تحقیق درمورد آموزش مهارت های زندگی و آموزش مهارتهای زندگی

دانلود پایان نامه

در ضمن مددکار اجتماعی به خانواده معتاد نیز کمک می کند که با وی روابطی سالم و سازنده تر داشته باشد تا امکانات بهبودی او را فراهم سازند . در صورت امکان برخی از عوامل محیط اجتماعی فرد که وی را در مقابل اعتیاد آسیب پذیر می سازد نیز باید تغییر داده شود (کریمی، 1382، ص 318)
2-22-نقش مددکار اجتماعی در مراحل توانبخشی روانی
مددکار اجتماعی به عنوان یکی از اعضای تیم توانبخشی روانی نقش به سزایی در درمان و باز توانی بیماران دارد . فعالیت مددکار اجتماعی در چار چوب اهداف تیمی در مرکز درمانی 4 مرحله انجام می گیرد که به ترتیب عبارتند از : ارزیابی ، درمان ، آمادگی برای بازگشت به خانواده و جامعه و پیگیری می باشد .
1-مرحله ارزیابی
این مرحله از زمانی که بیمار در مرکز درمانی بستری و تحت درمان قرار می گیرد اتخاذ می گردد .مدد کار اجتماعی در این مرحله با استفاده از کار ابزارهای مشاهده و مصاحبه با بیمار و اعضای خانواده اش و مطالعه پرونده و اسناد بیماری (چنانچه بیمار دارای سوابق درمانی باشد ) باید پی ببرد :
بیمار کیست و چه بیماری دارد ؟ خانواده ی بیمار کیست ؟ ازچه پایگاه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی برخوردار است ؟آیا سابقه بیماری در خانواده وجود داشته یا خیر ؟ علل و ریشه ی بیماری در چیست ؟ و… این دانسته ها به مدد کار اجتماعی و دیگر اعضای تیم توانبخشی روانی کمک می کند تا تصویر روشن و واضحی از بیمار وخانواده وی داشته باشند که در فهم و درک موقعیت بیمار و خانواده اش بسیار حائز اهمیت است .
2-مرحله درمان
در این مرحله فعالیت مددکار به صورت تیمی می باشد و در این راستا روانپزشک ، روانشناس بالینی و پرستار برنامه ای مدون و منظم را اجرا می نمایند .اولین گام در این تیم که در درمان بیمار بسیار مهم است ، طبقه بندی بیمار است ، بیمار باید در بخشی که مناسب وی باشد ، بستری گردد . فعالیت مددکاری در این مرحله بیشتر به صورت گروهی می باشد تا فردی . بدین معنی که با توجه به جنس ، سن ، علایق ، و سایر عواملی که در این زمینه موثر می باشد ، بیمار روانی را در گروههای مختلف قرار داده و کار گروهی با آنان انجام می دهند ، مددکاری گروهی نگرشی آگاهانه و هدایت شده به طرف توسعه حداکثر توانایی فرد است . در عین حال فرد از طریق گروه می آموزد چه موقع باید در گروه مشارکت کند و چه موقع باید کناره گیری کند ، به طور کلی مددکاراجتماعی در مرحله ی درمان رابطی است بین تیم درمانی و خانواده ی بیمار که در جهت اطلاع از وضعیت درمان و چگونگی سیر آن ، خانواده ی بیمار را در جریان درمان بیمارشان قرار می دهد ، تا زمینه ی بازگشت به خانواده اش آماده گردد .
3-مرحله بازگشت به خانواده
مددکار اجتماعی در این مرحله ، ضمن آماده کردن بیمار برای بازگشت به خانواده و شروع زندگی اجتماعی به اعضای خانواده نیز این آموزش را می دهد که چگونه با بیمار روانی برخورد نمایند ، افراد خانواده باید درک کنند که او یک بیمار است .و نباید مورد آزار و بی احترامی قرار بگیرد ، علاوه بر اینها، خانواده ی بیمار باید توجیه شوند که نسبت به رعایت مصرف به موقع و به اندازه ی داروهای تجویز شده از سوی پزشک معالج و نیز پیگیری درمان در زمان های تعیین شده هیچ گونه بی توجهی و قصور نشود .
4-مرحله پیگیری
مددکار اجتماعی در این مرحله با استفاده از بازدید منزل به موقع نسبت به اطلاع از موقعیت بیمار و خانواده اش ، پس از ترخیص از بیمارستان آگاهی می یابد ، علاوه براین نسبت به حمایت مادی و معنوی و مادی از این بیماران و خانواده ی آنان اقدام می نماید ، زیرا بعضی از این بیماران قادر به انجام کار نیستند و منبع در آمدی نیز ندارند و می بایست تحت پوشش موسسات حمایتی قرار گیرند ، حمایت مادی و معنوی مددکار اجتماعی از خانواده ی بیمار این امکان را به خانواده می دهد که در امر مراقبت از بیمار خود غفلت و سهل انگاری نکند (کریمی، 1382، ص 77)
2-23-نقش های مورد انتظار از مددکاری اجتماعی درکار با فرد :
در روش کار فردی از مددکار انتظار می رود که با برقراری رابطه حرفه ای و خود آگاهی از نقش خود در کار و تغور شخصیت ومنش آنان عمل کند و از دخالت احساسات شخصی در کار فردی حذر نماید و همواره این بینش را داشته باشد که مددجوی او در موقعیت دشواری قرار گرفته است که اگر چه ممکن است در قیاس با مشکلات دیگر مددجویان احتمالا” چندان سخت نباشد . ولی در هر حال موجب تنگنا و برای وی شده است و ضرورت خواهد داشت با بررسی همه جانبه مددجو و مشکل ، حداکثر درک و فهم را از آنچه فعلا” مددجو از آن رنج می برد کسب نماید .
نقش مددکار نقشی است که در قالب حمایت کننده ، راهنما ، آگاهی دادن ، مشوق ، آموزش دهنده ، ارجاع کننده ، تشخیص دهنده و همچنین فراهم سازنده شرایطی که مددجویان بتوانند نسبت به توانایی و استعدادهای بالقوه خود شناسایی و آگاهی پیدا کنند و در نتیجه در قبال مشکلات از آنها به نفع خود بهره گرفته و احساس خود رهبری و شایستگی و کفایت نمایند .نقش عمده مورد انتظار از مددکار اجتماعی در این روش که در عین حال در سایر روشها نیز مطرح می شود این است که مددکار می باید توانایی دل دادن و دل کندن را پیداکند .به این معنی که بتواند به موقع با مشکل برخورد کند و این برخورد جدی و عمیق باشد و در مقابل بتواند به موقع خود را از آن جدا سازد و اشتغال خاطر او به مشکلات مددجویان حالت کسی را داشته باشد که می باید از رود خانه ای خروشان بگذرد که ناگزیر است در آن وارد شده و با شنا و با سلامت از آن خارج شود و چنانچه اسیر امواج و تلاطم رود گردد در آن غرق می شود مصداق مددکاری خواهد بود که مشکلات مددجویان را با خود یدک می کشد و قادر به تفکیک نقشها نخواهد بود و اینجاست که باید نقش های محول و محقق را تمیز دهند و در برابر مشکل مددجو هر چند ساده ، بی تفاوت و بی اعتنا یا کم اعتنا نباشد وهمچنین بهایی را که برای مشکل قائل می شود آنچنان نا متناسب نباشد ، که باعث غرق شدن در مشکل شده وا و را سردرگم و درمانده نماید به نحوی که به جای کمک به مدد جود قصد حل وفصل آن را داشته باشد و موضع گیری او به نحوی شود که روی یک مورد تمام توان و وقت خود را مصرف کرده و قادر به رسیدگی به سایر مددجویان و انجام وظایف محوله نباشد . تعبیر دیگری که از دل دادن و دل کندن می توان داشت ، این است که مددکار به موقع و مناسب به جریان مشکل گشایی دل خواهد داد ولی گاهی اتفاق می افتد که علی رغم تمام فعالیت ها واقداماتی که برای حل مشکل می شود ، فرجام کار مطلوب و دلخواه نیست .
چرا که بعضی از مشکلات مددجویان حداقل برای مدتی لاینحل باقی می مانند و یا دخالت عوامل و پارامتر های غیر قابل کنترل و یا غیر قابل پیش بینی در مسائل موجب ناکام ماندن اقدامات مددکاری می شود و در اینجاست که بصیرت کافی برای دل کندن به نحوی که مددکار اجتماعی خود آسیب ندیده و دچار یاس و نوامید نشود ، ضرورت خواهد داشت ، به عنوان مثال می توان از مسائلی نام برد که بین آرمان های مددکار اجتماعی برای حل مشکل مددجو با قوانین موجود ، همخوانی وجود ندارد وجوانی که مرتکب بزهی شده از دید قوانین و قضاوت می باید به زندان برود ولی مددکار اجتماعی محیط زندان و هم بندی مددجوی خود را با سایر زندانیان برای او آسیب رسان می داند و حکم صادره هم لازم الاجرا است ،حتی اگر در اثر مساعی مددکار و تماس با قضاوت عوامل مخفغه جرم در نظر گرفته شده باشد ، به هرحال نتیجه بازداشت مددجو است ، در یک چنین حالتی مددکار اجتماعی باید بتواند به شکل معقول و منطقی از مسائل پیش آمد دل کند و خود را آماده برای پی گیری فعالیت ها پس از پایان دوران حکومت مددجو بنماید. (کریمی و آقایی، 1383، ص 13)
2-24-پیشگیری از آسیب اجتماعی
برای پیشگیری از آسیب اجتماعی ، سه سطح می توان در نظر گرفت ، پیشگری سطح اول درسطح جامعه عمل می نماید و شامل آموزش مهارت های زندگی برای کل افراد جامعه بویژه کودکان ونوجوانان است .پیشگیری سطح دوم شامل تشخیص زود رس آسیب های اجتماعی همراه با اقدامات هماهنگ اجتماعی می باشد . پیشگیری سطح سوم در پی جلو گیری از شدت یافتن آسیب های اجتماعی و کاستن از تنش های آن در خانواده و جامعه فعالیت می نماید .
نظر به اینکه در مورد هر آسیب اجتماعی در این قسمت به پیشگیری درسطح اول یعنی آموزش مهارتهای زندگی که از اهمیت خاصی برخوردار است می پردازیم .
2-24-1-آموزش مهارت زندگی
نگاهی به تاریخچه آموزش مهارتهای زندگی نشان می دهد که از سال 1960 به بعد یعنی درست پس از فراغت از جنگ جهانی و بروز آثار روانی – اجتماعی جنگ ها ، آموزش هایی از این دست آغاز شده است . نخستین کشوری که به آموزش مهارت زندگی اقوام محلی در سطح اجتماع و مدرسه اقدام کرد ، ایالات متحده و پس از آن کشور انگلستان بود . این کشورها و دیگرکشورهایی که به گروه آموزش دهندگان مهارت های زندگی پیوستند ، چنان برضرورت فراگیر شده این مهارتها تاکید ورزیدند که به ناچار بهداشت جهانی آموزش مهارتهای زندگی را جزء طرح های آموزشی بنیادی خود قرار داد ، این سازمان در سال 1997 اقدام به انتشار دستورالعملی تحت عنوان « آموزش مهارتهای زندگی برای کودکان و نوجوانان در مدارس » نمود که اینک ضمن ارائه تعریفی از مهارتهای زندگی به محور های آن به طور خلاصه اشاره می گردد.
2-24-2-مهارتهای زندگی
مهارتهای زندگی ، توانایی هایی است برای رفتار مثبت و سازگار که افراد را قادر می سازد که با نیازها وچالش های زندگی روز مره به طور موثر برخورد کنند
1- تصمیم گیری