جستجوی مقالات فارسی – همجنس گرایی در دین و روانشناسی ۹۳- قسمت ۷

دانلود تحقیق و پایان نامه ارشد

«بهاء الله» آثار زیادی از خود به جای گذاشته است و اکثراً در آثار خود از عبارات تخصصی علوم مذهبی اسلام، مانند قرآن و فلسفه عرفانی اسلام استفاده می‌کرد. که از آثار مهم او که منابع دین بهائیت را تشکیل می دهد می توان به، کتاب اقدس[۲۹۰] که ام‌الکتاب دین بهائیت بوده و شامل احکام و تعالیم اصلی دین بهائیت می‌باشد. و همچنین کتاب ایقان[۲۹۱] که در پاسخ به سوالات فردی در مورد ظهور قائم و متشابهات قرآن نوشته شده و کتاب کلمات مبارکه مکنونه، که روش و نحوه زندگی برای افراد بشر در آن ذکر شده‌است اصلی ترین آثار «بهاء الله» به شمار آورد. از دیگر آثار «بهاء الله» می‌توان به مکتوبات تعالیم دیانت بهائیت که برای پیروانش می نوشت اشاره کرد که این مکتوبات در میان بهائیان به «لوح» مشهور بوده و تعداد آنها بیش از شانزده هزار لوح می‌باشد.[۲۹۲]
این دین نوظهور انحرافی، که از میان مذهب تشیع به وجود آمده است، زاده ی نامشروع استعمارگر پیر، انگلیس بوده که با این کار می خواست تشیع، تنها مذهب راستین اسلام را از مسیر اصلی خود به دور کند. که در آخر جز تحریف دستورات دینی همچون نماز، حج و طهارات و بی آبرویی، مسئله ای دیگر برای این دین نوظهور باقی نماند.[۲۹۳]
هر دین و آئینی برای خود دارای احکام و دستورات دینی است که پیروان آن آئین ملزم به انجام آن دستورات و احکام ها می باشند. بنابراین دین بهائیت از این قاعده مستثنی نبوده و با توجه به منابع اصلی دینی خود و با توجه به توصیه ها و سخنان رهبران و بنیانگذاران دینی خود به استخراج و صدور احکام دینی خود می پردازند. بهائیان بر این باورند که «بهاء الله» همان خداست و پس از او «شوقی افندی» خدا شد و «بهاء الله» ظهور خداوند در بشیریت برای آشنای بیشتر بشریت با خدا بوده است. لذا با آمدن دین بهائیت ادیان دیگر و کتب آسمانی قبلی همچون قرآن نسخ شده و از اعتبار ساقط شده است. و الواحی که به زبان فارسی و عربی از سوی «بهاء الله» باقی مانده است، تا قیامت تنها منابع احکام دینی برای رسیدن به ایمان واقعی می باشد.[۲۹۴]
بنابراین با توجه به اعتقاد بهائیت در باب ادیان قبلی و کتب آسمانی همچون قرآن، برای خود منابع دینی تازه ای همچون کتاب ایقان، اقدس، الواح مکتوب مبارکه و مراکزی همچون بیت العدل معرفی کردند. که در این میان بیت العدل که متشکل از ۹ عالم بهائی است، مهم ترین مرکز تصمیم گیری احکام و مجازات بهائیت می باشد.[۲۹۵] که هم اکنون در حیفا فلسطین اشغالی (اسرائیل) واقع شده است.
نگاه بهائیت به غریزه جنسی و روش تعدیل آن با توجه به منابع دینی و احکام فقهی باقی مانده از «بهاء الله» و دستورات جدید بیت العدل، نسبت به دین اسلام از تفاوت های بسیاری برخوردار است. با اینکه تمام ادیان الهی و غیر الهی تا حدودی ازدواج را بهترین و اصلی ترین راه ارضای غریزه جنسی معرفی کرده اند ولی برخی از این ادیان در نحوه ازدواج و چگونگی رابطه جنسی خارج از محدوده خانواده، احکام متفاوتی وضع کرده اند که با بررسی احکام مربوط به ازدواج و رابطه جنسی خارج از خانواده در دین بهائیت، به این نتیجه می رسیم که این دین نسبت به ادیان دیگر از احکام خاصی برخوردار است به طوری که ازدواج در بهائیت از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و بر پیروان این دین واجب است که وقتی به سن ۱۵ سال رسیدند، ازدواج کنند. ولی این دستور علاوه بر اینکه هم برای آرامش روحی می باشد و هم برای آرامش جسمی،[۲۹۶] ولی بیشتر برای ازدیاد نسل بهائیان مورد سفارش اکید قرار می گیرد، زیرا دستور بر این است که هدف از ازدواج برای فرد بهائی تولید مثل بوده و باید با یک فرد بهائی دیگر ازدواج کند. که سید باب در کتاب «بیان» در این باره چنین می نویسد:
«بر هر شخصی واجب است، ازدواج کند، تا نسلی از او باقی بماند که موحد و خداپرست است، و باید در این راه جدیت نماید، و اگر ظاهر شود که در یک طرف مانعی از ظهور ثمره است، حلال می شود بر اینکه اذن بدهد بر دیگری تا به وسیله دیگری ایجاد ثمره کند، و جایز نیست ازدواج کردن با کسی که در دین «بیان» نیست»[۲۹۷]
علاوه بر سید باب، «بهاء الله» نیز بر این امر تاکید کرده و ازدواج را انحصار در ازدواج دائم دانسته و معتقد است که ازدواج موقت حرام می باشد. لذا در کتاب اقدس در این باره چنین آورده است:
«خداوند ازدواج موقت را حرام کرده است در این دوره‌ پاک، مردم از هوی پرستی منع شده اند تا متلبس به لباس پرهیزگاری باشند و هم چنین ازدواج با بیش از دو زن حرام کرده ولی خدمت گرفتن دختر باکره را حلال و بی عیب دانسته است.»[۲۹۸]
یکی از اشکالاتی که برای دین بهائیت در مورد روابط جنسی می گیرد، امانت دهی زنان برای بارداری جهت تولید نسل و همچنین رابطه جنسی فرد با محارم می باشد. که با توجه به متن فوق که از کتاب «بیان» آورده ایم، نشان می دهد که فرد اگر قادر به بارداری همسر خویش نبود، باید همسرش را به فرد دیگری بسپارد تا این فرد بتواند برای او فرزند آوری کند. به طوری که در قسمت عربی عبارت سید باب چنین آمده است که: «حَلّ علی کُلّ واحِدٍ بِاذنِ دُونِهِ لِاَن یظهر عنه الثَمره» حلال می شود به هر یکی از آن دو نفر با اجازه دیگری آنکه از خود بچه ای بار آورد. این عبارت تصریح می کند که: آنچه حلال و جایز است بوجود آوردن بچه است، چگونه به وجود آوردن و با چه شرایطی اظهار ثمره کردن، اهمیت چندانی ندارد. و فهمیده می شود که مقصود اظهار ثمره است به هر نحوی که باشد. ولی برخی از بهائیان این حکم را به زمان تحدید نسل بهائیت اختصاص داده و جواز این رابطه را به زمان ترس از نابودی نسل بهائیت اختصاص می دهند. ولی آنچه از ظاهر سخنان سید باب بدست می آید این است که این حکم مربوط به تمام زمان ها بوده و به دوره ی خاصی اختصاص ندارد.[۲۹۹] علاوه بر این سخن جواز ازدواج با محارم نیز در این دین داده شده است و با استناد به سخن بهاء الله مبنی بر اینکه: «من همسران پدرانتان را بر شما حرام نمودم.»[۳۰۰] و غیر این موارد مانند ازدواج با خواهر، عمه، خاله، برادرزاده، دختر خواهر، مادران رضاعی و خواهران رضاعی همگی حلال است. لذا استدلالی که برخی از بهائیان در این باره گفته اند این است که، تا زمانیکه بهائیت در اقلیت است، ازدواج با این گروه ها اشکالی ندارد.[۳۰۱] و در رساله سوال و جواب در کتاب اقدس، که شامل مجموع سوالات از بهاء الله می باشد، او حرمت ازدواج با محارم را به بیت العدل واگذار کرد،[۳۰۲] که در ۱۵ ژانویه ۱۹۸۱ با بیانه ای که از سوی بیت العدل صادر شده حرمت ازدواج را فقط در همسران پدر دانسته اند و توضیح زیادی در این باره نداده اند و تصمیم گیری را به خود نفوس مومنین ارجاع داده شده است.[۳۰۳] که این خود نشانه اجازه رابطه جنسی با محارم می باشد.
علاوه بر دستور آئین بهائیت بر امر ازدواج جهت تعدیل قوای نفسانی و ازدیاد نسل، در برابر انحرافات جنسی نیز عکس العمل نشان می دهند ولی نوع عکس العمل این دین نسبت به برخی از انحرافات جنسی زیاد بازدارنده نیست به طوری که در باب استمناء جواز بر حلیت داده شده است و خود ارضای را چه در حالت خواب و چه در حالت بیداری جایز دانسته و منی خارج شده از انسان را نیز پاک می دانند.[۳۰۴] و همچنین در باب مسئله زناء، دین بهائیت حکم بر قبیح بودن و حرمت زنا را داده است به طوری که در کتاب اقدس در این باب چنین آمده است: « قد حرّم علیکم القتل و الزّنا …»[۳۰۵] و با اینکه این عمل را حرام می داند ولی مجازاتی که برای آن در نظر گرفته اند منوط به نظر بیت العدل بوده که حدوداً دیه زنا بار اول ۹ مثقال طلا و در بار دوم ۱۸مثقال طلا می باشد. که حکم آن به صراحت در کتاب اقدس آمده است.
«قد حکم اللّهُ لکلِّ زانٍ و زانیهٍ دیهً مُسَلَّمَهً الی بیت العدل و هی تسعهُ مثاقیلَ من الذّهب و ان عادا مَرّهً اخری عُودُوا بِضِعْفِ الجزآء هذا ما حَکَمَ به مالکُ الأسمآء فی الأولی و فی الأخری قُدِّرَ لهما عذابٌ مُهینٌ.»[۳۰۶]
در مورد همجنس گرایی و نوع نگاه بهائیت نسبت به آن باید گفت که امروزه تشکیلات بهائیت در تلاش است که همجنسگرایی را از مفاسدی نظیر زنا و فحشاء و حتی لواط و مساحقه تفکیک کرده و تعالیم بهائیت را به سمت سازگاری با آنها و مطابقت با نظریات همجنسگرایی عصر جدید سوق دهند به طوری که سعی می کنند همجنس گرایی را یک رابطه عاشقانه جنسی میان دو هم جنس معرفی کرده و آن را از مسائلی همچون لواط و مستحقه دور کنند.[۳۰۷]
در منابع بهائیت، همجنس گرایی از لحاظ معنوی امری مذموم و رفتار جنسی خارج از طبیعت انسانی معرفی می شود به طوری که بهاء الله در باره ی همجنس گرایی چنین می نویسد:
« انّا نَسْتَحْیی اَنْ نذکُرَ حکمَ الغِلمانِ اتّقُوا الرّحمنَ یا ملأ الأمکانِ و لا تَرتَکِبوُا ما نُهیتُم عنه فی اللّوح و لا تکونوا فی هَیْمآء الشّهوات من الهائمین»[۳۰۸]
که مقصود از کلمه « الغِلمانِ » در این مورد، رابطه جنسی شخص مذکّر با پسران است .که معنی لغوی «الغِلمانِ» نیز همین معنا را به ما می رساند به طور که لغویون در معنای ریشه غ ل م چنین می آورند: «الغین و اللام و المیم أصلٌ صحیحٌ یدلُّ على حَداثهٍ و هَیْجِ شَهوه. من ذلک الغُلام، هو الطارُّ الشَّاربِ. و هو بیِّنُ الغُلومِیّه و الغُلُومه، و الجمع غِلْمهٌ و غِلْمان. و من بابه: اغتَلَم الفَحلُ غُلمهً: هاج من شَهوه الضِّراب.»[۳۰۹] لذا از سخن بهاء الله حرمت رابطه جنسی همجنس گرایانه فهمیده می شود. که توضیح این مطالب نیز در کتاب اقدس به صراحت بیان شده است. زیرا نظر بهائیت بر این است که تنها راه ارضای غریزه جنسی، در قالب نظام خانواده تحقق می یابد.
«حضرت ولیّ امراللّه در تبیین این حکم فرموده‌اند که مراد تحریم همه نوع روابط جنسی بین افراد هم جنس است. روابط جنسی بر حسب تعالیم بهائی منحصراً در ظلّ ازدواج حلّیّت دارد و بنیان جامعه بشری بر آن استوار است و مقصد از این تعالیم مبارکه حمایت و تقویت آن اساس الهی است»[۳۱۰]
اما مهمترین مسئله ای که در باب همجنس گرایی در دین بهائیت، باعث توجه و ایراد از سوی سایر مسلمانان شده است، مسئله نوع مجازات و برخورد با همجنس گرایی می باشد. از دید احکام صادر شده از سوی بهاء الله، اگر دو فرد در هر حالتی، چه در نقش فاعل و چه در نقش مفعول، دست به عمل همجنس گرایی بزنند، مجازات آنها بر عهده بیت العدل می باشد.[۳۱۱]
یعنی جرم انگاری این گناه و تعیین حدود و مجازات بر آن تا حدودی در این دین مبهم مانده است و میزان اختیاراتی که در باب صدور احکام و تبین آن به بیت العدل واگذار شده است در حقیقت بیشتر از سایر منابع صدور احکام دینی می باشد. و با اینکه همجنس گرایی یک گناه به حساب می آید ولی نوع مجازات آن مانند برخی از گناهان بدون مجازات مانند دروغ در نظر گرفته شده است که بیت العدل با توجه به مسائل روز مانند تائید همجنس بازی از سوی جامعه غربی، می تواند مجازاتی برای همجنس گرایی در نظر نگیرد. علاوه بر عدم تعیین مجازات بر همجنس گرایی از سوی بهائیت، مسئله دیگری که بهائیت در باب همجنس گرایی مطرح می کند، مسئله جداسازی همجنس گرایی از همجنس بازی می باشد. به طوری که در برخی از کتب بهائیت و برخی بیانیه های صادر شده از سوی بیت العدل، تمایز همجنس بازی با همجنس گرایی دیده می شود.
دین بهائیت بر این باور است که همجنس گرایی مسئله ای است که نمی توان نام آن را لواط گذاشت بلکه همجنس گرایی صرفاً یک نوع رابطه عشقی و علاقه قلبی میان دو مرد می باشد و اصلاً ربطی به مسائل جنسی همچون مقاربت ندارد. لذا در رساله «سوال و جواب» از کتاب اقدس ضمن بحث در باره حکم لواط، به مسئله تفاوت بین همجنس گرایی و همجنس بازی نیز اشاره می کند و می نویسد:
«هر قدر عشق و محبّت بین دو هم جنس شدید و خالص باشد ، اگر به روابط جنسی منجر گردد نادرست و خطا است و اگر گفته شود که این روابط کمال مطلوب عشق و محبّت است چنین ادّعائی عذری است نامقبول»[۳۱۲]
همچنین در بیانیه ای که از سوی سایت رسمی دیانت بهائیت در پاسخ به سوال متداوم فردی صادر شده است، همجنس گرایی را امری اختلالی در حوزه فیزیولوژیکی و روانشناختی مطرح کرده که فرد در طول زندگی خود به آن دچار شده و به مرور زمان قابل درمان است و اگر هم قابل درمان نباشد باید از رنج حاصله از این نوع گرایش در جهت سلامتی فرد مورد نظر کاست و این اختلال را نمی توان هم تراز لواط یا همان همجنس گرایی دانست. لذا در نامه صادر شده در مورد تفاوت همجنس بازی و همجنس گرایی چنین آمده است که:
«همجنس گرائی با همجنس بازی متفاوت است. همجنس گرائی مانند بسیاری از اختلالات جسمی یا روانی دیگر اگر قابل معالجه باشد باید درمان شود و اگر لاعلاج باشد باید در کاستن از رنج و عوارض آن کوشید. منشاء این اختلال چه نقائص اندامی و هورمونی باشد و چه اشکالات تربیتی و عوامل محیطی نباید افرادی را که در این زمره قرار می گیرند به چشم انسانهای منحرف یا شایسته سرکوب و مجازات نگریست بلکه باید به ایشان کمک نمود تا به شیوه ای معقول و با کمترین آسیب فردی و اجتماعی بر مشکلشان فائق آیند.»[۳۱۳]
علاوه بر نوع نگاه بهائیت در باب قبح یا حسن همجنس گرایی، نوع نگاه بهائیت به مجازات و برخوردها در مورد همجنس گرایی نیز از اهمیت خاصی برخاوردار است به طوری که در این دین با توجه به اعتبار دهی فوق العاده به بیت العدل از سوی آموزه های دینی بهائیت، نوع مجازات این گرایش جنسی بر عهده بیت العدل واگذار شده است و هر نوع مجازات که از سوی بیت العدل صادر گردد، همان حکم مجازات در نظر گرفته می شود که می توان برای یک فرد همجنس باز هم حکم شلاق، اعدام و یا هر حکم مالی و غیر مالی دیگری در نظر گرفت و هم می توان حکم عفو یا عدم برخورد با فرد همجنس باز را صادر کرد. که درباره ی نوع برخورد با این گرایش جنسی چنین حکم داده شده است که:
«سوال: مقادیر حد میان سارق، زناکار و لواط چه مقدار می باشد؟ جواب: تعیین مقادیر حدّ به بیت العدل راجع است.»[۳۱۴]
با توجه به مطالب گفته شده، غریزه جنسی و ارضای صحیح آن در دین بهائیت باید در قالب و چهارچوب ازدواج و روابط زناشویی مطرح شود به طوری که علاوه بر ارضای صحیح غریزه جنسی، مسئله ازدیاد نسل نیز در قالب ازدواج مطرح می شود و هرگونه انحراف جنسی با توجه به آموزه های بهائیت که خارج از قالب ازدواج صورت گیرد امری قبیح و گناه آلود می باشد. همچنین همجنس بازی با تفکیک از همجنس گرایی که یک اختلال روانی و جسمی است، به خاطر خروج از چهارچوب ازدواج امری گناه و زشت به حساب می آید و نوع برخورد با این گناه به بیت العدل اختصاص دارد که هم می توان به مجازات های مالی و غیر مالی حکم داده شود و هم می تواند بر عدم مجازات همجنس بازی حکم صادر شود. ولی به طور کلی و بدون در نظر گرفتن تمام انتقادات و اشکالات موجود درباره دین بهائیت، همجنس بازی یا همان لواط و مساحقه از دید این دین گناه می باشد.
۲٫۳٫۸٫ همجنس گرایی از دیدگاه مکتب فکری اشو[۳۱۵]
ابتدای نیمه دوم قرن بیستم شخصی به نام «راجنیش چاندرا موهان»[۳۱۶] در سن بیست ویک سالگی در شبه جزیره هند مدعی شد که حالت روشن بینی (نیروانه) به او دست داده و دنیای جدیدی را روبه روی او گشوده است . او مدعی شد وقتی این حالت بر او رخ داد، نیروی جدیدی در او به وجود آمد؛ نیروی که از هیچ جا و همه جا می جوشید و سر بر می آورد. آن انرژی در درختان، صخره ها، آسمان ها، خورشید و هوا وجود داشت در حالی که پیش تر تصور می کردم فرسنگ ها با من فاصله دارد و از من دور است.[۳۱۷] او در آخر عمر خود به نام اشو که بر گرفته شده از سخنان ویلیام جیمز امریکایی بود را برای خود برگزید. چون او بر این باور بود که نام اشو واژه ای است بسیار زیبا است چون معنای آن حل شدن در اقیانوس است و باید آن را به واژگان هر زبانی افزود. زیرا در وهله اول صوتش زیباست. چون واژه اشو که یک واژه احترام، عشق، حق شناسی و شکر را نشان میدهد، فقط یک واژه خشک نیست بلکه واژه ای بسیار دوست داشتنی و آشناست و تقریباً حال و هوای محبوب را دارد.[۳۱۸]
او در سال ۱۹۵۳ از دانشگاه سائوگر در رشته ی فلسفه، فارغ التحصیل شد و تا حدود نه سال در دانشگاه جبال پور هند به تدریس فلسفه پرداخت. که در این ایام به سراسر هندوستان سفر کرده و بیش از سی و پنج سال مستقیماً به ارائه دیدگاه های خود در باب انسان و مراقبه و عشق پرداخته و در اواخر دهه شصت به ابداع تکنیک های مراقبه پرداخت. و در سال ۱۹۷۴ اقدام به تشکیل جماعت و کمونی[۳۱۹] به نام «کمون بین المللی اشو»[۳۲۰] کرد. که هر ساله افراد زیادی برای مراقبه و دیدار با او به نزد او می آمدند. و برای تعالیم خود بیش از ۷۰۰۰ سخنرانی در سراسر دنیا به خصوص در هند و امریکا انجام داده بود که حدوداً ۱۷۰۰ نوار وئدیو و کاست و همچنین ۶۵۰ کتاب از خود به جای گذاشته است.[۳۲۱]
اشو با ارائه نحوه مراقبه در سخنان خود از تدوین رسمی مبانی و اصول طریق مراقبه خویش خودداری کرده ولی با بررسی سخنرانی ها و کتاب های او می توان شش اصل و مبانی که برگرفته از آئین های بودیسم، یوگا و تنتره است را برای طریقت مراقبه اشو معرفی کرد که عبارت اند از: عشق، نَفس مسموم، نفی ذهن، درون، مراقبه و هفت بدن هفت چاکرا. که در این میان انسان باید فقط به دنبال عشق باشد و مسائلی دیگر همچون خدا تحت شعاع عشق مطرح می شود به طوری که درباره ی رابطه عشق و خداوند چنین می گوید:
« اگر از من بپرسید من به شما می گویم خدا زا فراموش گنید. حقیقت را فراموش کنید. من به شما می گویم تنها به دنبال عشق باشید.»[۳۲۲]
« وقتی شما عاشق می شوید به او می گویید با تمام وجودم و با تمام روحم عاشقت هستم ولی کبیر فقط از جسم و ذهن حرف به میان می آورد چون روح، خود خداوند است.»[۳۲۳]
در نگاه به اندیشه و نظریات اشو می توان گفت که با توجه به آشنایی اشو به ادیان و مذاهب مختلف جهانی، تعلیمات او مخلوطی از عقاید و آموزه های ادیان گذشته است که به ندرت سخن نو و تازه ای را می توان یافت که پیش از آن بیان نشده باشد. همچنین نوع نگاه اشو به غریزه جنسی و ارضای صحیح آن با مسئله به نام عشق در هم آمیخته شده است. اشو بر این عقیده است که عشق را نباید به کسی محدود کرد، اگر عاشق یک نفر باشید، عشق شما غنی نیست یلکه عشق توسعه یافته آن است که همه هستی را در بر گرفته باشد. و عقل با عشق نسبت به هم ناسازگارند.[۳۲۴] زیرا عشقمان در نازلترین مرتبه اش جنسی می شود و در بالاترین مرتبه اش تبدیل به ترحم و دلسوزی می شود. ولی عشق در حقیقت و در اصل بالاتر از رابطه جنسی و ترحم است.[۳۲۵]
به نظر اشو، ازدواج و تشکیل خانواده، عشق را نابود می کند و مانع تحقق عشق در انسان می شود. لذا نگاه کلی او به ازدواج و رابطه جنسی طبیعی در چهارچوب ازدواج، نگاهی منفی بوده که مانع تمام عیار عشق و محبت در انسان می شود. برای همین آشکارا می گوید که :
«شاید شنیده اید که خانواده مظهر عشق است. اما من می گویم که خانواده مخالف عشق است. خانواده با کشتن عشق زنده است اجازه نمی دهد عشق رخ دهد.»[۳۲۶]
نوع نگاه اشو به غریزه جنسی و روابط جنسی، در قالب عشق مطرح می شود و در این نوع نگاه اصلاً سخنی از تعدیل و ارضای صحیح به میان نیامده است و اصل فقط رسیدن به پایین ترین مرتبه عشق است نه تعدیل و ارضای صحیح غریزه جنسی. لذا اشو روابط سالم و قانونی که در ازدواج برقرار می شود را نمی پسندد و از آن اظهار ناخشنودی می کند اما معلوم نیست هرگاه رابطه قانونی و روشنی به نام ازدواج نفی شود، به جای آن چه چیزی جایگزین آن قرار می گیرد. البته عنصر جایگزین به صورت واضح و مکرر در گفته ها و سخنرانی های اشو یافت می شود. اما می توان گفت که ریشه نفی ازدواج از سوی اشو را در چگونگی ازدواج و طلاق پدر و مادر او و تربیت یافتنش در دامان پدربزرگ و مادر بزرگ و به دور از والدین، جستجو کرد، او کودک آسیب دیده از ازدواج زود هنگام و طلاق است و ازدواج برای او علاوه بر رابطه جنسی بدون عشق، یک پیوند شومی است که منجر به تنهایی او در دوران کودکی شده است.[۳۲۷]
اشو نسبت به جایگزینی روابط جنسی صحیح در قالب ازدواج، راه کارهای همچون ازدواج درونی و روابط آزاد جنسی را مطرح می کند. اشو بر این باور است که انسان در درون خود دو کالبد دارد، یک کالبد مردانه و دیگری کالبد زنانه که هر کالبد به تنهایی ناقص است و در ترکیب با یکدیگر کامل می شوند. لذا روابط جنسی رایج در غرب را همچون عطسه ای کوتاه و لحظه ای تشبیه کرده و آن را قبول نمی کند به خاطر همین پیشنهاد می کند که اگر زن بتواند با کالبد مردانه درونی خود پیوندی مبارک برقرار سازد، از این آمیزش درونی سفر معنوی آغاز می شود، و نیازی به پیوند بیرونی نیست. و اگر مرد بتواند با کالبد زن درونی خود پیوند برقرار کند، لذتی همیشگی برای آنها نصیب خواهد شد که این رابطه درونی با روشهای همچون مدیتیشن، یوگا، تنتره و مراقبه حاصل می شود. چون سکس بزرگترین هنر مدیتیشن و عالی ترین پیشکشی است از سوی تنتره به جهان تا از پست ترین به والاترین مرحله استحاله پیدا کنی وهمچنین با ازدواج درونی یک زن با کالبد مردانه خود، حالتی در او به وجود می آید که می تواند بگوید: من همسر خدا هستم.[۳۲۸] برای همین است که روابط جنسی با هر شکل ممکن باید در خارج ازمحدوده خانواده و قالب ازدواج صورت گیرد زیرا باعث سرکوب عشق می شود.
نوع نگاه اشو به انحرافات جنسی همچون همجنس گرایی، نگاهی آزاد و بدون اشکال می باشد که این نوع نگاه ریشه در دیدگاه های اشو نسبت به روابط جنسی دارد. اشو به صورت مستقیم و با کمال صراحت درباره ی روابط آزاد جنسی و استفاده بی حد و نصر از نیروی جنسی سخن به میان می آورد و سعی بر این دارد تا قبح روابط جنسی آزاد را شکسته و رسالت خود را بر پایه روابط آزاد جنسی بنا کند. این دیدگاه به روشنی در سخنرانی ها و آثار او دیده می شود که حال به ذکر چند نمونه از جملات او در این باب می پردازیم:
«می خواهم به شما بگویم که سکس الهی است. انرژی سکس یک انرژی الهی است. سکس نباید چیزی قبیح باشد، نباید به صورت چیزی زشت دیده شود، نباید سرزنش و محکوم شود. تمام این ضدیت با سکس را دور بیاندازید. اگر می خواهید عشق زندگی تان را فرا گیرد، از این ستیز با سکس دست بکشید و قداست آن را تحسین کنید. از شما در خواست مس کنم فقط وقتی به سکس روی آوردید که احساس سرور دارید. و سکس تنها نقطه شروع عشق است. در تمام جهان هستی هیچ چیز زهر نیست، همه چیز شهد است. این انسان ها هستند که تمام این شهد را به زهر تبدیل کرده اند. تنها تجربه ی آمیزش جنسی که آنان را به ژرف ترین عمق وجودشان نزدیک می کند»[۳۲۹]
اشو بر اساس این ادبیات مستهجن، نسخه ی برهنگی می پیچد و قائل بر این است که مسئله سکس و روابط جنسی مبتنی بر دانشی است که افراد باید از کودکی آن را فرا گیرند تا بتوانند عشق مبتنی بر سکس را، به خوبی و با بهترین صورت ایفا کنند. لذا درباره آموزش سکس به کودکان این گونه توصیه می کند:
«اگر دنیا بخواهد از دام جنسیت رها شود، کودکان باید مجاز باشند که تا جایی که ممکن است در خانه برهنه بگردند. توصیه می شود که دختران و پسران تا حد مقدور برهنه با هم بازی کنند تا تماماً با بدن های یکدیگر آشنا شوند.»[۳۳۰]
بنابراین با توجه به نوع نگاه اوشو نسبت به ازدواج و نفی آن به صورت صریح و آشکارا، و همچنین با توجه به آزادی روابط جنسی برای رسیدن به عشق و عدم قبیح بودن و زشت بودن آن، روابط جنسی همچون همجنس گرایی قابل قبول بوده و رابطه جنسی میان دو مرد یا میان دو زن، بسیار راحت تر و قابل فهم تر است تا رابطه ی جنسی میان مرد و زن. برای همین اوشو درباره ی همجنس گرایی در کتاب خود به نام «کتاب انسان» چنین می نویسد:
«همجنس گرایی را مسأله نکنید. هیچ چیزِ اشتباهی در آن نیست. این ایده های اجتماعی است که چیزی را غلط یا درست می شمارد. خوب است اول آن را بپذیرید. چرا که در صورت رد آن، نمی توانید آن را حل کنید. هرچه بیشتر آن را رد کنید، بیشتر جذب همچنس گرا ها خواهید شد؛ چون هر چیزی که ممنوع می شود، جذابیت بیشتری می یابد و همجنس گرایی یکی از مراحل ضروری رشد انسان اعم از مرد یا زن است. سه مرحله ی رشد جنسی وجود دارد: رابطه جنسی با خود در کودک، همجنس گرایی، ناهمجنس گرایی. زن و مرد هرگز دوستانی خوبی نیستند و نخواهند بود . عشاق دوستان خوبی نیستند ولی می توانند دشمن هم باشند ولی مردان با مردان و زنان با زنان بهتر می توانند دوستی کنند. رابطه ی مرد با مرد بسیار راحت تر و قابل فهم تر است تا رابطه ی زن و مرد. ازدواج دو زن با یکدیگر یا دو مرد با یکدیگر با وجودی که غیر علمی است ولی قابل قبول است و کسی نمی تواند مانع آن شود.»[۳۳۱]

این مطلب را هم بخوانید :  همجنس گرایی در دین و روانشناسی ۹۳- قسمت ۱۰

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.