تحقیق درمورد سبک یادگیری فلمینگ و میلس و مفهوم سازی انتزاعی

دانلود پایان نامه

افراد برخوردار از شیوه مشاهده تاملی، دادهها را از زوایای گوناگون بررسی کرده و از راه ادراک یاد میگیرند، در شیوه مفهوم سازی انتزاعی، یادگیری از راه تفکر منطقی صورت میگیرد و در شیوه آزمایشگری فعال، فرد از راه انجام کارها، موفق به کسب یادگیری میشود. از ترکیب دو به دوی این شیوه یادگیری، چهار سبک یادگیری ایجاد میشود که عبارتند از: سبک یادگیری واگرا ( از ترکیب تجربه عینی و مشاهده تاملی بدست میآید ) سبک یادگیری جذب کننده (از ترکیب مشاهده تاملی و مفهوم سازی انتزاعی بدست میآید ) سبک یادگیری همگرا (از ترکیب مفهوم سازی انتزاعی و آزمایشگری فعال بدست میآید ) و در نهایت سبک یادگیری انطباق یابنده (از ترکیب آزمایشگری فعال و تجربه عینی بدست میآید).
به طور خلاصه ویژگیهای هریک از یادگیرندگان با هریک از سبک‌های یادگیری به شرح زیر است:
1) سبک یادگیری واگرا (هنجار گریز ): افراد برخوردار از سبک یادگیری واگرا از مشاهده به هنگام یادگیری سود میبرند، دارای قوه تصور و تخیل خوبی هستند، هیجانی بوده و از ارتباط با دیگران لذت میبرند و دارای علایق فرهنگی بوده و بیشتر به رشتههای هنری و علوم انسانی گرایش دارند.
2) سبک یادگیری جذب کننده (همگونساز): این گروه بیشترین توانمندی را در ترکیب اطلاعات به صورت منطقی دارند و به دانش و تفکر انتزاعی گرایش داشته و به استفاده عملی از نظریهها کم توجه میباشد و بیشتر به ریاضیات و علوم جذب میگردند.
3) سبک یادگیری همگرا (هنجار پذیر): این افراد به کارهای فنی علاقمندند، از کاربرد عملی اندیشهها لذت میبرند و غالبا از استدلال قیاسی استفاده میکنند وبه روابط بین فردی علاقهای نداشته، ترجیح میدهند با اشیاء کارکنند تا رویارویی با انسانها.
4) سبک یادگیری انطباق یابنده (همگونگرد): افراد برخوردار از این سبک، حیطههای عملی را ترجیح میدهند و مسایل را به گونهای شهودی حل میکنند و بیشتر به نظریات افراد توجه دارند تا نظریات خود، آنان از تجارب چالش انگیز لذت برده و نیز قدرت انطباق پذیری بالایی دارند.
29
بیشتر به کارهای عملی دارای تحرک علاقمند میباشند و در ارتباطات اجتماعی از مهارت بیشتر برخوردارند(امیدوار، 2012؛ سیلر،2011؛ پلاتسیدو،2009، سی ولم ،2012؛ اس . آکرمن،2011؛ ای . مالدونادو – تورس، 2011؛ مانولیس،2013؛ جسیت، 2014؛ فیلبین، 1995؛کابی،2012؛ درویش زاده،1392؛اعلا،1392؛ نجف پور،1392؛ امینی،1391؛ قربانی ولیک چالی،1391؛ پناهی،1390؛ گرانمایه،1390؛ غفاری،1389؛ مختاری،1389؛ فتحی آشتیانی،1388؛ معیاری،1388؛ کلباسی،1387؛ همایونی،1385 ).
اساس نظریه کلب تلفیق عوامل شناختی و اجتماعی با یکدیگر است که بر نقش محوری تجربه در فرآیند یادگیری تاکید دارد. (یزدی،1388)
شکل 2-2: چرخه سبک یادگیری کلب (درویش زاده،1392؛ اعلا،1392؛ نجف پور،1392)
30
2-1-7-2. مدل سبک یادگیری فلمینگ و میلس
فلمینگ و میلس،چهار سبک یادگیری معرفی میکند :
1) سبک یادگیری دیداری :این یادگیرنده بر مشاهده و دیدن برای دریافت، سازماندهی کردن اطلاعات و ایدهها تکیه میکند.
2) سبک شنیداری : ترجیح میدهد تا اطلاعات برای او توضیح داده شود و از گوش دادن به اطلاعات در سخنرانیها و بحثها بهره میبرد. او چیزهایی را که میشنود یاد میگیرد و ترجیح میدهد که به صورت شفاهی راهنمایی شود و گوش دادن را نسبت به نوشتن و خواندن بیشتر ترجیح میدهد. درسهای خواندن را انتخاب میکنند و به ندرت به یادداشت برداری میپردازند.
3) سبک خواندن : دانش آموزانی که سبک خواندن دارند از یک حافظه انتزاعی بهره میبرند که اطلاعات جدید را از طریق خواندن و نوشتن یاد میگیرند. این دانشآموزان زمانی موفق هستند و نمره عالی میگیرند که از آنها خواسته شود که درباره یک موضوع بخوانند یا بنویسند. آنها سخنرانیها و متونی که به خوبی سازماندهی شدهاند را انتخاب میکنند. این دانشآموزان به یادگیرنده دیجیتالی معروف هستند.
4) سبک لمسی : رویکرد دستی را برای یادگیری انتخاب میکنند و از طریق تماس جسمی مواد درسی را بهتر یاد میگیرند. این یادگیرندگان ترجیح میدهند که بسازند یا طراحی کنند. آنها از ابزارها و وسایلی که در اختیار دارند به خوبی استفاده میکنند و در فعالیتهایی که به درگیری ذهن، چشم و دست نیاز دارد نمره عالی میگیرند(نوابی،1392؛ میرحاجیان مقدم،1386).
31
2-1-7-3. مدل یادگیری فلدر و سیلورمن
این مدل دارای 5 بعد است که دو بعد آن یعنی بعد ادراک (حسی –شهودی ) برگرفته از مدلهای مایرز – بریگز و کلب و بعد پردازش (فعال –تاملی ) برگرفته از مدل کلب است. سه بعد دیگر مدل فلدر و سیلورمن (1988) عبارتند از: درونداد (دیداری – کلامی ) سازماندهی ( استقرایی – قیاسی ) فهم یا اندریافت (متوالی –کلی )(امیدوار،2012؛ سیلر، 2011؛ مارکویک، 2012، خندقی، 1392؛رحمانی، 1391؛ صمدی، 1390؛ سروقد، 1389 ).
چهار بعد دو قطبی، سیاهه سبک یادگیری را میتوان به صورت ذیل تعریف کرد:
1) فعال – تاملی: فراگیران فعال تمایل به گردآوری و درک اطلاعات به بهترین نحو دارند، اگر فعالانه با آن درگیر شوند و چیزها را امتحان کنند. مثلا با مباحثه، چیزی را بعمل درآورند یا از طریق پشتیبانی تدریس صورت گیرد. فراگیران تاملی، ترجیح میدهند که به چیزهای جدید به ترتیب اولویت اطلاعاتی برای خودشان، فکر کنند. شعار فراگیران فعال این است که ” به ما اجازه دهید تا تلاش کنیم و چگونگی کار آن را ببینیم، در حالی که فراگیران تاملی پیروی این هستند که ” بیاید اول در مورد آن دقیقا فکر کنیم.
2) حسی –شهودی : فراگیران حسی تمایل به انجام عملکرد خوبی در واقعیات یادگیری دارند و هنگام حل مسئله از رویکردها و شیوههای تثبیت شدهای پیروی میکنند. آنها با دقت و صبورانه هدف محورترند، اما از مسائل پیچیده و حوادث غیرمترقبه اجتناب میکنند. از سوی دیگر فراگیران شهودی ترجیح میدهند که احتمالات و روابط مختلف و رویکردهای نوآورانه را مطالعه و بررسی کنند. آنها میتوانند مفاهیم جدید را بهتر درک کنند، معمولا سریعتر و نوآورانه تر عمل میکنند و مفاهیم انتزاعی و عبارتهای ریاضی برایشان کمتر مشکل است با این حال تمایل دارند از یادگیری عوامل طوطی وار، تکرار کارهای عادی روزمره و طرحهای ثابت امتناع کنند.
32