مقاله رایگان درباره الگوی نظری تحلیل تقاضای انرژی و روش اقتصاد سنجی

دانلود پایان نامه

3- مدلهای شبیه سازی


از مدلهای آماری در دهه 1950 میلادی جهت پیش بینی و تخمین تقاضای انرژی استفاده می شد. در حالت کلی از این نوع مدلها برای برون یابی روند تقاضای انرژی و تعمیم آن به آینده استفاده می شد. در حقیقت این گونه مدلها شامل یک متغیر توضیحی به عنوان پارامتر زمان بودند. در مدلهای آماری نرخ لحظه ای افزایش مصرف انرژی مورد مطالعه قرار می گیرد. نرخ رشد ثابت، نرخ رشد به صورت تابعی خطی و لگاریتمی از سطح جاری مصرف انرژی می باشد. با توجه به کاستی ها و نقاط ضعف مدلهای آماری، بتدریج استفاده از مدلهای اقتصاد سنجی در دهه 1960 میلادی متداول شد. در این دسته از مدلها جهت تعیین و پیش بینی تقاضای انرژی از روابط علی و معلولی و چگونگی تأثیر متغیرهای اقتصادی نظیر قیمت ها و درآمد استفاده می شود. تقاضای انرژی در حالت عمومی به صورت تابعی از قیمتهای انرژی و درآمد نوشته می شود. (زمان زاده، 1390)
پایه و اساس مدلهای اقتصادسنجی بر این اساس استوار است که متغیرها و شاخصهای اقتصادی نظیر قیمتها و درآمد، جزء مهمترین عوامل توضیح دهنده می باشند که می توان از روی آنها سطح و تغییرات تقاضای انرژی را تعیین کرد. اثرات تغییرات فنی مانند افزایش راندمان و بازدهی تجهیزات توسط پیشرفت علمی و نوآوری فنی و یا کاهش شدت انرژی به وسیله مدیریت انرژی، عایق سازی و کاهش تلفات انرژی در این گونه مدلها لحاظ نمی شود. هرچند با تعریف یک متغیر مجازی مانند زمان و یا روند، می توان به نحوی این اثرات را در مدل اعمال کرد. اما این گونه مدلها از لحاظ توضیح پیشرفتهای تکنولوژیکی و اثرات آن بر تقاضای انرژی عاجزند. با توجه به اینکه در چند دهه اخیر، پیشرفتهای فنی و نوآوری تکنولوژیکی اثرات زیادی را روی تقاضای انرژی گذاشته اند، به نظر می رسد که استفاده از این نوع مدلها برای پیش بینی تقاضای انرژی آینده با خطای زیادی همراه باشد. علاوه بر این کاربرد مدلهای اقتصاد سنجی در کشورهای در حال توسعه با مشکلات عمده دیگری روبروست. عدم دسترسی به برخی اطلاعات تاریخی مناسب، غیرقابل اطمینان بودن اطلاعات، کمتر بودن مصرف انرژی از تقاضای انرژی در گذشته، استفاده از سوختهای غیرتجاری و عدم اطلاعات مربوط به حجم قیمتهای آنها از جمله عواملی هستند که استفاده از این نوع مدلها برای پیش بینی و تخمین تقاضای انرژی را با مشکل روبرو می سازد. (زمان زاده، 1390)
مدلهای شبیه سازی در طی سالهای دهه 1970 میلادی متداول شدند. این مدلها بر اساس روشهای مهندسی فرآیند پایه گذاری شده اند. این دسته از مدلها با این فرض که توسعه اجتماعی و اقتصادی و تغییرات فیزیولوژیکی جزء مهمترین متغیرهای توضیح دهنده تقاضای انرژی هستند توسعه یافته اند.
در مدلهای شبیه سازی تقاضای انرژی به صورت بخشی مطالعه می شود. بخشهای اصلی اقتصادی- اجتماعی مانند خانگی، صنعت و حمل و نقل، از یکدیگر متمایزند و تقاضای انرژی در هر بخش تعیین می شود. در بخش خانگی فرض می شود که توسعه اقتصادی- اجتماعی از طریق تغییر شرایط زندگی روی تقاضای انرژی اثر می گذارد. در این بخش نوع خانوار، مصرف انرژی در هر خانوار از مولفه های اصلی تعیین تقاضای انرژی هستند. در بخش تولید توسعه سطح فعالیت هر بخش و شدت انرژی به عنوان عامل موثر در تقاضا در نظر گرفته می شود. عوامل مزبور برای تخمین تقاضای انرژی در آینده بکار می روند. در مدلهای شبیه سازی، تقاضای انرژی به صورت انرژی مفید و لازم مورد مطالعه قرار می گیرد. انرژی مفید لازم به صورت انرژی لازم برای تولید در سطح لازم و فراهم آوری خدمات مورد نیاز تعریف می شود. با محاسبه و تخمین انرژی مفید لازم، تقاضا برای انرژی نهائی از طریق لحاظ نمودن بازدهی فنی محاسبه می شود. معادله عمومی (1) برای محاسبه تقاضای انرژی نهایی به کار می رود. (زمان زاده، 1390)
تقاضا برای انرژی نهائی i در زمان t
انرژی مفید j در زمان t
ضریب نفوذ سوخت i برای تامین تقاضا برای انرژی مفید j
راندمان سیستم در زمان t
در مدلهای شبیه سازی توسعه اقتصادی- اجتماعی و پیشرفت فنی به صورت صریح در نظر گرفته می شوند و تاثیرات آنها روی تقاضای انرژی می تواند مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. در این مدل ها مشخصه های اقتصادی مانند قیمت ها و درآمد به صورت صریح لحاظ نمی شوند بلکه با استفاده از شدت های انرژی سطوح فعالیت و راندمان ها، این عوامل به طور ضمنی در مدل لحاظ می شوند.
تاثیر درآمد روی تقاضای انرژی در گروه بندی خانوارها و چگونگی جابجائی آن ها در گروه های مختلف هزینه ای منعکس می شود. بطور خلاصه می توان گفت مدل های شبیه سازی مبتنی بر تحلیل تقاضای انرژی در بخشهای مختلف می باشند. این مسئله ابزار مفیدی را برای تحلیل تاثیر ساختار اقتصادی روی تقاضای انرژی فراهم می کند. از این نمونه مدل ها به مدل های از قبیل مدل MAED، MADE و غیره می توان اشاره نمود.
دراین میان، سطح زندگی خانوار مهمترین عامل موثر بر تقاضای انرژی مفید و نهائی در بخش خانگی است. سطح زندگی و رفاه بیانگر درجه دسترسی خانوار به امکانات، تجهیزات و تسهیلات زندگی است و میزان مصرف انرژی خانواده به امکانات و تجهیزات در دسترس خانواده بستگی دارد.(عنوروزی، 89)
2-1-23-1- الگوی نظری تحلیل تقاضای انرژی
روش اقتصاد سنجی مدلسازی تقاضای انرژی:
در دهه 1960 استفاده از الگوهای اقتصاد سنجی در مورد الگوسازی تقاضا برای کالاها و خدمات گسترش یافت، این امر به طور وسیعی تقاضا برای انواع مختلف حامل های انرژی نیز در برگرفت. در این الگوها، تقاضای انرژی تابعی از متغیرهای اقتصادی نظیر درآمد و قیمت ها و متغیرهای غیر اقتصادی مانند تعداد استفاده کنندگان و درجه حرارت هوا است. (رنجبر، 1390)
نحوه مدلسازی تقاضای انرژی به کمک روش اقتصادسنجی را می توان در 5 مرحله خلاصه نمود √ تعیین متغیرهای توضیحی محتمل
√ تعیین فرم تابع ارتباط دهنده ی متغیرهای توضیحی با تقاضای انرژی
√ جمع آوری اطلاعات مربوط به متغیرهای درنظر گرفته شده
√ انجام تحلیل رگرسیون
√ آزمون و اعتبار سنجی مدل
به لحاظ تجربی تابع تقاضا را می توان در صورت های گوناگون خطی، نمایی و لگاریتمی به شکل زیر بکار برد.
(1)
(2)
(3)