دانلود پایان نامه رویکردهای یادگیری و هیجان های تحصیلی

دانلود پایان نامه

رویکرد مطالعه عمیق: در رویکرد عمیق، یادگیرنده بر فهم و مرتبط ساختن اندیشه های موجود در مطلب یا تکلیف یادگیری متمرکز می گرددو شیوه اصلی او در مطالعه، منسجم سازی و وحدت بخشی مفاهیم و اصول یادگرفته شده در یک نظام مفهومی گستردهتر است (سیف و خیر، 1386).
رویکرد مطالعه سطحی: دانشآموزانی که رویکرد سطحی دارند، یادگیری طوطیوار دارند و هدف آنها حفظ کردن مطالب برای بازپدیدآوری مطالب در امتحان و گرفتن نمره قبولی است نه برای درک و فهم آنها (اسکولر، به نقل از سیف، 1388).


رویکرد مطالعه راهبردی: در رویکرد راهبردی، یادگیرنده با به کار گیری راهبردهای سازمان دهی مطالعه و مدیریت زمان، تلاش میکند تا به کسب موفقیت و کسب بالاترین نمرات نایل آید(سیف و فتحآبادی،1387).
1-7-2- تعاریف عملیاتی
هیجانهای تحصیلی: در این پژوهش هیجانهای تحصیلی مربوط به یادگیری مورد نظر است که از طریق پرسشنامه هیجانهای تحصیلی پکران (AEQ) مورد سنجش قرار میگیرند.
رویکردهای مطالعه:در بسیاری از متون روانشناسی تربیتی رویکرد یادگیری و رویکرد مطالعه به صورت مترادف به کار برده شدهاند. و در این پژوهش هم منظور ازرویکردهای مطالعه، همان رویکردهای یادگیری است که از طریق پرسشنامه رویکردهای مطالعه (ASI) مورد سنجش قرار میگیرند.
فصل دوم

ادبیات پژوهش
2- ادبیات پژوهش
2-1- مبانی نظری
در این فصل تازهترین نظریهها وتعاریف ارائه شده همرا با تمامی جوانب موضوع به تفاصیل بیان میشود و به دنبال آن یافتهها و متدولوژی پژوهشها و مطالعات تجربی انجام شده مرتبط با موضوع و هدف کلی این پژوهش بیان خواهد شد.
2-1-1- رویکردهای مطالعه
رویکرد یادگیری یا رویکرد مطالعهبه چگونگی برخورد یادگیرندگان با مطالبی که میخواهند یاد بگیرند اشاره میکند.( سیف، 1388،ص 271).منظور از چگونگی برخورد با مطالب، فعالیتهای ذهنی است که فراگیران در هنگام مطالعه به کار میبرند تا بتوانند به طور مؤثرتری در دریافت، سازماندهی، یا به خاطر سپاری اطلاعات از آنها استفاده کنند( نجات و همکاران،1390). هر چند که در بعضی متون روانشناسی پرورشی چگونگی برخورد یادگیرندگان با مطالب را سبک های یادگیری نامیدهاند، اما اکثریت روانشناسان پرورشی و متخصصان یادگیری (ازجمله بیگز، 1985) به آن رویکرد یادگیری گفتهاند، و به جای اصطلاح سبکهای یادگیری از اصطلاح رویکردهای یادگیریاستفاده کردهاند. علاوه بر این در بسیاری از کتب روانشناسی تربیتی و مقالات علمی به جای رویکرد یادگیری از اصطلاح رویکرد مطالعه هم استفاده شده است. ( سیف، 1388، ص271)
مارتن و سالجو مطرح کردند که دانشجویان و دانش آموزان هنگام مطالعه یا در برخورد با مطالبی که میخواهندیاد بگیرند سه رویکرد را بکار میبرند: رویکرد سطحی، رویکرد عمیق و رویکرد راهبردی.
2-1-1-1- رویکرد سطحی
دانشآموزانی که رویکرد سطحی دارند، یادگیری طوطیوار دارند و هدف آنها حفظ کردن مطالب برای بازپدیدآوری مطالب در امتحان و گرفتن نمره قبولی است نه برای درک و فهم آنها (اسکولر، به نقل از سیف،1388). دانشجویانی که رویکرد سطحی دارند، متن مورد مطالعه را به عنوان واحدهای جدا از هم اطلاعات در نظر میگیرند که برای پاسخ دادن به سؤالات احتمالی باید به خاطر سپرده شوند(سیف و فتحالهی، 1388). دانش آموزانی که رویکرد سطحی دارند، تمرکز یادگیری آنها بر یادگیری کلیشهای و حفظ کردن متنی است که به آنها داده شده است و میخواهند آن را بازگو کنند(نازیه هسنور، و همکاران ، به نقل از انتویستل ، 2013). در رویکرد سطحی یادگیرنده در پی به خاطر سپردن و بازآفرینی حقایق موجود است بیآنکه بر انسجام حقایق و آفرینش یا کشف روابط جدید بین مفاهیم یاد گرفته شده تمرکزی داشته باشد و دوره آموزشی به صورت بخشهای نامرتبط اطلاعات که منجر به فرایندهای بسیار محدود میشود، دیده میشود. این رویکرد در مقایسه با رویکرد عمیق کمتر جنبهی زایشی و پویا دارد.
2-1-1-2- رویکرد عمیق
در رویکرد عمیق، یادگیرنده بر فهم مطالب و مرتبط ساختن اندیشه های موجود در مطلب یا تکلیف یادگیری متمرکز می گرددو شیوه اصلی او در مطالعه، منسجم سازی و وحدت بخشی مفاهیم و اصول یادگرفته شده در یک نظام مفهومی گستردهتر است (سیف و خیر، 1386). فراگیرانی که رویکرد عمیق دارند، نه تنها بین مطالبی که میخوانند ارتباط برقرار میکنند بلکه بین مطالب جدید و مطالبی که قبلاً یاد گرفتهاند، و نیز بین این مطالب و تجربههای شخصی در زندگی روزمره هم ارتباط برقرار میکنند.
2-1-1-3- رویکرد راهبردی
در رویکرد راهبردی، یادگیرنده با به کار گیری راهبردهای سازمان دهی مطالعه و مدیریت زمان، تلاش میکند تا به کسب موفقیت و کسب بالاترین نمرات نایل آید. ویژگی این رویکرد، تمرکز بر استفاده از راهبردهایی است که یادگیرنده را در حصول پیشرفت و موفقیت هدایت میکند. بنابراین چنین یادگیرندهای در صورتی که فهم عمیق مطلب و مرتبط ساختن و منسجم کردن اندیشهها و حقایق را مانعی در راه حصول پاداش بیرونی بداند و احساس کند که از لحاظ منابع زمانی در تنگنا است، امکان دارد که از فهم عمیق مطلب صرف نظر کند(سیف و خیر، 1386) .
2-1-1-4- انگیزه و راهبرد در رویکرد یادگیری
هر رویکرد از دو عنصر انگیزه و راهبرد تشکیل شده است. انگیزه نشان دهنده این است که چرا دانشآموز تصمیم میگیرد مطالب را یاد بگیرد، در حالی که راهبرد توصیف میکند که دانشآموز یادگیری خود را چگونه هدایت کند( زانک و استرانبرگ، 2000). رویکردهای مطالعه دانشآموزان تابعی از انگیزه و راهبرد هستند. رویکردهای یادگیری، نشان دهنده انگیزشها و راهبردهای متناظر با آنها هستند که فرد برای برآوردن تقاضاهای مطالعاتی خود، از آنها استفاده میکند. ترکیب های مختلف انگیزش و راهبرد، انواع مختلف یادگیرندگان با رویکردهای مطالعه مختلف را ایجاد می کند (باتل، کولینز و مکینز، 1997).
بر این اساس فراگیرانی که رویکرد مطالعه عمیق دارند، برای انجام تکلیف انگیزه درونی دارند که از علاقه آنها نسبت به مطالب ناشی میشود. و راهبرد مورد مطالعه آنها ویژه تکلیف و ارتباط برقرار کردن بین ایدههای بدیع است و هدف آنها جستجو و فهم مطالبی است که باید آموخته شود(سیف و فتحآبادی،1388). در مقابل رویکرد سطحی به تولید مجدد مطالب به کمک راهبرد یادگیری طوطیوار اشاره دارد و انکیزه اصلی در این رویکرد، ترس از شکست است. رویکرد راهبردی با انگیزه پیشرفت(شکری و همکاران،1385) وراهبردهای سازمان دهی مطالعه و مدیریت زمان همراه است.
2-1-2- هیجان های تحصیلی
2-1-2-1-تعریف هیجان