تحقیق درمورد عوامل اجتماعی و محیطی و مددکاری اجتماعی

دانلود پایان نامه

2-اصلمشارکت مددجو به این مهم اشاره دارد که مددکار در کار با مددجو می بایستبه این نکته توجه داشته باشد که از اهداف اساسی در مددکاری توانمند سازیمددجوست تا در مواقع مشابه این توانایی را داشته باشد تا خود مشکلش را حلکند و این توانایی جز با مشارکت مددجو در جریان کمک رسانی به دست نمیآید. از منظر دیگر مددکار با مشارکت مددجو عملا به او و تواناییها واستعدادهایش احترام گذاشته و به طور غیر مستقیم به او فهمانده که اومیتواند مشکلش را خود حل کند. اگر مددکار به این اصل مهم توجه نکند ممکناست مددجو به نوعی وابسته به مددکار شود و به تواناییهای خود اعتنایی نکندکه این امر مغایر با اهداف اصلی مددکاری است. مددکار باید در جریان کمکرسانی طوری برخورد کند تا مددجو مشکل را متعلق به خود بداند و خود به ایننتیجه برسد که برای حل آن باید تلاش کند.(هاشمی طاری ، 1385، ص 25)


3-مددکار به عنوان یک انسان دارای ارزشها و اعتقادات و فرهنگ و آداب و رسوم خاص خود است و این ارزشها و اعتقادات ممکن است بصورت ناخودآگاه و یا خودآگاه بررفتار و گفتار و حتی تصمیمات او تاثیر بگذارد. بر این اساس مددکار برایاینکه از این امر در کار مددکاری خود جلوگیری کند می بایست نسبت بهارزشهای خود که بعنوان میراثی از خانواده و محیط خود به همراه دارد آگاهباشد تا در جریان مددکاری از تاثیر آنها در کار خود تا حد امکان جلوگیریکند. بنا به نظر برخی مددکاران بنام در این حرفه این اصل مهمترین اصل بهشمار می رود زیرا تا مددکار از درون خود آگاه نباشد و نسبت به خود شناختنداشته باشد نمیتواند به طور کامل از مددجوی خودشناخت داشته باشد. (هاشمی طاری ، 1385، ص 25)
۴-اصلرازداری حرفه ای به این امر اشاره دارد که مددکار می بایست در اصطلاحصندوقچه اسرار مددجو باشد .در جریان مددکاری این حق مددجو است که اسراریکه به مددکار بیان می کند بین آنها و یا کسانی که خود مددجو راضی به بیانراز به آنها باشد. بر اساس این اصل مددکار حق ندارد اسرار و رازهای مددجویخود را به اشخاص غیر صالح و غیر حرفه ای افشا کند زیرا افشای اسرار مددجوبه افراد غیر حرفه ای ممکن است ابرو و حیثیت فرد را به خطر اندازد. البتهدر این امر استثنائاتی هم وجود دارد مثلا اگر اسراری که مددجو به مددکارمی گوید باعث آسیب به خودش یا دیگران شود مثلا کشتن یک نفر یا ترورهایسیاسی و …… مددکار در اینجا نباید صرف انجام به این اصل این مطالب رانزد خود نگهدارد بلکه باید این امور را به مراجع ذیصلاح گزارش دهد و حتیاگر به عنوان یک شاهد در دادگاه حاضر شود باید حقیقت امر را توضیحدهد. بنابراین مددکار باید قبل از اینکه مددجو اسرار خود را به مددکارتوضیح دهد وی به صورت کتبی و یا شفاهی می بایست رضایت مددجو را از بیانکردن رازش بگیرد و به او بگوید که اگر در شرایطی قرار گیرد که لازم باشداین گفته ها را به دیگران انتقال دهد او نمی تواند آن ها را عنوان نکند و ازمددجو بپرسد که اگر او راضی به بیان اسرار و راز خود است آن ها را بگوید.
5- رابطهحرفه ای به این معنا است که مددکار در جریان کمک رسانی دارای هدفی است ودر رابطه ای که با مددجو برقرار می کند به دنبال اهداف مورد نظر است. هریسپرلمن یکی از مددکاران مطرح در رابطه با تعریف رابطه حرفه ایگفته”رابطه حرفه ای یعنی برقراری رابطه با مددجو برای رسیدن به هدف که کهشرط رسیدن به این هدف آشنا بودن با راههای رسیدن به این اهداف می باشد. (هاشمی طاری ، 1385، ص 26)
 رابطه حرفه ای یعنی برقراری رابطه با مددجو برای رسیدن بهبرای برقراری رابطه حرفه ای رعایت نکاتی ضروری است که برخی از آنها را به طور خلاصه بیان می‌کنیم الف)در برقراری رابطه حرفه ای برخورد اولیه مددکار در جریان رابطه بسیار مهممی باشد یعنی همان طور که مددکار در برخورد اولیه مددجو را مورد ارزیابیقرار می دهد در مقابل مددجو نیز مددکار را ارزیابی می کند.ب) برای برقراری رابطه شرایط زمانی و مکانی اهمیت دارد یعنی در زمان و مکانی باشد که مددجو احساس امنیت و راحتی کند. پ)یکیاز مسائلی که مددجویان به آن بسیار اهمیت میدهند مخفی ماندن رازهایی استکه آن ها برای مددکار بیان می کنند و در هنگام صحبت کردن مواظب هستند که کسیجز مددکار صحبتهای آن ها را نشنود و بهتر است جریان مصاحبه در جایی انجامشود که جز مددجو و مددکار کسی صدای آنها را نشنود. ت)آشنایی علمی مددکار با گروههای هدف در جریان کمک رسانی از اهمیت زیادی برخورداراست در واقع اگر مددکار با گروههای هدف آشنایی داشته باشد میتواند بهتر وموثرتر مددجو را یاری کند و دید بازتری نسبت به مشکلات آنها دارا خواهد بود. ث)احترامبه مددجو در ایجاد رابطه حرفه ای بسیار با اهمیت است علاوه بر این احترامبه مددجو از ارزشهای اساسی در مددکاری است که هر مددکاری برای رسیدن بهاهداف کمک رسانی آن را بایستی رعایت کند و دیگر مواردی که از درج آنها دراین مجال خودداری می شود.
6-براساس این اصل مددکار در کار با مددجو بایستی به تفاوتهای بین آن ها توجهداشته باشد. به عبارت دیگر ممکن است که دو مددجو با مشکلات در ظاهر یکسانبه مددکار مراجعه کنند ولی در آنجا مددکار بایستی به این آمد توجه داشتهباشد که مشکلات آنها ممکن است در ظاهر یکسان به نظر آیند ولی در واقع عللی که باعث به وجود آمدن این مشکلات شده است متفاوتند مثلا ممکن است کهدرخواست یک زن برای طلاق مشکلات مالی شوهر باشد در صورتی که در مورد دیگرعلت آن اعتیاد شوهر و ….. باشد به همین دلیل مددکار باید برای حل مشکلاتآنها برنامه ریزیهای متفاوتی را اعمال کند و برای هرکدام از آنها اقداماتمتناسب را انجام دهد.
2-5-ارزشهای اساسی در مددکاری اجتماع ی
مددکاریدارای ارزشهای اساسی است که شالوده و اساس این حرفه را تشکیل می دهد. درواقع بدون این ارزشها مددکاری علم به حساب نمی آید. به عبارت دیگر اگرمددکاری را به یک درخت تشبیه کنیم ارزشهای مددکاری به مثابه ریشه آن استکه بدون ریشه درخت پایدار نمی ماندحال به معرفی ارزشهای اساسی مددکاری می پردازیم.
1-حرمت مقام انسانی
۲-حق بهره مندی افراد به صورت یکسان از امکانات مادی و معنوی
۳-حق افراد در تصمیم گیری برای مسائل خود (خود تصمیم گیری)
۴-مسئولیت فردی و اجتماعی
۱-براساس این ارزش مددکار به همه مددجو ها به دیده احترام می نگرد و برای آن ها ارزش قائل است زیرا آن ها جدای از مشکلی که دارند یا مرتکب خطایی شده اندبه خاطر اینکه انسان هستند احترام به آنها واجب است.به عبارت دیگر مددکاربه صورت بی طرف با مددجو ها برخورد می کند و در حل مشکل آنها نهایت سعی وتلاش خود را به کار می برد و نسبت به مددجوها دیدگاه مثبت یا منفی پیدانمی کند. در واقع مددجو درست است که مرتکب خطا یا جرمی شده است ولی درارتکاب او به این جرایم عوامل اجتماعی و محیطی نیز دخیل بوده‌اند و دربررسی مشکلات افراد نباید تنها بر روی خود فرد تمرکز کرده و تاثیرات دیگرعوامل را نادیده بگیریم. به این ترتیب دیدگاه و افق فکری مددکار در اینصورت گسترده خواهد شد و با دید بازی به امور مختلف می نگرد. بر اساس اینارزش مددکار مددجو را به خاطر مشکل خود سرزنش و تحقیر نمی کند بلکه به اوکمک میکند تا توانایی لازم در حل مشکل را پیدا کند.
۲-براساس این ارزش افراد و به طور کلی همه انسآنها این حق را دارند که ازامکانات و منابع موجود برای بهتر زیستن و ارتقای سطح زندگی خود استفادهکنند. مددکار به عنوان فردی از افراد جامعه این نکته را می داند که وضعیتجوامع باعث شده تا بعضی از افراد از حتی ابتدایی ترین و ساده ترین امکاناتبرای زندگی محروم باشند و عده دیگری از نظر رفاه اقتصادی در بهترین شرایطبه سر برند. بر این اساس مددکار سعی می کند تا در حد امکان منابع قابلاستفاده را برای اقشار آسیب پذیر در اختیار آنها قرار دهد و یا مددجویانیرا که با نحوه استفاده از این منابع آشنایی ندارند را راهنمایی کند و بهآنها در استفاده از این امکانات یاری دهد. البته این امر بسیار حساس استزیرا اگر مددکار جنبه استقلال و باز توانی مددجو توجه نداشته باشد ممکناست مددجو وابسته به مددکار شود که مغایر اصول و ارزشهای مددکاریاست. مددکار باید سعی کند که همراه با ارائه کمک به مددجویان آن ها را باتواناییهای خود آشنا کرده و استقلال و خود توانی را در آنها شکوفا کنند.
باتوجه به این ارزش اساسی مددکار در جریان کمک رسانی به این نکته توجه داردکه مهمترین اصل در این حرفه باز توانی و شکوفا کردن استعدادها و تواناییهای مددجو است. مددکار به این وسیله به مددجو کمک میکند تا برای حل مشکلخود تصمیم بگیرد و خود مشکلش را با سعی و تلاش بر طرف سازد. اگر مددکار بهاین ازرش توجه نکند مددجو به مددکار وابستگی پیدا می کند و توانایی های خودرا در حل مشکلاتش نادیده می گیرد.به عبارت دیگر تصمیم گیری مددکار به جایمددجو در جریان کمک رسانی به معنی بی توجهی مددکار به قابلیت های مددجو دربرطرف کردن مشکلاتش است و به نوعی توهین به او به حساب می آید. مددجو باید برای حل مشکلش خود تصمیم بگیرد حتی اگر آن تصمیم اشتباه باشد.
۴-طبقاین ارزش هر فردی علاوه بر اینکه نسبت به خود مسوول است در مقابل نسبت بهدیگران هم مسئول است .به عبارت دیگر مددکار می بایست به مددجو این امر رابفهماند که آن فرد تنها برای خود زندگی نمی کند بلکه دیگران هم از اوتوقعاتی دارند و او بایستی نسبت به این انتظارات اهمیت قائل شود. در واقعبه وسیله این ارزش مددکار به مددجوی خود نشان می دهد که دیگران هم از آنها انتظاراتی دارند و به طور ضمنی پذیرش مسئولیت های فردی و اجتماعی را آموزشمی دهند.(موسـوی چلـک، 1387، 44)
2-6-تعریف مددکاری اجتماعی
مددکاری را این طور تعریف کرده اند: مددکاری حرفه ایست مبتنی بر علم و هنر و مهارت و هدف که در آن سعی می شود کهمددجو(فرد یا گروه یا جامعه)مشکل خود را شناخته و به تواناییهای خود پی برده و با استفاده از منابع و امکانات موجود در جهت حل مشکل خود برآید. مددکاری علمیاست که در آن مدکار همه تواناییهای خود را در جهت حل مشکل مددجو به کاربرده و به مددجو نشان دهد که او علیرغم داشتن مشکلات دارای تواناییها واستعدادهای فراوانی است که به آنها توجه نکرده است و می تواند با بکار بردنتواناییهای خود مشکلات را حل کند. مددکاری رشته ایست که از فعالیت در آن میتوان لذت برد چون مددکاری خدمت به انسان و به عبارتی انسانهای دردمند و مشکل دار و کسانی که خود نمی توانند مشکل خود را حل کنند و نیازمند کمک مددکار است البته لذت بردن نه از اینکه انسانی نیازمند کمک ما است بلکه لذت بردن از اینکه می توانیم به او کمک کنیم تا توانایی های خود را بشناسد و قادر به حل کردن مشکل خود بشود یعنی وقتی یک مددکار می بیند که مددجوی او قادر شده تا با مشکلات روبرو شود و خود سعی در حل آن می کند از کار خود احساس لذت و رضایت می کند. آنچه که امروزه تحت عنوان مددکاری اجتماعی در جهان مطرح می شود ، عبارت است از : « فعالیت ویژه ای که از برخی موسسات رفاه اجتماعی آن را بر مراجعان خود عرضه می کنند ، یعنی به آنها یاری می رسانند تا با مشکلاتی که در انجام کار و وظایف اجتماعی خود رو به رو می شوند ، با کارایی بیشتر مقابله کنند به بیان دیگر ،« مددکاری اجتماعی ، خدمتی حرفه ای است که بر پایه ی دانش و مهارتهای خاص قرار گرفته است . هدف آن ، کمک به افراد ، گروهها ویا جامعه است تا بتوانند استقلال شخصی ، اجتماعی ورضایت خاطر فردی واجتماعی به دست آورند.» مددکاری اجتماعی برای ارائه خدمات حرفه ای خود ، از سه روش مستقیم و سه روش غیر مستقیم استفاده می کند . روشهای مستقیم آن عبارتند از : مددکاری فردی یا کار با فرد ، مددکاری گروهی یا کار با گروه ، مددکاری جامعه ای یا کار با جامعه. سه روش غیر مستقیم آن نیز شامل ، مدیریت در موسسات خدمات اجتماعی ، تحقیقات رفاه اجتماعی و اقدامات اجتماعی می شود .مددکاری فردی ، هنری است که دانش و معلومات مربوط به علم روابط انسانی و مهارت در ایجاد رابطه را به کار می گیرد تا استعداد های نهفته و مکنون افراد را برانگیزند و همچنین منابع اجتماعی متناسب و مربوط را به حرکت در می آورد تا سازگاری بهتری بین مدد جو ومحیط وی ایجاد شود .» (کریمی، 1384، ص4)
2-6-1-تعریف مددکاری
به فردی اطلاق می شود که با بهره گیری از مهارتها وتعالیم حرفه ای همچنین منابع موجود در جامعه تلاش می کند استقلال و تعادل گروهی و اجتماعی افراد یا مددجویان را فراهم کرد و مشکل آنها را حل نماید گاهی جهت توصیف این حرفه از واژه ی مهندس اجتماعی استفاده می شود که محدوده ی وسیعی را در بر می گیرد. (هاشمی طاری ، 1385، ص 26)
2-6-2-تعریف مددجو در مددکاری فردی
مددجو را مددکاری فردی شامل شخص و خانواده او می شود که در شرایط نامناسبی قرار گرفته اند و بدون دخالت سازمان ویا در میان سازمان ، موسسه یا فرد حرفه ای یعنی مددکار اجتماعی قادر به حل وفصل مشکل خود نمی باشد.
2-6-3-تعریف مشکل :
به معنی علت و مجموعه ای از علل شرایط و موقعیتی است که موجب ضعف وتقلیل توانایی وکارآیی در روند کاری فعالیت ها و زندگی اجتماعی افراد گروههای در جامعه می گردد.