منبع تحقیق درمورد راهبردهای مقابله ای و توانایی ادراک شده

دانلود پایان نامه

این موارد عبارتند از: مقابله شناختی- گرایشی، مقابله شناختی- اجتنابی، مقابله رفتاری- اجتنابی، مقابله رفتاری- گرایشی.


مقابله شناختی- گرایشی: عبارت است از تجزیه و تحلیل شناختی و ارزیابی مجدد موقعیت تنش زا. پذیرش مسئولیت و خویشتنداری، فرآیندهای شناختی مواردی نظیر؛ توجه به جنبه ای از موقعیت در هنگام رویارویی با مشکل، بهره گیری از تجربیات گذشته، پذیرش واقعی بودن موقعیت و در عین حال بازسازی و ساماندهی مجدد آن، برای یافتن پاسخی مطلوب را شامل می شود.
مقابله رفتاری- گرایشی: شامل جستجوی راهنمایی و حمایت و بکارگیری روش های مناسب از طریق مقابله مبتنی بر حل مسأله در رویارویی مستقیم با یک رویداد و پیامدهای آن است.
مقابله شناختی- اجتنابی: پاسخ هایی را دربرمی گیرد که هدف آن انکار یا به حداقل رساندن آسیب های یک بحران یا پیامد آن است. با این که شخص موقعیت را هماهنگونه که وجود دارد می پذیرد اما آن را تغییر ناپذیر فرض می کند.
مقابله رفتاری- اجتنابی: شامل رفتارهای جایگزین است، به این نحو که شخص سعی می کند در فعالیت های جدید درگیر شود و آن فعالیت ها را به عنوان جایگزین اقدامات ناشی از بحران ها کند و منابع ارضای جدیدی را ابداع کرده و جایگزین منابع قبلی کند. این روش مواردی از قبیل برون ریزی کامل احساس یأس و خشم، انجام رفتارهایی که ممکن است به طور موقت تنش را کاهش دهد، مانند مصرف داروی آرامبخش، روی آوردن به الکل و مواد مخدر را شامل می شود (گندم کار،1392).
اگرچه بیشتر از راهبردهای خاصی برای موقعیت های معینی استفاده می کنیم اما رفتار مقابله ای متمرکز بر مسأله در مورد حوادثی که فراتر از توانایی و کنترل ما نیستند، بهتر عمل می کنند اما در موقعیت های دیگری که می دانیم عملکرد اثر مفیدی را به وجود نخواهد آورد یا حتی ممکن است موقعیت و مشکل را بدتر سازد، ترجیح می دهیم از رفتارهای مقابله ای متمرکز بر هیجان استفاده کنیم (همان).
لازاروس و فولکمن (1988) طی بررسی و تحلیل عاملی روی پرسش های مقیاس راه های مقابله با چند سبک مقابله دست یافتند که عبارتند از:
رویارویی (ایستادگی برای جنگیدن برای آنچه خواهان آنند).
دوری جویی گویی که اتفاقی نیفتاده است.
خویشتن داری (ممانعت از این که دیگران در جریان آنچه که اتفاق افتاده قرار گیرند).
جستجوی حمایت اجتماعی (پذیرش همدردی دیگران در مورد آنچه اتفاق افتاده است).
مسئولیت پذیری
گریز- اجتناب (آرزوی این که زودتر این موقعیت تمام شود یا به نوعی ناپدید شود).
حل مدبرانه مسأله
ارزیابی مجدد مثبت(همان)
3-6- 2 برخی از نظریه های راهبردهای مقابله ای
نظریه لازاروس و فولکمن
اگر چه نظر سلیه تأثیر زیادی در مفهوم ما از تنیدگی داشته است ولی به نظر می رسد دیدگاه لازاروس و فولکمن تأثیر عمیقی بر روانشناسی داشته است.
به نظر آنها تعبیر و ارزیابی ما از رویدادها اهمیت بیشتری از خود آن رویدادها دارد. آن ها معتقدند نه رویدادهای محیطی و نه پاسخ فرد، هیچ یک نمی تواند تنیدگی را تعریف کند. بلکه ادراک فرد از موقعیت هاست که تنیدگی و شدت آن را تعیین می کند. این ادراک شامل آسیب ها، تدبیرها، تهدیدها، چالش های بالقوه و توانایی ادراک شده فرد برای مقابله با آنهاست (هیبیتی، 1381).
الگوی شناختی لازاروس و فولکمن (1984) شامل سه مرحله است (آقا یوسفی، 1387): الف) ارزیابی ب) مقابله ج) پیامد
تأکید لازاروس- فولکمن بر عوامل شناختی به جای عوامل محیطی آن ها رااز سلیه دور می کند آنها بر خلاف ماسون و سلیه بیشترین پژوهش ها را روی انسان انجام دادند چراکه مردم به دلیل توانایی های شناختی سطح بالاتر، منابع تنیدگی بیشتری دارند. امروزه پیروان دیدگاه لازاروس- فولکمن در پژوهش در زمینه تنیدگی دنبال معنای رویداد برای شخص هستند. آیا فرد آنها را تنیدگی زا احساس می کند یا نه؟ آیا رویداد معینی برای او تهدید کننده، چالش انگیز و آسیب رسان است یا خوشایند و مطلوب؟
به نظر لازاروس- فولکمن تنیدگی، پیامد ارزیابی است نه پیایند آن، یعنی در ابتدا فرد ارزیابی می کند آیا موقعیت تنیدگی زا است یا خیر و نه زمانی که در معرض تنیدگی ها قرار گرفت حالت تنیدگی را ادراک کند.