرات زبانی – نمادی مراجعان متمرکز بود . مانتیگل از طریق درمان آزمایشی به مراجعان کمک کرد تا برای رویدادها معانی جدیدی بسازند . در مرحله نخست مراجع در توصیف رفتارهای خود و دیگران ، مجموعه ای از نمادها را ارایه می کرد و در مرحله دوم قصه درمانگر از طریق سوأل هایی ،به صورت بندی جدیدی از ، رویدادهای مشکل زا می پرداخت و در مرحله پایانی مراجع در توانایی نماد شناختی و به کارگیری زبانی تغییراتی را نشان می داد .
کرسول [۱۵۸] (۲۰۰۱ نقل از هفنر ، ۲۰۰۳ ) قصه ها را برای کمک به مراجعان ده ساله تکانشی جهت درک مقدمات رفتار ، و نتایج آن به کار گرفت . شیوه ی کار به این صورت بود که ، مراجع و درمانگر درباره مقدمات رفتار و نتایج احتمالی رفتار تکانشی شخصیت داستانی بحث کرده ، موضوع را به طرح یک تحلیل کارکردی از تکانش گری خود مراجع ربط داده و واکنش های جایگزین را برای موقعیت های برانگیزنده هیجان ، پیشنهاد می کردند .
رنه مونتر[۱۵۹] و همکارانش ( ۲۰۰۲ ، به نقل از سلطانی ۱۳۸۵ ) در گزارش مطالعه ی موردی خود در امر مشاوره و درمان کودک مبتلا به هایپر لیکسیا ، اذعان می دارند در یکی از بهترین تکنیک هایی که ما برای هانا ، کودک مبتلا به مشکلات گفتاری استفاده کردیم این بود که ، متناسب با مشکلاتی که در طی روز در مدرسه برایش به وجود می آمد و یا حتی در زمینه ی مشکلات بالقوه ، قصه هایی برای او تدوین می گردید ، به نحوی که، با احساسات هانا همخوان شده و او را به اصلاح اعمال خود و انجام کارهای صحیح ترغیب می کرد . سپس مونترو و همکارانش این قصه ها را به سوی داستانهایی سوق دادند که رفتار وی را در موقعیت های خاصی شکل دهی نماید . این داستان گویی کارکرد و نتیجه خوبی در بر داشته و به علاوه فرصتی مهیا نمود که هانا با خواندن قصه ها ، گامی در جهت بهبود خود پنداره اش بردارد .
دیلالو و همکارانش برای پیشگیری از بازگشت لکنت از قصه گویی استفاده کردند . آنها به مراجعان کمک می کردند تا به قصه های شخصی خودشان در خصوص لکنت خاتمه دهند و قصه های دیگری برای خودشان بسازند .
به گونه ای که درا ین قصه ها خیلی روان و سلیس بتوانند صحبت کنند . فرض آنها بر این بود که افراد مبتلا به لکنت پس از درمان ، ممکن است در سازگاری با نقش جدید به عنوان یک گوینده روان ، دچار دشواری شوند و همین زمینه را برای بازگشت لکنت آنها فراهم سازد (دیلالو و همکارانش ، ۲۰۰۲ ) .
یک طرح آموزشی مبتنی بر قصه توسط تگلاسی [۱۶۰] و روتمن [۱۶۱] (۲۰۰۱ نقل از راحیل [۱۶۲] ، ۲۰۰۲) برای کاهش رفتارهای خشونت آمیز در کلاس درس به کار گرفته شد .
هدف این برنامه کاربرد قصه ها در قالب گروه ، جهت بهبود مهارت های حل مشکل اجتماعی کودکان پرخاشگر ، قربانیان خشونت و ناظران بود . قالب قصه به گونه ای به کار می رفت که کودکان می توانستند دانشی را که از طریق قصه ها به دست آورده اند ، با موقعیت های واقعی عمل تلفیق کنند . نتایج نشان داد که پرخاشگری کودکان در معرض خطری که مداخله را دریافت کرده بودند ، در مقایسه با گروه کنترل کاهش داشته است .
راحیل (۲۰۰۲ ) به بررسی اثر بخشی یک برنامه درمانی مبتنی بر قصه در بهبود کفایت های اجتماعی و مهارت های رابطه با همسالان در کودکان دارای ناتوانی هیجانی پرداخت . در این برنامه از قصه ها به عنوان وسیله ای برای وارسی مشکلات اجتماعی رایجی که کودکان در مدرسه با آن ها برخورد دارند و پرورش مهارت های گزینش و کاربرد مهارت های حل مساله استفاده می کند . کودکان از این طریق مهارت های اجتماعی حل مشکل را از طریق بررسی موضوعات ، جستجوی درون مایه ها، همانند سازی با شخصیت ها و سرمشق قرار دادن راه حل های مناسبی که در قصه ها گنجانده شده، می آموزند . تریزنبرگ و مک گراث (۲۰۰۱) نیز از روش قصه گویی برای آموزش موضوعات اخلاقی به دانشجویان از جمله ارزش های شخصی و رشد مهارت های تصمیم گیری در موقعیت های اخلاقی و ارزش ها و دیدگاه های دیگران ، استفاده کردند .
کتی آتا [۱۶۳] (۲۰۰۰ ، نقل از سلطانی ، ۱۳۸۵ ) از قصه گویی برای شناخت و پیشرفت مهارت های قصه گویی در یک گروه کوچک ، که شامل ۳ دختر شش ساله بود ، استفاده کرد .
این تحقیق نشان داده است که چگونه مهارت های قصه گویی دختران پیشرفت کرده، قصه گویی آنها را قادر می سازد که در مورد زندگی شان ، ارزشها و عقاید و تجاربشان بیشتر صحبت کنند و از این طریق می توان راهی برای تسهیل و فراهم کردن پیشرفت کودکان خصوصاً رشد اخلاقی و روحی آنها فراهم کرد .

این مطلب را هم بخوانید :  بررسی وضعیت استفاده مشتریان از موبایل بانک و ارتباط آن با ویژگی های ...

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.