تحقیق درمورد آینده نگر و گذشته نگر و سبک یادگیری شنیداری

دانلود پایان نامه

اورهان (۲۰۱۲)، در تحقیقی تحت عنوان «بررسی رابطه بین سبک یادگیری و موفقیت در دوره‌های حساب دیفرانسیل و انتگرال برای دانشجویان مهندسی» به این نتیجه رسید که تفاوت معناداری بین سبک یادگیری دانشجو و عملکرد آن‌ها وجود دارد.
اسمیت (۲۰۱۰)، در تحقیقی با عنوان «بررسی و مقایسه سبک‌های یادگیری دانشجویان پرستاری» به این نتیجه رسید که ۱۹ درصد دانشجویان دارای سبک یادگیری همگرا، ۲۰ درصد دانشجویان دارای سبک واگرا، ۴۰ درصد دانشجویان دارای سبک جذب کننده و ۲۱ درصد دانشجویان دارای سبک انطباق یابنده هستند.
آلتون و یازیکی (۲۰۱۰) در تحقیقی با عنوان «سبک‌های یادگیری دانش آموزان بااستعداد در ترکیه» به این نتیجه رسیدند که تفاوت معنیداری بین سبک‌های یادگیری دانش آموزان بااستعداد و فاقد استعداد وجود دارد؛ بین سبک یادگیری شنیداری دانشآموزان بااستعداد زن و مرد تفاوت وجود دارد ولی این تفاوت در سبک‌های دیداری و جنبشی مشاهده نشده است.
آرسلن و همکاران (۲۰۰۹)، در تحقیقی با عنوان «رابطه بین سبک‌های یادگیری و عملکرد تحصیلی در دروس ریاضی وعلوم» به این نتیجه رسیدند که بین سبک‌های یادگیری و عملکرد تحصیلی در این دروس رابطه وجود دارد.
سویلو و آکویونلو (۲۰۰۹)، در تحقیقی با عنوان «تأثیر سبک‌های یادگیری بر موفقیت دانش آموزان در محیط‌های آموزشی مختلف» به این نتیجه رسیدند که نوع سبک‌های یادگیری بر موفقیت دانش آموزان در محیط‌های مختلف یادگیری مؤثر نمی‌باشد.
61
فریدل (2005)، در تحقیقی با عنوان”بررسی رابطه خلاقیت و سبک یادگیری در دانشجویان مقطع کارشناسی رشته کشاورزی” به این نتیجه رسید که بین خلاقیت، سبک یادگیری و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد.
گارسیا و هیوز (2000)، در تحقیقی با عنوان “بررسی رابطهی بین سبک‌های یادگیری کلب و پیشرفت تحصیلی” به این نتیجه رسیدند که دانشآموزان دارای پیشرفت تحصیلی بالا از دانشآموزان دارای پیشرفت تحصیلی پایین در سیاههی سبک‌های یادگیری کلب در تجربه عینی، مفهوم سازی انتزاعی و مشاهده تأملی نمرهی بیشتری کسب کردند.
فیلیبین و همکاران (1995)، در تحقیقی تحت عنوان”ارتباط بین سبک‌های یادگیری و رشتهی تحصیلی” به این نتیجه رسیدند که سبک یادگیری رشتههای علوم اجتماعی و انسانی را واگرا، رشته علوم فیزیکی را جذب کننده، رشته فنی-مهندسی را همگرا و رشتههای اجتماعی از قبیل علوم تربیتی را انطباق یابنده شناسایی کردند.
2-3-4. تحقیقات خارجی انجام شده در زمینه مدیریت زمان:
جیانگزانگ اکسو (۲۰۱۳) در تحقیقی با عنوان «زمان خود را دریابیم»: پیش بینی مدیریت زمان دانشجویان در کارگروهی و مشارکتی آنلاین «به این نتیجه اشاره می‌کند که مدیریت زمان تحت ثأثیر متغیرهای پس زمینه‌ای (به عنوان مثال سن و جنسیت) بازخورد و نظارت از سوی دیگران (به عنوان مثال همکلاسی‌ها) اهداف ادراک شده برای مشغولیت در فعالیت یادگیری و ابتکار افراد برای تدارک محیط است.
کایا (۲۰۱۲) در تحقیقی با عنوان» ارزیابی مهارت‌های مدیریت زمان از نظر سن، جنسیت، میزان اضطراب: بررسی دانشجویان پرستاری و مامایی در ترکیه «به این نتیجه رسید که مهارت‌های مدیریت زمان دانشجویان پرستاری و مامایی در سطح متوسط است.
62
دانشجویان زن در مقایسه با دانشجویان مرد، بهتر می‌توانند زمان را مدیریت کنند و مهارت‌های مدیریت زمان دانشجویان با افزایش میزان اضطراب آن‌ها کاهش یافته است.
ماکان کرز و همکاران (۲۰۱۰)، در تحقیقی با عنوان» مدیریت زمان و فرآیندهای حافظه «به این نتیجه رسیدند که رابطه معناداری بین مدیریت زمان افراد و حافظه آینده نگر و گذشته نگر آن‌ها وجود دارد. افرادی که تعیین هدف و اولویت بندی اهداف دارند حافظه بهتری نسبت به بقیه در اداره دارند.
خونگ ذو (۲۰۱۰)، در تحقیقی با عنوان” پیش بینی تکالیف بر حسب مدیریت زمان در سطح مدارس متوسطه ” به این نتیجه رسید که تغییرات در برنامهریزی مدیریت زمان روی انجام تکالیف دانش آموزان تأثیر دارد.
نانسی، لئونیداس(2010)، در تحقیقی با عنوان”رابطهی خلاقیت فردی و مدیریت زمان” به این نتیجه رسیدند که خلاقیت با مدیریت زمان رابطه مثبت دارد.کسانی که خلاقیت بیشتری دارند بیشتر هدفگذاری، برنامهریزی و اعتمادبه نفس دارند و بهتر زمان را کنترل میکنند.
لامبارد(2010)، در تحقیقی با عنوان “بررسی رابطه بین مدیریت زمان و پیشرفت تحصیلی دانشجویان مهندسی آفریقا یک مطالعه موردی” به این نتیجه رسید که رابطه آماری معناداری بین مدیریت زمان و انگیزه پیشرفت دانشجویان وجود دارد.
کرنز و گاردینر(2007)، در تحقیقی با عنوان”بررسی رابطهی مدیریت زمان با استرس و کارآمدی” به این نتیجه رسیدند که مدیریت مناسب زمان با کارآمدی بیشتر و استرس کمتر در ارتباط است.
ترومن و هارتلی (۱۹۹۶)، در تحقیقی با عنوان” مقایسه مهارت‌های قدیم و جدید مدیریت زمان در بین دانشجویان زن و مرد «به این نتیجه رسید که دانشجویان زن و سن بالا نسبت به دانشجویان مرد و جوان در مدیریت زمان عملکرد بهتری داشتند.
ترومن (1996)، در تحقیقی با عنوان ” مقایسه بین مهارتهای مدیریت زمان و عملکرد تحصیلی دانشجویان سال آخر” به این نتیجه رسید که دانشجویان زن در مقایسه با دانشجویان مرد از مهارتهای مدیریت زمان بیشتری برخوردارند.
63
دانشجویان سال آخر، مهارتهای مدیریت زمانشان نسبت به گروههای دیگر بهتر است با این حال عملکرد تحصیلی رابطه ضعیفی با سن و مدیریت زمان دارد.
جمع بندی فصل دوم