منابع مقالات علمی : مقایسه کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی و سلامت روان در دو …

دانلود تحقیق و پایان نامه ارشد

هر مرحله از رشد و تکامل می تواند به عنوان یک بحران رشد و تکامل محسوب شود. یائسگی مرحله ای طبیعی از زندگی انسان است. یائسگی در زنان با نشانه هایی مانند گرگرفتگی، تعریق شبانه، تپش قلب، مشکلات مثانه، تسریع در تحلیل رفتن بافت استخوانی و مشکلات واژن همراه است مراحل یائسگی شامل مراحل حوالی یائسگی، یائسگی و پس از یائسگی میباشد. در این دوران کاهش کیفیت زندگی شیوع بالای دارد(کیسنر، ۲۰۰۴).
۱-۶-۱-۳٫ سلامت روان
در مورد بهداشت روانی دو تعریف مورد توجه قرار می گیرد : در تعریف اول ، منظور از بهداشت روانی عبارت است از رشته ی تخصصی از بهداشت عمومی است که در زمینه کاهش بیماری های روانی در یک یک جامعه فعالیت می نمایید و بررسی انواع مختلف اختلالات روانی و عوامل مؤثر ی که در بروز آنها نقش دارند، در قلمرو ی کار این علم می باشد. در تعریف دوم بهداشت روانی به معنای سلامت فکر است و به منظور نشان دادن وضع مثبت و سلامت روانی که خود می تواند نسبت به ایجاد سیستم با ارزشی در مورد ایجاد تحرک ، پیشرفت و تکامل در حد فردی ، ملی و بین المللی کمک نماید . زیرا زمانی که سلامت روانی شناخته شد ، نسبت به دستیابی به آن اقدام شود و راه برای تکامل فردی و اجتماعی هموار میگردد.(حسینی ۱۳۷۸ )
۱-۶-۱-۴٫ تصویر بدنی
تصویر بدنی مهمترین بخش تصور فرد از خود است ، زیرا ظاهر فیزیکی فرد ، اولین ویژگی است که در برخورد افراد با فرد دیگر، مورد قضاوت قرار می گیرد.(دلامتر۲۰۰۳)
تصویر ذهنی شامل عقاید و احساست آگاهانه و غیر آگاهانه در مورد بدن است به عبارت دیگر مفهومی متشکل از احساسات فردی در مورد اندازه بدن، جنس، عملکرد و توانایی بدن جهت رسیدن به اهداف می باشد.
۱-۶-۱-۵٫ معنای زندگی
انسان بر خلاف دیگر موجودات همواره چرایی هستی را زیر سوال می برد و میل قوی برای درک خود و دنیای اطراف را دارد. معنای زندگی برای هر فرد ویژه و یکتا است و انسانها با درجات و میزان متفاوتی معنای زندگی را جستجو می کنند. (فرانکل ۱۳۸۶)
و از طرفی هدف و جهت در زندگی به طور مثبت با کارکردهای روانشناختی و سلامت روان مرتبط است . (فرانسیس و هیلز۲۰۰۸) ارزش داری و معناداری زندگی بر دو امر بنا نهاده شده است. (کویین۲۰۰۰) نخست داشتن هدف و غایت نهایی برای زندگی ، هر گاه زندگی بر اساس هدف باشد آن زندگی معنادار است و از طرفی داشتن معنا و جهت در زندگی باعث سلامت روان و سلامت معنوی خواهد شد و افرادی که برخوردار از سلامت معنوی باشند دوران مختلف زندگی را نسبت به بقیه افراد بهتر سپری می کنند.
۱-۶-۲٫ تعاریف عملیاتی
۱-۶-۲-۱٫ کیفیت زندگی
منظور از کیفیت زندگی در این پژوهش، مجموع قضاوت و احساس زن از وضعیت سلامت خودش در حیطههای مختلف ( وازوموتور، روانی اجتماعی ، جسمی و جنسی ) است که به وسیلهی نمره ای که او در پاسخ به پرسشنامه استاندارد شده ی کیفیت زندگی زنان کسب می کند.
۱-۶-۲-۲٫ معنای زندگی
در این پژوهش نمره ای است که فرد در پاسخ به پرسشنامه معنای زندگی استایگر-فرایزر کسب می کند که با آن میزان درک زنان از زندگی و همچنین داشتن یک هدف روشن در زندگی ایشان سنجیده می گردد.
۱-۶-۲-۳٫ سلامت روان
در این تحقیق نمره ای است که زنان در پاسخ به پرسشنامه استاندارد شده سلامت عمومی کسب می کنند.
۱-۶-۲-۴٫ تصویر بدنی
در این تحقیق برای سنجش تصویر بدنی زنان از پرسشنامه خود توصیفی بدنی استفاده که دارای ۱۱ خرده مقیاس، قدرت، استقامت، هماهنگی، سلامت عمومی،انعطاف پذیری، عزت نفس، لیاقت ورزشی، چربی، ظاهر بدنی، فعا لیت بدنی و کل بدن است
فصل دوم
بررسی منابع
۲-۱- مقدمه
اولین گام در هر تلاش فلسفی یا علمی، تعریف دقیق و شفاف مفاهیم مورد استفاده است. مانند بسیاری دیگر از نظریهها در روانشناسی، تعاریف و نظریههای کاملاً متفاوتی از معنا وجود دارد.
یکی از معروفترین تعاریف معناداری زندگی، توسط فرانکل، ارائه شده است. وی معتقد است هنگامی که انسان به فعالیتهای مورد علاقهاش میپردازد، با دیگران ملاقات میکند، به تماشای آثار ادبی، هنری میپردازد و یا به دامان طبیعت پناه میبرد وجود معنا را در خود احساس میکند. همچنین هنگامی که احساس میکند وجود و هستیاش به منبع لایزال پیوند خورده است و خود را متکی به چارچوبها و تکیه گاههای گسترده و قابل اتکایی مانند مذهب و فلسفهای که برای زندگیکردن انتخاب کرده است ،میبیند؛ معنا را در مییابد و آن را احساس میکند .
بعد از فرانکل، صاحبنظران دیگری معنا را تعریف کرده وجنبههای مختلف آن را مورد مطالعه قرار دادهاند . باتیستا و الموند زندگی معنادار را به عنوان یک فرایند باورهای فردی میدانند تا یک منبع نهایی از محتوای باورها. به اعتقاد این پژوهشگران، هرچه فرد به ارزشهای بیشتری باور داشته و متعهد باشد، احساس میکند که زندگیاش از معنای بیشتری برخوردار است. مجتعهد شبستری معتقد است زندگیهای معنادار گوناگون و متفاوتی میتواند وجود داشته باشد که زندگی مؤمنانه یکی از آنهاست.
بامیسر معتقد است هنگامی فرد میتواند احساس کند که از یک زندگی معنادار برخوردار است چهار نیاز او به معنا ارضاء شده باشد.این چهار نیاز عبارتند از ۱- هدفمندبودن زندگی ۲-احساس کارآمدی و کنترل۳-برخورداربودن از ارزشها که بتواند به وسیلهی آنها کنشهایش را توجیه کند ۴- وجود یک مبنای با ثبات و استوار برای داشتن نوعی حس مثبت خود ارزشمندی.
در یک برداشت کلی از این تعاریف میتوان دریافت که آنها در دو جنبه با هم اشتراک دارند)۱) معنا روشی کلی و عام از ارزیابی زندگی است و(۲)منجر به پایینآمدن سطح عواطف منفی (چون افسردگی و اضطراب)و کاهش خطر ابتلا به بیماری روانی میشود(فلدمن و اسنایدر،۲۰۰۵).
در مورد ضرورت معنا در زندگی میتوان گفت که خداوند متعال انسان را آفریده و آفرینش او عبث و بیهوده نبوده است. قران کریم در این باره می فرماید))أفَحَسِبتُم أنَمَا خَلَقنَا کُم عَبَثًا و أنَکُم إلَینَا لَا تُرجَعُون)) ((آیا گمان میکنید که شما را بیهوده آفریدیم و شما به سوی ما باز نمیگردید)) چون ((آفرینش))انسان بیهوده نیست،((آفریده خدا))نیز بیهودهگرا نیست.
برخی اعتقاد دارند که بین معنویت و دینداری باید تفاوت قائل شد برای مثال،لگره(۱۹۸۴)بین معنویت و دینداری تمایز قائل میشود. وی معتقد است که معنویت بر آنچه که در درون قلب به وقوع میپیوندد متمرکز است ولی در دینداری تلاش میشود تا تجارب در درون یک سیستم اعتقادی تدوین شوند و رمزگردانی گردند. در فرهنگ اسلامی/ایرانی هم بین معنویت و دینداری تمایز قائل شدهاند و این دو را یکی نمیدانند. نصر(۱۳۸۷)معتقد است که معنویت در قلب اسلام و کلید فهم جنبههای مختلف آن است. از نظر مسلمانان زندگی معنوی هم بر ترس از خدا مبتنی است و هم بر عشق به او.معناداری زندگی و جایگاه و اهمیت آن برای برخورداربودن از یک زندگی خوب و شاد، امری انکارناپذیر و غیرقابل کتمان است(ریف و سینجر،۱۹۹۸ به نقل از کینگ و دیگران،۲۰۰۶). برخی از مولفان با توجه به یافتههای موجود، ادعا نمودهاند که وجود و احساس معنا در زندگی مانند کلیدی است که میتواند با توجه به یافتههای موجود، ادعا نمودهاند که وجود و احساس معنا در زندگی مانند کلیدی است که میتواند قفل و گره مشکلات زندگی را باز نماید و باعث شود تا افراد کنشهای مثبتی انجام دهند(فرانکل،۱۹۸۴،۱۹۶۳).به همین لحاظ اغلب زندگی معنادار را از عوامل مهم سلامت روانشناختی میدانند(دباتس،فاندر لوبه،زمان،۱۹۹۳؛ فرانکل،۱۹۷۸،۱۹۶۳؛ یالوم،۱۹۸۰؛ زیکا و چمبرلین ،۱۹۹۲؛ به نقل ازاز فلد من و اسنایدر ۲۰۰۵)برخی از روانشناسان مانند آلپرورت (۱۹۵۴)،فرانکل(۱۹۷۲)، و مازولو(۱۹۶۲)، وجود معنا در زندگی، به عنوان مهمترین عامل مؤثر بر کنشهای روانشناختی مثبت میدانند. یافتههای پژوهشی متعددی نشان دادهاند که وجود معنا در زندگی عنصری اساسی در بهزیستی روانی-عاطفی است و به صورت سیستماتیکی با ابعاد گوناگونی ازشخصیت، سلامت جسمی و ذهنی، سازگاری و انطباق با استرسها، مذهب و فعالیتهای مذهبی و اختلالات رفتاری ارتباط دارد. بررسی ارتباط بین وجود معنا درزندگی با سازههای دیگر روانشناسی مثبت مثلا امید و تأثیر تعاملی آنها برای برخورداربودن از یک زندگی شاد و سعادتمند و سلامت روانی در سالهای اخیر به شدت مورد توجه پژوهشگران و صاحب نظران قرار گرفته است.
در سالهای اخیر اسنایدر به عنوان پیشگام و متقدم مطالعه در زمینهی امید، به معنا به عنوان یک عامل کنترل خود مینگرد که به کمک آن، انسان میتواند از عزت نفس خود مراقبت نماید. اسنایدر تعریف ویژهای از کنترل دارد و آنرا سازهای روانشناختی میداند که افراد برای ادراک و فهم بهتر نتایج اعمال خود و رسیدن به پیامدهای مطلوب وپرهیز ازپیامدهای نا مطبوع، از آن بهره میبرند. به این ترتیب، زندگی هنگامی معنادار است که فرد امکان کنترل زندگیش را داشتهباشد و برای رسیدن به اهدافش تلاش نماید. به اعتقاد اسنایدر، برگزیدن هدفهای مناسب و تلاش برای رسیدن به آنها همان چیزی است که به آن تفکر هدفمدار یا امید گفت(فلد من و اسنایدر،۲۰۰۵)
به بیان دیگر اسنایدر و همکارانش(۱۹۹۱)امید را ((مجموعهای شناختی میدانند که مبتنی بر احساس موفقیت ناشی از منابع گوناگون (تصمیمهای هدف مدار) و مسیرها (شیوههای انتخاب شده برای نیل به اهداف) است)). بنابراین، امید یا تفکر هدفمدار، از دو مؤلفهی مرتبط به هم یعنی مسیرهای متفکر و منابع تفکر، تشکیل شده است.” مسیرهای تفکر”انعکاس دهندهی ظرفیت فرد برای تولید کانالهای شناختی برای رسیدن به اهدافش است و منابع تفکر هم عبارتند از افکاری که فرد دربارهی تواناییها و قابلیتهایشان برای عبور از مسیرهای برگزیده تعریف کردهاند تا به اهدافشان برسند. از طریق ترکیب منابع و مسیرها، میتوان به اهداف رسید. اگر هر کدام از این دو عنصر شناختی وجود نداشته باشند، رسیدن به اهداف غیر ممکن است. شواهد تحقیقاتی زیادی وجود دارند که نشان میدهند بین بالابودن میزان امید افراد و موفقیت آنها در فعالیتهای ورزشی، بالا بودن میزان پیشرفت تحصیلی، سلامت جسمی و روانی بهتر و بیشتر مؤثربودن روشهای رواندرمانی مورد استفاده در درمان اختلالات، ارتباط وجود دارد(اسنایدر،۲۰۰۲؛اسنایدر فلدمن،شوری و راند،۲۰۰۲).
از آنجا که عناصر دوگانهی سازندهی امید، یعنی منابع و مسیرها، بیانگر فرایند افکار هدفمدار میباشند و تفکرات هدفمدار هم از لحاظ نظری نقطهی مرکزی و ثقل معنا در زندگی هستند، پس میتوان فرض نمود که تفکرات امیدوارانه پیامد اصلی معناداری درزندگی میباشد(اسنایدروفلدمن ۲۰۰۵).
اسنایدر و فلدمن ۲۰۰۵ ، معتقدند که معناداری زندگی، سازههای گستردهتر از امید است و میتوان امید را به عنوان عنصری از زندگی معنادار به حساب آورد، پس امید میتواند به خوبی پیشبینیکننده سلامتی روانی و جسمی باشد. به این ترتیب بر اساس رابطهای که بین امید و معنا در زندگی وجود دارد بر اساس یافتههای یک دهه تحقیق بر روی امید و معنا در زندگی که نشان میدهند یک نوع رابطهی تجربی تضمین شده بین امید و معنا و تأثیر این دو، بر شاخصههای سلامت روان و رضایت از زندگی میباشد.
پژوهشهای زیادی به بررسی اثرات معناداری زندگی به تنهایی یا همراه با امید بر روی سلامت روانی، عاطفی، تواناییهای شناختی و عواطف مثبت پرداختهاند. برای مثال پژوهشهای قبلی نشان دادهاند که امید و به تبع آن زندگی معنادار، ارتباط زیادی با توانایی حل مسئله (اسنایدر و دیگران ، a1991 )، سلامت روانشناختی ( اسنایدر،ایرونیک و آندرسون،b1991) و بهبود علائم ناشی از افسردگی (پلاس کلاو سنر و دیگران ، ۱۹۹۸) دارد .
اسنایدر و فلدمن (۲۰۰۵)در مطالعهای که به بررسی میانجیگری امید بین معنا در زندگی و اضطراب و افسردگی پرداخته به این نتیجه رسیدند که امید میتواند به عنوان یک متغییر میانجی عمل نماید. اما معتقدند که این یافتهها باید در تحقیقات دیگر و با آزمودنیهای متفاوت و با ابزارهای دیگر، مورد آزمون قرار گیرد. همچنین ذکر این نکته ضروری است که اسنایدر و فلدمن (۲۰۰۵) پیامدهای منفی معناداری زندگی و امید را نیز بررسی نموده و تأثیر این شاخصها را بر ابعاد مثبت زندگی نظیر احساس شادی و رضایت از زندگی را به پژوهشهای آتی واگذار نمودهاند.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی ارتباط در زندگی و امید بر روی شاخصهای سلامت روان و بررسی نقش واسطهای امید در رابطه معناداری زندگی و سلامت روانی بود. یافتهها به ترتیب سوالات پژوهش نشان دادند که اولاً بین معناداری زندگی و امید با شادی و رضایت از زندگی رابطه معنادار مثبتی دیده میشود که مطابق با انتظار است و با یافتههای واله، هوبنر و سولدو(۲۰۰۶)،اسنایدر و همکارانش(۱۹۹۷)، چانگ(۱۹۹۸)، اسنایدر(۲۰۰۰)، اسنل و بکر(۲۰۰۶)، زیکا و چمبرلین(۱۹۹۲)، رکر(۱۹۹۷)، وونگ(۱۹۹۸) همخوان است. اما بین معناداری زندگی و امید با افسردگی رابطهای معنادار ولی منفی وجود دارد که با یافتههای پژوهشی اسنایدر و همکارانش(۱۹۹۷)، چانگ(۱۹۹۸)، اسنایدر(۲۰۰۰)، اسکنل و بکر(۲۰۰۶)، زیکا و چمبرلین(۱۹۹۲)، رکر(۱۹۹۷)، و اسنایدر و فلدمن (۲۰۰۵) همخوان است.
تبیین رابطه بین امید که مؤلفهای از معناداری زندگی است با سلامت روانی، شادی، رضایت از زندگی کار چندان دشواری نیست. به اعتقاد اسنایدر (۲۰۰۰)و اسنایدر و فلدمن(۲۰۰۵)در سالهای اخیر، روانشناسان به سازه امید به عنوان یک نقطه قوت روانشناختی نگریسته و معتقدند که این سازه میتواند به پرورش و ایجاد سلامتی روانی کمک زیادی بنماید.
۲-۲٫کیفیت زندگی
۲-۲-۱٫ تاریخچه کیفیت زندگی

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir