مالکیت اتومبیل و رابطه ی حقوقی

دانلود پایان نامه

زیرا اگر انتقال گیرنده با فرض آگاهی به وجود دعوا، به عمد در دادرسی شرکت نکند، به دلیل این سکوت نباید او را قائم مقام انتقال دهنده شمرد. ولی اگر در دادرسی دخالت کند و دنباله دعوا با شرکت او جریان یابد، نسبت به اعمال گذشته جانشین انتقال دهنده است1پس از آن ج خواهان دعوی شناخته می شود و تمامی حقوق و تکالیف خواهان سابق (الف) را داراست. یعنی همه روابطی که خواهان باخوانده داشته، او هم دارد. از جمله این حقوق و تکالیف می توان به موارد ذیل اشاره کرد:


1) وفق ماده 98 ق.آ.د.م خواهان اختیار کاهش خواستار را در تمام مراحل دادرسی دارد اما افزایش خواسته، تغییر درخواست یا نحوه ی دعوا در صورتی ممکن است که با دعوای طرح شده مربوط بوده و منشاء واحدی داشته باشد و تا پایان اولین جلسه آن را به دادگاه اعلام کند.
2) استرداد داخواست که طبق م 107 ق مذکور این اختیار به خواهان داده شده است.
3) اعمال ایراداتی که به موجب م 84 ق.ج از جمله دفاعیات خوانده شمرده شده و معمولاً خوانده به طرح آن اقدام می کند و ایراد رد دادرس که به صراحت ماده 91 همان قانون از سوی خواهان قابل طرح می باشد.
4) تعرض به اصالت سند خوانده
و در مقابل آقای الف همچنان خوانده دعوی باقی می ماند و در مقابل خواهان جدید یعنی ج حقوق خود را اعمال می کند از جمله این حقوق این موارد زیر می‏توان اشاره کرد:
1) ایراداتی که در ماده 84 ق.آ.د.م پیش بینی شده است
2) طرح دعوای متقابل که خوانده می تواند در مقابل ادعای خواهان اقامه‏ی دعوا نماید چنین دعوایی تحت شرایطی که در ماده 141 ق.ج پیش بینی شده است دعوای متقابل نامیده می شود 1
3) همچنین در صورت تمایل، خوانده می تواند تقاضای جلب شخص ثالث را از دادگاه بنماید.
و از جمله تکالیف آنها می توان به دو مورد اشاره کرد. یکی تکلیف اصحاب دعوا به ارائه اصول مستندات خود در جلسه دادرسی می باشد. طبق م 96 خواهان باید اصل اسنادی که رونوشت آنها را ضمیمه دادخواست کرده در جلسه دادرسی حاضر نماید و خوانده نیز باید اصل و رونوشت اسنادی را که می خواهد به آنها استناد نماید در جلسه دادرسی حاضر نماید. که رونوشت اسناد خوانده باید به تعداد خواهان ها به علاوه یک نسخه باشد.
4)دیگری، اعلام وجود دعوای مرتبط، به موجب ماده 103 ق.ج اگر دعاوی دیگری که ارتباط کامل با دعوای طرح شده دارند در همان دادگاه مطرح باشد، دادگاه به تمامی آن ها یک جا رسیدگی می نماید و چنانچه در چند شعبه مطرح شده باشد، در یکی از شعب، با تعیین رئیس شعبه اول یک جا رسیدگی خواهد شد. به هر حال پس از صدور حکم نیز اگر رای به نفع منتقل الیه صادر شود ، وی از آثار آن برخوردار شده و اگر رای به ضرر وی نیز صادر گردد ملزم به تمکین رای صادره پس از قطعیت است. البته حق شکایت از آراء نیز مطابق قواعد آیین دادرسی برای منتقل الیه باقی است . اهمیتی هم ندارد که منتقل الیه خوانده باشد یا خواهان.
بند دوم: رابطه منتقل الیه با انتقال دهنده
در خصوص این دعوی رابطه ای بین طرفین نیست اما از جهت دیگر امکان ایجاد رابطه بین طرفین وجود دارد که ذیلاً به شرح آن پرداخته می شود.
رابطه‏ایی که در این مورد متصور است به آگاهی یا عدم آگاهی منتقل الیه مربوط می‏شود. اگر منتقل الیه در این مثال از اقامه دعوی آگاه نباشد ممکن است متضرر شود و به علت اینکه به طور ناخواسته خواهان دعوی قرار گرفته و وارد دعوای دو نفر دیگر شده ناراضی باشد. چه اینکه اگر از دعوای موجود بین الف و ب آگاهی داشت اقدام به این معامله نمی کرد. زیرا عرفاً هدف اشخاص از معاملاتی که انجام می دهند این است که می خواهند بدون دردسر مالک جدید مال خریداری شده به حساب بیایند ، در حالیکه در این مثال مالکیت اتومبیل به ج رسیده است لکن خود اتومبیل در تصرف الف خوانده دعوی است و اگر ج از ابتدا این موضوع را می‏دانست امکان داشت معامله مذکور را انجام نمی داد و یا با پرداخت قیمت کمتری حاضر به انجام این معامله می شد.
اما اگر با علم به دعوی مطروحه و عدم دسترسی به اتومبیل معامله مذکور را انجام داده باشد، بنا به قاعده اقدام نمی تواند ادعایی داشته باشد، زیرا آقای ج آگاهانه و با رضایت به شرایط خاص این مال حاضر به اقدام این معامله شده است.
که در صورت عدم آگاهی منتقل الیه (آقای ج) وی می تواند به استناد مواد قانونی خیار تدلیس و خیار غبن تقاضای فسخ معامله را داشته باشد.
بند سوم: رابطه انتقال دهنده با طرف دعوی
همان طور که گفته شده با انتقال مورد دعوی ، مالکیت آن به دیگری منتقل شده و منتقل الیه جایگزین انتقال دهنده می گردد. در این صورت و با وقوع این انتقال مالکیت ، دیگر هیچ رابطه ی حقوقی و قضایی بین انتقال دهنده و طرف دعوی وجود ندارد و لذا انتقال دهنده و طرف دعوی هیچ حق و تکلیفی در مقابل یکدیگر ندارد
سوالی که در این قسمت مطرح می شود این است که؛ اگر قرار باشد خسارات و هزینه های دادرسی تعلق بگیرد این هزینه ها را هر کدام از طرفین اصلی باید بپردازد یا قائم مقامشان؟؟
همانطور که گفتیم با انتقال مالکیت اتومبیل دیگر رابطه ای بین طرفین اصلی و ابتدایی دعوا وجود ندارد، چه اینکه با این انتقال مالک جدید به عنوان قائم مقام ادامه دعوی را پیگیری می کند در نتیجه هر هزینه و خسارتی که باید پرداخته شود توسط قائم مقامان پرداخته می شود.
که در اینجا نیز بحث آگاهی و عدم آگاهی قائم مقامان مطرح می شود، به علت اینکه اگر منتقل الیه از وجود دعوی آگاه باشد پرداخت هزینه ها را هم پذیرفته است اما اگر آگاه نباشد. پس از پرداخت هزینه ها حق رجوع به انتقال دهنده را دارد.
گفتار دوم: تأثیر انتقال منافع دعوی
در این گفتار نیز با بیان مثالی مطالب مورد نظر را شرح می دهیم.
بند اول: رابطه منتقل الیه با طرف دعوی