پژوهش دانشگاهی – همجنس گرایی در دین و روانشناسی ۹۳- قسمت ۱۲

دانلود تحقیق و پایان نامه ارشد

فصل سوم
همجنس گرایی از دیدگاه روانشناسی
همجنس گرایی در روانشناسی[۴۹۵]
روانشناسی به شکل علمی و آکادمیک، به اواخر قرن هفدهم و اوایل قرن هجدهم بازمی گردد؛ می‌توان گفت اکتشافات و تحقیقات قابل توجه در روانشناسی، تنها از حدود ۱۵۰ سال پیش شروع شده است؛ و این درحالی است که علوم تجربی دیگر از تاریخچه‌ای بلندتر و پربارتر برخوردارند. البته مباحث مربوط به ذهن و روان قرن‌هاست که ذهن متفکران را به خود مشغول کرده و آثار مکتوب آن از دانشمندان یونانی و متفکرانی چون سقراط، افلاطون و ارسطو نیز در دست است، اما این شاخه از علم تا پیش از روانشناسی جدید، به صورت مدون و آکادمیک مورد مطالعه قرار نگرفته بود.[۴۹۶]
روانشناسی، علم مطالعه رفتار و فرآیند‌های ذهنِ موجود زنده ـ بخصوص انسان ـ بر اساس روش علمی می باشد. که منظور از «رفتار» در روان شناسی، آن دسته از فعالیت‌های جاندار است که بوسیله یک جاندار دیگر یا با دستگاه‌های آزمایشگاهی قابل مشاهده است. و منظور از «فرآیندهای ذهنی» یعنی آن دسته از فعالیت‌های جاندار که قابل مشاهده مستقیم نیست، ولی می‌توان آن را از روی آثارش در رفتار فرد استنباط کرد. نمونه‌هایی از رفتار عبارتند از: مطالعه کردن، صحبت کردن، ورزش کردن، خوابیدن، حرف زدن در خواب، آب دهان انداختن، گره کردن مشتها و… و نمونه‌هایی از فرآیندهای ذهنی عبارتند از: حل مسئله ، سبک تفکر ، تغییرات مربوط به حافظه و یادگیری ، ادراک و …[۴۹۷]
بنابراین آنچه که در روانشناسی که علم بررسی رفتار و فرایندهای ذهنی آن است، مورد توجه و بررسی قرار می گیرد، رفتار انسانی است. زیرا ذهن و روان به صورت مستقیم قابل بررسی نیست، اما از روی جلوه ها و عملکرد های رفتاری انسان، روان و ذهن قابل بررسی است. بنابراین در روانشناسی، خود ذهن یا خود روان را مطالعه نمی کنیم، بلکه کنشها یا عملکردهای آن را مطالعه می کنیم و رفتار واژه ای است که روانشناسان برای بیان آنچه مردم انجام می دهند، به کار برده می شود.[۴۹۸] به مرور زمان علم روانشناسی به شاخه های مهم دیگری تقسیم شده و به صورت تخصصی مورد توجه روانشناسان قرار گرفت، که از این تقسیمات می توان به: روانشناسی بالینی، روانشناسی شخصیت، روانشناسی آموزشی، روانشناسی احتماعی، روانشناسی تربیتی، روانشناسی جنسی و غیره اشاره کرد. در روان شناسی مکاتب مختلفی همچون، ساخت گرایی، انسان گرایی، رفتارگرایی، روان کاوی، کنش گرایی و غیره به وجود آمده است.[۴۹۹] به همین خاطر است که علم روانشناسی با ریز بینی ها و تحقیقات متعدد خود از زمان تاسیس تا حال، می تواند جزء بهتربن علومی باشد که ما را در تبیین هرچه بهتر گرایش انسان به همجنس گرایی کمک کند از این رو در این فصل با توجه به مباحث علم روانشناسی و نظریات و تحقیقات متعدد صورت گرفته در باب همجنس گرایی، به بررسی و سبب شناسی گرایش فرد به همجنس گرایی خواهیم پرداخت و با توجه به نوع نگاه علم روانشناسی نسبت به همجنس گرایی، توضح خواهیم داد که این نوع رفتار و گرایش جنسی از کجا سرچشمه گرفته، و آیا این نوع گرایش با طبیعت انسانی همخوانی دارد یا نه؟ و چه سیری در باب این نوع رفتار جنسی در علم روانشناسی رخ داده است.
۳٫۱٫ مفاهیم کلیدی در مطالعه رفتارها و گرایشات جنسی انسان
در طول تاریخ، انسان به منظور بقاء نسل، ملزم و نیازمند به نزدیکی و آمیزش جنسی بوده است. در اعصار گذشته، بشر به جای آن که اطلاعات در مورد احساسات، تمایلات و رفتارهای جنسی خود را بر اساس علم و دانش تنظیم کند، تنها از تخیل، سنت ها و فرهنگ های عمومی جامعه بهره می گرفت. به خاطر همین گرایشات و تمایلات جنسی، جزء مسائل مجهول بشری در گذشته به حساب آمده و تعاریف مختلفی درباره تمایلات و گرایشات جنسی انسان مطرح می کردند. به طوری که در یونان باستان، علاقه به جنس مخالف و تمایل به همجنس را، در عرف اجتماع امری پذیرفته شده مطرح می کردند و برخی نیز بر این باور بودند که انسان دارای دو طبیعت و خلقت می باشد، بعضی مذکر ها دوگانه اند و برخی مونث ها نیز طبیعت دوگانه دارند. لذا از این رو تمایل و علاقه به جنس مخالف را، ناشی از شکاف نیمه مذکر و نیمه مونث می دانستند و تمایل مرد به همجنس را، متأثر از شکاف مذکر دوگانه فرض می کردند.[۵۰۰] و در نگرش برخی ادیان، مانند یهودیت و مسیحیت، تمایلات جنسی انسان در قالب تولید نسل، آن هم با دایره ای محدود تعریف می شد. که بعدها با ظهور اسلام که مبتنی بر وحی آسمانی بود، نوع نگاه و تعریف نسبت به تمایلات جنسی و گرایشات آن، از استحکام خاصی برخوردار شد و ارضای صحیح تمایلات جنسی نه تنها مجاز، بلکه امری واجب برای پیروان آن مطرح شد و زن و مرد هر دو به یک اندازه مجاز به بهره گیری جنسی از یکدیگر شدند. تا انسان را از مسیر تعارضات اساسی و عقده های پایدار که زمینه ساز بیماریهای روانی بودند مصون نگاه داشته، و سلامت فرد را تضمین نماید.[۵۰۱] لذا در بررسی موضوع مورد بحث ما، مفاهیمی وجود دارد که تبیین و تعریف صحیح آنها، نقش اساسی در بیان و تبیین هر چه بهتر موضوع بحث ما خواهد داشت، که به اختصار به توضیح چند مورد از این تعاریف خواهیم پرداخت.
۳٫۱٫۱٫ رفتار جنسی[۵۰۲]
در روانشناسی با اینکه برخی از مفاهیم جهانی هستند، اما به هیچ عنوان، تفسیر و تعریف واحدی از انها ارائه نمی شود. جالب است که برخی از این مفاهیم و تعابیر، مفاهیمی نسبی و منحصر به فرد بوده و ار این رو، تفاسیری خصوصی و تعابیری شخصی در باره انها به کار برده می شود، که از زمانی به زمانی دیگر و از گروهی به گروه دیگر دارای تعاریف و مفاهیم متفاوتی باشند که گاهی این تعاریف مشابه و گاهی متضاد هم می باشند.
رفتار جنسی، بر اساس نگرش علوم مختلف، متفاوت می باشد. لذا در دهه های اخیر، متخصصان علوم روانپزشکی و روانشناسی، تلاش داشته اند که برخی از قید ها مانند تولید مثل را از تعاریف رفتار جنسی برداشته و به طور مستقل برای آن تعریفی بیان کنند. امروزه رفتار جنسی را وسیله ای برای تولید مثل در نظر نمی گیرند، بلکه آن را بیشتر رفتاری در جهت کسب اوج لذت جسمی و روانی و به عنوان یک بازی مفرح، مشروع و آرام بخش تعریف می کنند.[۵۰۳] برخی روانشناسان مانند کینزی[۵۰۴]، رفتار جنسی را به عنوان «رفتاری که به اوج لذت جنسی منجر شود.» تعریف می کنند. که این تعریف خالی از اشکال نیست، زیرا اگر زنی با همسر خویش آمیزش داشته باشد ولی به اوج لذت جنسی نرسد، آیا می توان گفت که رفتار جنسی انجام نگرفته است؟ ولی افرادی مانند هاید[۵۰۵]، تصویر کامل تری از رفتار جنسی را ارائه دادند و آن را چنین تعریف کردند که «رفتار جنسی، رفتاری است که برانگیختگی جنسی ایجاد نموده و احتمال رسیدن به اوج لذت را افزایش می دهد.»[۵۰۶] که با گذشت زمان و عادت ها و عرف اجتماعی، رفتار و تمایلات جنسی انسان نیز دچار تغییر و تحول می شود. و می توان گفت که رفتار و پاسخ جنسی انسان، یک تجربه روانی فیزیولوژیک واقعی است، که هم با محرک های روانشناختی مانند تخیلات جنسی و هم با محرک های جسمی به وقوع می پیوندد که بیشتر نشان دهنده انگیزش ها[۵۰۷]، سائق ها[۵۰۸] و شخصیت[۵۰۹] فرد می باشد.[۵۱۰] که این تعریف نسبت به تعریف کینزی، کامل تر و صحیح تر است. لازم به ذکر است که در چاپ چهارم کتابچه تشخیصی و آمار اختلالات روانی[۵۱۱]، یک چرخه چهار مرحله ای برای رفتار جنسی انسان مشخص نموده اند که عبارت اند از: ۱- مرحله میل و طرح جنسی[۵۱۲] ۲- مرحله برانگیختگی[۵۱۳] ۳- مرحله ارگاسم یا اوج لذت جنسی[۵۱۴] ۴- فرونشینی.[۵۱۵]
۳٫۱٫۲٫ هویت جنسی[۵۱۶]
هویت جنسی عبارت است از احساس فردی مرد یا زن بودن که از ۳-۴ سالگی نمایان می شود.[۵۱۷] برخی بر این باورند که هویت جنسی، اصطلاحی است که برای بیان احساس مردانگی یا زنانگی فرد به کار برده می شود. مفهوم هویت جنسی، بیان کننده آن است که فرد به طور معین و مشخص، خود را مرد یا زن بداند. هویت جنسی، بر اساس زیست شناسی افراد بنا می شود، از تجربیات اجتماعی متأثر است و برای این که ثبات و دوام پیدا کند، به گذشت زمان نیاز دارد.[۵۱۸] تقریباً هر کودکی تا سن ۲-۳ سالگی، اعتقاد محکمی در مورد مونث یا مذکر بودن خود پیدا می کند و می تواند با قاطعیت بگوید که من دختر هستم یا من پسر هستم. هر چند به نظر می رسد که این عناوین توسط والدین به آنها یا برادران و خواهران بزرگتر از خود بکار برده می شوند. ولی با این حال حس نرینگی و مادینگی او هنوز کامل نیست که طبق نظریه شناختی، کودک ابتدا خود را به عنوان پسر یا دختر می شناسد و بعد سعی می کند رفتارهای مناسب جنسی خود را یاد بگیرد و بر آنها مسلط شود.[۵۱۹] و علاوه بر آن کودکان خردسال فوق العاده خود مرکز هستند و فکر می کنند که هر چیزی از لحاظ فیزیکی، نگرشی و ادراکی مانند خودشان است و در بین سنین چهار و هفت سالگی «همخوانی جنسی»[۵۲۰] را می آموزند و لذا معتقد می شوند که هویت جنسی و جنسیت هر فرد اسناد بنیادینی است که در طی زمان یکسان باقی می ماند و تحت تاثیر عوامل خارجی مانند اندازه مو و یا سبک پوشش قرار نمی گیرد[۵۲۱] و همچنین به عقیده رابرت استولر[۵۲۲]، «هویت جنسی به طور ضمنی به معنای وجوه فیزیولوژیک رفتار مرتبط با نرینگی یا مادینگی است.» که بین جنسیت اجتماعی و جنسیت بیولوژیک، تمایز وجود دارد که اغلب این دو با یکدیگر متناسب و هماهنگ هستند، یعنی مردان، رفتار مردانه و زنان، رفتار زنانه از خود نشان می دهند؛ ولی ممکن است جنسیت و هویت با همدیگر در تعارض یا تضاد باشند.[۵۲۳]
طبق نظر فروید[۵۲۴]، هویت جنسی دختران و پسران از طریق همانند سازی با والدین آن ها به وجود می آید. چون این همانند سازی راه حل قابل قبولی برای مشکلات ناشی از گرایش کودک به تصاحب والد ناهمجنس خودش را فراهم می سازد. فرزندان، ناخوداگاه با ویژگی های شخصیتی، جسمی، نگرش ها و ارزش های والدین خود، همانند سازی می کنند و این ارزش ها را خود، درون فکنی می نمایند. که می توان این هویت ها را به دو قسم: اتکایی و وابسته به معنای این که دختر یا پسر ویژگی های کسانی را که به آن وابستگی دارد را، در خویش ایجاد کند، زیرا می ترسد محبت آن ها را از دست بدهد. و قسم دیگر، دفاعی یا تدافعی است، به این معنی است که پسر به خاطر ترسی که در او پدید می آید، سعی می کند با پدر خود همانند سازی کند تا هویت پسر بودنش آسیب نبیند و با خود چنین استدلال می کند که «من نمی توانم به علت ترس از اختگی توسط پدرم، مستقیماً مادرم را به تملک خود درآورم، ام به نوع دیگری می توانم این کار را بکنم و راهش هم این است که از طریق همانند شدن با پدرم، بتوانم لذتی را که از تملک مادر حاصل می شود، به دست آورم.» که بعدها هویت خویش را از میل به مادر، به میل به پدرذ تغییر می دهد.[۵۲۵] ولی این میل در دختران معنا و مفهومی ندارد. زیرا معمولاً دختران حسادت و رشک آلت را به طریقی برطرف می نمایند که ممکن است انتقام از مرد باشد یا تحقق آرزویش که خود را به جای مرد بگذارد یا با مادرش همانند سازی نماید که در این حالت، دختر در فکر داشتن آلت مردانه نیست و ویژگی جنسیت خود را می پذیرد.[۵۲۶]
یکی دیگر از تعاریفی که درباره هویت جنسی مطرح می شود، دیدگاه بِم[۵۲۷] درباره هویت جنسی است. بِم چهار نسخ عمده هویت جنسی را توصیف کرده است که دوتای آنها در وهله اول در بر گیرنده مفاهیم اجتماعی هستند. نظریه بِم ترکیبی از نظریه های یادگیری اجتماعی و رشدی – شناختی است. بر اساس نظریه طرحواره جنسیتی بِم[۵۲۸]، کودکان برای سازماندهی اطلاعات مربوط به خویشتن بر اساس تعاریف فرهنگی رفتار متناسب با جنسیت، نوعی «آمادگی تعمیم یافته»[۵۲۹] دارند.[۵۳۰] در هر حال بدون در نظر گرفتن بهترین تعریف، در تحقیقاتی که در ایالات متحده امریکا در مورد هویت جنسی کودکان صورت گرفته است، مشخص شده است که کلیشه های هویت جنسیتی را در هنگاه رسیدن به کلاس ششم آموخته اند. آنها در این سن رفتار را بر اساس متناسب بودن با جنسیت می شناسند و سعی می کنند که از رفتارهای غیر متناسب با نقش جنسیتی خودشان پرهیز کنند، لیکن بسیاری از روانشناسان معتقدند که هنجارهای نقش جنسیتی خطرناک و غیر سازشی هستند، چون این نقش ها رفتار زنان و مردان را محدود می سازند.[۵۳۱]
۳٫۱٫۳٫ نقش جنسی[۵۳۲]
نقش جنسی رفتاری است که با مفهوم هویت جنسی در ارتباط بوده و تا حدودی مشتق از آن محسوب می شود.از سوی رواشناسان تعاریف و معانی مختلفی درباره نقش جنسی و مفهوم آن بیان شده است به طوری که برخی از روانشناسان مانند جان مانی[۵۳۳] و آنک اهرهات[۵۳۴] مفهوم نقش جنسی را کاملاً جداگانه و مستقل از مفهوم هویت جنسی تعریف کرده و آن را چنین تعریف می کنند که: « هر آنچه فرد برای شناساندن خود به عنوان یک پسر یا مرد و یا دختر یا زن می گوید و انجام می دهد را نقش جنسی گویند که در هنگام تولد، ایجاد نمی شود، بلکه به تدریج از طریق تجاربی که شخص دربرخورد و تعامل اتفاقی و پیش بینی نشده بدست می آورد، از طریق دستورات و تلقینات آشکار و از طریق حساب دو دوتا چهارتا و گاهی پنج تا، شکل می گیرد. حاصل معمول این روندف هماهنگی هویت جنسی و نقش جنسی است. هرچند صفات زیستی حائز اهمیت است، ولی یادگیری، عامل عمده ای در دستیابی به نقشی متناسب با جنس است.»[۵۳۵] و برخی نیز تعریف نقش جنسی را نزدیک به مفعوم هویت جنسی تعریف کرده و بیش تر به آن رنگ و بوی فرهنگی- اجتماعی داده و مسئله فیزیولوژیکی را از دایره نقش جنسی جدا کرده و آن را چنین تعریف می کنند: «نقش های جنسی، انتظارات فرهنگی هستند که تعیین کننده چگونگی ارتباط مردان و زنان با یکدیگر است. همچنین فعالیت افراد را بر اساس ارزش ها و علاقه آن ها مشخص می کنند.»[۵۳۶] لازم به ذکر است که نقش جنسی افراد، ممکن است متضاد با هویت جنسی افراد به نظر آید. شخص ممکن است با همجنس، همانند سازی کند، ولی عین حال، لباس، آرایش مو یا سایر خصوصیات جنس مخالف را برگزیند یا ممکن است شخص با جنس مخالف، همانند سازی کرده ولی بسیاری از خصوصیات رفتاری همجنس را انتخاب نماید.[۵۳۷]
۳٫۱٫۴٫ گرایش جنسی[۵۳۸]
گرایش جنسی مفهومی است که دلالت دارد بر الگویی پایدار از جاذبه هیجانی[۵۳۹]، رمانتیک[۵۴۰]، و یا جنسی به مردها، زن ها و یا هر دوجنس.[۵۴۱] و همچنین گرایش جنسی به میزان کشش جنسی هر فرد به سمت زنان یا مردان اطلاق می شود و یکی از متغیرهای بنیادی برای فهم رفتار جنسی بشر به شمار می رود.[۵۴۲] مقصود از گرایش جنسی این است که شخص از لحاظ جنسی تا چه اندازه مجذوب افراد همجنس یا دگر جنس با خود می شود.[۵۴۳] و طبق تعریف ساده ی کینزی، گرایش جنسی، به گرفتن شریک جنسی در هر شخص از همجنس خود یا جنس مخالف است.[۵۴۴] علاوه بر آن می توان گفت که گرایش جنسی پدیده ای است چند عاملی است که پایه اولیه گرایش جنسی در ژنتیک، ساختار مغزی و چگونگی شرایط دوران رحمی است.. بنابراین در بررسی سبب شناسی آن نمی توان فقط به تاریخچه روانی فرد اکتفا کرد و در نظر گرفتن گرایش جنسی به عنوان تمایلی که با فرد به دنیا می اید و غالب اوقات بنا بر ریشه های زیستی آن قابل تغییر است نگاه درست تری خواهد بود.[۵۴۵]
گرایش جنسی فرد به احساس فرد از هویت جنسی اش وابسته است. این هویت جنسی باعث شکل گیری احساس ها و رفتارهای جنسی فرد است. تحقیقات چند دهه اخیر نشان داده است که گرایش جنسی دامنه ای از طول یک پیوستار است. یک سوی این پیوستار کشش انحصاری به جنس مخالف و در سوی دیگر آن کشش به همجنس قرار دارد. با این وجود گرایش جنسی در سه گروه مطرح می شود: دگرجنس خواه[۵۴۶]، که دارای کشش هیجانی، عاطفی، و یا جنسی به اعضای جنس مخالف خود می باشد. همجنس خواه[۵۴۷] که دارای کشش هیجانی، عاطفی، و یا جنسی به اعضای جنس موافق خود می باشد و دوجنس خواه[۵۴۸] که دارای کشش هیجانی، عاطفی، و یا جنسی به هر دو جنس زن و مرد می باشد. این دامنه رفتار ها و کشش ها در فرهنگ های مختلف و ملل گوناگون در سراسر جهان، توصیف شده اند. که در برخی از فرهنگ ها برای توصیف افرادی که این کشش ها را ابراز می کنند از برچسب های هویتی استفاده می شود. در ایالات متحد امریکا رایج تربرچسب ها، لزبین ها[۵۴۹]، گی ها[۵۵۰] و دو جنس گرا[۵۵۱] می باشد.[۵۵۲] گرایش جنسی از سایر مؤلفه های جنسی[۵۵۳] و جنسیت[۵۵۴] متمایز است ولی برخی از این مفهوم بگونه ای برداشت می کنند که گویی تنها یک ویژگی فردی مثل جنسیت زیستی[۵۵۵] هویت جنسی یا سن است، در حالی که این دیدگاه نظری ناقص می باشد. چرا که گرایش جنسی، در ارتباط با دیگران، تعیین می شود و انسان ها گرایش های جنسی خود را از طریق رفتارهایی که با دیگران دارند بیان می کنند این رفتارها می توانند از عمل ساده ای مثل نگه داشتن دستهای یک نفر در دست و یا بوسیدن باشد. بنابراین گرایش جنسی عمیقاً با روابط فردی صمیمانه گره خورده است که این رابطه فردی صمیمانه، خود با احساس نیاز برای عشق، دلبستگی[۵۵۶] و صمیمیت در ارتباط است و می توان گفت که گرایش جنسی جنسی فقط شامل یک ویژگی درون فردی نیست، بلکه گرایش جنسی تعیین کننده اجزاء اساسی هویت فردی است که شامل رابطه رضایت بخش و ارضای ارتباط عاطفی می باشد.[۵۵۷]
در بین دانشمندان بر سر دلایل قطعی ای که باعث گرایش های جنسی دگرخواه، همجنس خواه و دو جنس خواه می شوند، توافق نظر وجود ندارد. با وجود اینکه تحقیقات بسیاری، اثرات احتمالی عواملی چون ژنتیک، هورمونها، رشد، اجتماع و فرهنگ را بر گرایش جنسی آزموده اند ولی هیچ یافته قطعی ای بدست نیامده است تا به دانشمندان اجازه دهد که در مورد عامل و عوامل بخصوصی که گرایش جنسی را مشخص می کند، استنتاج نهایی داشته باشند. تعدادی از دانشمندان چنین گمان می کنند که سرشت و تربیت و پرورش هر دو نقش های پیچیده ای برای ایجاد گرایش جنسی ایفا می کنند و اغلب مردم راجع به انتخاب گرایش جنسی خود، محدود به عوامل یاد شده هستند.[۵۵۸]
امروزه دو اصطلاح «ترجیح جنسی»[۵۵۹] و «گرایش جنسی» را از یکدیگر متمایز می دانند. زیرا ترکیب اول، این مفهوم را به ذهن متبادر می کند که گویی فرد در این زمینه مختار است و می تواند هر زمان که بخواهد ترجیح خود را عوض کند. در حالی که واژه گرایش، اشاره به امری درونی و ذاتی دارد.[۵۶۰]
۳٫۱٫۵٫ اختلالات عملکرد جنسی[۵۶۱]
اختلالات عملکرد جنسی یکی از شایع ترین مشکلاتی است که افراد جامعه با آن دست به گریبان هستند. حدود یک سوم از مردان روی زمین از اشکالات و اختلالات مربوط به انزال و یک سوم خانمها از اختلال در ارگاسم رنج می برند و چنانچه انبوه مبتلایان به سایر اختلالات را هم به این ارقام اضافه کنیم این ادعا که اختلالات جنسی شیوع بسیار بالایی دارند، امری واقعی به نظر می رسد. هر چند برآورد دقیق میزان بروز اختلالات جنسی دشوار است اما مطالعات انجام شده بیانگر آن است که ۳۰ تا ۵۰ درصد مردان و زنان با این مشکلات دست و پنجه نرم می کنند. علیرغم این شیوع، تا حدود چند دهه گذشته،[۵۶۲] امکانی برای درمان وجود نداشت و تنها روانشناسان و روان پزشکان معتقد به مکتب روانکاوی این گونه بیماران را می پذیرفتند که نتایج درمانی ناچیز بود و علیرغم صرف وقت و هزینه زیاد، کمکی به بیماران نمی کرد.[۵۶۳]
اختلال عملکرد جنسی بطور گسترده به عنوان عدم توانایی برای لذت کامل بردن از رابطه جنسی تعریف می شود. به طور خاص، اختلالات جنسی، اختلالاتی است که با یک چرخه پاسخ جنسی کامل در تداخل می باشد. این اختلالات زمانی برای یک فرد ایجاد مشکل می کند که مانع لذت بردن و یا مانع ایجاد رابطه جنسی دلچسب گردد. در حالی که در اختلالات عملکرد جنسی به ندرت سلامت جسمی فرد را تهدید می کند، ولی می تواند عوارض روانی سنگینی، مانند افسردگی، اضطراب، و ناتوان کننده احساس بی کفایتی را برای این اختلالات در نظر گرفت. [۵۶۴] بسیاری از عوامل جسمی و روانی، می تواند در عملکرد و پاسخ های جنسی انسان تاثیر بگذارد. که در این میان وضعیت جسمانی، بیماری و مواد مخدر از تاثیرات بیشتری برخوردار هستند؛ علاوه بر این، شواهدی وجود دارد که مواد شیمیایی و دیگر آلاینده های زیست محیطی، در کاهش عملکرد جنسی انسان نقش قابل توجهی دارد. همچنین برخی از عوامل روانی مانند تجاوز به عنف و یا زنای با محارم، احساس گناه، خود تصویری ضعیف، افسردگی، خستگی مزمن، اعتقادات مذهبی خاص، و یا مشکلات زناشویی می تواند تاثیر قابل توجهی در ایجاد اختلالات عملکرد جنسی داشته باشد. که این اختلالات اغلب با اضطراب همراه است.[۵۶۵]
طبق دهمین تجدیدنظر طبقه بندی آماری و بین المللی بیماری ها و مشکلات بهداشتی وابسته[۵۶۶]، اختلال عملکرد جنسی به معنای: «ناتوانی فرد برای شرکت در رابطه جنسی دلخواهش است». این اختلالات عملکرد به شکل های گوناگونی بروز می کند مانند فقدان میل جنسی یا ناتوانی فیزیولوژیک برای شروع، تداوم یا تکمیل تعامل جنسی[۵۶۷]. از آنجا که پاسخ جنسی روان تنی[۵۶۸] است، «ممکن است تعیین اهمیت نسبی عوامل روانشناختی و یا عضوی مشکل باشد.»[۵۶۹]
همچنین در چهارمین کتابچه تشخیصی و آماری اختلالات روانی[۵۷۰]، اختلال عملکرد جنسی به عنوان اختلالی در چرخه پاسخ جنسی یا درد هنگام رابطه جنسی تعریف شده است. که ممکن است اختلالا عملکرد جنسی نشانه ای از مشکلات زیستی یا تعارضات درون روانی[۵۷۱] یا بین فردی یا ترکیبی از این عوامل باشد.[۵۷۲] در DSM-IV هفت طبقه عمده اختلال عملکرد جنسی ذکر شده است:
اختلالات میل جنسی[۵۷۳]
اختلالات انگیختگی جنسی[۵۷۴]
اختلالات ارگاسم[۵۷۵]
اختلالات دردجنسی[۵۷۶]
اختلال عملکرد جنسی ناشی از یک اختلال طبی عمومی[۵۷۷]
اختلال عملکرد جنسی ناشی از مواد[۵۷۸]
اختلال عملکرد جنسی که به گونه ای دیگر مشخص نشده است.[۵۷۹]
برخی از اختلالات عملکرد نظیر فقدان میل جنسی، هم در زنان دیده می شود و هم در مردان، ولی زنان بیشتر از «کیفیت ذهنی»[۵۸۰] رابطه جنسی شاکی هستند تا «فقدان یک پاسخ اختصاصی»[۵۸۱]. لذا دهمین تجدیدنظر طبقه بندی آماری و بین المللی بیماری ها و مشکلات بهداشتی وابسته، توصیه می کند که برای «برای یافتن مناسب ترین تشخیص، بررسی ها فراتر از شکایت موجود باشد».[۵۸۲] که می توان از ملاک های تشخیصیICD-10 برای اختلال عملکرد جنسی که ناشی از اختلال یا بیماری عضوی نیست، می توان بطور اختصار به موارد زیر اشاره کرد:
کمبود یا فقدان میل جنسی،[۵۸۳] که با کاهش جستجوی رابطه جنسی، کاهش اندیشه در مورد رابطه جنسی و احساسات میل با اشتهای مربوط به آن و کاهش خیال پردازی های جنسی بروز کند…
انزجار جنسی.[۵۸۴] احتمال تعامل جنسی با یم شریک جنسی آن قدر سبب انزجار، ترس یا اضطراب می شود که از فعالیت جنسی پرهیز می شود و یا اگر انجام شود، همراه با احساسات منفی قوی و ناتوانی برای لذت بردن از آن است…
نقصان لذت جنسی.[۵۸۵] با تحریک جنسی، پاسخ تناسلی (ارگاسم یا انزال) روی می دهد ولی همراه با احساسات لذت بخش یا تهییج خوشایند نیست.
نقص پاسخ جنسی.[۵۸۶] برای مثال در مردان وقتی برای نزدیکی کوشش می شود، نعوظ لازم برای عمل آمیزش ایجاد نمی شود. و در زنان نقص در پاسخ تناسلی که به صورت نقایصی در لیزشدگی واژن به همراه تورم ناکافی لب های فرج است اختلال در عملکرد به صورت های مختلفی مانند عدم لیزشدنی در برخی مواقع رخ می دهد.
انزال زود رس،[۵۸۷] که در این مواقع فرد آنقدر قدرت ندارد که انزال خود را به تعویق اندازد تا از عشق بازی لذت ببرد.
موارد دیگری نیز است که برای اطلاع کامل از آنها می توان به طبقه بندی آماری و بین المللی بیماری ها و مشکلات بهداشتی وابسته (ICD-10)، رجوع کرد.[۵۸۸]
در مورد اختلالات عملکرد جنسی باید به این نکته توجه داشته باشیم که هر نوع استرس، اختلالات هیجانی یا ناآگاهی از فیزیولوژی و کارکرد جنسی می تواند روی کارکرد جنسی تاثیر منفی داشته باشد. اختلال عملکرد ممکن است از ابتدای زندگی بروز کند و یا اکتسابی باشد، یعنی پس از یک دوره کارکرد طبیعی ظاهر شود. اختلال عملکرد جنسی ممکن است فراگیر یا محدود به شریک جنسی خاص یا موقعیت خاصی باشد.[۵۸۹] برخی نیز بر این باورند که تعیین اخنلالات و نابهنجاری های جنسی امری دشوار و ظریفی می باشد به طوری که برای بیان برخی از اختلالات و نابهنجاری های عملکرد جنسی، باید تصویر و حدو مرز درست و بهنجاری از عملکرد جنسی داشته باشیم که در این میان به دست آوردن نمونه هایی که نماینده و بیانگر واقعی جمعیت عمومی باشند بسیار دشوار است و حتی مطالعاتی که در انها جمعیت عمومی مورد بررسی قرار گرفته است، با مشکلات زیادی مواجه بوده است. لذا در تعیین عملکردهای بهنجار جنسی افراد مشکلات زیادی وجود دارد برای مثال در اختلال عملکرد جنسی زود انزالی در بین مردان و یا دیر لیز شدن واژن یک زن، زمانی می توان آن را جزء اختلالات جنسی به حساب آورد که در لذت بخشی و کامیابی جنسی زوجین اختلالا ایجاد شود. به طوری که همزمان با زود انزالی مرد زن نیز به ارگاسم برسد و یا در دیر لیزشدگی واژن زن، طرفین در رابطه جنسی دچار اذیت و اختلال نمی شوند، نمی توان آن را به عنوان اختلال جنسی برای آن افراد در نظر گرفت. ولی برخی از اختلالات جنسی هستند که در هر شرایط به عنوان اختلال عملکرد جنسی به حساب می آیند، مانند عدم نعوظ آلت تناسلی مردان.[۵۹۰]

این مطلب را هم بخوانید :  فایل - بررسی رابطه بین نسبت‌های مالی و میزان موفقیت در آینده در ...

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.