دانلود پایان نامه با موضوع عملکرد گندم

دانلود پایان نامه

افزایش یافت. در کشت خالص لوبیا و نوعی ارزن و نسبتهای مختلف مخلوط گیاهان، نتایج نشان داد که مخلوط، از هر کدام از تک کشتیها عملکرد بالاتری داشت. همچنین محتوی پروتئین خام در مخلوط بطور نسبی بالاتر از کشت خالص گراس بوده و با افزایش نسبت گراس کاهش یافت. بنابراین کشت مخلوط گراس – لگوم هم عملکرد علوفه و هم کیفیت علوفه را از طریق افزایش پروتئین خام و قابلیت هضم ماده خشک، بالا میبرد (Mohammad-Abadi et al., 2006).
در کشت مخلوط نسبت به کشت خالص، کیفیت علوفه افزایش خواهد یافت. در همین زمینه گزارشات متعددی وجود دارد که میزان پروتئین، مواد معدنی، مواد خشک قابل هضم و پروتئین خام (Hail et al., 2009)، کربوهیدراتهای قابل حل در آب (Kardage, 2004)، میزان عملکرد (Zhang et al., 2007) و جذب آن توسط دام در کشت مخلوط نسبت به خالص افزایش خواهد یافت (Roberts et al., 2003).
وقتی که علوفه با محلول شوینده خنثی جوشانیده شود، مواد باقی مانده پس از فرآیند استخراج عصاره را الیاف نا محلول در شوینده خنثی (NDF)6 مینامند که شامل لیگنین، سلولز و همی سلولز است و شاخصی برای بیان میزان دیواره سلولی گیاه و نیز عامل مهمی برای تعیین میزان خوردن دام است و بیشتر اختلاف NDFمربوط به جزء همی سلولز میباشد (Johnson et al., 2001). این موضوع نشان میدهد که میزان همی سلولز غلات در مقایسه با لگوم ها بیشتر بوده و در نتیجه قابلیت هضم کمتری دارند. بر اساس نتایج بدست آمده گونههای گیاهی از نظر غلظت مواد معدنی اختلاف معنیداری با یکدیگر دارند (Roberts et al., 1989). Ghanbari and Lee (2003) با اجرای کشت مخلوط باقلا و گندم بیان کردند که کشت مخلوط باعث بهبود کیفیت علوفه از نظر پروتئین خام، الیاف حاصل از شوینده خنثی و اسیدی و کربوهیدراتهای قابل حل در آب گردید. Sleugh et al (2000) در بررسی کشت مخلوط لگوم و گراس نشان دادند که فیبر خام در کشت خالص گراس بیشترین مقدار و در کشت خالص لگوم کمترین مقدار را داشتند. به طوری که با افزایش نسبت بذر لگوم در مخلوط درصد فیبر خام کاهش یافت، زیرا لگوم نسبت به گراس درصد فیبر خام کمتری دارد.
در همین زمینه Kristensen (1992) با مطالعه کشت مخلوط جو و لوبیا معمولی گزارش کرد که کیفیت علوفه در کشت مخلوط بهتر از کشت خالص جو میباشد که دلیل آن را کاهش میزانNDF در کشتهای مخلوط نسبت به کشت خالص جو بیان کرد. هایل و همکاران (2009) نیز گزارش کردند که در کشت مخلوط جو و لگومهای یکساله، کمترین میزان NDF مربوط به کشت خالص نخود بود. این تفاوت در میزان NDF و 7ADF در بین گروههای مختلف گیاهی توسط Ross et al (2004) و Lithourgidis et al (2006) و همچنین در NDF بوسیله Lauriault and Kirksey (2004) گزارش گردیده است.
پروتئین خام ترکیبی از پروتئین حقیقی و ترکیبات نیتروژنه غیر پروتئینی نظیر اسید گلوتامیک، گلوتامین و آمیدها میباشد. پروتئین خام ارزش ماده غذایی را برای تامین پروتئین مورد نیاز دامها نشان میدهد و کیفیت علوفه دقیقا در ارتباط با محتوی پروتئین خام میباشد که خود بستگی به گونه گیاهی، مرحله رسیدگی محصول، میزان کود نیتروژن و محتوی برگ دارد (محسن آبادی، 1385).
افزایش کیفیت علوفه از نظر میزان پروتئین خام در کشتهای مخلوط شبدر – جو (Ross et al., 2004)، گندم – باقلا (Ghanbari Bonjar, 2000)، سورگوم- سویا (Redfearn et al., 1999) و کشت مخلوط ماش – جو (Sengul, 2003) گزارش گردیده است.
نتایج Sleugh et al (2000) در رابطه با عملکرد و کیفیت علوفه مخلوط چند گونه لگوم و گراس با کشت خالص آنها، حاکی از آن است که عملکرد، محتوی پروتئین خام و کل ماده خشک قابل هضم کشت خالص گراسها از مخلوط گراس – لگوم و یا کشت خالص لگوم پایینتر بود.
میزان پروتئین خام بالاتر در کشت مخلوط غلات و لگومها در مقایسه با کشت خالص غلات، توسط محققان زیادی گزارش شده، از جمله کشت مخلوط گراس – لگوم (Kardage, 2004)، ذرت – سویا (بیجندی و رحیمیان، 1378) و ذرت – لوبیا (موحدی دهنوی، 1378) گزارش گردیده است.
ADF در واقع شامل لیگنین خام، سلولز و همچنین مقداری کلسیم میباشد و پایین بودن آن باعث افزایش قابلیت هضم علوفه و در نتیجه افزایش تغذیه دام میگردد (Ghanbari and Lee, 2003).
Hail et al (2009) در بررسی کشت مخلوط جو با لگومهای یکساله نتیجه گرفتند که حداقل میزان ADF کشت خالص نخود و بالاترین میزان آن مربوط به کشت خالص جو تعلق داشت. Ross et al (2004) بیان نمودند که میزان ADF در کشتهای مخلوط کمتر از کشت خالص لگوم میباشد.
عناصر معدنی در علوفه به لحاظ اینکه در متابولیسم حیوان شرکت کرده و برای فعالیت سلولهای بدن لازم میباشند، بسیار حائز اهمیت هستند. عناصر معدنی میتوانند در کیفیت علوفه مؤثر باشند، به علاوه کاهش عناصر معدنی ممکن است در استفاده از علوفه مؤثر بوده و توانایی میکروارگانیسمها را در هضم فیبر و سنتز آنها تضعیف نماید. بر طبق نتایج Ross et al (2005) در بررسی کشت مخلوط یولاف و شبدر برسیم، درصد خاکستر در واقع بیانگر مقدار مواد معدنی موجود در بافتهای گیاهی میباشد. نتایج تحقیقات نشان داده است کمبود عناصر معدنی ممکن است، استفاده از علوفه را تحت تأثیر قرار دهد و توانایی میکروارگانیسمها را برای هضم فیبر و تولید پروتئین کاهش دهد (Hail et al., 2009 ).
در همین راستا Armstrong et al (2008) در بررسی کشت مخلوط جو با لگوم مشاهده نمود که کشت مخلوط باعث کاهش خاکستر دانه نسبت به کشت خالص جو گردید.
افزایش میزان کربوهیدراتهای محلول در آب در یک محصول زراعی به کمیت کودهای نیتروژن مصرف شده در طول دوره رشد گیاه بستگی دارد (Ross et al., 2005)، همچنین میزان کربوهیدرات محلول در آب تحت تأثیر مرحله نموی (Hail et al., 2009) ، نسبت برگ ب
ه ساقه و زمان برداشت در طی روز (Sleugh et al., 2000) قرار می گیرد.
نتایج تحقیقی نشان داده که قابلیت هضم علوفه با درصد برگ در ماده خشک رابطه مثبت و با درصد ساقه رابطه منفی دارد (Sengul, 2003). نتایج بررسی Hail et al (2009) روی کشت مخلوط جو با لگومهای یکساله نشان داد که بالاترین ماده خشک قابل هضم در کشت خالص نخود بدست آمد. در کشت مخلوط ماده خشک قابل هضم نسبت به کشت خالص بیشتر است (Armstrong et al., 2008).

2-8 – ارزیابی کشت مخلوط
نتایج آزمایش هاشمی دزفولی و همکاران (1379) حاکی از آن است که عملکرد کشت مخلوط ذرت و آفتابگردان، بیش از تک کشتی آنها بود. به نحوی که نسبت برابری زمین در کشت مخلوط ذرت با آفتابگردان 22/1 بود. Banik et al (2006) بالاترین نسبت برابری زمین را از کشت مخلوط گندم و نخود برابر 21/1 گزارش نمودند، که این میزان معادل 13 درصد افزایش عملکرد نسبت به کشت خالص دو گیاه بود.
در بررسی که توسط Hamayati et al (2002) در کشت مخلوط دو هیبرید دیررس ذرت، به عمل آمد، نسبت برابری زمین 215/1 بود. در همین زمینه Hikam et al (1992) در بررسی کشت مخلوط ذرت و لوبیا گزارش کردند که هر دو گونه به طور منفی تحت تاثیر کشت مخلوط قرار گرفتند، با وجود این، دو محصول توانستند کاهش عملکرد یکدیگر را جبران کنند و بدین سبب نسبت برابری زمین در تیمارهای کشت مخلوط بیشتر از یک بود که نشان دهنده سودمندی کشت مخلوط میباشد. نتایج تحقیق Mulik et al (1993) حاکی از آن است که در کشت مخلوط آفتابگردان و لوبیا سودانی نسبت برابری زمین به 23/1 افزایش یافت.
نتایج تحقیقات انجام شده حاکی از آن است که اغلب کشت مخلوط نسبت به کشت خالص سودمندی و برتری دارد و میانگین نسبت برابری زمین در کشت مخلوط بیش از یک میباشد، بطوری که افزایش نسبت برابری زمین درکشت مخلوط ذرت – لوبیا (Saban et al., 2007)، آفتابگردان – لوبیا سبز (Mulik et al., 1993) و ذرت – آفتابگردان (توحیدی نژاد و همکاران ،1388؛ هاشمی دزفولی و همکاران، 1379) گزارش گردیده است. Alford et al (2003) نیز در کشت مخلوط ذرت – لگومهای یکساله، Aggennehu et al (2006) در کشت مخلوط جو – لوبیا، Banik et al (2006) در کشت مخلوط گندم – لوبیا چشم بلبلی و Akhter et al (2004) در کشت مخلوط گندم – عدس افزایش نسبت برابری زمین را گزارش کردند. Zhang and Li (2003) بیان کردند که در سیستم کشت مخلوط، کمتر بودن علفهای هرز نسبت به کشت خالص سبب افزایش نسبت برابری زمین گردید.

2-9 -تأثیر کود فسفر زیستی بر عملکرد و کیفیت علوفه
در سطح جهان مطالعات گستردهای در مورد باکتریهای حل کننده فسفات صورت گرفته است. Baqual and Das (2006) بیان کردند که تلقیح با کود زیستی تحت سطوح مختلف شوری تعداد دانه درسنبله و وزن هزار دانه افزایش داد، همچنین ظرفیت پنجه زنی در گیاهانی که با کود زیستی تلقیح شده بودند افزایش یافت. کودهای زیستی بر پایه باکتریها، ثابت شده که کیفیت و عملکرد را در گیاهان زراعی مختلف بهبود میبخشند.
De Freites et al (1997) و Hall et al (1996) در کلزا، Walley and Gemide (1997) در گندم، Negoc Son et al (2001) در سویا و برنج و همچنین Sahin et al (2004) در جو و چغندر قند گزارش کردهاند که تلقیح بذر این گیاهان با باکتری، موجب افزایش معنیدار عملکرد و اجزاء عملکرد و افزایش جذب عناصر مخصوصاً فسفر گردید.
Afzal et al (2005) در تحقیقی روی گندم نتیجه گرفتند که کاربرد باکتریهای حل کننده فسفات و رایزوبیوم به همراه کود شیمیایی فسفر سبب افزایش وزن ساقه و ریشه، محتوای فسفر دانه، عملکرد دانه، ارتفاع بوته، محتوای پروتئین و قند ساقه و ریشه میگردد.
کاربرد باکتریهای حلکنند فسفات، موجب افزایش حلالیت فسفر غیر محلول، افزایش جذب فسفر، افزایش محتوای نیتروژن و پتاسیم در بافتهای گیاهی و افزایش معنیدار عملکرد در جو و نخود گردید. کاربرد میکروارگانیسمهای حل کننده فسفات پروتئین دانه جو را افزایش و الیاف شوینده خنثی علوفه جو را کاهش داد. همچنین کاربرد این باکتریها موجب افزایش محتوای نیتروژن و پتاسیم در پیکره گیاهی جو و نخود گردید (Pal et al., 2001).
Mehrvaez and Chaichi (2008) و Yazdani et al (2009) گزارش دادند که کاربرد میکروارگانیسمهای حل کننده فسفات و ریز جانداران و باکتریهای پیش برنده رشد گیاه، توأم با مقادیر مناسب کود شیمیایی رشد رویشی و تعداد برگهای بالای بلال را بهبود بخشید و سبب افزایش معنیدار عملکرد ذرت گردید. ریز جانداران حل کننده فسفات جذب فسفر توسط ذرت را بالا برده و از طرفی سبب افزایش مقاومت به خشکی در ذرت گردید.
همچنین افزایش رشد ریشه و کل ماده خشک و افزایش عملکرد و اجزای عملکرد گندم (El-Azouni, 2008) در اثر تلقیح باکتریهای حل کننده فسفات گزارش شده است. تلقیح بذر گندم با باکتری موجب افزایش معنیدار عملکرد نسبت به شاهد گردید (Abdel-Magid et al., 1995).
Yazdani et al (2009) بیان داشتند که کاربرد میکروارگانیسمهای حل کننده فسفات و ریزوباکتریهای محرک رشد گیاه به همراه مقادیر مناسبی کود شیمیایی تأثیر معنیداری در عملکرد کمی و کیفی ذرت داشته است. Ehteshami et al (2007) با بررسی اثر ریز جانداران حل کننده فسفات بر ذرت افزایش رشد و جذب فسفر را مشاهده کردند که این امر تحمل گیاه را تحت شرایط تنش کم آبی افزایش میدهد.
ثانی و همکاران (1386) نیز کاربرد ریز و باکتریهای افزاینده رشد گیاه را موجب افزایش وزنتر بوته، افزایش عملکرد علوفه سیلویی، تعداد برگهای بالای بلال و رشد رویشی در گیاه ذرت دانسته اند.
کود زیستی سبب افزایش سطح برگ پرچم، ارتفاع بوته، تعداد پنجه در بوته، تعداد دانه در خوشه، وزن هزار دانه و عملکرد دانه در برنج گردید. افزایش دوام سطح برگ نیز سبب
افزایش فتوسنتز و افزایش تجمع ماده خشک در برنج گردید (Ahmad et al., 2004).
Zahir et al (1998) افزایش وزن خشک بوته ذرت را در اثر کاربرد رایزوباکتریهای محرک رشد گیاه گزارش کردند. همچنین کود زیستی فسفات تأثیر معنیداری بر ارتفاع بوته و عملکرد بیولوژیک رازیانه داشت (درزی و همکاران، 1385). شریفی و حق نیا (1386) بیان کردند که کود بیولوژیک نیتروکسین بر عملکرد و اجزاء عملکرد گندم سبلان موثر است، به طوری که این کود بر عملکرد دانه و کاه، ارتفاع بوته، طول سنبله، تعداد دانه در سنبله و تعداد سنبله در متر مربع اثر مثبت داشت. نتایجReynder and Vlasak (1982) حاکی از آن است که ظرفیت پنجهزنی بالا همراه با ظرفیت جذب مواد غذایی پس از تلقیح با باکتری brasilense Azospirillum در گندم باعث افزایش عملکرد گردید.
Wu et al (2005) در آزمایشی در ذرت گزارش کردند که مصرف کودهای بیولوژیک علاوه بر بهبود وضعیت غذایی گیاه سبب بهبود خصوصیات خاک میشود. نتایج تحقیق توحیدی مقدم و همکاران (1386) روی ذرت، حاکی از آن است که در حضور باکتریهای حل کننده فسفات (سودوموناس پوتیدا وباسیلوس) میزان مصرف کودهای شیمیایی فسفات تا 50 درصد کاهش یافت. احتشامی و همکاران (1386) بیان کردند که تلقیح بذر ذرت با میکوریزا و ریز جانداران حل کننده فسفات اثر مثبتی بر جذب عناصر غذایی و عملکرد دارد. ثانی و همکاران (1386) در یک بررسی روی ذرت گزارش کردند که استفاده از میکوریزا و ریز جانداران حل کننده فسفات سبب کاهش مصرف کود شیمیایی حداقل به میزان 50 درصد گردید. راثی پور و علی اصغر زاده (1386) در تحقیقی روی اثرات متقابل باکتریهای حل کننده فسفات و برادی ریزوبیوم ژاپونیکوم در سویا گزارش کردند، باکتریهای حل کننده فسفات باعث افزایش وزن خشک، درصد نیتروژن، فسفر و پتاسیم در اندام هوایی، وزنتر و خشک گرههای ریشهای شدند.
در بسیاری از مناطق ایران علی رغم فراوانی فسفر، مقدار فسفر محلول و قابل جذب کمتر از مقدار لازم برای رشد بهینه میباشد (درزی و حاج سید هادی، 1381). باکتریهای حل کننده فسفات باعث افزایش حلالیت فسفر غیر محلول خاک و افزایش رشد گیاه تحت شرایط کمبود فسفر قابل دسترس خاک میشوند (Seilsepour et al., 2002) و همچنین نیاز به استفاده از کودهای شیمیایی فسفره را کاهش میدهند (Patten and Glick, 2002).
Mehrvarz and Chaichi (2008) با بررسی اثر میکروارگانیسمهای حل کننده فسفات و کود شیمیایی فسفات روی کیفیت دانه و علوفه جو نشان دادند که حداکثر پروتئین در جو از کاربرد باکتریهای حل کننده فسفات حاصل شد. کودهای زیستی فسفر همچنین بر کیفیت علوفه جو تأثیر داشتند، بطوریکه این تیمارها میزان خاکستر را در سطح قابل قبول افزایش دادند. در نتیجه

پاسخی بگذارید