منبع تحقیق درمورد سازمان بهداشت جهانی و راهبردهای مقابله ای

دانلود پایان نامه

4. تعیین رابطه کیفیت زندگی بیماران دچار ضایعه نخاعی و مراقبان آنها با صفات شخصیت
5. تعیین رابطه کیفیت زندگی بیماران دچار ضایعه نخاعی و مراقبان آن‌ها با راهبردهای مقابله ای
6. تعیین سهم خودکارآمدی، صفات شخصیت و راهبردهای مقابله ای در پیش بینی کیفیت زندگی بیماران دچار ضایعه نخاعی.
5-1فرضیه های پژوهش
1. بین کیفیت زندگی بیماران دچار ضایعه نخاعی ومراقبان آنها تفاوت وجود دارد.
2. بین کیفیت زندگی بیماران دچار ضایعه نخاعی ومراقبان آنهابا خودکارآمدی رابطه وجود دارد.
3. بین کیفیت زندگی بیماران دچار ضایعه نخاعی و مراقبان آن‌ها با صفات شخصیت رابطه وجود دارد.
4. بین کیفیت زندگی بیماران دچار ضایعه نخاعی و مراقبان آن‌ها با راهبردهای مقابله ای رابطه وجود دارد.
5. کیفیت زندگی بیماران دچار ضایعه نخاعی و مراقبان آن‌ها را می توان براساس خودکارآمدی، صفات شخصیت و راهبردهای مقابله ای پیش بینی کرد.
6-1تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها
1-6-1کیفیت زندگی:
گروه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی کیفیت زندگی را اینگونه تعریف می کند : ادراک افراد از موقعیتشان در زندگی، در متن فرهنگ و نظام های ارزشی که در آن زندگی می کنند و در ارتباط بااهداف ، انتظارات ، ارتباطات و نیازهایشان است.(کینگ،2003)
منظور از کیفیت زندگی در این پژوهش نمره ای است که هر آزمودنی از پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHOQOL-BREF) می‌گیرد.
2-6-1 صفات شخصیت
به اعتقاد مک کرا و جان ( ۱۹۹۲ )، اگرچه مدل پنج عاملی نظریه ای درباب شخصیت نیست اما بطور تلویحی بر نظریه صفات مبتنی ست . بنا بر نظریه صفات، افراد را می توان در قالب الگوهای نسبتاً پایدار تفکر، احساس، و اعمال توصیف نمود و آنها را در قالب برخی صفات که نوعی ثبات بین موقعیتی دارند، اندازه گیری نمود. منظور از صفات شخصیت در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی درپرسشنامه شخصیتی پنج عاملی نئو ( NEOPI-FF) فرم کوتاه کسب می کند.
3-6-1 خودکارآمدی
خودکارآمدی یعنی قضاوت‌های افراد در مورد تواناییهای خود ( بندورا ‌، 1997) که این باورهای افراد نسبت به توانایی هایشان روی تلاش و پشتکار آن‌ها اثر می گذارد. به عبارتی خودکارآمدی عبارتست از باور فرد، در این خصوص که توانایی انجام تکالیف را دارد یا خیر (میلن، شیرن و اوربل ، 2000). خودکارآمدی با توجه به احساس تفکر و عمل انسان‌ها متفاوت است (بندورا، 1997 ).
منظور از خودکارآمدی در این پژوهش نمره ای است که هر آزمودنی از پرسشنامه خودکارآمدی شرر (GSEs)کسب می نماید.
4-6-1 راهبردهای مقابله ای
راهبرد های مقابله ای، مجموعهای ازتلاش‌های شناختی و رفتاری فرد است که در جهت تعبیر و تفسیر و اصلاح یک وضعیت تنش‌زا به کار میرود و منجر به کاهش رنج ناشی از آن میشود. دامنه وسیعی از افکار و اعمالی را که افراد هنگام مواجهه با شرایط فشارزایی درونی یا بیرونی به کار می برند را مورد ارزیابی قرار میدهد. دو شیوه مقابله عمومی، مقابله مشکل مدار و مقابله هیجان مدار را برای مقابله با استرس مشخص نموده اند. مقابله مشکل مدار ، مهارتی است که بر پرداختن به خود مساله یا موقعیت تمرکز می کند و مقابله هیجان مدار معطوف به مهار ناراحتی هیجانی بوده و به عواطفی که با آن موقعیت مرتبط است می‌پردازد نه کنترل خود موقعیت (لازاروس و فولکمن،1984).
منظور از راهبردهای مقابله ای در این پزوهش نمره ای است که هر آز مودنی از پرسشامه راهبردهای مقابله ای لازاروس( WOCQ) کسب می نماید.
فصل دوم