سامانه پژوهشی – مطالعه حافظه جمعی قوم بلوچ در جنوب استان کرمان- قسمت ۱۱

دانلود تحقیق و پایان نامه ارشد

به گفته سردار (الف) : « ما تعصب داریم ونمی توانیم اجازه دهیم دخترانمان از ما دور شوند وسردار می گفت من همین الان هم به دختران اجازه نمی دهم که از دیپلم بیشتر درس بخوانند واین خوبی خصلت ما است ». البته دلایل ضعیف تری را هم می توان پیدا کرد مثلاً از صحبت های تعدادی از سرداران بلوچ این چنین برمی آید که «به دلیل اینکه درآن زمان مسئله کشف حجاب بوده وبلوچ هم این مسئله را برنمی تافت برای جلوگیری از کشف حجاب دختران، اجازه تحصیل نمی دانند». ولی به طور کلی آنچه که مشخص است تحصیلی ومدرسه قبل از انقلاب به ندرت بود ودرمیان اقشار خاصی بوده است . بعد از انقلاب هم به ندرت دختران تحصیل می کردند. نهایتاً چون مدرسه نبود تا ابتدایی درس می خواندند.
می توان گفت که تعصب یک خصلت سنتی و قبیله ای در قوم بلوچ است، که از گذشته تا به امروز باقی مانده است، این خصیصه بر همه ی ابعاد زندگی مردم تأثیر گذار بوده است، بحث تحصیل و آموزش هم از این قاعده مستثنی نبوده است، بسیاری اجازه نمی دادند که دخترانش از خودشان دور شوند، زیرا در صورت فضای مناسب از لحاظ امنیتی و اخلاقی هم تحصیلشان نوعی سرشکستگی در میان قبیله خود به حساب می آمده است. سرمایه انسانی و سرمایه مالی به تنهایی عامل موفقیت و یا ترک تحصیل نیست بلکه توانایی اجتماعی که منظور رابطه ای است که والدین با فرزندانشان و خانواده ای دیگر و مدرسه دارند مستقل از تأثیر سرمایه مالی و انسانی است. (کلمن۱۹۹۸)
می توان نتیجه گرفت دانش آموزی که اولاٌ درک والدینش از فواید تحصیل او بسیار پایین است و وضعیت اقتصادی اش به شکلی است که والدینش، از نیروی کارش بیشتر استفاده می کنند و نمی توانند از آن ها در عرصه های دیگری از زندگی اجنماعی حمایت کنند، نتیجه این که در مسائل فرزندانشان دخالتی نمی کنند و این مسئله باعث می شود ترک تحصیل فرزندانشان بیشترشود.
مدارس نجات بخش
عناصر برجسته ای که در میان داده های یافته شده در حافظه ی جمعی نخبگان بلوچ به یادگار مانده است، نشان می دهند مسائلی که در زمینه ی آموزش در زمان حکومت شاهنشاهی بوده است، تا حدی در زمان بعد از انقلاب به قوت خود موجود بوده است تا اینکه در دولت ششم بعد از انقلاب با طرح ایجاد مدارسی که ما از آن به عنوان نجات بخش یاد می کنیم، تحولی انقلابی جهت برطرف شدن مشکلات بوجود آمد.
بعضی از مناطق دورافتاده تر به گفته سردار( س) «تا سال ۶۴ اصلاً هیچ مدرسه ای نیامد» . ولی آنچه در زمینه ی آموزش وتحصیل به خصوص آموزش دختران منجر به تحولی بزرگ ودرنوع خود برای آن ها یک نوع انقلاب بود ایجاد مدارس شبانه روزی در سال های ۷۴تا۷۶ که به گفته ی حاج آقای (الف) : « بیشترین پیشرفت در زمینه ی آموزش وپرورش در زمان آقای هاشمی رفسنجانی اتفاق افتاد». البته این موارد همینطور بود تا به قول سردار رضایی : وچندین نفر دیگر از بزرگان قوم « تا زمان آقای احمدی نژاد که از نظر ساخت وساز کارهای زیادی در زمینه ی کپرزدایی وایجاد مدارس بوجود آمد»
البته به گفته سردار (ر) : « ما الان کلی مدرسه داریم که معلم هم دارند، ولی درمجموع به خاطر سنت های برجایی مانده، هنوز هم زنان ودختران از بسیاری از فعالیت های اجتماعی وتحصیلات به خصوص در مقاطع بالاتر محروم هستند.» درمورد وضعیت معلمین هم می توان گفت که آن ها درگذشته و تا دهه ۸۰ نقش بزرگ تری در زندگی اجتماعی این قوم داشتند وبه قول سردار( ر) در دوران مذکور معلمین « آچار فرانسه بودند، ودرهمه ی زمینه ها، درکنار کار آموزشی، فعالیت می کردند» . ولی کم کم وامروزه، بیشتر به همان فعالیت آموزش خود می پردازند ونکته ی قابل تأمل از مشاهدات و بررسی اسناد توسط محقق این است که با این وجود از نظرکیفیت آموزشی هم اکنون این قوم ومنطقه سطح علمی پایینی را دارا است. که دلایل آن درجای خود جای بررسی دارد .
مدارس کپری منطقه رودبار جنوب در سال تخصیلی ۹۱ ـ۹۰
دین
یکی دیگر از عناصری که در محور فرهنگ مردم در حافظه جمعی قوم بلوچ برجسته است، می توان مسئله ی دین، مناسک دین داری، کاربرد های دین در زندگی مردم را نام برد. این عناصر خود به مقوله های فرعی دیگری تقسیم می شودند که در اینجا راجع به آنها بحث خواهیم کرد. دین از گذشته های دور در زندگی مردم بلوچ نقش زیادی داشته است، به طوری که این دین و نقشی که می توانسته در جامعه ایفا کند مورد توافق همگان بوده است، این نکته بدین معنی است که در حوداث و رویدادهایی که در زندگی اجتماعی مردم پیش می آمد دین به عنوان یک عنصر اساسی و فصل الخطاب کارها به شمار می آمد و همگان نتیجه به دست آمده را که مبنای دینی داشت می پذیرفتند. از عناصر برجسته ای که در این زمینه از دوره ی پهلوی اول تا کنون بر جای مانده است، می توان به دین های من درآوردی، سال دیوانگی، مذاهب قانون گریز،خرافات اشاره کرد.
تردید ها و تفسیرهای خلاف واقع
این مقوله بدین معنی است که در گذشته و در زمان رضا شاه مردم بلوچ جنوب کرمان در هر عرصه ای و به اقتضای مسائلی که در زندگی اجتماعی ایشان پیش می آمد، تفسیری از دین ارائه می شده است. محتوای مناسکی که به اسم مناسک دینی انجام می شد، با آموزه های آموزشی دین کمتر مطابقت داشته است. در میان عناصر بر جسته ای که از حافظه ی قوم بلوچ استخراج شده است یکی مسئله چار بوده است که ریشه در اساطیر ایران باستان داشته است، اگر کسی جرمی مرتکب می شد چاهی به عرض هفت متر و عمق یک متر حفر می کردند و از مظنونان خواسته می شد بعد از خواندن سوره ی یس و اذکار دیگری از آتش رد شوند، حال اگر کسی بی گناه باشد هیچ اتفاقی برایش نمی افتد، یا روغن داغ که فرد برای اثبات بی گناهی اش انگشتش را در روغن داغ می گذاشت که اگر بی گناه باشد، انگشتش نمی سوزد. یرای یافتن اشیاء گمشده خودشان هم کاسه گردانی می کردند، یعنی با خواندن ورد های کاسه گردان، کاسه خودش به طرف شی گمشده حرکت می کرده است و زیارت هایی که خودشان درست می کردند و کارهای خرافی بسیاری دیگر، البته نکته ای که قابل ذکر است این است که این اعتقادات دینی از دوره ی رضا شاه بوده است و تا کنون هم ادامه دارد هر چند که برخی از آنها نسبتاٌ کمرنگ شده اند اما در بعضی مناطق بلوچ نشین هنوز هم وجود دارند، اهل سنت معتقدند که این اعتقادت خرافی در بین آنه وجود ندارد و یا حدااقل بعد از انقلاب وجو نداشته است و این ها در میان تشیع وجود داشته اند.
در میان مردم قوم بلوچ، دین، شامل مناسکی می شود که از گذشته های دور و سنت های پیشین به ارث برده شده است اما محتوی آموزشی و آموزه ای در این منطقه کمتر به عنوان دین شناخته می شود و بیشتر آمیخته با خرافات است، به نظر می رسد، مواردی،که آنها از آن به عنوان اعتقادات مذهبی یاد می شود، ساخته دست عده ای است که از آن سود می برند، و این مسئله منجر به این شده است که مسائل اصلی دین از یاد برده شوند، و در حافظه این قوم جایگاه چندانی نداشته است،که در مورد آن بیشتر توضیح خواهیم داد. درمورد فرهنگ دینی مردم این قوم به طور کلی باید گفت که این بعد از زندگی مردم قوم بلوچ هم مثل بسیاری از ابعاد زندگی آنها، شکل خاصی برای خود دارد، مردم این قوم به دلیل عدم توجه وآموزش لازم ازگذشته های دور آداب فرهنگی خاصی دارند که در ابعاد مختلف آن شکل های گوناگونی به خود گرفته است وبسیاری ازآن ها از گذشته ها تا به امروز باقی مانده ویا تأثیرآنها هنوز بر زندگی مردم ملموس است به گفته سردار) س( « کسی نبوده مردم بگوید چکار کنند ومردم چیزی نمی دانستند . در دوران قبل از انقلاب نه مسجدی ونه یک روحانی بود که آداب ومناسک دینی را برای مردم توضیح دهد» . البته این را باید گفت، مردم به دین وآداب خرافی ساخته ی خود بسیار پایبند بود واین آداب ومناسک اتفاقاً نقش بسیار زیادی همانطور که قبلاٌ گفته شد در زندگی اجتماعی مردم داشت» .
بخشی از باورهای خرافی جنبه قومی و محلی دارند و در حیطه یک جغرافیای خاص شناخته می شوند و برخی دیگر جنبه بین المللی دارند، نکته حائز اهمیت که در مورد خرافات این است که به واسطه ارتباط این گونه عقاید با صور زیرین (زیر ساخت) احساسی اقوام و احساسی امنیت درونی چنان ارزش و اعتباری کسب نموده اند که تقریباٌ هیچ گونه باور متضادی را نمی پذیرند . دیوید هیوم معتقد است تمایل به خرافات را هرگز نمی توان از بین برد
خرافات بخش جدایی ناپذیر آن دسته از سازوکارهای انسان است که بدون آنها آدمی قادر به ادامه حیات نیست (فروغی ،علی،۱۹۹۸)
به گفته سردار) ف( « یک سری زیارت ها به اسم ائمه درست می کردند که انگار آن ها درآنجا زنده هستند وبه اسم آن ها وبرای آن ها نذری می کشتند، هر زیارت هم یک شیخی داشت، که این شیخوخیت را از پدر خود به ارث می برده است. ومردم موظف هستند، بخشی از دارایی ودام های خود را به این شیخ ها بپردازند» . این مسائل باعث شده است، مردم بسیاری از مشکلات خود ازجمله دزدی ها، درگیری ها، قتل ها، را به جای حل کردن از طریق قانون، از راه کارهایی ، مثل کاسه گردان ، چار، روغن داغ، انجام می دادند. به این مسائل معتقد بودند ولی شاید بسیاری ازآنها نماز هم نمی خواندند، حتی به گفته سردار) ر(،« مردم برای درمان بیماری ها وشفا مریض هایشان هم به این جور مسائل متوسل می شدند. سردار می گوید آن زمان برمبنای، همان چیزی که داشتند وبر مبنای همان فرهنگ شان صادق بودند. نه حرف از چک سفته وضمانت کارمند بود، اگر مثلاً من می گفتم ماه فلان، روز فلان، من قیمت گوسفند شما را می دهم اگر می فهمید من نیاز دارم وقصد فروش هم نداشت، گوسفندش را به من می فروخت» البته حاج آقا (الف) می گفت «این مسئله درمیان اهل سنت وجود نداشته است وعلمای اهل سنت از همان قدیم می آمدند ودرمیان قوم خود تبلیغ می کردند به عنوان نمونه، شخصی به نام حاج آقا مهری در دوران جنگ به منطقه ریگان می آید وبا خود طلبه هایی را از قم ومشهد به این منطقه می آورد تا مردم را ارشاد کنند».
سال دیوانگی
یکی از مواردی که در مورد مقوله ی دین قبل از انقلاب در میان داده های استخراج شده از قوم بلوچ وجود داشته است، این بود که مردم به دنبال دین حقیقی نبودند، عده ای هم دوست نداشتند مردم دیندار باشند وسعی می کردنداز طریق آزار و اذیت، تمسخر آداب و مناسک آن ها از انجام مناسک دینی مردم جلوگیری کنند. از آنجا که این مسئله در حافظه تعدادی از بزرگان قوم بلوچ به عنوان یک نکته کلیدی برجسته بود، در اینجا به صورت مستقل و به عنوان یک مقوله فرعی از عنصر دین آورده شده است.
سردار( س) توضیح می دهد« که یک بنده خدایی به نام درُآهو بوده که هرکس نماز می خواند، اذیتش می کرده که آن سال معروف شده به سال دیوانگی که این را نیز می توان اضافه کرد که حتی گروهی هم بودند که مردمی را که در محرم برای امام حسین می خواستند عذا داری کنند، مسخره می کردند، چرا که این ها می خواهند امام حسین (ع) را زنده کنند » .( س) « مردم آداب برگزاری مراسم عزاداری امام حسین (ع) را هم بلدنبودند به جای بیاورند فقط به یادامام حسین (ع) گوسفندی می کشتند وفاتحه ای می خواندند » . افرادی مثل درآهو را که در آن زمان چنین کارهایی را انجام می دادند دیوانه می نامیدند و از این جهت است که سال های قبل از انقلاب که چنین مواردی صورت می گرفت سال دیوانگی می گفتند. وبه نظر می رسد که این کم اطلاعی شاید به خاطر ترس از همین آزار و اذیت ها بوده که مجبور بودند مناسکشان را به صورت خیلی کمرنگ تر انجام دهند .
مذهب های قانون گریز
مسئله دیگری که در میان یافته های استخراج شده در حافظه بلوچ مشخص است در مورد نقش و تأثیر دین است، که مردم در گذشته واز زمان رضا شاه از دین به عنوان جایگزینی جهت انجام بسیاری از امور زندگی اجتماعی نظیر پیدا کردن مجرم و یافتن بی گناه و…. استفاده می کردند، به طوری که بسیاری از مسائل خود را به جای طی کردن روند قانونی خود، به صورت خرافی بر مبنای اعتقاداتی غلط حل و فصل می کردند. شناسایی مجرم را به جای قاضی به شیخ محلی می سپارند او هم از طریق ورد و دعا و کاسه گردانی بعد از چند روز گناهکا ر را معرفی می کرده است. پلیس و قاضی وزندان جای خود را به شیخ و دعا و آتش چار داده بود. سردار( ن) می گوید« امکانات و باورهایی که بتوانند در آنجا آموزش لازم را ببینند هم بسیار کم بوده است. به طوری که قبل از انقلاب تقریباٌ مسجدی در این منطقه وجود نداشته است » .
بعد از انقلاب هم به گفته ی سردار( س) « اولین مسجدی که ساخته شد اواخر دهه ۶۰ ودهه ۷۰ بوده است. وعده ای روحانی هم به مناسبت های مذهبی مختلف برای تبلیغ می آمدند ونمازهای عید را هم بعضی وقت ها همان ملای محل به جای می آورد» .
البته این اعتقادات تا کنون هم به صورت کم رنگ تر و در بعضی نقاط وجود دارد. این نکته را باید گفت که مردم پایبندی زیادی به مناسک دینی که مخصوص قوم شان است دارند و این مسئله یکی از موارد نظم و ثبات در جامعه بلوچ می باشد. ولی این مناسک به جایگزینی برای ساختارهای قانونی در جامعه بدل شده اند و باعث شده دینی خرافی به جای قانون دینی قرار گیرد.
خرافات جایگزینی برای کارها
از عناصر استخراج شده در حافظه جمعی اکثر نخبگان بلوچ می توان فهمید از زمان رضا شاه تا کنون مردم به نحوی از محتوای آموزشی دین فاصله گرفته اند و به انجام مناسکی که رشیه در سنت های اساطیری کهن داشته اند می پردازند که در اینجا به خرافات از آنها یاد می شوند، این خرافات قبل از انقلاب شدت بیشتری داشته است وبعد از نقلاب و در دوران جنگ و بعد از آن در دولت هفتم و هشتم و دولت نهم تغییراتی ایجاد شده است که در ادامه به آن اشاره می شود. پاسخگویان این مقوله از میان اهل تشیع هستند چرا که اهل سنت معتقدندآن ها دچار انحراف در دین خودشان نشدند. مردم این منطقه به خرافات عادت کرده اند، برای اثبات بی گناهی باید از روی آتش رد شوند. برای پیدا کردن گمشده های خود کاسه گردانی می کنند برای درمان بیماری ها دعا می نویسند، سردار )س (درباره ی علت خرافات می گوید «دلیل اعتقاد مردم به خرافات درگذشته وعصر کنونی، نتیجه دادن این کارها است». البته نکته دیگر هم که وجود دارد این است که مسیر قانونی جامعه، کاغذ بازی های اداری به حدی مردم را اذیت می کند، که مردم هم این راه را انتخاب می کنند. البته بعد از انقلاب تا حدی اعتقاد به خرافات کمتر شده است. سردار الف « تا بعد از انقلاب هرچه به زمان حال نزدیک می شویم، مسئله خرافات ومسائلی از این قبیل کمتر شده است، ولی هنوز هم در بسیاری ازمناطق وجود دارد ». به گفته سردار رضایی « کم کم از زمان جنگ به بعد، دین شناسی مردم بیشتر شد ولی اعتقادات مردم کمتر شده است » . سردار( س) می گوید« دردوران خاتمی دولت دراین مناطق بلوچ نشین فعالیتی را انجام نمی داد، مردم خودشان مسجد می ساختند، دلیلش هم این بود مردم وقتی می رفتند بین اهل سنت ومی دیدند آن ها مسجد دارند واینها ندارند. مردم شروع کردند به مسجد ساختن اما درزمان احمدی نژاد مساجد متعددی درروستاهای مختلف ساخته شد وازنظرکمی وکیفی وضعیت دین داری مردم بیشتر شد » . به این معنی است که در دوران دولت نهم و دهم تعدا مراکز مذهبی مساجد و تکایا بیشتر شده است و همچنین اعتقادات آنها از لحاظ آنچه در آموزه های دینی آموزش د اده می شود،بیشتر است.
در مجموع می توان نتیجه گرفت که دین مردم این قوم با خرافات زیادی آمیخته شده است. کارکرد اصلی خود در زندگی اجتماعی را که بهبود مادی ومعنوی زندگی آنهاست را از دست داده است. وبه جای کارکردهایش، بیشتر جنبه های منفی آن مدنظر قرار می گیرد.دلیل آن سطح آگاهی مردم است که دربسیاری اززمینه ها بسیارپایین است وظلم وبی عدالتی مسلمی که ازطرف مسئولین در دوره های مختلف صورت می گیرد است.
مساجد شیعه نشین منطقه رودبار جنوب در سال ۹۰
مساجد کپری جنوب کرمان
مسجد کپری در منطقه رودبار جنوب در سال ۹۰
رسومات بلوچی
یکی دیگر از مقولات اصلی در مورد فرهنگ ،رسم و رسومات بلوچی است ،این رسوم آن قدر تأثیر گذار بوده است که بسیار از این موارد هنوز هم به صورت زنده ، در حافظه ی او باقی مانده است . نحوه ی پوشش ،درگیری بر سر پوشش ،و…… مواردی هستند که در حافظه ی آنها از دوره های مختلف تاریخ معاصر باقی مانده است.
آداب اجتماعی از عناصر معنوی فرهنگ هر جامعه و از شاخه های مهم هنجارهای اجتماعی می باشند، در تعریف مختلف از فرهنگ نیز آن را به تمامی ساخته، اندیشه ها، نهادها، آداب و رسوم تعریف می کنند. که تمامیت آنها محیطی را به وجود می آورد که ساخته و پرداخته خود انسان است .(ستوده ،هدایت الله ؛روانشناسی اجتماعی ،۱۳۸۵:ص۶۹) شخصیت هر فرد از پدیده های فرهنگی بسیار متأثر می گردد هر فرد از آغاز کودکی همان شیوه هایی را بر می گزیند، که فرهنگ جامعه او ایجاب می کند، انسان ناگزیر است خود مختاری سوائق زیستی خویش را با قید و بندهای آداب و رسوم و خواست فرهنگ جامعه خویش مهار کند . تا بتواند به عنوان یک عضو سالم و مورد قبول جمع در جامعه زندگی کند . زیرا هرگونه کج روی از فرهنگ جامعه مجازات هایی را در پی دارد.(همان،ص ۳۱۰)
ـ پوشش همیشگی
مردم بلوچ یک تعصب وعصبیت قومی شدید دارند، این مسئله را از گذشته های دور تاکنون با خود حفظ کرده اند به نحوی که این موضوع از زمان رضا شاه تا امروز ادامه داشته است و فقط شدت آن کم و زیاد شده است. در مورد وضعیت پوشش مردم هم وضعیت به همین منوال است . در زمان قبل از انقلاب انگشتان یک زن را هم کسی نمی دید وجامه ای بسیار بلند را همه به تن داشتند، سردار (س) « زن پیراهنش تا مچ پا بود. چادری روی سرشان بود وفقط یک کم صورتشان دیده می شد ».
در مورد پوشش ومسئله کشف حجاب در زمان رضا شاه قوم بلوچ به هیچ وجه زیر بار این مسئله نرفته است.سردار (ف) « در زمان رضاشاه یک بار تیسمار خسروشاه سران را جمع کرده بود وبه آن ها گفته بود که زنان ودختران باید چادرشان را بردارند. همه ی طوایف هم جواب داده بودند که هیچ کس نه دینش را عوض نمی کند ونه کسی چادرش را برمی دارد ». البته در صحبت های اکثر سرداران بلوچ مشخص می گردد که وضعیت پوشش و مخصوصاٌ حجاب زنان بلوچ از زمان انقلاب به بعد هم به همین شکل باقی مانده است و هم اکنون هم به همان شکل سنت های گذشته لباس مخصوص بلوچی را می پوشند، همچنین مشاهدات محقق نشان می دهد حتی در بعضی از مدارس و ادارات دولتی هم مردم با لباس بلوچی حضور می یابند.
نمونه ای از پوشش دختران بلوچ جنوب کرمان در سال ۹۰
قیام جنگجویان سرحد
سنت های قبیله ای وعشیره ای علی الخصوص تعصب روی ناموس در میان قوم بلوچ به جزیی از فرهنگ دینی مردم تبدیل شده است به طوری که این قوم به خاطر مسئله کشف حجاب در زمان رضا شاه جنگ و درگیری چندین ساله ای را هم به جان خریدند.ولی حاضر نشدند، ناموسشان بدون حجاب باشد.
مهمترین مسأله درباره ی نحوه ی پوشش وکشف حجاب درمیان قوم بلوچ قیام جنگجویان سرحد بوده است، سردار( ش) «کشف حجاب رضاشاه چنان اثری برقوم بلوچ گذاشت که آن ها معتقد بودند به خاطر این مسئله کسی نباید به مدرسه برود تا جایی که به خاطر این مسئله درگیری بین نیروهای پهلوی ومردم قوم بلوچ ایجاد شد. به خاطر مسئله کشف حجاب قوم بلوچ هفت سال با دولت ایران در گیر بودند شخصی به نام جاماهان خان جیهه وتعدادی ازطرفدارانش علیه حکومت رضاشاه قیام کردند و هفت سال جنگیدند، ودر آخر هم از طریق بمب باران هوایی آنهارا مجبور فرار به پاکستان می شوند که بعدها دولت پاکستان آنهارا به ایران تحویل می دهند و آنها به اصفهان، کاشان، شیراز تبعید می شوند، بزرگ اینها جاماهان جبهه از طرف شاه بخشیده می شود و از آن زمان به شه بخش معروف می شو»» .
مردم بلوچ از لحاظ جنگ های چریکی فوق العاده بودند به خاطر درگیری های که بین خودشان داشتند، اکثراً اسلحه داشتند و حکومت هیچ زمان زورشان به بلوچ نرسیدکه مسئله کشف حجاب را بتواند اعمال کند، مردم بلوچ بعد از انقلاب هم حجابشان را همانطور حفظ کرده اند و تغییرات زیادی بر روی حجابشان اتفاق نیفتاده و حجاب آنها به نظر می رسد بیشتر از آنکه به دلیل دین داری و مسائل شرعی آنها باشد، به خاطر تعصبات سنتی که از گذشته به آن ها رسیده است. تعصباتی مانند سرافکندگی و شرمساری بین افراد طایفه یا در برابر طوایف دیگر از این جهت که ناموسشان را بر خلاف قید و بند هایی که در سنت های عشیره ای وجود دارد رها کرده اند. چرا که مشاهدات محقق نشان می دهد که بسیاری از مردم آداب و مناسک دین، مثل نماز– روزه و… را به خوبی به جای نمی آورند اما به خاطر مسائل بسیار جزیی در موارد زیادی قتل های ناموسی اتفاق می افتد.
سال سیاه

این مطلب را هم بخوانید :  مقاله علمی با منبع :مطالعۀ نقش آموزش پیش دبستانی در تحول شناختی دانش آموزان پایۀ اول ابتدایی- قسمت ۳۵

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir