مقاله درمورد فضای شهری، عدالت جغرافیایی، عدالت اجتماعی

دانلود پایان نامه

این فضا تنها به لحاظ تغذیه و سکونت انسانها استفاده و بهره برداری نمی شود،بلکه همه عملکردهای اجتماعی با تمام پیچیدگی ها در پهنه آن مورد آزمون قرار می گیرد. فضای جغرافیایی دو وجهی است: از سویی سیستم ارنباطی است و از دیگر سو تولید اجتماعی سازمان یافته و یکی از نتایج فعالیت اجتماعی است و مواریث تاریخی و ماندگاریهای طبیعی و حتی ساختاری را در بطن خود دارد. به باور برنه فضا تولید اجتماعی است، فضای جغرافیایی، برابر با محیط، بویژه محیط زیست و جایگاه فعالیتهای اجتماعی است. در این مورد برونه تا حدی پیش می رود که می گوید فضا در همه حال تولید اجتماعی است حتی اگر به محل سکنای فردی اختصاص داده شود. رژه برنه با چنین برداشتی به اندیشه ی مانوئل کاستل نویسنده ی کتاب معروف “مساله شهری” که در آن فضا را تولید اجتماعی در رابطه با سایر عوامل مادی می داند، نزدیک می شود(فرید،1380: 33). در واقع فضای جغرافیایی فضایی است متمایز و هر عنصر از فضا و هر شکلی از مناظر، بر اساس محلی که اشغال می کنند و بر حسب مؤلفه هایی که بر تحول این مناظر نظارت خود را اعمال می دارند، نمودی یگانه است که هرگز، نه در هیچ زمانی دیگر و نه به وضعی مشابه در مکانی دیگر یافت نمی شود(دلفوس،1369: 14 و 13).

2-1-1-2- فضای شهری
هر فضای شهری در بر گیرنده ی چهار عنصر اساسی است که شامل موارد زیر می باشد:
– ساکنان: که در فضای شهری بر حسب عواملی نظیر جنس،سن و موقعیت اجتماعی، نوع انتقال و… تقسیم می گردند. چنین تقسیم بندی سبب رابطه ی متقابل ساکن و عابر می شود، شدت این رابطه و ماهیت آن خمیر مایه ی حیات شهری خواهد شد.
– عناصر انسان ساخت: این عناصر از دو دسته عناصر کالبدی و عناصر فعالیتی تشکیل می شود که عناصر فعالیتی باعث تحقق علمی یا فعالیتی در فضای شهری می گردند.
– روابط: بیانگر ارتباطی است که می تواند میان عناصر با یکدیگر یا افراد با یکدیگر و یا میان افراد و عناصر در مکانی ثابت یا متحرک در زمان مشخص برقرار می گردد.
– زمان: مدام در حال تغییر است. زمان عنصری است که باعث تفاوت فعالیتها در یک مکان می گردد، استفاده از فضا به شدت تابع زمان است(حبیبی، مقصودی،1381: 107).
فضای شهری صحنه ای است که داستان زندگی جمعی در آن گشوده می شود و در این فضا فرصت هایی وجود دارد که برخی مرزهای اجتماعی شکسته شده و برخورد های از پیش تدوین نیافته اتفاق افتاده و افراد در یک محیط اجتماعی جدی باهم ارتباط برقرار کنند. فضای شهری نتیجه اندیشه اجتماعی است و بیش از آن که به وجود آمدن آن تحت تاثیر مسایل اقلیمی، فنی یا کالبدی باشد متأثر از تعاملات اجتماعی و مشارکت مدنی مردم آن جامعه است که بر اثر نیروی این تعاملات اجتماعی شکل می گیرد(ستارزاده و همکاران،1289: 182). از این رو فضای شهری، شکلی از اشکال فضایی است که به طور اتفاقی سازمان نیافته و دارای ساخت است ماهیت این اشکال فضایی را باید به عنوان اشکال فرهنگی تلقی کرد و در نتیجه این اشکال نوعی بیان ایدئولوژی است.
در واقع فضاهای شهری شامل طیفی وسیعی از انواع فضاهای عمومی و خصوصی می باشند. به عبارت دیگر هر فعالیت و رفتار حریم و قلمرو خاص خود را داراست و متقابلا هر فضا نیز دارای حرمت و حریم خود می باشند. فضاهای موجود در شهر را به لحاظ نحوه استفاده از آنها به سه دسته کلی می توان تقسیم بندی نمود:
الف) فضاهای خصوصی: آن بخش از فضاهای شهری که به صورت خصوصی توسط اشخاص تحت تصرف یا تملک قرار گرفته و مورد استفاده قرار میگیرد. فضاهایی چون خانه های مسکونی، حیاط ها و باغ های خصوصی از آن جمله اند.
ب) فضاهای نیمه خصوصی یا نیمه عمومی: آن دسته از فضاهای موجود در شهر که به علت محدودیت درهدف و کاربری ها، توسط گروهی خاص از افراد مورد استفاده قرار می گیرند، فضاهایی چون مجتمعهای مسکونی و محوطه های آنان، ورزشگاهها و نمایشگاهها.
ج ) فضاهای عمومی: آن دسته از فضاها می باشندکه عموم شهروندان بدون نیاز به کنترل و غیره،حق ورود و حضور در آنان را دارند. فضاهای چون خیابانها، پارک ها، میادین، بازارها، مساجد. این دسته از فضاها به واسطه مقیاس عملکردی و همچنین در طیف متنوع و گسترده مخاطبین خود دارای بیشترین سهم در حیات جمعی شهروندان دارند. از این رو ارتقاء کیفی این دسته فضاها بیش از سایر انواع فضاها موجب ایجاد جامعه شهری سالم و شکوفا خواهد شد(پاکزاد،1384: 46). با توجه به این مطلب که فضای شهری بستر زندگی عمومی و اجتماعی مردم جامعه تلقی می شود می توان گفت فضاهای شهری محصول روابط اجتماعی بوده و ارتباط بین فضاهای شهری اهداف اجتماعی را دنبال می کند، در این راستا درک ارتباط بین فضاهای شهری می تواند به درک الگوهای رفتاری و تحلیلهای کمی و کیفی کمک کند(عباس زادگان و همکاران،1391: 49). بسیاری عقیده دارند که فضای شهری از دو جنبه کالبدی و اجتماعی مورد ارزیابی اندیشمندان قرار گرفته است. بدین معنا که بررسی های کالبدی بیشتر از نگاه معماران و بررسی های اجتماعی از دید جامعه شناسان شهری، برنامه ریزان و جغرافی دانان شهری بوده است. کوین لینچ از دیگر اندیشمندانی است که از نظر وی فضای شهری یکی از عناصر بسیار مهم در خوانایی شهر است و خوانایی از نظر لینچ کلید درک شهر و رابطه اصولی شهروند و شهر است. فضای شهری، فضای پیچیده ای است با خصیصه ی مشترک که هر بخش از آن به مقتضای برخوردهای اجتماعی مفاهیم خاص خود را دارد. این فضا می تواند کارکردی یا سکونتگاهی باشد و یا هر
دو هدف را همگام تعقیب بکند، اگر چه بین این دو فضا از لحاظ وسعت، همگونیهایی نتوان یافت(فرید،1380: 27).

2-1-2- عدالت
عدالت فضیلتی است مرتبط با نظم خوب و نظام مطلوب. عدالت در مفهوم عام خود برای توصیف خصوصیت کلیت نظام جامعه به کار می رود. غالبا نظم عادلانه و نظم خوب را به یک معنا به کار می برند. با این حال واژه ی عدالت در گذر زمان دستخوش دگرگونی معنایی شده و در دیدگاههای مختلف با معانی متفاوتی به کار رفته است.
عدالت عملی است که هم به سود عامل و هم به سود همگان است. هابز6 و هیوم7 در سده های هفدهم و هیجدهم مهمترین نماینده این نظریه بودند. به نظر هابز عدالت عبارت است از اجرای تعهداتی که فرد از روی نفع طلبی به اجرای آنها رضایت داده است. پس عدالت قرارداد است، هیوم نیز که متاثر از اندیشه هابز، و الهام بخش مکتب اصالت فایده بود عدالت را در تأمین منافع متقابل می دید(بشریه،1376: 36). دیوید هیوم بر این عقیده است که عدالت تنها در یک جامعه متوسط الحال معنی و مفهوم پیدا می کند در جامعه ای که مردم با گرسنگی و بی سر پناهی دست به گریبان اند، بحث از عدالت بی معنی خواهد بود. در چنان جامعه ای حواس مردم وقف آن است که زنده بمانند و طعمه ی مرگ نشوند. در جامعه ای نیز که همگان از همه ی لذات و نعمت ها برخوردار باشند جایی برای بحث درباره عدالت وجود ندارد(حجتی و مظرزاده،1387: 41).
مفهوم عدالت از منظرهای مختلف قابل تأمل است و مفاهیمی، چون عدالت اجتماعی، عدالت فضایی، عدالت جغرافیایی و عدالت محیطی نیز متأثر از چند بعدی بودن این مفهوم است. از میان گستره های مفهومی عدالت ، عدالت اجتماعی یا عدالت توزیعی بیشترین سازگاری مفهومی را با جغرافیا دارد. این گونه عدالت بر توزیع برابر فرصتها و منابع در میان افراد ملت، اقشار گوناگون اجتماعی و نواحی مختلف در گستره ملی جدای از ناهمگنی های فضایی و فرهنگی اشاره دارد(کاویانی راد، 1385: 282) عدالت اجتماعی از مفاهیمی است که در تاریخ زندگی بشر، کاربردها و برداشت های مختلفی داشته است و مفهوم آن همیشه مورد گفت وگو و کشمکش اندیشمندان مختلف بوده است، به گونه ای که درک انسان معلول با یک انسان مستعد از مفهوم عدالت، متفاوت خواهد بود، همین طور فردی از طبقه ی پایین اجتماعی با فردی توانگر با پایگاه اقتصادی بالا، فردی مسلمان با فردی غیر مسلمان، شهروند ساکن در منطقه ی مرفّه نشین پایتخت با یک فرد ساکن در روستای دور افتاده و… هر یک دیدگاه های متفاوتی از مفهوم عدالت دارند. بنابراین می توان گفت: “عدالت نیز مقید به زمان و مکان و نوع روابط نظام و ساختارهای اجتماعی است”(حاتمی نژاد و راستی،1388: 39).

2-1-2-1- عدالت جغرافیایی
جغرافیا علمی است که به مطالعه پدیده های عینی که دارای بعد فضایی اند می پردازد. پراکنش پدیده ها در قالب فشردگی، پراکندگی، تقسیم بندی و سهمیه بندی اساس برنامه ریزی برای مدیریت فضاست. رویکرد بنیادی علوم جغرافیایی به ویژه جغرافیا ی انسانی رسیدن به تعادل یا تداوم تعادل در میان اجتماعات انسانی در راستای بهزیستی بوده است. عدالت جغرافیایی یکی از مقولات برنامه ریزی مبتنی بر جغرافیاست. بعد توزیعی عدالت بیشترین هماهنگی را با عدالت جغرافیایی داشته است. عدالت جغرافیایی ضمن تاکید بر نقش محیط در برخورداری یا عدم برخورداری نواحی مختلف از توان های محیطی ناهمگن، بیشترین اثرگذار مبحث عدالت را، نظام های سیاسی و ایدئولوژیک می داند زیرا برنامه ریزی در راستای توزیع عادلانه فرصتها اساس عدالت جغرافیایی است(کاویانی راد، 1385: 292). بنابراین می توان گفت عدالت جغرافیایی در بعد ملی عمدتا بر وجه توزیعی عدالت با توجه به ناهمسانی های ناحیه ای، حفظ تعادل مناسبات انسان و محیط، برخورداری همسان شهروندان از فرصت ها و کاهش آثار زیانبار ناشی از عدم توزیع عادلانه فرصتها و امکانات در گستره سرزمین ملی با محوریت مقوله تنوع فضایی تاکید دارد. مبحث عدالت جغرافیایی رویکرد نوینی در جغرافیای انسانی می باشد و رهیافت آن تنظیم و تعدیل ناهمگنی های فضایی است که برابری انسانها را از فرصتهای موجود آسیب پذیر ساخته است. در گستره مطالعات غیر سنتی مرتبط با امنیت، جغرافیا به مفهوم پیش گفته اهمیت روزافزونی یافته است. بنابراین عدالت جغرافیایی بر آن است که با مدیریت بهینه فضا، رضایت خاطر شهروندان را در سطوح و مقیاس های مختلف تامین نموده و موجب افزایش ضریب امنیت و ثبات ملی گردد(همان: 275-277).

2-1-2-2- عدالت محیطی
مباحث عدالت محیطی عمدتا توسط هاروی(1996)، پیولید8(1998) و تایلور9(2000) مطرح شده اند. اصطلاح برابری محیطی نیز توسط(EPA)10 در تائید عدالت محیطی مطرح شد و به سرعت در جامعه امریکا رشد کرد. عدالت محیطی در پی ایجاد تضمین برای همه ی مردم بدون توجه به نژاد،ملیت یا درآمد است و به شدت از نژاد پرستی محیطی و تبعیض نژادی در تصمیم سازی های محیطی از آنچه که پیلور از آن به عنوان پروژه های نژادی یاد می کند انتقاد می نماید(محمودی،1389: 52-54) عدالت محیطی جنبشی اجتماعی است برای حمایت از کسانی که بار مخاطرات زیست محیطی را بر دوش دارند. این جنبش تلاش دارد تا مانع تبدیل اجتماعات اقلیت و کم درآمد به مزبله ی صنایع و اقشار بهره مند جامعه شود. گروههای مختلفی در جنبش عدالت محیطی حضور دارند که می کوشند تا کیفیت محیط زیست شهری ارتقا یابد، صنایع مسمومیت زا تابع نظم بهتری شود، خطرات مواد سمی برطرف گردد، کارگران بخش صنعتی و کشاورزی تحت
پوشش حمایتی قرار گیرند و فرآیندهای تصمیم گیری اصلاح شوند. عدالت محیطی سه موضوع مهم را در مطالعات خود مورد توجه قرار می دهد:
– چگونگی ظرفیتهای محیطی(در تحمل مواد آلاینده ی محیط زیست)
– انواع نابرابریها
– مفاهیم روش شناختی در مورد درک و یافتن میزان نابرابری.(حسن زاده،1391: 43).

2-1-2-3- عدالت اجتماعی
مفهوم عدالت اجتماعی از دهه ی 1960 وارد ادبیات جغرافیایی شده و بیش از همه بر دو مکتب رادیکال و لیبرال اثر گذاشته است. با ورود مفهوم عدالت اجتماعی به حوزه جغرافیا، جغرافیدانان به پژوهش در زمینه هایی همچون فقر، نابرابری، نژادپرستی، قوم گرایی، امید به زندگی، حقوق زنان، اسکان غیر رسمی، زاغه نشینی، جرم و جنایت و… گرایش یافته اند و برای اولین بار صدای بازماندگان در جوامع انسانی در علم

پاسخی بگذارید