دانلود مقاله با موضوع ایجاد مانع در برابر مجرمان و زورمندان و امر به معروف و نهی از منکر

دانلود پایان نامه

«قالَتْ اِنَّی أَعوذَ بِالرَّحمن مِنکَ اِنْ کُنتَ تَقِیّاً» گفت: من از تو به خدای رحمان پناه می برم، اگر تقوا داری (از من دور شو).


3-4-2-3- احکام و مقررات پیشگیرانه
یکی دیگر از تدابیر اسلام برای پیشگیری از جرایم، احکام عبادی و الزامی مربوط به مسائل فردی و اجتماعی است. این احکام علاوه بر سوق دادن انسان به سوی کمال نهایی، نقش مهمی در پیشگیری از وقوع جرایم و انحرافات اجتماعی دارد. این احکام در منابع دینی، در قالب واجبات و محرمات مطرح شده است که رعایت آنها ضروری است و نقض آنها علاوه بر عقوبت اخروی، موجب مجازات دنیوی نیز می شود. برای نمونه، نماز به عنوان یکی از واجبات اسلامی، همواره انسان را به یاد خدا و بازگشت به سوی او متذکر می شود. در صورتی که این تذکر دائمی و مستمر، همراه با کلیه شرایط و آداب آن انجام می شود. علاوه بر اینکه از فحشا و منکرات و هرگونه انحرافات اخلاقی و رفتاری جلوگیری می کند، موجب صعود و عروج انسان به بالاترین درجه کمال نیز می شود. قرآن در این باره می فرماید: «اَقِمِ الصَّلاهَ تَنْهَی عَنِ الْفَحشاءَ وَ الْمُنْکَرِ وَ لِذِکْرُاللَّهِ أَکْبَرُ». نماز به پا دار، که نماز (انسان را) از زشتی ها و گناه باز می دارد و یاد خدا بزرگتر است.
یکی دیگر از احکام الزامی پیشگیرانه، روزه داری است که در واقع، نوعی تمرین تسلط و کنترل بر خواسته ها و تمایلات نفسانی است. انسان در هنگام انجام این تکلیف الهی ملزم است که در ساعات معینی از انجام بسیاری کارهای مباح خودداری کند، برای مثال، در مقابل شدت عطش تشنگی و تمایل شدید گرسنگی مقاومت کند، نیز تن به خواسته تمایلات سرکش جنسی ندهد، تا توسط این تمرین روزانه در جهاد اکبر در مقابل مهمترین عامل ارتکاب جرم و گناه، که هواهای نفسانی و خواسته نامشروع نفس باشد، فایق آید و توانایی مقاومت او افزایش یابد. در نتیجه، طعم ثمره شیرین این مقاومت را، که ملکه تقوا و پرهیزگاری می باشد، با تمام وجود بچشد. قرآن در این زمینه چنین تصریح می کند: «یَا أَیُّهَا الذین آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُم الصِّیامُ کَمَا کُتِبَ عَلَی الَّذینَ مُن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»؛ ای افرادی که ایمان آورده اید، روزه بر شما نوشته شده، همان گونه که بر کسانی که پیش از شما بودند نوشته شد تا پرهیزگار شوید.
یکی دیگر از احکام اجتماعی که نقش مؤثری در پیشگیری از جرایم و انحرافات اجتماعی دارد؛ اصل امر به معروف و نهی از منکر است. بر اساس این اصل، افراد جامعه باید ناظر اعمال و رفتارهای یکدیگر بوده و با تمام توان در ترویج فضایل، ارزش ها و خوبی ها و جلوگیری از وقوع جرایم و هرگونه انحرافات اجتماعی تلاش کنند. قرآن در این باره می فرماید: «وَ الْمؤمِنونَ وَ الْمؤمِناتُ بَعْضُهُمْ أَولِیاءَ بَعضٍ یَأمُرُونَ بِالمَعْرُوفِ وَ یَنْهَونَ عَنِ الْمُنکَرِ» مردان و زنان با ایمان، ولّی (یار و یاور) یکدیگرند، امر به معروف و نهی از منکر می کنند.
3-5- پیشگیری وضعی
در پیشگیری وضعی سعی بر این است که از طریق سلب یا کاهش فرصت ها و موقعیت های ارتکاب جرم و کنترل و مدیریت صحنه آن، وقوع و ظهور جرم ممتنع یا دشوار شود. هدف از آن نیز ایجاد وضعیتی است که در آن مجرم، به رغم تصمیم به ارتکاب عمل مجرمانه، از محقق نمودن قصد خود ناتوان گردد. مثلاً با غیر قابل دسترس کردن آماج و اهداف جرم و اتخاذ تدابیری برای حفاظت از اموال و افراد در معرض حملات احتمالی بزه کاران و ایجاد محدودیت برای استفاده از ابزار تسهیل کننده ارتکاب جرم و ایجاد موانع در برابر عملیات احتمالی مجرمان، وقوع جرم را غیرممکن ساخته و یا کوشش و زحمات و خطرات ارتکاب آن افزایش داده شود. نیز با استفاده از فن آوری روز و نصب دستگاه های مراقبتی نظیر دوربین های مخفی، دزدگیر و … میزان خطر دستگیری یا شناخته شدن مرتکب افزایش یابد و یا دست کم دستاوردها و سودهای حاصله مورد نظر مجرمان کاهش داده شود. همچنین با از بین بردن عواملی که باعث تحریک یا تشویق افراد به ارتکاب جرم می شود، از وقوع جرم پیشگیری به عمل آید. این ایده چیزی جز یک درک و فهم ساده نیست که بنابر آن، افراد برای حفظ خانه خود از دستبرد دیگران بر درب های آن قفل و شب بندهای خوب نصب می کنند. طبق ضرب المثل معروف «مال خود را حفظ کن، همسایه را متهم به دزدی نکن» در واقع، با این روش از پیشگیری، وضعیتی ایجاد می شود که تحقق عمل مجرمانه را دشوار و پرخطر یا ناممکن می سازد؛ از این رو، به این شیوه، «پیشگیری وضعی» گفته می شود.
بنابراین، پیشگیری وضعی، بیشتر با حمایت از اهداف و آماج جرم و نیز بزه دیدگان بالقّوه و اعمال تدابیر فنی، به دنبال پیشگیری از بزه دیدگی افراد یا آماج ها در برابر بزه کاران است. بدون شک، یکی از مؤثرترین عوامل وقوع و شیوع جرم، سهل الوقوع بودن و وجود شرایط مادی مناسب برای ارتکاب آن است. بر هم زدن این شرایط و تبدیل کردن آنها به شرایط پرخطر و صعب الوصول برای مجرمان بالقوّه، نقش مهمی در پیشگیری از وقوع جرم دارد.
در این رویکرد، بزه دیده سنگ بنای پیشگیری را تشکیل می دهد و با اتخاذ اقدامات متعدد و متناسب، سعی در پیشگیری از تجاوز به آن می شود؛ چون در مواردی «بزه دیده» اعم از انسان، حیوان یا ثروت افراد بیشتر در معرض بزه دیدگی قرار می گیرد و مجرمان انگیزه بیشتری پیدا می کنند که آنان را مورد طعمه خویش قرار دهند. دلایل این امر را می توان در عدم حفاظت مناسب از آنان و دسترسی آسان به آنها و جذابیت بالا، سطح شعور پایین و نیز توانایی اندک آنان در دفاع از خود، خلاصه کرد. بنابراین، افراد دارای سطح شعور پایین و نیز کودکان و کهنسالان به لحاظ اینکه توان لازم را برای دفاع از خود ندارند، بیشتر در معرض بزه دیدگی قرار می گیرند. زنان نیز به خاطر جذابیت بالای آنان برای افراد مجرّد و همچنین غلبه عواطف و احساساتشان، طعمه های خوبی برای تجاوز و فریب به شمار می روند. همچنین بیگانگان و مهاجران و افراد بی یار و یاور و ناآشنا با محیط بیش از دیگران مورد طمع مجرمان و زورگویان واقع می شوند. به همین دلیل، برخی معتقدند که با ارائه آموزش های خاص به بزه دیدگان بالقوه و تدابیر فنی و اقداماتی نظیر بیمه، تأسیس خانه سالمندان و … می توان از بزه دیدگی افراد پیشگیری کرد. نتیجه اینکه حفاظت از بزه دیده هدف اصلی پیشگیری کیفری می باشد، برخلاف دو دیدگاه پیشگیری کیفری و اصلاحی، که مجرم محور هرگونه اقدام اصلاحی و کیفری را تشکیل می دهد.
3-5-1- محافظت از آماج جرم
حفاظت از آماج و دشوار کردن دسترسی به سوژه ها از دستبرد تبهکاران و غاصبان زورمند، امری معقول و ضروری است. در دسترس بودن آنها علاوه بر تحریک و ترغیب مضاعف آنان، موجب می شود که بزه کاران بدون مانع و زحمت و احساس خطر به مقاصد شوم خود نایل شوند. برای مثال، در راستای جلوگیری از جرم سرقت، افراد جامعه موظفند اموال خود را در حرز و مکان متناسب با آن مال نگهداری کند. در صورتی که مالک در انجام این وظیفه کوتاهی کند، قانون گذار ضمانت اجرا و نیز مجازات جرم را متفاوت دانسته است؛ زیرا عدم رعایت شرط حرز در واقع، نوعی تقصیر را برای مالک در تحقق عمل سرقت به همراه دارد.
امروزه محافظت از آماج ها در قالب قرار دادن مال در محل مناسب، نصب دزدگیر و دوربین، گماشتن نگهبان در محل های حساس، علامت گذاری اموال و اجناس و امثال آنها محقق می شود.
حتی اگر صاحبان آنها کوتاهی کنند یا قدرت و توانایی لازم را در مقابل باندهای تبهکار نداشته باشند، باید حکومت و افراد خیّر در این زمینه اقدامات مقتضی را انجام دهند و مسئولیت حفظ حقوق و اموال محرومان را به عهده گیرند.
اقدامات دلسوزانه خضر (ع) برای حفاظت از اموال مستمندان و یتیمان نمونه گویای این مورد است. خضر (ع) در هنگام جدایی حضرت موسی (ع) به دلیل اعتراضات مکرر او، این گونه از اسرار کارهای خود پرده برمی دارد: «اَمَّا السَّفینهُ فَکَانتْ لِمَساکینَ یَعّمَلونَ فِی الْبَحْرِ فَأَرَدَتُّ أَنْ أَعِیبَهَا وَ کَانَ وَرَاءهُم مَلِکٌ یَاخُذُ کَلَّ سَفِینَهٍ غَصباً» اما کشتی به گروهی مستمند تعلق داشت که با آن در دریا کار می کردند، من خواستم آن را معیوب کنم؛ زیرا می دانستم در پشت سر آنها پادشاهی ستمگر است که هر کشتی سالمی را از روی غصب می گیرد. خلاصه، معنای آیه این است که این کشتی متعلق به عده ای افراد مستمند بود که به وسیله آن امرار معاش می کردند و بر سر راه آنها حاکم ستمگری بود که کشتی های سالم را غصب می کرد. من کشتی را معیوب کردم تا شاه غاصب و طمّاع، از آن چشم بپوشد. در واقع، این کار به ظاهر زننده که اعتراض حضرت موسی (ع) را برانگیخت، در مسیر حفظ مال گروهی مستمند بود و باید انجام می شد.
همچنین درباره علت تعمیر دیوار می گوید: «وَ أَمَّا الْجِدارُ فَکَانَ لِغُلامَیْنِ یَتِیمَینِ فِی الْمَدینَهِ وَ کَانَ تَحْتَهُ کَنزٌ لَّهُما وَ کَانَ أَبوهُمَا صَالحاً فَأَرَادَ رَبُّکَ أَنْ یَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَ یَسْتَخْرِجَا کَنزَهُمَا رَحْمَهٌ مِن رَّبِّکَ» و اما آن دیوار، از آن دو نوجوان یتیم در آن شهر بود، و زیر آن گنجی متعلق به آنها وجود داشت، و پدرشان مرد صالحی بود. پروردگار تو می خواست آنها به حد بلوغ برسند، و گنجشان را استخراج کنند. این رحمتی از پروردگارت بود. تنها راه حفظ گنج، تعمیر دیوار بود، و گرنه با سقوط آن، گنج هویدا می شد. جالب اینجاست که حضرت خضر در پایان می فرماید: «من تمام این اقدامات پیشگیرانه را خودسرانه انجام ندادم، بلکه طبق فرمان خدا و دستور پروردگارم بود: «وَ مَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِِی».
اهل بیت (ع)، گاهی برخی یاران خالص خود را در حضور دیگران مورد نکوهش و سرزنش قرار می دادند تا مورد سوءظنّ حکومت جبار وقت قرار نگیرند و جانشان سالم بماند. چنان که امام صادق (ع) از زراره انتقاد علنی کرد تا از آزار عبّاسیان در امان باشد، سپس به او پیام داد که برای حفظ جان تو چنین کردم. آن گاه آیه 79 سوره کهف را تلاوت کردند و فرمودند: تو برترین کشتی های این دریای خروشانی و پشت سر تو پادشاه ستمگر غاصبی است که دقیقاً مراقب عبور کشتی های سالمی است که از این اقیانوس هدایت می گذرد تا آنها را غصب کند. رحمت خدا بر تو باد در حال حیات و بعد از ممات.
3-5-2- ایجاد مانع در برابر مجرمان و زورمندان
گاهی حفاظت از آماج جرم منوط به این است که در برابر مجرمان و زورمندان موانعی ایجاد شود تا آنها نتوانند از آن مانع عبور کرده و افراد ضعیف یا اموال آنان را مورد طعمه مجرمانه خود قرار دهند.
نمونه بارز این کار، سدی است که طبق آیات قرآن، ذوالقرنین برای جلوگیری از هجوم اقوام وحشی و غارتگر یأجوج و مأجوج ساخت تا بار دیگر نتوانند افراد ضعیفی را که از ذوالقرنین درخواست ساختن آن سد را کرده بودند، مورد تاخت و تاز مجرمانه خویش قرار دهند. بر اساس روایتی از امیرالمؤمنین (ع) یأجوج و مأجوج افراد ستمگری بودند که هنگام برداشت محصول و میوه ها، هجوم آورده و همه را غارت یا نابود می کردند.
قرآن کریم در آیه 93 سوره کهف می فرماید: «حَتّی إِذا بَلَغَ السَّدَّینِ وَجَدَ مِن دُونِهِما قَوماً لا یَکَادونَ یَفْقَهونَ قَولاً» ذوالقرنین همچنان راه خود را ادامه داد تا به میان دو کوه رسید، و در کنار آن دو کوه قومی را یافت که هیچ سخنی را نمی فهمیدند (زبانشان مخصوص خودشان بود).
در این هنگام، آن جمعیت که از ناحیه دشمنان خونخوار و سرسختی به نام یأجوج و مأجوج به شدت تحت فشار و شکنجه بودند، مقدم ذوالقرنین را که دارای قدرت و امکانات عظیمی بود، غنیمت شمردند و از او خواستند میان آنها و دشمنانشان سدی ایجاد کند: «قَالوُا یَا ذَالقرْنَیْنِ إِنَّ یَأجُوجَ وَ مأجوجَ مُفْسِدونَ فِی الارضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجاً عَلَی أَن تَجْعَلَ بَینَنا وَ بَیْنَهُم سَدّاً» گفتند: ای ذوالقرنین! یأجوج و مأجوج در این سرزمین فساد می کنند، آیا ممکن است ما هزینه ای در اختیار تو قرار دهیم که میان ما و آنها سدی ایجاد کنی؟ ذوالقرنین در پاسخ آنها چنین اظهار داشت: «قَالَ مَا مَکَّنی فِیهِ رَبّی خَیْرٌ فَأَعِینونی بِقُّوهٍ أَجْعَلْ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ رَدماً» مال و ثروت و قدرتی که خداوند به من ارزانی داشته است، از آنچه شما به من می دهید بهتر است. (تنها) مرا با نیروی (خود) یاری کنید، تا میان شما و این دو قوم مفسد، سد نیرومندی ایجاد کنم. سپس چنین دستور داد: «آتَونِی زُبَرَ الْحَدیدَ حَتّی إِذا سَاوَی بَیْنَ الصَّدَفَیْنِ» قطعات بزرگ آهن برای من بیاورید (و آنها را روی هم بچینید) تا وقتی که کاملاً میان دو کوه را پوشانید.
سومین دستور ذوالقرنین این بود: «قَالَ انفُخُوا حَتَّی إِذا جَعَلَهُ نَاراً» به آنها گفت: (در اطراف آن آتش بیفروزید و) در آن بدمید. (آنها دمیدند) تا قطعات آهن را سرخ و گداخته کرد.
سرانجام، آخرین دستور را چنین صادر کرد: «قَالَ آتُونی أُفْرغْ عَلَیهِ قِطراً» گفت: (اکنون) مس ذوب شده برای من بیاورید تا بر روی این سد بریزم.
در پایان کار، این سد به قدری نیرومند و مستحکم شد که آن گروه مفسد، نه قادر بودند از آن بالا بروند، و نه در آن سوراخی ایجاد کنند: «فَمَا اسْطاعوا أَن یَظْهَرُوهُ وَ مَا اسْتَطَاعوا لَهُ نَقباً» و با ایجاد این مانع، آن قوم غارتگر دیگر نتوانستند به وحشی گری های خود ادامه دهند.