منبع تحقیق درمورد راهبردهای مقابله ای و بیماران همودیالیزی

دانلود پایان نامه

20/0
03/2
04/0
86/0
چنانچه در جدول 23-4 قابل مشاهده است با توجه به سطوح معناداری ; در گام 1 صفت شخصیتی باوجدان بودن ،درگام 2 صفت شخصیتی باوجدان بودن و راهبرد مقابله ای هیجان محور ، درگام 2 صفت شخصیتی باوجدان بودن و راهبرد مقابله ای هیجان محور و صفت شخصیتی دلپذیر بودن قادر به پیش بینی کیفیت زندگی در حیطه سلامت محیطی در مراقبان می باشند. همچنین از نتایج آزمون تولرانس پیداست که بین متغیرهای مستقل هم خطی وجود ندارد بنابراین مدل برازش شده دارای اعتبار میباشد.
فصل پنجم
بحث و نتیجه‌ گیری
1-5 بحث و نتیجه گیری
آگاهی درباره کیفیت زندگی بیماران با بیماری های مزمن کمک خواهد کرد تا در خصوص ارتقای کیفیت زندگی،حل مشکلات و برآورده ساختن نیازهای آنان تلاش شود.. بدین منظور شناسایی عوامل تاثیر گذار بر کیفیت زندگی کمک شایانی به این امر می نماید.
پژوهش حاضر به منظور بررسی کیفیت زندگی بیماران دچار ضایعه نخاعی و مراقبان آنها بر اساس خودکارآمدی،صفات شخصیت وراهبردهای مقابله ای می باشد.
در این پژوهش این مساله که بین کیفیت زندگی افراد دچار ضایعه نخاعی و مراقبان آنان تفاوت وجود دارد مورد تأیید قرار گرفت. بین کیفیت زندگی بیماران دچار ضایعه نخاعی و مراقبان آن ها و درهر چهار حیطه ی سلامت جسمی، سلامت روانی، سلامت اجتماعی و سلامت محیطی تفاوت معنا دار بدست آمد. به طوری که میانگین کیفیت زندگی در بیماران دچار ضایعه نخاعی پایین تر از مراقبان آن ها بود. پایین بودن میانگین کیفیت زندگی افراد دچار ضایعه نخاعی در حیطه سلامت جسمی، بدلیل فلج پاها یا فلج هر چهار دست و پای این بیماران است که آنان را برای انجام کوچکترین امور روزمره نیازمند و وابسته مراقبان خود می نماید.پایین بودن میانگین کیفیت زندگی افراد دچار ضایعه نخاعی در حیطه سلامت روانشناختی، احتمالاً بدلیل این است که آسیب دیدگان ضایعه نخاعی به دنبال این تغییر مهم در زندگی بسیاری از حالت‌هایی مانند افسردگی ، اضطراب، اختلال در مفهوم خود و احساس تنهایی را تجربه می کنند.پایین بودن میانگین کیفیت زندگی افراد دچار ضایعه نخاعی در حیطه سلامت اجتماعی، احتمالاً بدلیل این است که معمولا این افراد بدلیل مشکلات حرکتی و جسمانی فرصت کمتری برای حضور در اجتماع و مراوده‌ی اجتماعی را دارند. پایین بودن میانگین کیفیت زندگی افراد دچار ضایعه نخاعی در حیطه سلامت محیطی ، احتمالاً بدلیل عدم مناسب سازی فضای شهری و فضای داخل و خارج منازل و اماکن عمومی می باشد.
یافته های محققین پیشین نیز موید یافته ها ی این پژوهش می باشد؛در پژوهش ایسنبرگ وسالتز(1991)نیز بیشتر افراد سالم در مقایسه با افراد معلول نمرات بالاتری در کیفیت زندگی بدست آوردند.شاهنده(1383)به این نتیجه دست یافت که بیماران دچار ضایعه نخاعی درابعاد اشتغال،وضعیت اقتصادی،سلامت جسمانی و آسایش روانی میانگین کمتری از افراد عادی دارند.کاترین (2005)نشان داد که کیفیت زندگی بیماران ضایعه نخاعی پایین تر از مراقبان آن ها و همچنین پایین تر از افراد عادی است.بنت و همکاران دریافتند که میزان کیفیت زندگی بزرگسالان دچار ناتوانی جسمی-حرکتی پایین تر از هم تایان عادی آنان است.نتایج پژوهش موسوی ، منتظری و سروش (1386)نشان داد که کیفیت زندگی زنان جانباز دچار ضایعه نخاعی در بخش های کارکرد جسمانی ،درد جسمانی ،سلامت عمومی کارکرد اجتماعی و مشکلات روحی و سلامت روان از جمعیت عادی ایران کمتر است.
در پژوهش حاضر مشخص شدکه بین کیفیت زندگی بیماران دچار ضایعه نخاعی باخودکارآمدی در حیطه های سلامت اجتماعی و سلامت محیطی و بین کیفیت زندگی مراقبان آنها با خودکارآمدی در حیطه های سلامت روانی و سلامت اجتماعی رابطه وجود دارد.که در خصوص وجود رابطه بین کیفیت زندگی بیماران دچار ضایعه نخاعی با خودکارآمدی می توان گفت که مهارت های سازگاری افراد در موقعیت های مختلف زندگی ، به آنچه که قبلا درباره کنترل خود آموخته اند بستگی دارد. از این رو پاسخ آن‌ها به رویارویی با شرایط گوناگون زندگی متفاوت است و بیماری فیزیکی از موقعیت هایی است که بر این پاسخ ها تاثیر دارد. این افراد پس از این تغییر بر زندگی براساس تصوری که از خود و توانایی های خود برای انجام امور دارند زندگی خود را می گذرانند. مرادی و ملک پور نیز در پژوهشی نشان دادند که آموزش گروهی خودکارآمدی بر کیفیت زندگی زنان دچار ناتوانی جسمی و حرکتی اثر مثبت دارد.
در خصوص رابطه کیفیت زندگی وخودکارآمدی در مراقبان نیز این چنین می‌توان گفت که این افراد نیز در مواجهه با فرد دچار ضایعه نخاعی که عمدتا یکی از اعضای خانواده آن ها می باشد بر اساس آن چه که درباره توانایی های خود در خصوص نگهداری و کمک به یک بیمار مزمن دارند ، عمل می نمایند.آموزش گروهی خودکارآمدی برکیفیت زندگی و رفتار کارآفرینانه ی زنان دچار ناتوانی جسمی-حرکتی تاثیر دارد و نمره های زیرمقیاس سلامت روانی پرسشنامه کیفیت زندگی معنادار است.فیلیپس(2006)معتقد است ازجمله سازه هایی که در کیفیت زندگی افراد دچار ناتوانی جسمی-حرکتی نقش بسزایی دارد خودکارآمدی است.فریش(2006) می گوید پایین بودن خودکارآمدی از جمله ویژگی های شخصیتی زمینه ساز ناخشنودی از زندگی است.نتایج پژوهش اسماعیلی و همکاران(1384) تسای و هیلس تد(2002)والتس وبادورا(1988)همپ تون و مارشال (2000)جوکز ،وان الدرن و شریوس(2007)وموتل و اسنوک(2008)نیز بیانگرای ن است که خودکارآمدی افراد دچار MS،مبتلایان به بیماری های قلبی،بیماران همودیالیزی و افراد دچار آسیب نخاعی با کیفیت زندگی آنان پیوند دارد.(به نقل از مرادی 1388)
در پژوهش حاضر مشخص شدکه بین کیفیت زندگی بیماران دچار ضایعه نخاعی ومراقبان آنها با صفات شخصیت رابطه وجود دارد.
نتیاج پژوهش نشان داد که بین برخی صفات شخصیتی و حیطه های کیفیت زندگی رابطه وجود دارد.
وجود رابطه بین روان رنجورخویی با سلامت جسمانی و سلامت روانی و سلامت محیطی دربین بیماران دچار ضایعه نخاعی نشانگر این نکته است که وجود تمایل افراد برای تجربه اضطراب،تنش، خصومت،تکانش وری و عزت نفس پایین در هنگام مواجه آنان با مشکلاتی که گریبان گیر آنان است می تواند بر کیفیت زندگی آنان تاثیر بگذارد.
وجود رابطه بین صفت شخصیتی برون گرایی با سلامت روانی دربین بیماران دچار ضایعه نخاعی نشانگر این نکته است که تمایل افراد برای مثبت بودن ، جرات طلبی و پرانرژی بودن در هنگام مواجهه آنان با مشکلات ضایعه نخاعی می تواند بر کیفیت زندگی آنان در حیطه های سلامت روانی تاثیر بگذارد.
وجود رابطه بین صفت شخصیتی دلپذیربودن با سلامت جسمانی و سلامت محیطی دربین بیماران دچار ضایعه نخاعی نشانگر این نکته است که تمایل افراد برای داشتن روحیه همکاری، صمیمی و قابل اعتماد در هنگام مواجهه آنان با مشکلات ضایعه نخاعی می تواند بر کیفیت زندگی آنان در حیطه های سلامت جسمانی و سلامت محیطی تاثیر بگذارد.
وجود رابطه بین صفت شخصیتی باوجدان بودن با سلامت جسمانی و سلامت محیطی دربین بیماران دچار ضایعه نخاعی نشانگر این نکته است که تمایل افراد برای مسئولیت‌پذیر، پایدار، ساختار یافته و قابل اطمینان بودن در هنگام مواجهه آنان با مشکلات ضایعه نخاعی می تواند بر کیفیت زندگی آنان در حیطه های سلامت جسمانی و سلامت محیطی تاثیر بگذارد.
حمید و زمستانی (1392) نیز در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که ویژگیهای شخصیتی روان رنجورخویی، دلپذیر بودن و باوجدان به ترتیب بیشترین سهم را در تبیین کیفیت زندگی دارند.
نتایج پژوهش نشان داد که بین کیفیت زندگی بیماران دچار ضایعه نخاعی ومراقبان آنها با راهبردهای مقابله ای رابطه وجود دارد.