قانون استخدام کشوری و آیین دادرسی مدنی

دانلود پایان نامه

به موجب ماده 574 قانون تجارت، هرگاه دادخواست قبول شد حکم صادر شده در دفتر مخصوصی که در دادگاه محل اقامت تاجر برای این کار وجود دارد ثبت خواهد شد و اگر محل اقامت تاجر در حوزه دادگاهی که حکم می دهد نباشد، در ستون ملاحظات دفتر ثبت اسامی ورشکستگان که در دایره ثبت اسناد محل موجود است مقابل اسم تاجر ورشکسته با مرکب قرمز به حکم مزبوره اشاره می شود.
و پس از آن تاجر اهلیت خود را برای تصرف در اموال و حقوق مالی خود به دست می آورد و می تواند به دنیای تجارت باز گردد.
بند دوم: محکوم له بودن ورشکسته
در بند قبل متذکر شدیم که دادخواست ورشکستگی مطابق مقررات آیین دادرسی مدنی مورد رسیدگی قرار می گیرد. ممکن است دادخواست ورشکستگی به طور صحیح نبوده و به اشتباه و یا عمداً جهت تخریب و یا ارعاب تاجر تقدیم شده باشد که در این صورت نیز طولانی شدن جریان رسیدگی موجب لکه دار شدن حیثیت و از بین رفتن اعتبار تاجر می گردد.به همین خاطر دادگاه دادخواست ورشکستگی را خارج از نوبت و بصورت فوری مورد رسیدگی قرار می دهد.
چنانچه دادگاه پس از بررسی دادخواست و دلایل موجود به این نتیجه برسد که شخص تاجر ورشکسته نمی باشد و در دعوی محکوم له اعلام گردد، در صورتی که به اعتبار تجاری تاجر لطمه وارد شده باشد دادگاه اجباراً حکم به اعاده اعتبار خواهد داد.و مطابق قانون تشریفات اعاده اعتبار انجام می شود و تاجر اهلیت لازم را برای تصرف در اموال و حقوق مالی خود همچنین انعقاد معاملات جدید در عالم تجارت به دست می آورد.
فصل سوم: انتقال دعوی به قائم مقام متوفی
مبحث اول : مفهوم وراث و طبقات ارث
گفتار اول: مفهوم ارث
بند اول : مفهوم لغوی
ارث (بکسر همزه) : در لغت آنچه از مال مرده که برای بازماندگانش بماند آمده است.
وراث : جمع وارث – میراث خواران، کسی که به او ارث می رسد، آنکه از کسی ارث می برد، میراث گیرنده.
بند دوم : مفهوم اصطلاحی
در فرهنگنامه حقوقی ارث؛ به معنای دارائی متوفی بعد از کسر واجبات مالی و دیون و ثلث را ارث گویند و مالیات بر ارث به آن تعلق می گیرد یعنی مبلغ حاصل از جمع واجبات مالی و دیون و ثلث باید از دارایی مثبت میت خارج شود باقیمانده متعلق مالیات بر ارث است زیرا عنوان ارث فقط بر همان باقیمانده صدق می کند.
در ادبیات حقوقی نیز وراث کسی است که از دیگری مالی به ارث می برد، خواه شخص حقیقی باشد، خواه شخص حقوقی مانند دولت . (ماده 866 قانون مدنی)
وراث در قانون استخدام کشوری سال 1345 عبارت است از فرزندان و زوجه دائمی و زوج و مادر و پدری که در کفالت متوفی بوده و نوادگانی که پدر و مادرشان فوت شده و در کفالت متوفی می باشند با شرایط مذکور در ماده 86 قانون مذکور.
برخی حقوقدانان از نظر حقوقی معتقدند واژه ارث در قانون مدنی به چند معنی به کار رفته که به هم نزدیک است:
1) گاه به معنای مال یا حقی است که پس از مرگ شخص به بازماندگان او می رسد. به عنوان مثال، در دو ماده ی 862 و 863 واژه ی «ارث» در عبارت قانون متناسب با این معنی است؛ زیرا، در ماده 862 می خوانیم : «اشخاصی که به موجب نسبت ارث می برند سه طبقه اند …» یا در ماده 863 آمده است: «وارثین طبقه بعد وقتی ارث می برند که از وارثین طبقه ی قبل کسی نباشد». پس در این معنی واژه ی ارث مرادف با میراث است؛ چنان که فقیهان نیز کتاب ارث را «میراث» و «مواریث» نیز نامیده اند.
واژه ی «فرضیه» به معنی سهمی که به وارثان می رسد، با این مفهوم ارث پیوند نزدیک دارد؛ به همین جهت در فقه هم «کتاب فرائض» مرادف با کتاب مواریث است.
2) گاه دیگر به معنی استحقاق بازماندگان شخص بر دارایی او است : برای مثال، در ماده 861 قانون مدنی می خوانیم : «موجب ارث دو امر است: نسبت و سبب» و می توان عبارت قانون را چنین تعبیر کرد که، آنچه سبب استحقاق وارثان می شود، نسب و سبب است. همچنین مفهوم ارث در عبارت ماده 867 ق.م که اعلام می کند: «ارث به موت حقیقی یا به موت فرضی مورث تحقق پیدا می کند». با این تعبیر متناسب است.
بنا به نظر برخی دیگر از حقوقدانان ارث در لغت به معنی ترکه و مالی است که از متوفی باقی می ماند و در اصطلاح عبارت از انتقال قهری دارایی متوفی به ورثه ی او می باشد. چه اینکه انتقال ترکه بدون اراده ی متوفی و ورثه صورت می گیرد و بدین جهت آن را انتقال قهری دانسته اند.
اما برخی استادان معترض آن گردیده و گفته اند: «واژه ی ارث در دو ماده 861 و 867 قانون مدنی قابل تعبیر به (انتقال قهری ترکه) نیز هست، ولی (انتقال قهری) با مفاد دو ماده 863 و 864 ق.م و معنی لغوی ارث (بقاء) سازگار به نظر نمی رسد و از نظر تاریخی نیز این تعریف پایه ی روشنی در فقه امامیه ندارد و با مفهومی که فرانسویان و رومیان ارائه کرده اند نزدیک است.»
اختلاف نویسندگان درباره ی تعریف ارث ناشی از تعبیرهای گوناگون فقیهان است. ولی، باید از بحث های نظری و ادبی گذشت، زیاد از لحاظ عملی اثر مهمی ندارد و همین اندازه که مفهوم روشنی از ارث را القاء کند، کافی است.
بنابراین اجمالاً ملاحظه شد که ارث به معنی انتقال قهری ترکه نیست ولی با آن همراه و ملازم است.
گفتار دوم : طبقات ارث