تحقیق با موضوع نشانه های غیرکلامی و عناصر اصلی ارتباط

دانلود پایان نامه

– منجر به نارضایتی، احساس تنهایی و تعارض در افراد خانواده و جامعه می گردد.


– در طول زمان می تواند اعتماد به نفس فرد را مختل کند و احساس درماندگی و در نتیجه آسیب های روانی و اجتماعی ایجاد نماید.
– توانایی فرد برای مقابله با مشکلات زندگی را کاهش بدهد.
عناصر اصلی ارتباط(کلامی و غیرکلامی)
ارتباط وجوه مختلفی دارد. به طور ضمنی اشاره شد که ارتباط متضمن دو عنصر اصلی است. این دو عنصر عبارتند از عناصر کلامی و عناصر غیر کلامی ارتباط.
عناصر کلامی ارتباط شامل آن وجهی از ارتباط هستند که اختصاصاً به محتوای کلامی و فرانید بیان کلامی مربوط می گردند.
منظور از محتوای کلام، آن چیزی است که بر زبان می آوریم.برای مثال جذاب بودن محتوای کلام، تهدیدآمیز نبودن آن، شور بر انگیز بودن موضوع صحبت، غم افزا نبودن و نظایر آن، باعث تسهیل ارتباط می گردد. توجه به ابعاد فرهنگی و حتی خرده فرهنگی در محتوای کلام یکی از مهم ترین عوامل در افزایش کارآمدی ارتباط می باشد.
فرایند برقراری ارتباط کلامی شامل چگونگی شروع صحبت، نحوه جمله بندی، زمان بندی ارتباط کلامی، ملاحظات موقعیتی، و بالاخره چگونگی جمع بندی و ختم ارتباط می باشد.
عناصر غیر کلامی ارتباط شامل آن وجهی از ارتباط هستند که اختصاصاً به جنبه هایی غیر از محتوای کلامی و فرایند بیان کلامی مربوط می گردند. در این مقوله می توان تن صدا، آهنگ صدا، تماس چشمی، حالات چهره ای، ژست ها، حالات بدنی و گوش دادن را نام برد.
برخی افراد برای بیان منظور و احساسات خود فقط از کلمات استفاده می کنند در حالی که دیگران برای انتقال پیام خود، علاوه بر کلمات از حالات چهره ای و حرکات بدنی، یعنی آنچه که عناصر غیرکلامی ارتباط می نامیم نیز استفاده می کنند(فتی، 1391).
2-6-2انواع سبک های ارتباطی
الف) سبک ارتباطی پرخاشگرانه
افراد پرخاشگر همواره در پی غلبه و رقابت با دیگران هستند. آن ها همیشه فکر می کنند حق با آن هاست و این دیگران هستند که مسئله و مشکل درست می کنند. از واژ های مستبدانه مثل”باید” زیاد استفاده می کنند. زود خشمگین می شوند و همواره دیگران را مسئول عصبانی شدن خویش می دانند. خصوصیت متداول این افراد ناتوانی در گوش دادن و در میان سخن دیگران حرف زدن است. هنگامی که با آن ها مخالفت می شود به شدت برافروخته می شوند. حاضر نیستند انتقاد و مخالفتی را درمورد دیدگاه هایشان تحمل کنند. از برچسب عای تحقیرآمیز زیاد استفاده می کنند.
ب) سبک ارتباطی سلطه جویانه
این سبک ارتباطی با عناوینی چون پرخاشگری منفعلانه یا غیر مستقیم نیز نام برده می شود. در این افراد کنترل و زورگویی نه به طور آشکار، بلکه به صورت پنهان و با فریب اعمال می شود. فرد خود و دیگران را به عنوان شی و نه انسان، مورد بهره کشی قرار می دهد و سعی می کند آن ها را در جهت منافع خود فریب دهد و مهار کند. افراد سلطه گر معمولا به یک سبک از رفتار و ارتباط خو می گیرند و هرگونه رفتاری خارج از این چهارچوب ها فرد سلطه گر را به شدت مضطرب و نگران می کند. بنابراین سعی در مهار دیگران در جهت حفظ تصورات قالبی خود هستند. چنین اعمالی منجر به احساس امنیت در آن ها می شود. همین امر باعث پدید آمدن احساس محق بودن، نقدناپذیری و به کارگیری دیگران در جهت تحقق افکار و تصورات قالبی آن ها می شود. بدین ترتیب بهره کشی و دید غیر انسانی نسبت به دیگران برای آن ها توجیه پذیر می شود.
ج) سبک ارتباطی سلطه پذیرانه(منفعلانه، عدم ابراز وجود)
افراد سلطه پذیر دل مشغولی پرهیز از برخورد با دیگران را دارند، حتی اگر این کار به قیمت ضایع شدن حق آن ها تمام شود. آن ها معمولا حق را به دیگران می دهند و برای خود ارزش و احترامی قائل نیستند. چنین افرادی در مقابل انتقاد بسیار مضطرب می شوند و معمولا بر خلاف میل خود عمل می کنند. هنگام ارتباط با آن ها، علائم اضطراب مانند حرکات زائد: مالیدن دست ها به هم، وول خوردن، بریده بریده حرف زدن و نفس عمیق کشیدن مشهود است. برای پیدا کردن علت مشکلات، معمولا خودشان را سرزنش می کنند و گاهی این سرزنش به قدری شدید است که ماهیت خودآزاری پیدا می کند. هنگام برخورد با مشکل به جای حل مسئله برای پاک کردن صورت مسئله تلاش می کنند. در هنگام صحبت کردن با دیگران سعی می کنند در چشم دیگران نگاه نکنند.در جمع ساکت هستند. پرخاشگری غیر مستقیم دربین این افراد دیده می شود. ترس از ناراحت کردن دیگران به دلیل میل شدید به دوست داشتنی جلوه کردن سبب میشود به جای بیان منطقی ناراحتی یا ابراز مستقیم عصبانیت خود از دست دیگران، خشم خود را به صورت غیرمستقیم تخلیه کنند.
د) سبک ارتباطی قاطعانه(ابراز وجود)
یک فرد قاطع، هم حق خود هم حق دیگران را محترم می شمارد. این افراد نکات مثبت ومنفی را هم در خود هم در دیگران به صورتی منصفانه می بینند. در حل تعارضات بیشتر بر گفتگو تأکید دارند و مایل به برقراری رابطه با دیگران هستند. توانایی گفتگوی روشن، شنوندهی حرف دیگران بودن، منصف و صریح بودن در این افراد مشهود است. نسبت به افکار و احساسات دیگران حساسیت نشان می دهند( قربانی، 1384).
3-6-2اجزای ارتباط
عناصر کلامی و غیرکلامی ارتباط هر کدام اجزای خود را دارند. این اجزا را می توان به این صورت تعریف نمود:
محتوای کلام: اینکه موضوع گفتگو چیست، خود می تواند به ادامه ارتباط یا قطع آن منجر گردد.
توجه به ابعاد فرهنگی و خرده فرهنگی: هنگامی که گوینده و شنونده به ویژگی های فرهنگی و حتی خرده فرهنگی فرد مقابل توجه نمی کنند، ارتباط قطع می شود.
چگونگی شروع صحبت: نوع آغاز محاوره، یعنی اولین جملات و اولین نشانه های غیرکلامی برقراری ارتباط، تعیین کننده تداوم ارتباط هستند.
نحوه جمله بندی: چگونگی جمله بندی به اندازه خود محتوای کلام دارای اهمیت است.