تحقیق با موضوع عوامل مؤثر در سازگاری و توانایی ایجاد ارتباط

دانلود پایان نامه

طبق مدل تئوری یادگیری شناختی نوین افراد خطر آفرین سطوح بالاتری از احساس ناامنی آموخته شده دارند و از طرفی آن ها می توانند به چهارچوب های شناختی که ناامنی کمتری را تحریک می کنند دست یابند(پاشایی، 1388).


8-2سازگاری اجتماعی
سازگاری اجتماعی به عنوان مهمترین نشانه سلامت روان از مباحث مهمی است که توجه روانشناسان،جامعه شناسان ،روانکاوان وبه ویژه مربیان را در دهه های اخیر جلب کرده است.پیش ازآنکه روانشناسی و روانکاوی در دنیای ناشناخته درون انسان به کاووش بپردازد وپیش ازآنکه بهداشت روانی ونقش آن و حفظ سلامت ارتباطهای اجتماعی شناخته شود اغلب ناسازگاری ها ورفتارهای غیر اجتماعی وضد اجتماعی به علت های نامعلوم نسبت داده می شود و به جای هرنوع درمان وکمکی به فرد صرفاً از راه مجازات های غیر عادلانه ظلمی مضاعف بر او روا می داشتند،تردیدی نیست که انواع بزهکاری ها وجرائم اجتماعی ریشه در نابسامانی های روانی دارد که آن نیز اگر علل بیولوژیک نداشته باشد معلول محیط اجتماعی ناسالم است(منینجر،1369).
انجمن روان پزشکان آمریکا(1994) سازگاری اجتماعی را چنین تعریف می کند، هماهنگ ساختن رفتار به منظور بر آورده ساختن نیازهای محیطی که غالبا مستلزم اصلاح تکانه ها، هیجان ها یا نگرش هاست(حجازی، 1384).
سازگاری اجتماعی جریانی است که به وسیله آن روابط میان افراد و گروه ها و عناصر فرهنگی در وضعیتی رضایت بخش برقرار می شود. به عبارت دیگر روابط میان افراد و گروه ها به گونه ای برقرار شده باشد که رضایت متقابل آن ها را فراهم سازد. بدین ترتیب سازگاری اجتماعی مکانیزم هایی است که توسط آن ها یک فرد توانایی تعلق به یک گروه را پیدا می کند. به همین علت لازمه سازگاری اجتماعی ، بروز تغییراتی درز فرد بوده آن نیز مستلزم یکپارچگی مکانیزم هایی است که توسط آن ها گروه یک عضو جدید را می پذیرد(یمنی دوزی سرخابی، 1371).
سازگاری فرایندی است که در آن ، تجارب یادگیری اجتماعی شخص، باعث ایجاد نیازهای روانی او می گردد ونیز امکان کسب توانایی و مهارت هایی را فراهم می سازد که از آن طریق می توان به ارضای نیازها پرداخت. هرگاه تعادل جسمی و روانی فرد به گونه ای دچار اختلال شود که حالت ناخوشایندی به وی دست دهد، برای ایجاد توازن نیازمند به کارگیری نیروهای درونی و خمایت های خارجی است. دراین صورت، اگر در به کارگیری سازوکارهای جدید موفق شسود و مسله را به نفع خود حل کند می گویند فرایند سازگاری به وقوع پیوسته است. ابعاد سازگاری شامل سازگاری جسمانی ، سازگاری روانی، سازگاری اجتماعی و سازگاری اخلاقی است که در رأس همه، سازگاری اجتماعی قرار دارد. پیش درآمد رسیدن به سازگاری های روانی، اخلاقی وجسمانی، سازگار شدن از لحاظ اجتماعی است(والی پور، 1380).
مزلو معتقد است وقتی احساس احترام درونی کنیم و به خود احترام بگذاریم، به احساس ایمنی درونی و اعتماد به خویش دست می یابیم وخود را ارزشمند وشایسته احساس می کنیم و زمانی که فاقد احترام به خود باشیم در مقابله با زندگی، احساس حقارت، دلسردی و ناتئانی خواهیم کرد. برای دستیابی به احساس احترام به خود، باید خویشتن راخوب بشناسیم و بتوانیم فضایل و نقاط ضعفمان را به روشنی تشخیص دهیم. اگراین نیازها را ارضا کنیم ، آنگاه به سوی عالی ترین نیاز، یعنی نیاز به تحقق خود رو می آوریم و می توانیم استعدادهای خویش را شکوفا سازیم(مزلو، 2000).
رفتار آدمی تحت تأثیر عوامل محیطی قرار دارد و شخصیت انسان در صورتی به کمال میرسد که بین او ومحیط تعامل و تبادل مناسبی وجود داشته باشد. فشارهای اجتماعی تأثیر فراوانی بر رفتار فرد دارند و از سوی دیگر انسان موجودی انعطاف پذیر است. او نه تنها با محیط سازگار می شود، بلکه محیط را نیز بنا بر خواسته خود دگرگون می کند(ولش و کارن، 2001).
به طور کلی نمی توان در مورد سازگاری به ویژه سازگاری اجتماعی تعریفی واحد ارائه داد، چرا که سازگاری اجتماعی امری کاملا نسبی است و باید آن را متناسب با شرایط بومی و اجتماعی تعریف کرد. سازگاری طیف گسترده ای دارد و جنبه هایی چون خانواده، همسالان و اجتماع را در بر می گیرد که در رأس همه آن ها سازگاری اجتماعی قرار دارد(تینتو، 1993).
سادوک و سادوک(2003 به نقل از رحیم نیا و رسولیان، 1385) سازگاری را یک مفهوم عام می دانند که همه راهبردهای اداره کردن مو قعیت های تنیدگی زای زندگی، اعم از تهدیدات واقعی و غیر واقعی را شامل می گردد. هرگاه تعادل جسمی و روانی فرد به گونه ایس دچار اختلال شود که ناخوشایندی به وی دست دهد، برای ایجاد توازن نیازمند به کارگیری نیروهای درونی و حمایت خارجی است. در این صورت اگر در به کار گیری سازو کارهای جدید موفق شود و مسئله را به نفع خود حل کند، فرایندسازگاری ایجاد شده است. ابعاد سازگاری شامل سازگاری اجتماعی، عاطفی، جسمانی و اخلاقی است(مظاهری، 1385).
در شکل گیری سازگاری اجتماعی عواملی چون شیوه های تربیتی، ارزش ها و اعتقادات حاکم بر فرد و جامعه، همسالان، خانواده و آموزش و پرورش مؤثر هستند. یکی از عواملی که بر نحوه رفتار و سازگاری فرد در اجتماع مؤثر است عزت نفس است.سازگاری اجتماعی با عوامل گوناگونی چون وراثت، محیط، خاناده، شیوه های تربیتی و هویت جنسی ، عضویت گروهی و … ارتباط دارد. برای تغیر سازگاری اجتماعی می توان از رویکرد هایی نظیر رویکردهای شناختی- رفتاری و عقلانی- عاطفی استفاده کرد(گلستانی، 1372).
سازگاری اجتماعی دارای مؤلفه ها و نشانه های خاصی است. یکی از نشانه های سازگار بودن با محیط و اجتماع، داشتن استقلال است. استقلال یعنی توانایی انجام کارها بدون کمک گرفتن از دیگران، توانایی تحمل تنهایی وحتی لذت بردن از آن. مسئولیت پذیری نیز از نشانه های دیگر سازگاری اجتماعی است. آینده نگری و درک این امر که تصمیمات و اقدامات امروز می تواند بر زندگی و فردای فرد تأثیر بگذارد نیز از ویژگی های فرد سازگار است. توانایی تصمیم گیری، حفظ اعتدال و میانه روی در امور زندگی نیز از دیگر ویژگی های فردی می باشد که دارای سازگاری اجتماعی است. این افراد توانایی برنامه ریزی برای تمام ساعات خود را دارند و تا جایی که امکان دارد در تمام ابعاد زندگی خود جانب اعتدال را نگه می دارند و از افراط و تفریط خودداری می کنند( حجازی، 1384).
جنبه دیگری از سازگاری اجتماعی، مهارت های اجتماعی است. مهارت های اجتماعی رفتارهای انطباقی فرا گرفته شده است که فرد را قادر می سازد باافراد دیگر روابط متقابل داشته باشد، واکنش های مشابه بروز دهد و از رفتارهایی که پیامد منفی دارد اجتناب ورزد. مهارت های اجتماعی شامل مهارت در تشخیص خصوصیات گروه، ارتباط گیری باگروه، گوش دادن، همدردی، ارتباط غیرکلامی، در تشخیص احساسات خویش و مهارت کنترل خویش است. شخصی که دارای مهارت اجتماعی است ، می تواند به انتخاب و ارائه رفتار مناسب در وضعیت معین دست بزند. مهارت اجتماعی به عنوان رفتارهای انطباقی یاد گرفته شده است که فرد را قادر می سازد تا با افراد دیگر رابطه متقابل داشته باشد و از خود پاسخ های بروز دهد. این رفتارها را به پنج رفتار جزئی تر تقسیم می کنند که هر یک از آن ها می تواند موجب تسهیل روابط بین فردی شود. آن ها شامل همکاری، گفتار مناسب، مسئولیت پذیری، همدلی و خویشتن داری هستند. بروز مهارت های اجتماعی ضعیف به عدم پذیرش فرد توسط دیگران منجر می شود. رشد مهارت های اجتماعی به منظور سازگاری اجتماعی در روابط بین فردی نیازمند سلامت عاطفی – روانی و هوشمندی هیجانی است. بدین ترتیب مهارت های اجتماعی به رفتارهای آموخته شده و مقبول جامعه اطلاق می شود، رفتارهایی که شخص می تواند با دیگران به گونه ای ارتباط متقابل برقرار کند که به بروز پاسخ های مثبت و پرهیز از پاسخ های منفی می انجامد(نادری، 1388).
1-8-2مراحل فرآیندسازگاری اجتماعی
مراحل فرایند سازگاری یا عدم آن عبارت است از:وجود انگیزه ،محدودیت ویا تعارض، تنش عاطفی،پاسخ ،کم شدن تنش وتاثیر در ارضاء احتیاجات که معمولاً با محرومیت یا تعارض مواجه است. مقصود از محرومیت هر نوع ممانعت از برآوردن احتیاج است. در تعارض جلوگیری از تمایل وجود دارد. هر فرد در جریان سازگاری تا اندازه ای احساس تعارض خواهد نمود ولی اگر شخص مجبور باشد از میان دو عاملی که از لحاظ قدرت یکسان است یکی را انتخاب کند،ممکن است دچار تعارض شدید گردد.
زمانی که فرد دچار محرومیت یا تعارض می گردد به او هیجان عاطفی دست می دهد، درنتیجه سعی می کند تا از شدت هیجان بکاهد،این احتیاج به کم کردن هیجان عاطفی فرد را به قدم بعدی در سازگاری که عکس العمل است سوق می دهد.اگر در جریان سازگاری انگیزه سبب ایجاد محرومیت وتعارض نشود عکس العمل ممکن است سریع وقاطع باشد. دراین گونه مواقع رفتار ثابت است ولی اگر محرومیت وتعارض شدید ومکرر باشد شخص می کوشد تار اه های متعددی برگزیند وممکن است به رفتارهای متفاوتی متوسل شود مثلاً ممکن است به توجیه ، جبران، برون فکری وخیال بافی زیاده از حد دست بزند. وقتی شخص راه حل را پیدا کند از هیجان کاسته می شود. بنابراین می توان گفت سازگاری صورت گرفته است. ممکن است سازگاری فرد از نظر اجتماعی پسندیده وقابل قبول نباشد. قدم آخر در سازگاری عبارت است از تاثیر .اگر به رفتار فرد پاداش داده شود به احتمال قوی رفتار مذکور در آینده تکرار می شود واگر رفتار او باعث ناراحتی شده باشد از تکرار آن خودداری خواهد نمود(میرویسی، 1385).
اجتماعی شدن یک فرایند دو جانبه ی بین فرد وجامعه است.به همین دلیل فرایندی پیچیده به شمار می آید که ابعاد گوناگونی دارد. کسب مهارت های اجتماعی، چگونگی برقراری ارتباط باسایر افراد وسازگاری اجتماعی، از جمله ی این ابعاد هستند. از سازگاری اجتماعی تعاریف بسیار ی به عمل آمده است. اسلبی و گورا (1988؛ نقل از عابدینی، 1381) سازگاری اجتماعی را مترادف با مهارت اجتماعی می دانند. از نظر آنان مهارت اجتماعی عبارت است از : توانایی ایجاد ارتباط متقابل با دیگران در زمینه ی خاص اجتماعی به طریق خاص که در عرف جامعه قابل قبول و ارزشمند باشد. در حالی که اسلوموسکی و دان (1996) سازگاری و مهارت اجتماعی را فرایندی می دانند که افراد را قادر می سازد تا رفتار دیگران را درک و پیش بینی کنند، رفتار خود را کنترل و تعاملات اجتماعی خود را تنظیم کنند.
عوامل متعددی در سازگاری شخصی و اجتماعی افراد نقش دارند که نظریه و دیدگاه های مختلف تربیتی، روان شناختی و جامعه شناختی برآن تأکید کرده اند. ایواتا و همکاران(2000) در مروری جامع عوامل مؤثر در سازگاری اجتماعی را به شش دسته ی عمده تقسیم می کنند که هریک از آن ها نیز به عوامل جزیی تری تقسیم شده اند. این عوامل عبارتند از:
الف) محرمیت های جسمانی ناشی از نقص عضو،تغذیه ی نادرست وبد، محرومیت از خواب وخستگی روانی، فرایندهای عاطفی آسیب زا وآسیب های مغزی.
ب) عوامل روانی ـاجتماعی ـ محیطی نظیر تغییرات سریع و مهم اجتماعی نظیر بیکاری، جنگ ،بلایای طبیعی، ازهم پاشیدگی کانون خانواده، فقر واعتیاد.
ج) عوامل تربیتی نظیر الگوهای نادرست خانوادگی، فقدان رابطه ی والد ـ کودک، طرد کردن فرزندان، حمایت افراطی، محرومیت های عاطفی، خودمختاری بیش از حد کودک، انتظارات و خواسته های غیر واقع گرایانه ی والدین و کمبود ارتباط.
د) ساختار خانوادگی ناسازگار در خانواده های بی کفایت، از هم پاشیده، ضداجتماعی وآسیب روانی اولیه و عدم ثبات عاطفی و روانی والدین بخصوص مادر.
ه) فشارهای ناشی از زندگی جدید صنعتی مانند رقابت های ناسالم، تقاضاهای شغلی وتحصیلی وپیچیدگی های زندگی جدید.
و) عوامل ژنتیکی و ارثی نظیر اختلالات جسمی، روانی وعاطفی ارثی که زمینه را برای رفتارهای بزهکارانه و ناسازگاری اجتماعی فراهم می کنند.
هرچند که برای شناسایی عوامل مرتبط با سازگاری اجتماعی تلاش های نظری وتجربی زیادی صورت گرفته است، اما این تلاشها کمتر متوجه شناسایی نقش نظام باورها، ارزش ها، سنن وآداب ورسوم و نگرش های افراد در سازگاری شخصی و اجتماعی آنان بوده است، هم چنین بیشتر متوجه جمعیت عمومی بوده است تا اقشار خاصی از جامعه وبه ویژه دانشجویان. این در حالی است که پژوهش های متعدد و مشاهدات مراکز مشاوره ای نشان داده است که عوامل نامساعدی مانند اضطراب، تنش، تشویش و عدم اعتماد به نفس، سازگاری شخصی، اجتماعی پیشرفت تحصیلی دانشجویان را تهدید می کند و نه تنها موجب می شود که تعدادی ازآن ها نتوانند به موقع دوره ی تحصیلی خود را به اتمام برسانند، بلکه سبب دگرگونی روحیه ی آنان شده و نوعی نگرانی ، ناپایداری هیجانی وحتی گاه پاره ای مشکلات عصبی ـ روانی رابرای آن ها ایجاد می کند وسازگاری روان شناختی و اجتماعی آن ها را به شدت به مخاطره می اندازد(روشن، 1369؛ قهاری، 1381).