منابع تحقیق درمورد آموزش مهارت های اجتماعی و احساس خود کار آمدی

دانلود پایان نامه

( آموزش مهارت های اجتماعی رفتاری
( آموزش مهارت های درک اجتماعی
( آموزش استفاده از خود آموزی برای هدایت رفتار
( آموزش مهارت های حل مسائل اجتماعی
( جایگزین کردن افکار غیر مفید با افکار مفید و مثبت
( مهارت های آرام بخشی و مواجهه برای کنترل اضطراب اجتماعی
( تلفیق و اعمال این مهارت ها در مورد مشکلات اجتماعی خاص نظیر دوستی با دیگران، کنارآمدن با تمسخر و اذیت دیگران یا برخورد مناسب با اختلاف نظرها.
2-18 مفهوم خودکارآمدی
خود کارآمدی عبارت است از قضاوت افراد در مورد توانایی هایشان برای سازماندهی و اجرای یک سلسله کارها برای رسیدن به انواع تعیین شده عملکردها(بندورا ، 1386 به نقل از پینتریچ و شانک ،1385). به عقیده بندورا(1994، به نقل از فیست و فیست ،1387) اعتقاد افراد به کارآمدی شخصی شان بر جریان عملی که برای دنبال کردن انتخاب می کنند، مقدار تلاشی که به خرج می دهند، مدت زمانی که در صورت روبرو شدن با موانع و تجربیات استقامت می کنند و بهبود پذیری آنها بعد از بد بیاری ها تأثیر دارد. هر چند کارآمدی شخصی تأثیر علیتی نیرومندی بر اعمال افراد دارد، اما تنها عامل تعیین کننده نیست. بلکه کار آمدی شخصی برای تولید رفتار با محیط، رفتار قبلی و سایر متغیرهای شخصی، مخصوصاً انتظارات پیامد، ترکیب می شود. افراد دارای خودکارآمدی بالا باور دارند که می توانند کاری انجام دهند که توان تغییر دادن رویدادها ی محیطی را دارد و آن هایی که خود کارآمدی شخصی پایینی دارند، معتقدند اصولاً نمی توانند رفتار مهمی انجام دهند. طبق نظر بندورا، سطوح ادراک خودکارآمدی افراد تعیین کننده احتمال شروع به انجام یک کار و میزان تلاش و پافشاری در انجام آن کار می باشد(بندورا، 1997 به نقل از شولتز ، 1384). باورهای خودکار آمدی، برآوردی احتمالی از میزان اطمینان فرد در انجام شایسته رفتاری خاص یا زنجیره ای از رفتارهای خاص در جهت کنترل و اداره موقعیت های متصور است. در واقع باور خود کارآمدی با ظرفیت اداره شده ی افراد برای تولید نتایج و دستاوردهای از پیش تعیین شده ارتباط نزدیکی دارد.
نظریه پردازان شناختی معتقدند که باورهای خود کارآمدی یا قضاوت های افراد در مورد توانایی هایشان، مسیر فعالیت و جریان عملکرد های افراد را مشخص و سازمان دهی می کند. همچنین باورهای خود کارآمدی، تلاش، انتخاب ها و پشتکار افراد را در مقابل سختی ها تحت تأثیر قرار می دهد. باورهای خود کارآمدی تا حدی می توانند به نحو مطلوبی پیش بینی کننده رفتار و نه توانایی واقعی رفتار باشند، زیرا این باورها ابزارهایی هستند که تعیین می کنند اشخاص با دانش و مهارت هایی که دارند چه کارهایی را می توانند انجام دهند. نقش واسطه ای این باورها، این است که چرا افراد دارای مهارت ها و دانش مشابه، عملکردهای متفاوتی دارند(پاجارس ،1996به نقل از صادقی، 1387).
2-19 ابعاد خود کارآمدی
به طور کلی باورهای خود کارآمدی از لحاظ سطح، نیرومندی و عمومیت با یکدیگر تفاوت دارند:
الف. سطح: باور های خود کارآمدی در یک حوزه ممکن است در حد فعالیت های ساده، متوسط و دشوار باشند، لذا انتخاب فعالیت ها باید مبتنی بر میزان نیرومندی احساس خود کارآمدی افراد باشد. انتخاب نادرست فعالیت، منجر به تضعیف احساس خود کارآمدی می گردد. افراد در رویارویی با فعالیت ها و تکالیف خیلی ساده، احساس کاذب خود کارآمدی و در مواجهه با فعالیت ها و تکالیف خیلی دشوار احساس عدم خود کارآمدی خواهند کرد.
ب. نیرومندی: یکی از ابعاد خود کارآمدی، بعد نیرومندی است. باورهای خود کارآمدی ضعیف در اثر تجارب ناموفق به سهولت بی اعتبار می گردند. افرادی که اعتماد بالایی نسبت به توانایی های خود دارند در برابر مشکلات و سختی ها نیز کار آمدی خویش را حفظ می نمایند. بنابراین احساس خود کارآمدی هر چه قدر نیرومندتر باشد ثبات و دوام آن بیشتر خواهد بود. همچنین رابطه بیشتری با رفتار پیدا می کند.
ج. عمومیت: افراد ممکن است در حد یک حوزه یا تنها بخشی از آن حوزه خود را کار آمد بدانند. باورهای خود کارآمدی در این بعد، متأثر از عواملی همچون شباهت فعالیت ها و حیطه بروز آن ها در رفتارهای شناختی و عاطفی، کیفیت، شرایط و ویژگی های افرادی که آن رفتار یا فعالیت به آنان مربوط می گردد، می باشد(بندورا، 2000 به نقل از کدیور، 1385).
2-20 منابع اطلاعاتی خود کار آمدی
بندورا معتقد است که باورهای افراد در مورد خود کارآمدی شان تحت تأثیر چهار منبع عمده رشد و تحول می یابند.
دستیابی به عملکرد: مؤثرترین و با نفوذترین منبع داوری احساس خود کارآمدی دستیابی به عملکرد است. تجربه های موفق قبلی نشانه های مستقیم را برای سطح تسلط و کفایت فرد فراهم می آورند. موقعیت های پیشین قابلیت های فرد را نشان می دهند و احساس خود کار آمدی بالایی را در فرد ایجاد می کنند. شکست های قبلی مخصوصاً شکست های مکرر در کودکی، احساس خود کارآمدی پایینی را در فرد به وجود می آورند(بندورا، 1997 به نقل از شولتز، 1384).
تجربه های جانشینی: دومین منبع برای ایجاد نیرومند سازی باورهای خود کار آمدی تجارب جانشینی می باشد که به واسطه الگوهای اجتماعی فراهم می گردد و باورهای خود کار آمدی تحت تأثیر مشاهده رفتار و پیامدهای رفتار دیگران قرار دارد؛ به خصوص افرادی که به عنوان الگو پذیرفته می شوند. افراد از این اطلاعات برای شکل دهی باورهایشان درباره رفتارها و پیامدهای رفتارها یشان بهره می گیرند و این امر کاملاً وابسته به این است که افراد چه قدر خودشان را شبیه فردی بدانند که مشاهده می کنند(مادوکس ، 1991به نقل از جعفر بیگی، 1387).
متقاعد سازی کلامی: متقاعد سازی کلامی سومین و رایج ترین منبع اطلاعاتی برای نیرومندسازی باورهای خود کارآمدی افراد است. متقاعد سازی به منظور قانع کردن مردم در مورد این که توانایی خاصی را دارند که آن ها را قادر می سازد آنچه را که به دنبالش هستند بدست بیاورند، مورد استفاده قرار می گیرد. تشویق و ترغیب به تنهایی تأثیر محدودی در ایجاد و افزایش خود کار آمدی پایدار و مداوم دارد ولی می تواند روی عملکرد مؤثر باشد، به شرط آن که واقع بینانه باشد. افرادی که از طریق متقاعد سازی کلامی، قانع شده اند که دارای توانایی های لازم هستند تلاش پیگیر و مداوم تری از خود نشان می دهند. بر عکس کسانی که به توانایی خود شک دارند و در مقابله با شکست، کمبودهای شخصی خود را در نظر می گیرند کمترین تأثیر را از متقاعد سازی کلامی دریافت خواهند کرد(جعفر بیگی، 1387).
انگیختگی هیجانی: چهارمین منبع اطلاعات درباره خود کارآمدی، سطح انگیختگی هیجانی است. افراد غالباً اطلاعاتی از قبیل سطح ترس یا آرامش را در یک موقعیت فشار زا به عنوان پایه ای برای توانایی سازگاری مورد استفاده قرار می دهند. بندورا اشاره می کند که مردم وقتی بیشتر مستعد داشتن انتظار موفقیت هستند که به وسیله انگیختگی آزارنده احاطه شده باشند تا وقتی که دارای تنش بوده و از نظر احشایی آشفته باشند. در فعالیت هایی که مستلزم قوت و استقامت هستند، مردم خستگی و دردهای خود را به صورت شاخص هایی از کارایی بدنی می بینند(بندورا، 1997 به نقل از شولتز،1384).
2-21 شیوه های افزایش خود کارآمدی
بندورا معتقد است که با به کار بردن چهار منبع ذکر شده، می توان سطح خود کارآمدی فرد را به شیوه های زیر بالا برد:
با قرار دادن فرد در معرض تجارب موفق از طریق ترتیب دادن هدف های قابل دسترس و افزایش امکان حصول عملکرد او.
با قرار دادن شخص در معرض الگوهای مناسبی که در عمل موفق هستند و افزایش تجربه های جانشینی موفق فرد.