دانلود پایان نامه دانشگاه علوم پزشکی و رویکردهای یادگیری

دانلود پایان نامه

در مورد رویکردهای یادگیری و در مورد هیجان های تحصیلی پژوهش های زیادی انجام شده است.پژوهشهای زیادی در مورد رابطه رویکردهای یادگیری و پیشرفت تحصیلی انجام شده در اکثر آنها معلوم شده که بین این دو متغیر رابطه وجود دارد. مطالعات زیادی نشان دادهاند که موفقیت تحصیلی در فراگیرانی که از رویکرد عمیق استفاده میکنند، بیشتر است. لذا چنانچه عاملی باعث یادگیری عمیق گردد، میتوان انتظار داشت که موفقیت تحصیلی را افزایش خواهد داد.


باغانی و دهقانینیشابوری(1390) در پژوهش خود یافتهاند که بین پیشرفت تحصیلی و رویکردهای یادگیری مطالعه عمیق و و راهبردی ارتباط مستقیم معنادار و بین پیشرفت تحصیلی و رویکرد مطالعه سطحی ارتباط معکوس معنادار وجود دارد.
در پژوهش هسنور و همکاران (2012) ثابت شده که میزان استفاده دانشجویان از رویکرد عمیق بیشتر از رویکردهای سطحی و راهبردی است. در این پژوهش ثابت شده که بین رویکرد عمیق و پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت معنی داری وجود دارد و بین رویکرد سطحی با پیشرفت تحصیلی رابطه منفی معنی دار و بین رویکرد راهبردی و پیشرفت تحصیلی رابطه معنی داری مشاهده نشده. در بررسی عوامل مؤثر بر رویکردهای یادگیری مشخص شده که استفاده از نقشه مفهومی به عنوان یک مداخله فراشناختی میتواند موجب افزایش یادگیری عمیق و معنادار در دانشجویان شود( نجات و همکاران،1390).
شکری و همکارانش در پژوهشی رابطه سبکهای تفکر و رویکردهای یادگیری با پیشرفت تحصیلی دانشآموزان را بررسی کردهاند و دریافتهاند که دو جنس در متغیرهای پیشرفت تحصیلی، سبکهای تفکر قانونی، قضایی، سلسله مراتبی، درونی، بیرونی و رویکرد سطحی تفاوت معناداری داشتند. همچنین سبک تفکر قانونی ، قضایی، آزاد اندیشی، سلسله مراتبی، بیرونی و رویکرد یادگیری عمیق با پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت معنادار و سبک تفکر اجرایی، جزئی، محافظه کار، الیگارشی و رویکرد یادگیری سطحی با پیشرفت تحصیلی رابطه منفی معنی دار داشتند.از متغیر سبکهای تفکر، پنج سطح و از متغیر رویکردهای یادگیری هر دو سطح در پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانشجویان سهیم بودند. و در یک نتیجه کلی نشاندادند که با توجه به نقش عوامل درون فردی سبک های تفکر و رویکرد های یادگیری در مطالعات مربوط به پیشرفت تحصیلی اهمیت خاصی دارند( شکری و همکاران، 1385).
سیف و خیر در پژوهشی”رابطه باورهای انگیزشی با رویکردهای یادگیری در میان دانشجویان رشته پزشکی و مهندسی” بررسی شده و نشان دادهاند که در دانشجویان پزشکی باور خود کارآمدی رابطه مثبت معنی داری با رویکرد عمیق دارد. قوی ترین پیش بینی کننده رویکرد سطحی در دانشجویان پزشکی اضطراب امتحان است یعنی اضطراب امتحان رابطه مثبت معنی دار با رویکرد سطحی دارد. در حالیکه جهت گیری درونی هدف و خودکار آمدی رابطه منفی با رویکرد سطحی دارند. متغیر خودکارآمدی با قدرت بیشتری از باورهای کنترل رویکرد راهبردی را پیش بینی میکند. و متغیر خودکارآمدی رابطه مثبت معنی دار با رویکرد راهبردی دارد. اما باورهای کنترل رابطه منفی معنی دار با رویکرد یادگیری دارند. در دانشجویان مهندسی هم اضطراب امتحان رابطه مثبت معنی دار با رویکرد سطحی و باور خود کارآمدی رابطه مثبت معنی داری با رویکرد عمیق دارد. در دانشجویان مهندسی رابطه خودکارآمدی و ارزش تکلیف با رویکرد راهبردی مثبت است و باورهای کنترل با این رویکرد رابطه معنی دار منفی دارد. در مجموع نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد که الگوی انگیزشی پیش بینی کننده برای رویکرد های یادگیری، در میان دانشجویان پزشکی و مهندسی از وضعیت یکسانی تبعیت نمیکند(سیف و خیر،1386)
شهرآبادی، رضائیان و حق دوست(1392) در مورد ارتباط بین رویکردهای یادگیری و مطالعه و پیشرفت تحصیلی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان نشان داده که تعداد بیشتری از دانشجویانی که رویکرد عمیق دارند نسبت به تعداد دانشجویان با رویکرد سطحی بیشتر است. بین معدل دانشگاهی و رویکرد یادگیری سطحی رابطه منفی و معکوس معنادار، اما بین رویکرد یادگیری عمقی و معدل دانشگاهی رابطه مثبت و مستقیم معنادار وجود دارد. رابطه معناداری بین رویکردهای مطالعه و رشته تحصیلی مشاهده نشده و پسران اندکی بیش از دختران گرایش به رویکرد عمقی دارند.
سیف و فتح آبادی (1387) در پژوهش خود با عنوان ” رویکردهای مطالعه و رابطه آن با پیشرفت تحصیلی، جنسیت و مدت تحصیل در دانشگاه” بین نمره رویکرد عمقی مطالعه با پیشرفت تحصیلی همبستگی مثبت و بین رویکرد سطحی مطالعه با پیشرفت تحصیلی همبستگی منفی معنا داری وجود دارد. و بین نمرات رویکرد عمیق دانشجویان ترم های مختلف تفاوت معناداری دیده میشود. بر این اساس نمره رویکرد عمقی دانشجویان ترم دوم از دانشجویان ترم های چهارم و ششم بالاتر است. وقتی از میانگین نمرات عمقی و سطحی به عنوان نقطه برش برای تقسیم دانشجویان به دو دسته عمقی و سطحی استفاده میشود، رابطه معناداری بین جنسیت دانشجویان و رویکرد مطالعه دیده نمیشود.
شکورنیا و همکاران (1391) هم در پژوهش خود نشان دادهاند که بین رویکرد مطالعه عمیق با پیشرفت تحصیلی همبستگی مثبت و بین رویکرد مطالعه سطحی با پیشرفت تحصیلی همبستگی منفی معنادار وجود دارد. و بیشترین رابطه بین رویکردهای مطالعه عمیق و راهبردی و کمترین رابطه بین رویکردهای مطالعه سطحی و عمقی وجود دارد. همچنین این گروه نشان دادند که دانشجویان پسر بیشتر از رویکرد عمیق مطالعه و دانشجویان دختر بیشتر از رویکردها سطحی و راهبردی مطالعه استفاده میکنند. و این نتایج توسط مطالعات دیگر هم به تأیید رسیده است.
در مطالعات رابطه رویکردهای مطالعه و جنسیت توسط اسمیت و میلر(2005) ، مک کری و کوستا(1987)، اسپت(1990) و مورفی(1982) به نقل از سیف و فتح آبادی (1387) نشان داده شده که دانشجویان دختر نسبت به دانشجویان پسر در رویکرد مطالعه راهبردی بالاترند.
در مطالعات متعددی رابطه رویکردهای مطالعه به عنوان نقش واسطه با پیشرفت تحصیلی بررسی شده، ازجمله در پژوهش بنی اسد و پورشافعی(1391) با عنوان” نقش انگیزش و خودکارآمدی تحصیلی و رویکردهای مطالعه در پیشرفت راضی دانش آموزان” ثابت شده که خودکارآمدی تحصیلی و پس از آن انگیزش درونی بالاترین نقش را در پیشرفت ریاضی داشته اند، به علاوه مقدار جالب توجهی از اثر خودکارآمدی و انگیزش درونی بر پیشرفت تحصیلی ریاضی با واسطه رویکردها به ویژه رویکرد عمیق میشود. بیشترین تأثیر غیر مستقیم بر پیشرفت ریاضی مربوط به خودکارآمدی است وخودکارآمدی از بین رویکردهای یادگیری بیشترین اثر بر رویکرد عمیق را دارد. و انگیزش تحصیلی بیرونی و رویکرد سطحی به طور منفی و معنادار پیشرفت ریاضی را پیش بینی میکند.
عوامل درون فردی صفات شخصیت روی رویکردهای یادگیری و پیشرفت تحصیلی مؤثر هستند. صفات شخصیتی پذیرش، وظیفه شناسی، وسازگاری، بر رویکرد یادگیری عمیق، اثر مثبت ومعنادار دارد و بر رویکرد یادگیری سطحی اثر منفی معنادار دارد. پذیرش، وظیفه شناسی و سازگاری از طریق رویکرد عمیق به طور غیر مستقیم بر پیشرفت تحصیلی تأثیر مثبت معنادار و پذیرش و وظیفه شناسی از طریق رویکرد سطحی به طور غیر مستقیم بر پیشرفت تحصیلی تاثیر منفی معنادار دارد(شکری و همکاران،1385).
هیجان‏های تحصیلی به میزان قابل توجهی به انگیزه دانشآموز، راهبردهای یادگیری منابع شناختی، خود تنظیمی، پیشرفت تحصیلی به شخصیت و پایه تحصیلی دانشآموز مرتبط است.( پکران و همکاران، 2002) پژوهش نیکدل، و همکاران(1392) با عنوان ” رابطه خودپنداره تحصیلی، هیجان های تحصیلی مثبت و منفی با یادگیری خودگردان” نشان داد رابطه خودپنداره تحصیلی و هیجان های مثبت مربوط به کلاس با خودگردانی یادگیری مثبت معنادار و با هیجان های منفی و خودگردانی یادگیری منفی و معنادار است. متغیرهای خستگی، امیدواری، لذت و اضطراب با یادگیری خودگردان رابطه داشت و در تعامل با هم 55 درصد از تغییرات یادگیری خودگردان را تبیین میکرد. اما خودپنداره تحصیلی قادر به پیش بینی یادگیری خودگردان نبود.
در بررسی ارتباط مکانیسمهای شناختی- انگیزشی با هیجانهای تحصیلی نتایج مهمی به دست آمده. مشخص شده هیجانهای لذت و امیدواری رابطه مثبت با علاقه به مطالعه، تلاش، پرداختن به جزئیات، تکرار و خود تنظیمی ورابطه منفی با تفکر نامرتبط با تکلیف و تنظیم بیرونی دارند. هیجانهای خشم و اضطراب رابطه منفی با علاقه به مطالعه، تلاش، پرداختن به جزئیات، خود تنظیمی و رابطه مثبت با تکرار، تفکر نامربوط و تنظیم بیرونی دارند. هیجان خستگی ارتباط منفی با علاقه به مطالعه، تلاش، پرداختن به جزئیات، تکرار و خودتنظیمی دارد اما با تفکر نامربوط به تکلیف و تنظیم بیرونی دارای ارتباط مثبت است(پکران و همکاران، 2002).
فصل سوم
روش شناسی تحقیق
3 – روششناسی پژوهش
3-1- روش پژوهش
با توجه به اینکه هدف این پژوهش کشف رابطه بین رویکردهای مطالعه و هیجانهای تحصیلی مربوط به یادگیری در دانشآموزان است، این پژوهش از نوع همبستگی می باشد. تحقیقات همبستگی شامل کلیه تحقیقاتی استکه در آنها سعی میشود در رابطه بین متغیرهای مختلف با استفاده از ضریب همبستگی کشف یا تبیین شود. هدف روش تحقیق همبستگی مطالعه حدود تغییرات یک یا چند متغیر با حدود تغییرات یک یا چند متغیر دیگر است.
طرح بنیانی و اساسی تحقیق همبستگی بسیار ساده است. در این روش، محقق به جمعآوری نمرههای دو یا چند متغیر برای آزمودنیهای یکسان میپردازد و سپس ضریب همبستگی را محاسبه میکند. در تحقیق همبستگی، اطلاعات لازم را میتوان با استفاده از روشهای مختلف جمعآوری کرد. این روشها عبارتند از: آزمونهای میزان شده، پرسشنامهها یا مصاحبهها، آزمون پیشرفت تحصیلی، و روشهای مشاهده. تنها نکتهای که لازم است در جمعآوری اطلاعات به آن توجه کرد، این است که دادهها باید به صورت کمی باشند یا امکان تبدیل آنها به اندازههای کمی میسر باشد( دلاور، 1388، ص199-200).
3-2- جامعه آماری
به طور معمول در هر پژوهش یک جامعه آماری مورد مطالعه قرار میگیرد.” جامعه عبارت است از همه اعضای واقعی یا فرضی که علاقمند هستیم یافتههای پژوهشی را به آنان تعمیم دهیم” ( دلاور، 1388،ص12) جامعه آماری در این پژوهش در برگیرنده تمامی دانشآموزان مقطع متوسطه شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 93- 1392 که در رشته های عمومی، ریاضی فیزیک، علوم تجربی وعلوم انسانی به تحصیل اشتغال دارند. حجم جامعه مورد نظر برابر 561/32 نفر میباشد. شرح جمعیت اعضاء جامعه آماری در جدول شماره 3-1 به تفکیک رشته تحصیلی و جنسیت آمده است:
جدول شماره 3-1 : حجم جامعه آماری به تفکیک رشته و جنسیت
رشته تحصیلی
دختر
پسر
جمع