تحقیق با موضوع نظریه یادگیری اجتماعی بندورا و برنامه آموزش مهارتهای زندگی

دانلود پایان نامه

زمان بندی ارتباط کلامی: هر ارتباط زمان خاصی دارد. برخی از این زمان بندی ها عمومی و کلی هستند و تقریباً همگان آن را رعایت می کنند. مثلاً کسی نیمه ی شب به دیگری تلفن نمی زند. ولی برخی زمان بندی ها ظرافت بیشتری دارند و کسانی که ارتباط بین فردی موفق تری دارند این زمان بندی ها را به خوبی رعایت می کنند. منظور از زمان بندی، هم زمان برقراری ارتباط، هم مدت آن و هم طول کلام در هز یک از زمان هایی است که فرد نقش گوینده را در ارتباط به عهده می گیرد.
ملاحظات موقعیتی: جایگاه اجتماعی افراد، مکان، و فضای اجتماعی از دیگر عواملی هستند که می توانند به ارتباط موثر یا ناموثر منجر گردند.
چگونگی جمع بندی و ختم ارتباط: علاوه بر آغاز کلام، چگونگی ختم ارتباط و گفتگو نیز عاملی مهم در برقراری ارتباط موثر است.
تن صدا:افرادی که در برقراری ماهر وکارآمد هستند ،به کشش های آوایی کلام خود در طول محاوره توجه دارند.
آهنگ صدا:علاوه بر کشش های آوایی،ریتم وآهنگ کلام نیز به موثر واقع شدن ارتباط کمک کی کند.به سبک کلام افرادی که از موفقیت اجتماعی برخوردارند توجه کنید.این افراد عوامل فوق الذکر را در کلام خود رعایت می کنند.
تماس چشمی:به خاطر داشته باشید که ارتباط تنها گفتن وشنیدن نیست.تماس چشمی ابزاری خوب است جهت انتقال پیام های ظریف اجتماعی،حفظ توجه مخاطب،و انتقال عاطفه است.
حالات چهره ای:چهره ونوع حرکات ابرو ودهان نیز پیام هایی به سمت مخاطب می فرستند که ارتباط را تسهیل کرده ویا با مانع مواجهه می سازد.حالات چهره به شدت به فرهنگ وابسته اند.
ژست ها:افرادی که در برقراری ارتباط ماهر هستند،به کلام ،چشم، وحالات چهره اکتفا نکرده واز دست ها،انگشت ها،پاها،وباقی اندام های بدن برای انتقال پیام استفاده می نمایند.
حالات بدنی:سبک نشستن،ایستادن،وراه رفتن یک فرد نیز به طور خودکار پیام هایی به مخاطب منتقل می سازند.
برخی انواع پیام ها مانع از برقراری ارتباط موثر می شوند. این نوع پیام ها در زیر ذکر شده اند.
1)دستور دادن،هدایت کردن،ابلاغ کردن
2)اخطار،تهدید،هشدار دادن
3)موعظه،نصیحت
4)توصیه،پیشنهاد یا راه حل ارائه دادن
5)وادارسازی از طریق استدلال،سخنرانی یا بحث کردن
6)قضاوت کردن،انتقاد کردن،مخالفت کردن ومقصر شمردن دیگری
7)تحسین،تایید،موافقت،ارزشیابی مثبت
8)اسم روی هم گذاشتن، مسخره کردن وتحقیر کردن
9)تفسیر ،تحلیل وتشخیص پزشکی وروانشناسی روی هم دیگر گذاشتن
10)اطمینان بخشی، هم حسی وحمایت
11)وارسی، بازجویی وبازپرسی
12)پرت کردن حواس،عوض کردن صحبت وگول زدن(نوری، 1373).
7-2مبانی نظری برنامه آموزش مهارتهای زندگی
نظریه یادگیری اجتماعی ، پایه مطالبی که در آموزش مهارت های زندگی به کار برده می شود اطلاعاتی است که از نحوه یادگیری از طریق مشاهده ی رفتار دیگران و پیامدهای آ به دست می ایدو در واقع مبتنی برنظریه یادگیری اجتماعی بندورا(1977) می باشد. در این نظریه یادگیری اجتماعی بندورا یادگیری فرآیندی فعال و مبتنی بر تجربه است و به همین جهت افراد خصوصاکودکان در جریان یادگیری و آموزش فعالانه به امریادگیری مهارت های زندگی می پردازند. بنابرایندر این روش ها که شرکت فعال افراد در گروههای مختلف سنی را در فراگیری ، تسهیل می بخشد استفاده می شود.این شیوه ها شامل تشکیلگروه های کوچک یا گروه های دو تایی، بارش فکری و بحث و مناظره می باشد(نوری قاسم آبادی، 1377).
علاوه بر مبنای تئوریکی یادگیری مشاهده ای، مبنای دیگر آموزش مهارت های زندگی بر اساس تئوری یادگیری شناختی نوین است که مبتنی بر عملکرد سالم روانی انسان می باشد و در این تئوری سه اصل مطرح می شود: فرض یا اصل اول این است که کودک زندگی خود را بایک توانایی ذاتی جهت عملکرد روانی سالم آغاز می کند این توانایی ذاتی شامل تمایل به یادگیری و انگیزش جهت رشد و شکوفایی توانایی های بالقوه در جهت اکتساب سبک زندگی اجتماعی سالم می باشد. بنابراین در این دیدگاه بالا بودن عزت نفس فطری است و نیازی به یادگیری و رشد و افزایش ندارد. فرضیه یا اصل دوم این تئوری آن است که بزهکاری و دیگر رفتارهای انحرافی از طریق یادگیری حاصل می شوند که دراین میان نقش خانواده بسیار مهم است. بدین معنا که در معرض شرایط تعارض واختلاف قرار گرفتن ودیگر اشکال ناسالم عملکرد خانواده و والدین می تواند در فراگیری و بروز رفتارهای انحرافی مؤثر باشد. همچنین نوجوان در شرایطی است که هر عاملی را که متفاوت و یا در تعارض با الگوی او باشد باعث احساس ناامنی مانند خشم، اضطراب و افسردگی در وی می شود. اصل سوم این است که هر توانایی ذاتی کودک برای سلامتی و عملکرد روانی تکامل یافته می تواند برای مقابله با رفتارهای بزهکارانه فعال شود. بنابراین اگر شرایطی موجود باشد فرد می تواند توانایی تفکر خود را به کار اندازد و از این طریق عملکرد اجتماعی و روانی سالم خود را به دست آورد. ( آقاجانی ، 1381).