مقاله رایگان درباره روش حداقل مربعات معمولی و هدفمند کردن یارانه ها

دانلود پایان نامه

1-آقایان تقی ابراهیمی سالاری، سید محسن سید آقای حسینی و خانم مهدیه عربشاهی با همکاری یکدیگر تحقیقی تحت عنوان «بررسی تأثیر هدفمند کردن یارانه ها برمیزان مصرف گاز طبیعی در بخش خانگی شهر مشهد» انجام داده اند.
هدف تحقیق این بوده است که معلوم گردد آیا اجرای هدفمند کردن یارانه ها تأثیری بر میزان مصرف گاز طبیعی در بخش خانگی شهر مشهد داشته است یا خیر؟ به این منظور ابتدا تقاضای کل گاز طبیعی ومتوسط مصرف گاز طبیعی هر خانوار در مشهد برحسب متغیرهای قیمت، هزینه خانوار، تعداد مشترکین و دما با استفاده از داده های فصلی سری زمانی سال های 1385 تا 1389 با استفاده از نرم افزار Eviews وبا روش حداقل مربعات معمولی تخمین زده شده است و در نهایت براساس کشش های قیمتی و درآمدی برآورده شده، تغییرات مصرف بررسی شده است نتایج حاکی از آن است که اجرای طرح هدفمندی یارانه ها در کاهش مصرف گاز طبیعی موفقیت آمیزبوده است.
2-آقایان امیر علی مهاجرپور، مهرداد بلادی و کامبیز شیخی تحقیقی تحت عنوان «بررسی اثر هدفمند سازی یارانه ها در ناحیه غرب کارون استان خوزستان و مدل سازی این اثر در محاسبات بهینه پست های توزیع برق» انجام داده اند.
هدف این تحقیق بررسی اثر هدفمندسازی یارانه ها، بر نحوه مصرف مشترکین بوده است.
به این منظور با استفاده از تعرفه های مختلف، تأثر پیاده سازی این سیاست بر الگوی مصرف و میزان مصرف انرژی وتوان الکتریکی در هر تعرفه با استفاده از نتایج حاصل از اندازه گیری های میدانی انجام شده (نصب دستگاه ثبات در یک بازه زمانی معین) مورد تحلیل قرار گرفته است و نتایج نشان می دهد که الگوی مصرف در برخی از تعرفه ها تغییر نموده و تخمین میزان مصرف انرژی و توان الکتریکی در اکثر تعرفه ها کاهش قابل ملاحظه ای داشته است.
3-آقایان علیمراد شریفی، مهدی صادقی و عابدین قاسمی تحقیقی تحت عنوان «ارزیابی اثرات تورمی ناشی از حذف یارانه های حامل های انرژی در ایران» انجام داده اند.
هدف این پژوهش، ارزیابی اثرات تورمی ناشی از حذف یارانه بوده است نتایج نشان می دهد که افزایش قیمتی انرژی حامل های انرژی بر هزینه تماس بخش ها اثر دارد.
به گونه ای که این تاثیر در بخش های صنایع محصولات معدنی غیرفلزی، جنگلداری و صنایع تولیدی و فرآورده های نفتی بیشتر از سایر بخش هامی باشد و در میان حامل های انرژی، اثرات تورمی افزایش قیمت برق بیش از سایر حامل های انرژی بوده است.
4-آقایان علی چنگی آشتیانی و مهدی جلولی، تحقیقی تحت عنوان «برآورد تابع تقاضای برق و پیش بینی آن برای افق چشم انداز 1404 ایران و نقش آن در توسعه کشور با توجه به هدفمند شدن یارانه های انرژی» انجام داده اند.
هدف این پژوهش این است که معلوم گردد آیا سیاست های قیمتی می تواند در مهار تقاضا موثر باشد یا خیر؟
در این پژوهش با استفاده از داده های سری زمانی در اقتصاد سنجی، بخصوص مدل های پویایا خود توضیح یا وقفه های توزیعی و سازوکار تصحیح خطا، روابط بلند مدت و کوتاه مدت ومدل تقاضای انرژی الکتریکی کل برآورده شده است ونتایج نشان می دهد که بی کشش بودن تقاضای برق نسبت به قیمت که در سایر مطالعات در ایران و کشورهای دیگر بدست آمده بود در این تحقیق نیز تأیید شد یعنی سیاست های قیمتی نمی تواند در مهار تقاضا در دراز مدت موثر باشد.
5- امینی (1389)، در پژوهشی تحت عنوان: هدفمندکردن یارانه ها و بخش کشاورزی به این نتیجه دست یافت که: اعطای یارانه به تولید بخش کشاورزی سهم اندکی از کل یارانه های بخش های دیگر دارد. و بهتر است دولت با هوشمندی و تدبیر و رعایت اولویت ها با افزایش سهم تولید از یارانه های اختصاص یافته حمایت خود را از تولید کشاورزی افزایش دهد. لذا از میان یارانه های تولید کشاورزی، یارانه بیمه کشاورزی از نظر فنی و مدیریتی توجیه منطقی دارد، چرا که با بیمه نخست آنکه: شاغل واقعی فعالیت کشاورزی از حمایت برخوردار شده ثانیاً: بیمه با بهبود شاخص های مدیریتی به افزایش بهره وری عوامل تولید کمک کرده و چرخه ای ایجاد می کند که اعطای یارانه باعث افزایش بهره وری می شود و افزایش بهره وری، اصولاً نیاز به بخش حمایت دولت را کم رنگ می کند. (عمارمحمدزاده90)
6- صادقی و همکاران (1389)، در پژوهشی تحت عنوان : اثرات افزایش قیمت حامل های انرژی بر متغیرهای کلان اقتصادی با استفاده از یک مدل خود رگرسیون برداری ساختاری، به این نتیجه دست یافت که با اصلاح قیمت حامل های انرژی، رشد اقتصادی و مصرف بخش خصوصی کاهش یافته، ولی تورم افزایش می یابد. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که تعدیل قیمت انرژی، بیشترین تأثیر را در توضیح دهندگی نوسان های تورم دارد، به طوری که در میان مدت و بلند مدت 40 درصد از تغییرات و نوسان ها در تورم با تکانه های شاخص قیمت انرژی توضیح داده می شود. از دیگر یافته های این مطالعه این است که در بلند مدت شوک های شاخص قیمت انرژی به ترتیب در حدود 20 و 11 درصد از نوسان های مصرف بخش خصوصی و تولید ناخالص داخلی را توضیح می دهد. لازم به ذکر است که همه نتایج بدست آمده بدون در نظر گرفتن اثرات باز توزیع پرداخت منابع دریافتی دولت از محل یارانه ها است. (عمارمحمدزاده90)
7- مهرابی (1390)، در پژوهش خود تحت عنوان هدفمند کردن یارانه ها و نقش آن در اصلاح الگوی مصرف بخش کشاورزی در افق ایران، به این نتیجه دست یافت که هدفمندکردن یارانه ها به عنوان یکی از محورهای تحول اقتصادی از جایگاه رفیع اقتصادی برخوردار است لذا با توجه به اتلاف منابع، اسراف، بی عدالتی در اقتصاد کشور، هدفمندکردن یارانه ها به یک ضرورت در امر کشاورزی(محصولات کشاورزی) محسوب شده که می توان از آن (بخش کشاورزی) به عنوان یکی از مؤلفه های مهم قدرت ملی یاد کرد. چرا که باعث صرفه جویی و یا به عبارت دیگری اصلاح الگوی مصرف در امور کشاورزی سطح جامعه می شود. (عمارمحمدزاده90)
8- صالحی اصفهانی (1388)، در پژوهش خود تحت عنوان طرح هدفمندی یارانه ها، به نکات زیر اشاره کرده است:
1- هدفمندی یارانه می تواند به صورت بالقوه منجر به کاهش فقر و نابرابری درآمدی در ایران گردد.
2- افزایش یارانه انرژی در ایران، به گسترش آلودگی هوا و تخریب محیط زیست دامن زده است. به این ترتیب مشخص می شود که به چه دلیل در مورد اصلاح یارانه های انرژی در ایران اجماع نسبی وجود داشته و برنامه اصلاح یارانه حامل های انرژی، جزو برنامه های دولت بوده.
3- در مورد پرداخت برابر و نابرابر یارانه نقدی به افراد مشمول یارانه، دو موضوع مهم مطرح می شود:
الف) آیا یارانه نقدی به همه خانوارها به طور برابر پرداخت شود یا به برخی خانوارها بیشتر و به برخی کمترودر صورتی که مکانیزم مناسبی برای شناخت خانوارهای فقیر وجود داشته باشد، پرداخت نابرابر یارانه (پرداخت صرفاً به خانوارهای فقیر) نقدی توجیه پذیر است.
ب) آیا پرداخت یارانه نقدی به اعضای هر خانواده به طور برابر صورت گیرد (پرداخت مبلغی یکسان به هر یک از اعضای خانواده) یا به طور نابرابر (مثلاً، پرداخت یارانه همه اعضای خانواده، به پدر، مادر و یا هر دوی آنها؟ نتایج پژوهش های متعدد صورت گرفته در کشورهای مختلف، به این نتیجه گیری منجر می شوند که پرداخت یکجای تمام سهم هر خانواده فقیر به سرپرست خانوار، ریسک صرف شدن کمک های مالی در موارد نامناسب (مانند، انواع مخدر) به جای نیازهای اصلی خانواده های فقیر (تغذیه، پوشاک، بهداشت و آموزش) را افزایش دهد. البته در این زمینه در کشور ایران پژوهشی انجام نشده است.
4- اگر یارانه نقدی صرفاً به خانوارهایی تخصیص یابد که درآمدشان از یک مقدار مرزی مشخص پایین تر است، نتیجه این خواهد شد که اغلب خانوارهای نزدیک به یک مرز، مرتباً در تلاش برای پنهان کردن اموال و هرچه فقیرتر جلوه دادن خود خواهند بود. ریشه اصلی چنین معضلی، به فقدان یک سیستم جامع گزارش سالانه درآمدهای شخصی در ایران مربوط می شود. به نظر می رسد که هم اکنون فرصت مناسبی است تا در ایران نیز مانند بسیاری از کشورهای دیگر، سیستمی طراحی شود که براساس آن، هر فرد دارای درآمد موظف باشد که جزئیات مربوط درآمدهای سالانه خود را به دولت گزارش دهد.
5- حذف یارانه های انرژی یک ضرورت مهم تلقی می شود زیرا استمرار روند فعلی پرداخت یارانه به انواع انرژی، هم باعث تخریب محیط زیست و افزایش ترافیک شده و هم به زیان فقرا عمل می کند.
6- دو دهک بالای درآمدی تقریباً نیمی از یارانه انرژی را دریافت می کنند در حالی که پایین ترین دهک درآمدی فقط در حدود 4 درصد در یارانه انرژی سهم دارد. ضمناً باید توجه کرد که نابرابری اقتصادی در ایران، بیشترین مقدار را در مقایسه با سایر کشورعای بزرگ خاورمیانه مانند، (مصر، ترکیه) دارد که استفاده از یک مکانیزم کارآمد پرداخت یارانه نقدی، می تواند تا حدی در راستای کاهش این نابرابری عمل نماید.
7- پس از مدت ها حرکتی کاملاً جدی به سمت اصلاح وضعیت یارانه انرژی در ایران، پاسخ به دو پرسش، هم برای سیاستگذاران و هم برای اقتصاددانان، بسیار کلیدی محسوب می شود: