تحقیق درمورد عوامل جرم زای فردی و روانشناسی اجتماعی

دانلود پایان نامه

2-14-2-تعریف انحراف و منحرف (Deviant , Deviance)
انحراف رفتاری است که برای گروه ، مساله یا تعارضی بوجود می آورد که باید حل شود ، مثل الکلیسم، اعتیاد، ولگردی ، رسپیگری و خود کشی که در واقع جملگی آنها انحراف محسوب می شوند.
2-14-3-تعریف منحرف
در دانشنامه جرم شناسی منحرف کسی است که رفتارش در یک برهه زمانی ، نا به هنجار باشد منحرف یا کجرو (کژری )شناخته می شود چنین افرادی ممکن است شامل افراد غیر عادی ، بیگانه ، دیوانه ، بدسرشت یا افراد عادی ای باشند که رفتار نابهنجار آنها موقتی است برخی پژوهشگران معتقد ند چشم جامعه تمام ابعاد شخصیت فرد را نمی بیند به این ترتیب ممکن است فرد امروز به عنوان « منحرف » شناخته شود و روز دیگر به عنوان فردی«عادی » بدون وجود تعاریف روشن و دقیق در مورد رفتار بهنجار ، تنها پیش داوری و جهل است که می تواند افراد منحرف را از افراد عادی جدا کند.
2-14-4-جرم از نظر دورکیم
دور کیم در کتاب « تقسیم کار اجتماعی » معتقد است که جرم باعث گسسته شدن همبستگی اجتماعی می شود و عملی جرم است که مجازات در پی داشته باشد و در جوامع مختلف در درجه تحمل نسبت به جرم متفاوت است . او معتقد است که جرم امری به هنجار است (به هنجار به معنای طبیعی است نه مثبت بودن عمل ) به شرط آنکه از میزانی که حد تحمل وجدان جمعی است فراتر نرود ، او معتقد است وی در اعلام دلایل سلامت عمومی و جزء تفکیک ناشدنی هر جامعه سالم است .وی دراعلام دلایل این امر معتقد است که :1-جرم به هنجار است زیرا وجود جامعه ای عاری از آن محال است .2- هیچ عملی ذاتا” جرم نیست بلکه اهمیت آن اهمیتی است که شعور مشترک به آن می بخشد ، و هر چه شعور این جامعه قوی تر و قدرت آن بیشتر باشد که بتواند تخلفات کوچک را به صورت ارزش مطلق در آورد ناچار حساس تر و پرتوقع تر خواهد بود . بنابراین در برابر کوچکترین تخلفی داغ جنایتکاری بر آن خواهد زد . به این صورت حدی از جرم که از آستانه تحمل جامعه در نگذرد برای حفظ و تکلم و پیشرفت جامعه ضروری است (هاشمی طاری، 1385، ص4)
2-14-5-تعاریف مبتنی بر روانشناسی
روانشناسی فردی با نگراش فرویدی انحراف اجتماعی را ناشی از کشاکش غرایز ، شخصیت و روح جمعی در قالب قانون می داند که برتری هر یک از آنها نوعی آسیب را به همراه می آورد ، که غالبا” فردی است . در این تعاریف نیز اختیار شانه خالی می کند و جبر روانی را اعلام می کند .
2-14-6-تعاریف مبتنی بر جرم شناسی
جرم شناسی یا بزه شناسی رشته ای است از علوم جنایی که درباره « عوامل جرم زا و کیفیات و امور مقتضیات و شرایط فردی و محیطی و اجتماعی موثر در بروز رفتار جنایی یا علل وقوع جرم و صور گوناگون بزه و جنبه های کمی و کیفی آن و… روش های درمان و اصلاح و تربیت بزهکاران یا کسانی که در اثر عوامل جرم زای فردی (تن وروان ) ومحیط طبیعی و اجتماعی را برگزیده اند و از خود رو بر تافته و از انسانیت گریخته اند (هاشمی طاری، 1384، ص 14)
2-14-7-روانشناسی اجتماعی و انحراف
در روانشناسی اجتماعی تعامل ارتباطی بین شخص منحرف و داوری اجتماعی بوجود می آید . از این رو توجیه رفتار و تصمیم به رفتار تبهکارانه در چرخه مناسبات فرد ، جمع و شناخت های هر دو و در نهایت به تصمیم گیری انجام عمل و توجیه آن و کیفر مناسب با آن پرداخته می شود .(اورونسون ) با ذکر مثالی از کشاکش شناختی می نویسد در مورد تقلب سر جلسه امتحان و جدان شخصی مانع از تقلب کردن می شود و احساس ناهماهنگی در انسان ایجاد می کند . تقلب کردن در مقابل نمره گرفتن قرار می گیرد استدلال می کند که تقلب در بعضی شرایط آن قدر هم بد نیست . (هاشمی طاری، 1385، ص 11)
2-15-رویکرد های روانشناختی مربوط به تبیین کجروی های اجتماعی
2-15-1-نظریه دستگاه روانی (فروید)
براساس نظریه روانشناختی ، کجروی عکس العمل به مشکلات شخصی است .وقتی کجروان و مجرمان را مریض یا دیوانه خطاب می کنیم منظور مان ارتباط دادن کجروی آنها به مسائل شخصیتی و روان شناختی است ، به نظر فروید ، رفتار اجتماعی بوسیله کششهای اساسی بیولوژیک (ID) تجربه های اجتماعی (خود برتر ) و ظرفیت فکری یا خود ترکیب می شود این نظریه مدعی است چنانچه « جامعه پذیری معمولی و طبیعی » در دوران کودکی شخصی طی نشده باشد ، نوع « خود برتر » ناقص تشکیل می شود و استاندار ها وضوابط اخلاقی تاسیس نمی گردد . چنانچه « خود برتر » توسعه نیافته باشد ، نتیجه اش بوجود آمدن یک « روان رنجور » (کسی که اختلال شخصیت دارد .) ویا یک شخص کاملا” فاقد اخلاق است. در بحث فروید سرکوبی یا عدم ارضاء نیازها …در مراحل مختلف التذاذ کودکی باعث می شود که شخص برای جبران سرکوبی به مراحل پیش بازبینی باز می گردد . و به رفتار ناهنجار ها مبتلا گردد . و رفتاری به عنوان « پاسخ جانشین » که در واقع بروز سمبولیک عقده های سرکوب شده است انجام دهد .و براساس نظریات بعدی روانشناختی مجرم دست به ارتکاب جرم می زند تا دستگیر شده و مجازات گردد و از مجازات احساس آرامش کند .
2-15-2-اختلال روانی
روانشناسان ، انسانهایی را که در یکی از ارکان روان خود یعنی تفکر ، ادراک ، حافظه ، عاطفه ، قضاوت دارای اختلال باشند ، بیمار یعنی کسی که دچار اختلال روانی است ، می خوانند. تعدادی از جرم شناسان وکسانی که در صدد تبین انحرافات اجتماعی هستند ، بسیاری از کجروی های منحرفین را نتیجه ی اختلال روانی دانسته و معتقدند که این منحرفین قادر به سازگاری کافی با محیط نمی باشند و یا در درک واقعیت ها دچار اختلال هستند ، هنجارهای اجتماعی را زیر پا می گذارند و تبدیل به کجروی می شوند .
2-16-رویکرد روانکاوی مربوط به تبین کجروی های اجتماعی
2-16-1-پالایش روانی :
روانکاوی در این نظریه پرخاشگری را عمل مفید و لازمی می داند فروید معتقد بود که اگر انسان برای ابراز پرخاشگری اجازه نیابد ، نیروی پرخاشگرانه انباشته شده و سرانجام به شکل خشونت مفرط یا بیماری روانی ظاهر می شود . الیوت ارونسون اظهار می دارد که تعارض در رابطه با پرخاشگری می تواند منجر به حالت تنش هیجانی شدید در انسان گردد.
2-16-2-راهکارهای جامعه شناسان برای جلوگیری از کجروی :
تشویق همنوایی است که می تواند آن را از دو طریق اجرا نمود : 1- حذف هنجارهایی که مستمرا” شکسته می شوند. بدین وسیله دیگر رفتار های خاصی کجروی محسوب نخواهد شد . این امر به خصوص در حال گذار به کرات دیده می شود .
2-16-3-از بین بردن علل کجروی از طریق آسانتر کردن همنوایی و رنج آورتر نمودن تخلف .
دورکیم ضمن مقایسه جوامع قدیم و جدید معتقد است که : «مجازات براساس عکس العمل هیجانی و انفعالی استوار است .مردمان ابتدایی به خاطر مجازات ، مجازات می کنند و در این میان به اجرای عدالت توجهی ندارند ، اگر چه بین مجازات قدیم و امروز فاصله ای وجود ندارد ، اما مجازات امروزی آگاهانه تر ، آثار به ندرت منجر به درونی کردن می شود . و برای درونی کردن می بایست فرد ترغیبت شود تا مجموعه ای از ارزش ها را درونی کند که در آنها پرخاشگری را خوار و بی مقدار می سازند (هاشمی طاری، 1384، ص 90)