مطالعه حافظه جمعی قوم بلوچ در جنوب استان کرمان- قسمت ۱۴

دانلود تحقیق و پایان نامه ارشد

مولاداد می گوید : «اگر من بگویم فلانی را می کشم باید بکشمش، اگر فهمیدم که اشتباه می کنم باز هم باید بکشمش، بلوچ حرفی زد باید روی حرفش باشد، بلوچ بودن به زبان و لباس نیست به قول و غیرت و تعصب است ».
سردار( ر) : « بلوچ ، بلوچ بودنش به این است که ما چند نفر را کشتیم ،فلان جا ۲۰۰نفر را گروگان گرفتیم ، ولی بلوچ اصیل بلوچ بودنش به همان سنت و قول و قرار وعهدی که داریم است» سردار اشرف : «بلوچ به کسی دروغ نمی گوید، نا روا نمی زند مردانگی مان خیلی زیاد است، روی زن و ناموس خیلی حساس است،حرف و قولشان خیلی برایشان مهم است».
اسفندیار : «بلوچ مذهبش خیلی برایش مهم است »
یکی دیگر از ویژگی بلوچ این است که خودشان را ایرانی می نامند، اول ایرانی بودن خودشان را قبول دارند، ویژگی های بلوچ اول ایمان، دوم حیا و سوم معرفت است و نسبت به این ها تعصب دارند.
فصل پنچم
بحث و نتیجه گیری
وقایع نگاری
تمام صحبت های سرداران بلوچ در مورد منشأ و تاریخچه قوم خود زیر مقوله حافظه جمعی سرداران بلوچ در مورد منشأ خود قرار می گیرد. قطعاٌ تاریخچه و سر منشأ قوم بلوچ جنوب کرمان در اسناد و کتب تاریخی باید جست و جو شود و به منظور انجام یک تحقیق روش مند تاریخ نگاری، رجوع به اسناد دسته اول و دسته دوم تاریخی الزامی است لیکن در پژوهش ما، هدف تاریخ نگاری منشأ و سرگذشت وقایع قوم بلوچ جنوب کرمان نبوده است بلکه این پروژه یک تحقیق جامعه شناختی است و به عناصر زنده و فعال در حافظه جمعی آن ها (سرداران بلوچ) از تاریخچه ی قوم بلوچ علاقه مند است و با آن ارتباط تنگاتنگی دارد. لذا سرداران بلوچ در مورد منشأ و تاریخچه ی قوم خود ممکن است از منابع مختلفی، رسمی و غیر رسمی همچون، الف ( روایت های داستانی ، اسطوره ای و غیر داستانی نسل های گذشته شان ، ب :آثار مکتوب مثل )کتاب های داستان ، شعر مثل (شاهنامه) و غیره …. ، ج : تولیدات رسانه ای احتمالی مثل ( رادیو ، تلویزیون ، ماهواره و …….. ) در مورد منشأ و تاریخچه قوم خود تأثیر پذیرفته باشند و در گام بعدی با توجه به وضعیت اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی زندگی اکنون گروه خود، بعضی از عناصر منشأ و تاریخچه ی قومی خود را در حال حاضر زنده نگه داشته و برجسته می نمایند و باقی این عناصر حذف و یا به فراموشی می سپارند، بنابراین ما با دسته بندی تاریخچه و منشأ عنوان شده از طرف سرداران بلوچ به یک الگوی زنده در حافظه جمعی آ نها، در این موضوع می رسیم .
تحلیل و نتیجه گیری
در این پروژه به سراغ نخبگان (الیت) قوم بلوچ رفتیم و پس از استخراج عناصر حافظه جمعی این گروه و پیمودن روش مقوله بندی ـ در تکنیک مردم نگاری ـ به ۱۵ مقوله اساسی در حافظه جمعی این گروه رسیدیم . این امر به این معنا است که سرداران بلوچ با مراجعه به حافظه خود، در مورد تجربه ی تحولات تاریخی صد سال گذشته ایران، این ۱۵ مقوله را به صورت زنده و برجسته مشاهده می کنند . و برای زنده بودن آن ها ـ مجموعه ای از تفسیر و معناها را ارائه می دهند . از طرف دیگر بعضی وقایع تاریخی، مانند انقلاب اسلامی و جنگ ۸ ساله که طبق تحقیقات پیشین (دکتر کاظمی ۹۱ـ ۸۸ ) در گروههای دیگر اجتماعی (طلاب علوم دینی ) برجسته بوده اند، سرداران بلوچ این وقایع را در حافظه جمعی خود به فراموشی سپرده و یا برجسته ننموده اند. زیرا وقایع دسته ی اول با موجودیت حال حاضر آن ها در تمام ابعاد اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی ارتباط مستقیم و افقی دارد. در حالی که وقایع دسته دوم با نظام زندگی آن ها و هویت آن ها در حال حاضر رابطه ی خاصی را برقرار نمی کند.
آنچه از صحبت های سرداران بلوچ در مورد وضعیت آموزشی مشخص شد نشان می دهد ، آنچه در حافظه بلوچ از گذشته تا به امروز برجسته مانده است و تا به امروز در در حافظه جمعی آن ها زنده مانده است، تأثیر ساخت مدارس شبانه روزی بوده است که از آن به عنوان انقلابی در زمینه ی آموزش یاد شده است. و این مسئله به این دلیل مهم است که بی سوادی، ترک تحصیل دانش آموزان به خصوص دختران، ممانعت از تحصیل در مقاطع بالاتر به دلیل کمبود امکانات و برخی تعصبات قومی، از تجارب گذشته تا کنون هنوز در اذهان سرداران بلوچ زنده و فعال است . و این مسئله به این دلیل مهم است که این نوع مدارس و دولت آن زمان که مجری این طرح بوده است هنوز که هنوز است در حافظه مردم باقی مانده و این برایشان از بسیاری از مسائل مهمتر است و مسائلی همچون کیفیت آموزشی، قبولی در کنکور ، رفتن به دانشگاه ، ارتقای سطح زندگی از طریق سواد آموزی بیشتر به فراموشی سپرده شده است. مشاهدات محقق در میدان تحقیق نشان می دهد این مسئله امروزه هم در سیاست های مسئولین نظام آموزشی این منطقه مشاهده می شود که در آن فقط تشکیل کلاس و باز بودن مدارس مهم شده است و بقیه مسائل مثل کیفیت آموزشی ، مسائل تربیتی ، به فراموشی سپرده شده است و این مسئله را با مراجعه به آموزش و پرورش رودبار و مشاهده آمارهای قبولی کنکور و امتحانات نهایی سال سوم متوسطه که چیزی حدود صفر درصد است مشخص و واضح است.
در مورد مسائل فرهنگی جامعه بلوچ، آنچه از صحبت های سرداران قوم بلوچ مشخص است، نشان دهنده ی این است که تفاسیری که ایشان از این مسئله دارند، موجب ایجاد یک فرهنگ نادرست در میان آنان شده است. فرهنگی که آمیخته با خرافات است و این فرهنگ نادرست در حافظه جمعی آن ها هنوز هم بسیار فعال و زنده است . این مسائل به دلیل اینکه این فرهنگ در زندگی روزمره مردم به یک مشکل گشا در همه ی عرصه های زندگی تبدیل شده است و ایشان از این طریق مسائلی که پیش می آید را خیلی راحتر حل می کنند به نحوی که این مسائل جزئی لاینفک از هویت مردم بلوچ شده است و خودشان را با این ویژگی ها می شناسند. حافظه ی مردم با این مسائل گره خورده است این در حالی است که مسائل دینی که از طریق آموزش باید یاد گرفته شود در حافظه جمعی مردم بسیار کم رنگ است در حالی که اگر مسائلی مانند بیماری، جرم و جنایت، بزهکاری و ….. پیش آید اولین چیزی که به ذهن ایشان می رسد پیدا کردن یک منشأ اسطوره ای برای برطرف شدن مسئله و مشکل است و این مسئله به خاطر تعصبات قومی بسیار شدید مردم یک هویت فرهنگی قوی را در حافظه مردم از تجارب گذشته آنان ایجاد کرده است.
در حافظه جمعی نخبگان قوم بلوچ حضور حاج قاسم سلیمانی در این منطقه، همچون ظهور یک مصلح اجتماعی و دینی در زمینه ی اقتصادی و سیاسی آن قدر زنده است که اولاٌ همه مردم به نیکی او را می شناسند و ثانیاٌ او را از خودشان می دانند و دلیل آن این است که در گذشته و زمانی که مردم در بدترین شرایط از لحاظ اقتصادی، امنیتی و سیاسی بودند حضور یک شخصیت کاریزماتیک مثل سردار سلیمانی که با انجام طرح احرار موجبات رونق گرفتن وضعیت کشاورزی و ارتقای سطح زندگی و بهتر شدن فقر اقتصادی مردم شد و از طرف دیگر با اجرای طرح های امنیتی، امنیت از دست رفته را به منطقه باز گرداند تا مردم بعداز سال ها روی آرامش را در این منطقه به خود ببینند و در واقع بلوچ کیستی امروز خود را از اقدامات سردار سلیمانی به ارث می برد. اقداماتی که شاید انقلابی برای مردم این منطقه باشد، اقداماتی که چنان اثر گذار بوده است که در بستر های اجتماعی زندگی امروزی مردم و عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی بسیار ملموس است. تحولاتی عظیم برای مردم این منطقه که به جای هزاران واقعه ی مهم مثل انقلاب اسلامی ۵۷، جنگ ایران و عراق و ……. که اتفاق افتاده است، این اتفاق در حافظه ی جمعی قوم بلوچ جنوب کرمان زنده تر و برجسته تر ازهمه ی اتفاقات است و آنان بخشی از هویت خود را با نام حاج قاسم تعریف می کنند، انگار که در زندگی کنونی آنان این مسئله جاری و ساری است .
بلوچ در مجموع از حافظه جمعی به عنوان هویت می نگرد (این حافظه را با هم گروه هایی به اشتراک می گذارد) . وقتی به دنبال ریشه های هویتی خودش می گردد که شامل دفاع حیثیتی به قیمت جانش، شرف قبیله ای، حتی برگزیدن راه قتل دیگران و توهین کنندگان به ساحت قبیله تا بتواند آن هویت بلوچی خودش را نشان بدهد . این کارها در گذشته تاریخی وی هنوز تا حال حاضر برجسته مانده است و آن ها را معرف هویت بلوچی خود می داند. هویت سرداران بلوچ علاوه بر اینکه از جنسیت آن ها از ملیت شناسنامه ای آن ها از عنوان قومیتی آن ها نشأت می گیرد از یک عامل مهم دیگر نیز تغذیه می شود و آن مجموعه تجارب تاریخی است که بر آن ها گذشته و بعد از حذف شدن و فراموشی عده ای از آن تجارب قسمت هایی دیگر هنوز زنده و برجسته در حافظه جمعی آن ها پایدار مانده است و یکی از منابع مهم پاسخ به سؤال چیستی هویت آن ها در حال حاضر می باشد . یعنی ایشان برای پاسخ گویی به این سؤال که من کیستم علاوه بر منابع هویتی معمول به حافظه جمعی خود نیز رجوع می کنند و بر اساس وقایع برجسته و زنده ی حافظه ی خودشان خود را تعریف می کند. در بحث و نتیجه گیری در مورد ارتباط بین مقولات استخراج شده و حافظه جمعی قوم بلوچ به این نتیجه می توان دست یافت، برخی از وقایع اتفاق افتاده بر جسته که از نظر گروههای اجتماعی مختلف از جمله تحقیات که تا کنون در باره ی حافظه جمعی در میان گروههای مختلف صورت گرفته با نتایج بدست آمده در این پژوهش میدانی تفاوت های بسیار دارد. به عنوان نمونه در پژوهشی که دکتر کاظمی درباره ی حافظه جمعی طلبه های شهر شیراز انجام داد که در آن مهمترین وقایع اتفاق افتاده در تاریخ صد سال گذشته ایران کندو کاو شده بود به وقایع ای چون : انقلاب ، جنگ ایران و عراق و انتخابات ریاست جمهوری دهم ، فتنه ۸۸و …….. اشاره شد، این نشان دهنده ی این بود که برخی از این حوادث با این که مدت ها از آن ها گذشته ولی بصورت خیلی برجسته در حافظه طلاب علوم دینی باقی مانده است اما در این پژوهش واقعه ی انقلاب در حافظه جمعی سرداران بلوچ حضور شاخصی ندارد و اندرون مصاحبه ها به گفته سردار سابقی، مردم زمان انقلاب از وقوع انقلاب اطلاع چندانی نداشتند و الان هم بعد از گذشت مدت ها از این واقعه در حافظه جمعی آنان به فراموشی سپرده شده است. در اینحا مشخص می شود که هم در دوره ی وقوع انقلاب و هم در حال حاضر پس از گذشت ۳۴ سال از انقلاب ۵۷ حافظه جمعی این گروه انعکاس خاصی از این مورد ندارد. طبق تفسیر نظریات هالبواکس مبنی بر تأثیر بستر اجتماعی معاصر بر حاقظه جمعی گروه های مختلف از وقایع تاریخی گذشته مشخص می گردد؛ مسائلی که این ها با آن درگیر هستند نمی تواند ارتباطی را بین هویت و موجودیت بلوچ در حال حاضر و واقعه انقلاب در سی و چهار سال پیش نشان دهد. این مسئله درباره ی جنگ تحمیلی ۸ ساله نیز صادق است، با کنکاش و پرسش از واقعه جنگ بین زندگی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و سیاسی حال حاضر خود با واقعه جنگ هیچ رابطه ی خاصی نمی بینید و این مسئله در مشاهدات محقق از میدان تحقیق و شهدایی که در روستاها اسامی و تابلوهایشان زد شده بود اما تاریخ شهادتشان بعد از پایان جنگ تحمیلی بوده است گویا تر است، این مسئله نشان دهنده ی این است که این قضیه در حافظه جمعی مردم بلوچ تا حدی پنهان مانده است .
از مجموع مقولات استخراج شده می توان فهمید مقولاتی که در صحبت های سرداران بلوچ برجسته و زنده بوده است نشان می دهند که این مفاهیم تأثیرات بسیار زیادی را بر زندگی مردم داشته اند و آن قدر تأثیر گذار بوده که این ها را به عنوان برجسته ترین اتفاقات که شاید برخی از آن ها سال ها پیش اتفاق افتاده می دانند در حالی که بسیاری از اتفاقاتی که به نظر گروه های اجتماعی دیگر مهم تلقی می شوند در حافظه سرداران بلوچ جنوب کرمان به فراموشی سپرده شده اند . در نهایت می توان نتیجه گرفت نتیجه ی این پژوهش تأیید نظریه هالبواکس است که طبق نظریه ایشان گذشته هر گروه اجتماعی در بستر اجتماعی حال حاضر آن معنا و مفهوم پیدا می کند.
منابع
ـ ازغندی ، علیرضا (۱۳۷۹) تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران (سمت) ص ۱۱۵ ـ۲۳
ـ استراس ،آنسلم و جولیت کوربین ؛ اصول روش تحقیق کیفی ، بیوک محمدی ، تهران پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ، ۱۳۵۸ ، چاپ اول ص ۱۷
ـ ایمان ، محمد تقی (۱۳۸۹) کندوکاو سیستم معانی ذهنی مصرف کنندگان موسیقی ش ۴ سال سوم
ـ ایمان، محمد تقی :(۱۳۹۰) مبانی پارادایمی روش های کمی و کیفی تحقیق در علوم انسانی ،پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ،چاپ دوم، قم : چاپ سعان
ـ بهرام پور ، شعبانعلی : مردم نگاری و کاربرد آن ، سال نوزدهم ،شماره ۱
ـ پناهی ، محمد حسین (۱۳۹۱) سی دو واقعه برجسته انقلاب اسلامی در تهران ش۴ دوره ۱۲
ـ جمشیدی ، فرانک ؛ (۱۳۸۴) هویت، روایت ،جنگ ،فصلنامه مطالعات ملی ؛ ۲۳ ، سال ششم ،شماره ۳،
ـ حیدری ، فاطمه (۱۳۸۸) حافظه تاریخی و شهر بررسی حافظه تاریخی در حرم شاه عبدالعظیم حسنی(ع)
ـ دفتر اجتماعی استانداری کرمان
ـ دفتر اجتماعی فرمانداری شهرستان رودبار جنوب
ـ ذکایی ـ محمد سعید(۱۳۹۰) مطالعات فرهنگی و مطالعات حافظه ش ۳ دوره ی پنجم
ـ رحمت آبادی الهام (۱۳۸۴) پژوهش کیفی در علوم اجتماعی ، شماره ۲۱
ـ رضوی آل هاشم ،بهراد (۱۳۸۸) هویت قومی ، انسجام اجتماعی ، امنیت ملی ش ۱۶ تیر ۸۸
ـ غفاری نسب ، اسفندیار(۱۳۹۰) نقش حافظه جمعی در بروز منازعات قومی ش ۵ـ۶ سال دوم و سوم
ـ کاظمی ،کاظم(۱۳۸۸) حافظه جمعی و ابعاد آن بررسی موردی بر روی حوزه علوم دینی شهر شیراز ش ۱۵
ـ منادی ، مرتضی (۱۳۸۵) روش کیفی در علوم اجتماعی و علوم رفتاری ، فصلنامه حوزه و دانشگاه ،سال دوازدهم ،شماره ۴۷ )
ـ نورایی ، مهرداد (۱۳۸۳) هویت و حافظه جمعی
فاضلی، نعمت الله (۱۳۹۱) علل قوام نا یافتگی هویت دانشگاهی در میان د انشجویان متعلق به طبقات مدرن در ایران ، پژوهشی در نظام آموزشی
فلیک، اووه (۱۳۹۰) درآمدی بر تحقیق کیفی،ترجمه هادی جلیلی ،چاپ سوم، تهران : نشر نی
محمد پور، احمد (۱۳۸۹) ،ضد روش : منطق و طرح در روش شناسی کیفی، جلد ۱ ، انتشارات جامعه شناسان : تهران
همت، محمود، تاریخ بلوچستان ـ بی جا: ۱۳۷۰.
ستوده، هدایت الله ، روانشناسی اجتماعی :۱۳۸۵،ص ۱۶
خالدی، سمانه، نظام برده داری ؛ ص۲۵۴
halwachs maurice(1950)the collective memory translated from the ـ French by francis j.ditter jr.and ridq yazdi ditter .newyork:harper and row
translated by ، halwachs Maurice. (1992) on collective memory.Edited ـ lewis acoser . chicage : university of Chicago press.

این مطلب را هم بخوانید :  منابع مقالات علمی :مقایسه کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی و سلامت روان در دو ...

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.