دانلود تحقیق در مورد معیارهای ارزیابی عملکرد و مدیریت منابع انسانی

دانلود پایان نامه

‏در بسیاری از موارد، برخی از نسبتهای مالی یک شرکت، خوب به نظر می رسند، درحالی ‏که مابقی نسبتها اینگونه نیستند. در نتیجه، اظهارنظر کلی درباره ‏قوی یا ضعیف بودن عملکرد مالی شرکت دشوار می باشد.


یکی از مهمترین اشکالات اطلاعات حسابداری، این است که هزینه فرصت را به عنوان ‏هزینه در نظر نمی گیرد.
‏شرکتها می توانند با استفاده از تکنیکهای آرایش صورتهای مالی، این صورتها را به نظر ‏قوی جلوه دهند. (جهانخانی، 1374)
بیشترین نوشته های تئوریک در این ‏خصوص است که واقعاً کدامیک از معیارهای ارزیابی عملکرد شرکتها از اعتبار بیشتری برخورد ار است. (هیلی ،1988)
2-2-7-3- ویژگیهای نظام ارزیابی عملکرد اثربخش
‏وجود خصوصیت های زیر در ارزیابی عملکرد باعث موفقیت و اثر بخشی آن خواهد شد که ‏عبارتند از (نورمن و کاپلن: 993 ‏1)
1-‏ روشن و مشخص بودن معیارها: بدین معنا که این معیارها نه تنها نباید به صورتی مبهم و کلی بیان شود بلکه باید دقیق، روشن و به دور از هرگونه ابهام و به گونه ای قابل درک بیان گردد.
2- قابل اندازه گیری بودن: منظور وجود معیارهایی در ارزیابی است که به صورت کمی قابلیت اندازه گیری داشته باشد.
3- معطوف به نتیجه بودن: یعنی نظام ارزیابی به گونه ای باشد که نتایج مورد قضاوت و ارزیابی قرارگیرد .
4- قابلیت حصول: بدین معنا که اهداف و انتظارات، در زمان مورد نظر قابل حصول باشد، به عبارت دیگر حصول به اهداف و استانداردها دشوار نباشد بلکه از نظر ایجاد انگیزش نسبتاً قابل حصول باشد که به این ترتیب بیشترین میزان انگیزش را برای شخص به همراه خواهد داشت.
5- معطوف به زمان بودن: بدان معنا که انجام ارزیابی با ظرف زمان معنی پیدا کند و ضروری است که زمان یا دوره عملکرد در ارزیابی مدنظر قرار گیرد تا قضاوت، سنجش و اندازه گیری عملکرد مؤثرتر انجام پذیرد.
‏سه ویژگی اول اشاره به خصوصیات معیارها دارد در حالیکه دو ویژگی آخر معطوف به ماهیت نظام ارزیابی عملکرد می باشد.
2-2-7-4- معیارهای اندازه گیری عملکرد
‏اعمال کنترل سازمانی از دلایل نیاز به مجموعه ای از معیارهای اندازه گیری عملکرد می باشد. کنترل سازمانی فرآیندی است که بوسیله آن از اتخاذ استراتژیها و اقداماتی، اطمینان حاصل می شود که ‏میتواند به دستیابی سازمان به اهدافش کمک کند. این استراتژیها به منظور رقابت آسان در زمینه های ‏مورد فعالیت شرکت طراحی شده اند. برای مثال، در صورتیکه یک شرکت خدماتی خواهان برتری در ‏بازار از بعد کیفیت خدمات باشد، معیار مورد استفاده‏، بایستی سطح مطلوب از کیفیت را اندازه گیری و ‏کنترل کند.
در بیشتر مطالعات گذشته، در زمان طراحی معیارهای عملکرد، از اطلاعات حسابداری استفاده شده ‏است. مقیاسهای حسابداری عملکرد که از صورتهای مالی ناشی می شوند، بطور گسترده کاربرد دارند. در‏ حالی که، محاسبه نسبتهای حسابداری تقریباً آسان است. ولی تفسیر آن موضوع پیچیده ای است. ضعف و ‏قوت استفاده ‏از نسبتهای حسابداری در ارزیابی عملکرد به ضعف و قوت استفاده از صورتهای مالی به ‏عنوان ابزار تحلیل بستگی دارد. یکی از ضعفهای صورتهای مالی آن است که متکی به اطلاعات تاریخی ‏است و ارزش فعلی جریانات نقدی آتی را لحاظ نمی کند. (اکسلسون ، 2002) ‏ملاکهای زیادی برای استفاده ‏از اطلاعات حسابداری به عنوان مقیاس عملکرد وجود دارد، تغییرات در فروش و سود در زمره این ملاکها هستند. (لی و زوموالت، (1981 نشان دادند که ‏ممکن است در صنایع مختلف مقیاسهای عملکرد متفاوتی اهمیت داشته باشند. همانگونه که ارزشهای مربوط به فروش، سود عملیاتی، سود قبل از مالیات و سود بعد از مالیات تعیین می شوند، تشخیص اینکه کدام یک از مقیاسهای عملکرد، به نحو مناسبی، عملکرد واقعی را منعکس می کند، مشکل می شود. هیچ ‏کدام از این مقیاسها، به تنهایی به عنوان مقیاس جامع عملکرد ‏شرکت، مفید نیستند. برای مثال، افزایش در ‏فروش، تنها زمانی که منجر به افزایش سود شود، خوشایند خواهد بود. از طرف دیگر، افزایش در سود را ‏باید به همراه سرمایه بکار گرفته شده برای دستیابی به این سودها، در نظر گرفت. (اکسلسون ، 2002)
اگر هدف شرکت کسب سود برای سهامداران باشد. میزان سود، از جمله برترین شاخصهای ‏اندازه گیری عملکرد شرکت ها خواهد بود. هندریکسون از سود به عنوان معیار ارزیابی نام برده و معتقد است، کارایی یک واحد تجاری بر روند پرداخت سود سهام به سهامداران تأثیر می گذارد و سود به عنوان شاخص ارزیابی کارایی مدیران مطرح می شود. ولیکن این معیار، محدودیتهایی را دارد و همانگونه در ادامه تشریح می شود، با تغییر شیوه محاسبه موجودی کالا، استهلاک و ثبت درآمد، براحتی می توان میزان سود شرکت را تغییر داد. بنابراین، مدیران می توانند از سود برای گمراه کردن بازار استفاده کنند.
‏اشخاص و گروههای متفاوتی نسبت به موفقیت واحدهای انتفاعی ذی علاقه می باشند که مهمترین ‏آنها عبارتند از: (ا) صاحبان سرمایه (2) مدیران (3) اعتباردهندگان (4‏) کارکنان (5‏) سازمانهای کارگری ‏(6) دولت و سازمانهای دولتی و عمومی
‏اشخاص و گروههای فوق الذکر، دیدگاههای متفاوتی نسبت به نتایج عملکرد واحدهای انتفاعی ‏دارند و تعریف واحد و یکسانی از عملکرد مورد نظرشان وجود ندارد. مدیران به تجزیه و تحلیل عملیاتی، مدیریت منابع انسانی و سودآوری توجه دارند، در حالیکه، صاحبان سرمایه به سودآوری، درآمد ‏سهام و نشانه های بازار و اعتباردهندگان، به نقدینگی و اهرمهای مالی، توجه خاص دارند. معیارهای مورد ‏نظر هر کدام از افراد ذینفع، ممکن است منطبق با سایر ذینفعان نباشد.(ایجیری، 1374 ‏)
‏بطور کلی، معیارهای عملکرد شرکتها را می توان به دو گروه مالی و غیر مالی تقسیم بندی کرد. شاخصهای سودآوری، قدرت مالی، کارایی و اثربخشی از جمله معیارهای مالی هستند. نسبتهای مالی، از جمله تکنیکهایی است که به عنوان معیار مالی پیشنهاد شده است. در حالی که، معیارهای غیر مالی شامل ‏معیارهای تولیدی،بازاریابی،اداری،کیفیت محصول و معیارهای اجتماعی است.(وستون ،1992)
‏باکیدور ،1997 ، پیشنهاد کرده اند که باید از معیارهای ترکیبی (مالی و غیرمالی) استفاده شود، ولی مشکل بکارگیری این پیشنهاد، تعیین انواع معیارها، تعیین نوع همبستگی بین آنها و نیز تعیین ارزش و ‏وزن هریک از آنها در مجموعه معیارها می باشد.
‏معیارهای اندازه ‏گیری عملکرد بایستی معیارهای بسیار مستحکمی باشند. این معیارها باید دارای شرایط ذیل باشند:
1-فرآیند اندازه گیری باید با حقایق اثبات پذیر شروع شود؛ یعنی، استقرار اندازه گیری بر پایه ‏عواملی از قبیل فرضیات، عقاید، افسانه ها یا حقایق غیر قابل اثبات، باعث افزایش مشاجره می شود.
2-فرآیند اندازه گیری باید آن قدر واضح و روشن باشد که اشخاص ذینفع بتوانند در مورد قواعد اندازه گیری مربوط به تبدیل حقایق به ارقام، بدون ابهام قضاوت کنند.
3-تعداد قواعد توجیه پذیر باید محدود باشد، بدین معنی که اگر مجموعه ای از حقایق مشابه از ‏دو فرآیند اندازه گیری مجاز بگذرد و در نهایت، دو مقیاس بسیار متفاوت بدست آید، در این صورت، ‏نمی تواند ارقام مستحکمی بدست آورد که اشکالی برآنها وارد نباشد. (ایجیری،1374)